Sword Of Etheria PS2
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی Sword Of Etheria PS2 پلی استیشن 2
معرفی بازی Sword Of Etheria PS2
بازی The Sword of Etheria یک بازی نقشآفرینی اکشن است که توسط Konami Computer Entertainment Tokyo توسعه و منتشر شده است. این بازی در ابتدا در 30 ژوئن 2005 برای پلیاستیشن 2 با نام OZ در ژاپن و با نام Chains of Power در کره منتشر شد و پس از آن در 24 فوریه 2006 در اروپا منتشر شد.
خیلی کم پیش میآید که بتوانید در مورد بازیای صحبت کنید که هرگز در ایالات متحده بومیسازی نشده اما توانسته در اروپا بومیسازی شود. معمولاً این ایالات متحده است که بومیسازی را دریافت میکند و نه اروپا، احتمالاً به این دلیل که بومیسازی در اروپا مستلزم ترجمه زبانهای مختلف زیادی است تا هر کشوری بتواند از بازی لذت ببرد. Sword Of Etheria، که در ژاپن با نام Over Zenith نیز شناخته میشود، یکی از معدود بازیهایی است که ما دریافت کردیم و آمریکا آن را دریافت نکرد و به همین دلیل، بازی کمی نادیده گرفته شد.
در نگاه اول، Sword Of Etheria تلاش کونامی برای ساخت یک بازی Beat Em Up سهبعدی به نظر میرسد که با مکانیک شعبدهبازی خود که شامل پرتاب کردن دشمن به جلو و عقب بین ۳ شخصیت مختلف است، خود را از سایر بازیهای این ژانر متمایز میکند.
به نوعی، این بازی شبیه به متاگیم Star Ocean Till The End Of Time است، اما برخلاف Star Ocean Till The End Of Time، در Sword Of Etheria همتیمیهای شما فقط میتوانند توسط هوش مصنوعی کنترل شوند. اگرچه کنترل دستی این شخصیتها دشوار بود، اما مسلماً به بازیکنان اجازه میداد مانند بازی Star Ocean Till The End Of Time احساس درگیری بیشتری داشته باشند، اما متأسفانه بزرگترین مشکل بازی این است که اصلاً درگیری زیادی وجود ندارد.
گیم پلی بازی Sword Of Etheria پلی استیشن 2
Sword Of Etheria در درجه اول یک بازی تک دکمهای است، اگرچه دکمه دیگری برای یک ضربه تمامکننده به سبک موسو به نام ضربه مرگ وجود دارد که برای استفاده از آن، چیزی به نام نوار تنش باید تا مقدار مشخصی پر شود. استفاده از این حمله تمام تنش شما را مصرف میکند، اما حمله بسته به میزان تنشی که ایجاد کردهاید متفاوت است. برای ایجاد تنش، باید دشمنان را به عقب یا به هوا پرتاب کنید و به ضربه زدن به آنها ادامه دهید و از همتیمیهای خود برای کمک به شما در زدن همان دشمن استفاده کنید.
به عبارت ساده، شما باید از این مکانیک شعبدهبازی برای استفاده از ضربه مرگ استفاده کنید. با این حال، چیزی که من را آزار میدهد این است که نوار تنش به آرامی با گذشت زمان کاهش مییابد، بنابراین میتوانید یک کمبوی عالی انجام دهید، اما چیزی برای استفاده از ضربه مرگ خود ندارید و هدر میرود. همچنین اجرای ضربات مرگبار روی دشمنان، اتریای زرد بیشتری به شما میدهد، بنابراین استفاده از آنها تا حدودی مهم است.

واقعاً چیز دیگری در سیستم مبارزه وجود ندارد، یک ضربه عقب و حمله پرتابی وجود دارد که میتوانید با فشار دادن به جلو و عقب انجام دهید، اگرچه در بیشتر موارد، دکمه زدن را آسانتر میدانم زیرا به طور خودکار با فینیشر خود دشمن را میزند، همچنین دکمهای وجود دارد که میتوانید از آن برای دستور دادن به هوش مصنوعی برای هدف قرار دادن یک دشمن خاص استفاده کنید، اما من هرگز آن را به جز در مبارزه با غولها مفید نیافتم، جایی که از هوش مصنوعی برای وارد کردن آسیب استفاده میکردم در حالی که شخصیت کنترل شده من از سر راهم کنار میرفت.
میبینید، اگر در Sword Of Etheria بمیرید، باید با دکمه زدن به زندگی برگردید، اما اگر همه بمیرند، بازی تمام میشود. بنابراین آسانتر است که بگذارید هوش مصنوعی تمام مجازات را تحمل کند در حالی که شما در عقب ایستادهاید، مطمئناً در پایان برای این کار امتیاز خوبی نمیگیرید، اما برای گذراندن بازی کافی است.
در نهایت، مشکلات Sword Of Etheria کمتر به سیستم مبارزه واقعی و بیشتر به نحوه عملکرد آن مربوط میشود. سیستم مبارزه در تئوری فوقالعاده است و ایده کلیِ مدیریت دشمنان بین چندین شخصیت، چیزی است که دوست دارم در بازیهای بیشتری ببینم. اما نکته این است که Sword Of Etheria تنها بازیای نیست که این کار را انجام میدهد، زیرا تری-ایس دو بازی ساخته است که Sword Of Etheria را در این بخش کاملاً ناکام گذاشتهاند، آن دو بازی Star Ocean Till The End Of Time و Valkyrie Profile 2 Silmeria هستند، که مسلماً هر دو بازی در اجرای این ایده بهتر از Sword Of Etheria عمل میکنند.
نکته خندهدار این است که Sword Of Etheria اشتراکات زیادی با بازیهایی که من دوست دارم دارد، زیرا نه تنها مدیریت آن بازیها را دارد، بلکه فرمت طراحی مشابهی با Chaos Legion نیز دارد، به این معنا که شما بین عرصهها حرکت میکنید و همزمان با تعداد زیادی دشمن میجنگید. حتی در پایان هر مرحله یک صفحه وقفه مشابه دارد، در تئوری مانند یک ترکیب عالی است، اما متأسفانه آنطور که باید خوب کار نمیکند.
اول میخواهم به این واقعیت بپردازم که مبارزه به طرز فجیعی کند است و در حالی که میدانم سریعتر کردن مبارزه، شعبدهبازی را خیلی آسان میکند، مشکل این است که زمان بازیابی برای هر حرکت به طرز دیوانهواری طولانی است، تا جایی که صرفاً از دست دادن یک حمله میتواند شما را به شدت آسیب بزند، زیرا کاملاً در معرض حمله قرار میگیرید.
به این موارد، این واقعیت را اضافه کنید که شما توسط دشمنان بیشماری احاطه شدهاید که اغلب با حملات خود شما را از پا در میآورند و شما در معرض دنیایی از آسیب هستید. متأسفانه تنها روش مناسب برای کنترل جمعیت، استفاده از ضربات مرگ است، اما آنها به بازیکنانی نیاز دارند که تنش ایجاد کنند.

مشکل این است که شما باید دائماً در حال حرکت باشید تا از برخورد دشمنان جلوگیری کنید و با انجام این کار، متحدان شما برای ضربه زدن به دشمنان به سمت شما، کار سختی خواهند داشت. مواقعی وجود دارد که هوش مصنوعی دشمن را کیلومترها دورتر از موقعیت من به زمین میزند، با این هدف که آن دشمن به من برسد و قبل از اینکه من بتوانم به دشمن برسم، کمبو تمام میشود.
فکر میکنم کاری که باید انجام میدادند این بود که به بازیکن این امکان را میدادند که به طور خودکار به شخصیت گیرنده سوئیچ کند و همچنین سیستم قفل روی شخصیت را از Curse Of Darkness اضافه میکردند تا دشمنِ در حال تعقیب، بدون نیاز به نگه داشتن دکمه، قفل بماند. همچنین به نظرم قفل روی شخصیت به طور کلی گاهی اوقات واقعاً دشوار است و این به دلیل حمله مداوم هوش مصنوعی به همه چیز و پرتاب دشمنان به سمت شماست، بدون اینکه حتی از آن مطلع شوید.
تنها راه برای جلوگیری از جنگیدن هوش مصنوعی به تنهایی، فشار دادن مثلث است تا به آنها بگویید که به سمت شما بیایند. مشکل این است که آنها به محض رسیدن به شما، به حالت خودکار برمیگردند، بنابراین هیچ راهی برای مدیریت مؤثر هوش مصنوعی وجود ندارد، که میتواند گاهی اوقات مبارزه را به یک کابوس مطلق تبدیل کند، به خصوص وقتی که تعداد زیادی دشمن روی صفحه وجود دارد.
این امر به ویژه زمانی تشدید میشود که شما یک دشمن قفل شده را هدف قرار میدهید و انتظار دارید هوش مصنوعی به دنبال آن برود. اما آنها به جای اینکه به دنبال دشمنی که شما به آن قفل شده بودید بروند، دشمن دیگری را به سمت شما پرتاب میکنند. هدفگیری هوش مصنوعی هم واقعاً کمک زیادی نمیکند، در واقع میتواند مانع شما شود زیرا آنها برای حمله به دشمنی که شما در شرف حمله به او هستید، هجوم میآورند و باعث میشوند که به دلیل بازیابی از انیمیشن حمله، نتوانند دشمن را تعقیب کنند.
متأسفانه، این تازه شروع مشکلات بازی است. به نظر من توسعهدهندگان متوجه شدهاند که مبارزاتشان کم است، بنابراین تصمیم گرفتند تنوع بیشتری به مراحل اضافه کنند تا از خسته شدن بازیکنان به دلیل ماهیت تکراری بازی جلوگیری کنند، اما این کار اوضاع را بدتر کرد. برخی از مراحل دارای اشیایی به نام "ord" هستند که باید با استفاده از ضربات مرگبار آنها را بشکنید، در مراحل دیگر هیولاهای دیواری گرسنهای وجود دارند که سعی میکنند هر چیزی را در نزدیکی، از جمله بازیکن، بخورند.
بازیکنان باید دشمنان را به سمت این هیولاهای دیواری گرسنه پرتاب کنند تا کار آنها را تمام کنند. سپس مراحلی وجود دارد که باید از اشیاء خاصی در برابر نابودی توسط دشمنان محافظت کنید. یک مرحله خاص شما را در حال مبارزه با دشمنان جعلی قرار میدهد که سایه ندارند و برای کشتن آنها باید دشمنان واقعی را که سایه دارند بکشید، این دشمنان جعلی همچنان به شما حمله میکنند که واقعاً آزاردهنده است. در نهایت مرحلهای وجود دارد که در آن توسط یک فضای خالی سیاه تعقیب میشوید که اگر به شما برسد به شما آسیب میرساند، بنابراین باید هر چه سریعتر از آن عبور کنید.

این مراحل فریبنده، چیزی را که میتوانست یک بازی سه بعدی قابل تحمل Beat Em Up باشد، به یک مصیبت بزرگ تبدیل میکنند، به اندازه کافی بد است که مبارزات عالی نیستند، اما کنار آمدن با این همه مزخرفات غیرضروری علاوه بر آن، در نهایت چیزی است که تجربه کلی من با Sword Of Etheria را ناامیدکننده کرده است.
دوست دارم به برخی از ویژگیهای مثبت سیستم مبارزه اشاره کنم، اما تعدادشان زیاد نیست، سرعت حرکت شخصیتها به اندازه کافی سریع است که همه چیز را در حال حرکت نگه دارد، همچنین دوربین به اندازه کافی عقب کشیده شده است تا بتوانید ببینید چه اتفاقی میافتد که یک مزیت است و فکر میکنم هوش مصنوعی بدترین چیزی نیست که دیدهام، بیشتر اوقات دشمنان را به سمت من میفرستد، اما همیشه اینطور پیش نمیرود.
من متوجه شدم که پرتاب کردن دشمنان و اجازه دادن به هوش مصنوعی برای ایجاد تنش آسانتر از دریافت دشمنان است و معمولاً این کاری است که من برای ایجاد تنش انجام میدهم زیرا هوش مصنوعی در ایجاد تنش واقعاً خوب است، به خصوص وقتی که آنها را به تجهیزات افزایش تنش مجهز میکنید.
صحبت از این شد که اتریای زرد به دست آمده در هر سطح میتواند برای خرید تجهیزات و افزایش قدرت برای شخصیتهای شما در صفحه وقفه استفاده شود، بنابراین عنصری از رشد در بازی وجود دارد اما متأسفانه هیچ حرکت جدیدی برای یادگیری مانند Devil May Cry 1 وجود ندارد.
من یک چیز را به مبارزات میدهم و آن این واقعیت است که تماشای آن بسیار سرگرمکننده است، حتی اگر بازی کردن آن چندان سرگرمکننده نباشد، زیرا دیدن هوش مصنوعی که دشمنان زنده را از پا در میآورد رضایتبخش است و برخی از آن ضربات مرگ بسیار جالب به نظر میرسند، به خصوص ضربات مرگ سطح ۳... اگر بتوانید آنها را به دست آورید.
مشکل این است که هیچ رضایت واقعی از تعامل با مبارزات به دست نمیآید، مطمئناً میتوانید کارهای جالب هوش مصنوعی را تماشا کنید، اما تنها کاری که انجام میدهید این است که هر بار که دشمنی را به سمت شما پرتاب میکنند، مربع را به سمت خود میکوبید و در نهایت با دایره کار را تمام میکنید، همین.
حالا شما توانایی بلاک کردن را دارید، هرچند در چنین بازیای بیمعنی است، زیرا به ندرت در موقعیتی قرار میگیرید که دفاع کردن ارزش انجام دادن داشته باشد. در مرحله اول بازی که با اولین غول میجنگید، باید زیاد دفاع کنید، زیرا تنها شخصیت هستید و مبارزه شامل بلاک کردن رشتههای حمله و سپس ضربه زدن به مربع تا پیروزی است. اما بعداً، آنقدر درگیر بازی با دشمنان خواهید شد که وقت دفاع از حملات را نخواهید داشت.
لازم به ذکر است که اگر بازیکنی یک دفاع عالی روی دشمن انجام دهد، دشمن گیج میشود، اما با توجه به اینکه برای گیج کردن او فقط باید چند بار به دشمن ضربه بزنید، انجام یک دفاع عالی فایدهای ندارد. بهتر بود که به دفاع عالی تنش داده میشد و شاید حمله منظم شخصیت بازیکن به یک حرکت متقابل منحصر به فرد تبدیل میشد که بلافاصله پس از انجام دفاع عالی، دشمن را به سمت شخصیتهای دیگر پرتاب میکرد و استفاده از سیستم دفاع را بیشتر تشویق میکرد.

متأسفانه سیستم دفاع بیشتر شبیه یک فکر ثانویه به نظر میرسد که جای تاسف دارد. در ادامه بازی، قابلیتی وجود دارد که میتوانید شخصیتهای خود را به فرم لکس آرمور تبدیل کنید که به آنها زره جادویی شبیه به لباس مکانیکی میدهد. برای انجام این کار، نماد سمت چپ نوار سلامتی شما باید به حداکثر برسد که به اتریای آبی نیاز دارد.
فرم لکس آرمور واقعاً تفاوت چندانی با فرم معمولی نداشت، جز این واقعیت که به شما امکان میدهد در حالت حداکثر، یک ضربه مرگ منحصر به فرد انجام دهید، بنابراین آنقدرها که به نظر میرسد جالب نیست. به نظر من یک فرصت از دست رفته است. اگر هیچ چیز دیگری نباشد، این ویژگی واقعاً بر این واقعیت تأکید میکند که Sword Of Etheria در گیمپلی، سبک را بر محتوا ترجیح میدهد.
"این امر به ویژه زمانی آزاردهنده است که شما یک دشمن قفل شده را پرتاب میکنید و انتظار دارید هوش مصنوعی به دنبال آن برود؛ اما آنها به جای اینکه به دنبال دشمنی که شما به آن قفل شدهاید بروند، دشمن دیگری را به سمت شما پرتاب میکنند."
بنابراین چیزی که برای ما باقی میماند یک سیستم مبارزه توخالی و میدانهای نبرد بزرگ و مراحل حیلهگرانه آزاردهنده است. جلوههای بصری هم برای یک بازی اواخر PS2 خیلی چشمگیر به نظر نمیرسند، منظورم این است که به اندازه کافی خوب هستند اما دقیقاً خیرهکننده نیستند. از آنجایی که شما بیشتر در میدانهای خالی میجنگید، چیز زیادی در مورد مراحل برای گفتن وجود ندارد، جز اینکه تقریباً آنجا هستند.
چند مرحله جالب وجود دارد که شبیه نسخهای تا حدودی پیچیده از سیاهچاله شکم جابو جابو در Ocarina Of Time است، اما آن مراحل نیز بسیار آزاردهنده هستند، به خصوص مرحله اول که در آن شما بدون هیچ یک از اعضای گروه خود شروع میکنید و باید با هیولاهای دیواری آزاردهندهای که سعی میکنند شما را بخورند و اسیدی که از سقف میریزد، مقابله کنید و مبارزه در میدانها را به کاری طاقتفرسا تبدیل کنید.
شخصیت پردازی و صداگذاری بازی Sword Of Etheria پی اس 2
نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که Sword Of Etheria به طرز شگفتآوری برای یک بازی Beat Em Up سه بعدی به شدت داستانمحور است. حتی یک متغیر محبت وجود دارد که تغییر میدهد کدام شخصیتها در نقاط خاصی با شما همراه میشوند. خود داستان اساساً بازگویی جادوگر شهر اُز است، اما به انیمهایترین شکل ممکن. قرار است همه شخصیتها نمایانگر شخصیتهای جادوگر شهر اُز باشند، اما به نظر من آنها شبیه شخصیتهای بازیهای ویدیویی دیگر هستند.

شخصیت اصلی بازی و شخصیتی که در بیشتر مراحل بازی کنترل میکنید، فیل نام دارد، فیل چه اسمی دارد!؟ به هر حال، طراحی او شبیه ویلفرد از بازی Valkyrie Profile Covenant Of The Plume است که چند سال بعد برای DS منتشر شد. صداپیشگی او را جانی یونگ بوش انجام داده که مثل همیشه نقش قهرمانانه و تندمزاج را بازی میکند.
در نهایت با شخصیتی به نام لئون آشنا میشوید که صداپیشگی آن را دیو ویتنبرگ بر عهده دارد و اگرچه این شخصیت به وضوح از لئون بازی Castlevania Lament of Innocence الهام گرفته شده است (به دلیل اینکه همنام است و میتوان لباس لئون را به عنوان یک آیتم بازشدنی پوشید)، ظاهر و شخصیت او شبیه به کلیف فیتر از بازی Star Ocean Till The End Of Time است که نقش او را دیو ویتنبرگ بازی میکند و این موضوع خندهدار است، به خصوص با توجه به اینکه هر دو مبارز مشتزن هستند.
علاوه بر این، ضربه مرگبار سطح ۱ لئون شبیه به قلاب آتشین کلیف است. او همچنین تمایل دارد که همیشه فیل را "بچه" صدا کند، دقیقاً همانطور که کلیف دوست دارد فایت لینگاد (شخصیت اصلی Star Ocean Till The End Of Time) را "بچه" صدا کند. فقط فکر کردم باید این موضوع را مطرح کنم چون شخصاً آن را سرگرمکننده یافتم. باید بگویم که صداپیشگان در کل کار مناسبی انجام میدهند (به استثنای صدای دوروتی)، اگرچه دیو ویتنبرگ در اینجا برای من واقعاً برجسته بود.
با وجود همه اینها، داستان به طور کلی خیلی قابل توجه نیست، چند ایده جالب بررسی شده است اما واقعاً به جایی نمیرسد. شخصیتها کار خود را انجام میدهند اما واقعاً به آنها پرداخته نشده است، نه اینکه با توجه به ماهیت بازی انتظار داشته باشید که اینطور باشد. تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که امیدوارم از خواندن دیالوگها ناراحت نشوید زیرا در این بازی دیالوگهای زیادی وجود دارد، میتوانید از بیشتر دیالوگها صرف نظر کنید اما نمیتوانید از انتخاب دیالوگهایی که بر متغیرها تأثیر میگذارند، صرف نظر کنید. برای یک نسخه انیمه از جادوگر شهر اُز، کمی دیوانهوار میشود و گاهی اوقات میتواند کمی تاریک شود که من را غافلگیر کرد.
موسیقی بازی Sword Of Etheria سونی 2
آیا نکته مثبتی در این بازی آشفته وجود دارد که میپرسید؟ خب، در واقع، وجود دارد. Sword Of Etheria موسیقی متن فوقالعادهای دارد که توسط میچیرو یامانه ساخته شده است، همان کسی که موسیقی بسیاری از بازیهای کسلوانیا را ساخته است. من شخصاً Sword Of Etheria را بهترین کار او میدانم، زیرا در این بازی آهنگهای متال واقعاً فوقالعادهای برای لذت بردن وجود دارد و موسیقی متن آن به طور کلی پر از انرژی است، واقعاً شما را به وجد میآورد تا حسابی از آن لذت ببرید.

اگر هیچ چیز دیگری نباشد، من اکیداً توصیه میکنم به موسیقی متن شگفتانگیز بازی گوش دهید زیرا کاملاً درخشان است. واقعاً حیف است که بقیه بازی نمیتواند به پای موسیقی فوقالعادهاش برسد. به همین دلیل، غیرممکن است که از این بازی و این واقعیت که مفهوم آن به طور کلی واقعاً جالب است، متنفر باشم.
جمع بندی
بنابراین به همه شما که هرگز نتوانستهاید Sword Of Etheria را در غرب بازی کنید، امیدوارم این نقد به شما اطمینان داده باشد که چیز زیادی را از دست ندادهاید، اگرچه توصیه میکنم به موسیقی متن بازی گوش دهید. میتوانم تصور کنم که تعداد کمی از افراد این بازی را فقط به خاطر ایدهاش دوست دارند و به این افراد، لطفاً به لذت بردن از آن ادامه دهید.
Sword Of Etheria میتوانست خیلی بهتر از این باشد، اما به هیچ وجه بدترین بازی سه بعدی بیت ام آپی نیست که تا به حال بازی کردهام، فقط به نظرم آنقدرها هم خوب نیست و نمیتوانم آن را به کسی توصیه کنم، مگر اینکه مجبور باشند تمام بازیهای سه بعدی بیت ام آپ ساخته شده را بازی کنند، که در این صورت شما هم میتوانید این کار را انجام دهید.
بازیهای خیلی بهتری وجود دارند، اما نمیتوان انکار کرد که Sword Of Etheria یکی از جالبترین بازیهای سه بعدی بیت ام آپ است و مردم حداقل لیاقت این را دارند که از وجود آن مطلع باشند، حتی اگر قرار نیست آن را بازی کنند. هیچوقت نمیدانید، شاید یکی از شما وسوسه شود که آن را امتحان کند و اگر احساس میکنید چیزی است که ممکن است دوست داشته باشید، حتماً این کار را انجام دهید.
فقط بدانید که با اینکه گفتنش برایم دردناک است، اما به جز موسیقی، هیچ لذتی از این تجربه نبردم. Sword Of Etheria برای من یه جورایی مثل Zone Of The Enders هست، از این نظر که یه بازی کونامی با رباتهایی هست که واقعاً دلم میخواد دوستشون داشته باشم، اما با وجود موسیقی متن فوقالعادهشون نمیتونم.
نقاط قوت
• یک سیستم ترکیبی جالب
• طول عمر مناسب
• آثار هنری موفق
• آهنگ های موسیقی خوب
• چندین پایان مختلف
نقاط ضعف
• از نظر فنی بسیار محدود است
• آرکی تکراری
• خطی بودن سنگین
• برخورد ظریف
• چرا چند نفره نیست؟
.jpg)
When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
