بازی کامپیوتر Split Fiction PC
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی کامپیوتر Split Fiction PC
معرفی بازی Split Fiction PC
بازی Split Fiction یک بازی اکشن-ماجراجویی است که در سال ۲۰۲۵ توسط Hazelight Studios توسعه یافته و توسط Electronic Arts منتشر شده است.
بازیهایی وجود دارند که در آنها از کلمات عالی خسته میشوید. Split Fiction یکی از آنهاست! بررسی ما نشان میدهد که این ماجراجویی کوآپ کاملاً مناسب است.
علمی تخیلی یا فانتزی؟ این سوال مدتهاست که در طول تاریخ بشر مطرح بوده است. بعد از مدتها، بالاخره یک جواب درست و حسابی دارم: هر دو! با Split Fiction، استودیوهای Hazelight و رئیس کاریزماتیک آن، جوزف فارس، فصل جدیدی را آغاز میکنند و این نقطه عطفی در تاریخ بازیهای ویدیویی است.
تنها ایراد: برای بازی کردن آن، به یک دوست، یک برادر یا خواهر، مادر یا پدر، مادربزرگ یا پدربزرگ یا... نیاز دارید. میتوانید کسی را از خیابان انتخاب کنید. این ماجراجویی کوآپ، بالاخره فقط با دو نفر قابل بازی است. با این حال، با کمک Friends Pass، کافی است که فقط یک نفر بازی را داشته باشد و این تنها نکته مثبت بازی نیست. توسعهدهندگان موفق شدهاند در هر زمینهای از نسخه قبلی آن، It Takes Two، پیشی بگیرند.
به طور خلاصه، Split Fiction یک بازی اکشن سوم شخص است که منحصراً توسط دو نفر، چه به صورت محلی و چه با پیدا کردن یک شریک، قابل بازی است. این بازی حتی بیش از یک بازی، غافلگیری مداوم، شگفتی به موقع و انقلاب چرخهای است. به طور خاصتر، این بازی قطعه دیگری از رزومه Hazelight Studios است، جدیدترین تجسم یک مانیفست هنری که در سال ۲۰۱۸ با A Way Out آغاز شد، در سال ۲۰۲۱ با It Takes Two PC شگفتانگیز به کمال رسید و با عنوانی که در اینجا مورد بررسی قرار میگیرد، بیشتر تأیید شد.

تریلر گیم پلی بازی Split Fiction کامپیوتر
با در نظر گرفتن همه جوانب، این تنها نکته دردناک این بررسی است؛ ما واقعاً نمیتوانیم آن را تکامل بیشتر مفهومی بنامیم که ساختههای تیم سوئدی را تا این حد تحسینبرانگیز کرده است. برخی نقصها، اشتباهات کوچک و جزئی وجود دارد که حتی به صورت سطحی، پروژهای را که بدون شک جاهطلبانهتر و گستردهتر از نسخه قبلی است، لکهدار میکند.
داستان بازی Split Fiction کامپیوتر
در حالی که در A Way Out و It Takes Two، ایجاد اشتیاق برای ماجراجویی فرآیندی بود که توسط همذاتپنداری و همدلی با شخصیتها هدایت میشد، در Split Fiction این پویایی به طور غیرمنتظرهای بحثبرانگیز است. در واقع، میو و زویی به اندازه جفتهای قبلی قهرمانان، درگیری مؤثری ایجاد نمیکنند. برادران: داستان دو پسر، به عنوان بازی دیگری که توسط جوزف فارس، رئیس استودیوهای هازلایت، کارگردانی شده بود، نبردی را علیه زمان و خود مرگ به نمایش گذاشت.
وینسنت و لئو در جنگ با سیستم بودند. کدی و می به تدریج رابطه همزیستی خود را پذیرفتند و به تدریج خود را به عنوان همراه، دوست و معشوق دوباره کشف کردند. به طور خلاصه، همکاری آنها چیزی جدی، مطلق و از برخی جهات کشنده را نشان میداد.
به همین دلیل است که فرضیههای توجیهکننده پیوند بین میو و زویی اساساً ساخته شده، تصادفی و فریبنده به نظر میرسند. البته نه اینکه این دو زن جوان در معرض خطر نباشند. آنها که با وعده قرارداد انتشار کتابهایشان فریب خوردهاند، خود را در دام نرمافزاری میبینند که دنیای خیالی آنها را بازسازی میکند، دنیایی که با یک چرخش کاملاً غیرمنتظره سرنوشت به هم پیوسته است.
فرار تنها راه خروج است، مسیری که تنها با دنبال کردن یک نقص در دنیای مجازی تولید شده توسط هوش مصنوعی، مانند ردی از خرده نان که از جنگل بیرون میآید، میتوان آن را دنبال کرد. میو و زوئی، بدخلق و مشکوک، سادهلوح و فضول، در طول مسیر متوجه میشوند که چیزهای بسیار بیشتری آنها را به هم پیوند میدهد تا اینکه آنها را از هم جدا کند، با وجود اینکه میو بیشتر داستانهای علمی تخیلی و زوئی فانتزی مینویسد.

رابطه بین این دو کم کم شکل میگیرد، اما به نظر میرسد که بسیار وابسته به موقعیت است و صرفاً توسط رویدادها تحمیل میشود. در بازیهای دیگر فارس، انسجام، درگیری و مشارکت بسیار بیشتری از شخصیتهای اصلی مستقیم وجود داشت. Split Fiction یک ماجراجویی سریع و پر پیچ و خم است، با لحظاتی که تقریباً بیش از حد قابل پیشبینی به نظر میرسند، زیرا این دو با یکدیگر صمیمی میشوند و بخشهای صمیمیتر وجود خود را آشکار میکنند. البته خستهکننده نیست، اما میو و زوئی نسبت به دیگر شخصیتهای اصلی Hazelight Studios کاریزماتیک و ظریفتر هستند.
ایدههای دزدیده شده
برای امتحان، همکارم ماتیاس را گرفتم و با هم در این بازی کوآپ بینظیر، در دنیاهای کاملاً دیوانهوار و متنوعی خزیدیم. اما نه تنها این، بلکه خود داستان از همان ثانیه اول مرا مجذوب خود کرد.
میتوانم انتخاب کنم که جای میو یا زوئی باشم. این دو نویسنده هستند و نمیتوانند بیشتر از این متفاوت باشند: در حالی که زوئی بلافاصله شروع به گپ زدن وحشیانه میکند و لحظات آرام با او نادر است، میو بخش درونگراتر این دو نفر است.
مایکل گرونوالد
مایکل گرونوالد از سال ۲۰۲۰ عضوی از تیم بازیهای رایانهای است. او به عنوان ویراستار، عاشق نوشتن در مورد بازیهای بقا، بازیهای مسابقهای، بازیهای ورزشی و وحشت است. اما بازیهای اکشن-ماجراجویی و تیراندازی نیز ضروری هستند. همچنین ممکن است او را به عنوان مجری پادکست بازیهای رایانهای بشناسید. وقتی میچی پشت میزش نیست، معمولاً میتوانید او را نزدیک یک زمین هاکی پیدا کنید. دویدن در زمین با چوب بیسبال بیش از 30 سال سرگرمی او بوده است.
این دو نفر به امید انتشار آثارشان، پیشنهادی از یک شرکت فناوری را میپذیرند که دقیقاً همین کار را انجام میدهد - البته به روشی کمی تجربیتر. در طول این آزمایش چند چیز اشتباه پیش میرود و ناگهان نویسندگان در نهایت داستانهایی را با هم مینویسند.
منبع: استودیوهای Hazelight. همانطور که اغلب در مورد ذهنهای خلاق اتفاق میافتد، این دو نفر در داستانهای خود به آسیبهای شخصی میپردازند و همه چیز از قبل جریان دارد. با این حال، نمیخواهم اطلاعات بیشتری در مورد طرح بازی فاش کنم، زیرا اگر خودتان داستان را تجربه کنید، خیلی بهتر است. گیمپلی کمی متفاوت است. Split Fiction (که اکنون با قیمت 41.90 یورو خریداری میشود) آنقدر متنوع است که احتمالاً نقد من برای پوشش همه چیز باید پنج برابر طولانیتر باشد.
فقط سرعت مناسب
من آنقدر با این موضوع مشکل دارم که حتی نمیدانم از کجا شروع کنم. شاید مقایسهای با It Takes Two باشد. نسخه قبلی تنوع زیادی ارائه میداد، اما Split Fiction واقعاً آن را به سطح بالاتری میبرد. هیچ لحظهای مثل قبل حس نمیشود، هیچ مرحلهای مثل قبل نیست، با این حال من دائماً درگیر آن هستم و هرگز احساس سردرگمی نمیکنم. اگرچه تمرکز اصلی روی اکشن است، اما بخشهای معمایی، مسیرهای بالا رفتن یا استراحتهای ساده نیز وجود دارد.

میتوانم روی نیمکتها بنشینم و از منظره لذت ببرم. میو و زوئی دیالوگهای کوتاه و مناسبی دارند. گاهی اوقات مینیگیمهای پنهان، تخممرغهای عید پاک و سایر کنجکاویها را نیز پیدا میکنم. دائماً چیز جدیدی به من پیشنهاد میشود و این کاملاً فوقالعاده است!
به عنوان مثال، در طول یک فصل، اجازه میدهم یک قطار آیندهنگر با پرش روی اسکی روی آب، مرا از منطقهای عبور دهد. از آتش پهپادها، مینها و سایر خطرات جاخالی میدهم. ناگهان، صحنه به نمای دوبعدی تغییر میکند و من با همتیمیام، به سبک Space Invaders، با غول مرحله میجنگم. من حتی نمیتوانم توصیف کنم که این تجربه در Split Fiction چقدر درخشان به تصویر کشیده شده است.
ارباب حلقهها در مقابل جنگ ستارگان
برای روشن شدن بیشتر روند کلی گیمپلی، به دو شخصیت اصلی برمیگردم. در حالی که میو عمدتاً ایدههایی برای صحنههای علمی تخیلی اکشن در سر دارد، زوئی طرفدار پروپاقرص فانتزی است. داستانهای اصلی به تنهایی با تنوع خالص میدرخشند. در داستانهای میو، من با رباتهای عظیم روبرو میشوم، سوار وسایل نقلیه دیوانهوار میشوم و در محیطهای آیندهنگرانه مبارزه میکنم.
دو شخصیت اصلی نینجاهای سایبری هستند که با شمشیر و شلاقهای لیزری از خود در برابر دشمنان در حال هجوم دفاع میکنند. در ادامه بازی، در نقش دو سرباز مسلح به ماشه، به یک کارخانه عظیم نفوذ میکنند. و این فقط یک بخش است. وقتی صحبت از داستانهای زوئی میشود، این تجربه به بهترین شکل به یک ماجراجویی فانتزی تبدیل میشود.
منبع: استودیوهای هازلایت. داستان دیگر بسیار رنگارنگتر از همتای علمی تخیلی تاریک خود است. با همبازیام، در دنیاهای رنگارنگ میپرم، با ترولهای غولپیکر و دیگر هیولاهای بدجنس روبرو میشوم و هر از گاهی از مناظر زیبا لذت میبرم. اگرچه زوئی اغلب تأکید میکند که داستانهایش کمخطرتر هستند، اما هنوز هم بسیار هیجانانگیز هستند.
به عنوان تغییرشکلدهنده، این دو نفر بین سه شخصیت مختلف جابجا میشوند و راه خود را در جهان پیدا میکنند. در مرحلهای دیگر، از اژدها کمک میگیرم. بله، اژدها! بالاخره آنها بخشی از فانتزی هستند. معماها هر از گاهی سفر سریع را قطع میکنند.

و تعاملات مداوم بین زوئی و میو در طول ماجراجوییها، فضای بیشتری به آن اضافه میکند. این چیزی است که توسعهدهندگان به آن دست یافتهاند، فوقالعاده است. از نظر تنوع، Split Fiction به راحتی از سایر بازیها پیشی میگیرد.
آیا واقعاً این اتفاق میافتد؟
سپس داستانهای فرعی وجود دارد. آخ، در مورد داستانهای فرعی فوقالعاده چه میتوانم بگویم؟ من مدام حبابهای کوچکی را در جهانهای مختلف بازی کشف میکنم. به محض اینکه به آنها نزدیک میشوم، زوئی و میو هم در موردش نظر میدهند - انگار که میخواهند به من کمک کنند.
فصلهای فرعی کاملاً اختیاری هستند و تا حد زیادی جایگزین مینیگیمهای بازیهای قبلی میشوند. تا زمانی که در سطح فانتزی باشم، معمولاً کمی از داستانهای علمی تخیلی به این زیرداستانها راه پیدا میکند - و برعکس. گاهی اوقات اوضاع کاملاً دیوانهوار میشود، زیرا یک رویای تبآلود باید در هر بازی Hazelight وجود داشته باشد.
به عنوان مثال، در یک بخش، دو قهرمان زن به شکل خوک درمیآیند. یکی از آنها به شکل رنگینکمان در دنیای بازی باد معده میکند، دیگری به نوعی بهار تبدیل میشود. پس از یک تصادف کوچک، بچه خوکها به سوسیس "تبدیل" میشوند. آنها باید روی گریل بروند و سپس یک دوش درست و حسابی از خردل و سس کچاپ میگیرند: رول سوسیس آماده است. اینها داستانهای کودکی این دو نفر است و به طور ویژهای سرگرمکننده هستند.
اما همه زیرداستانها آنقدر عجیب و غریب نیستند. با این وجود، داستانهای کوتاه از جمله نکات برجسته مطلق من هستند. برای مثال، در یک مرحله، باید به سمت خورشیدی در حال مرگ بروم. فقط میتوانم در نقاط خاصی از خودم در برابر فورانهای منظم محافظت کنم. همه چیز با هم جور در میآید: گرافیک، گیمپلی، و در این بخش، به خصوص طراحی صدا.
لعنت به اسکار
در تمام فصلها، من همچنان اشاراتی به بازیها، سریالها و فیلمهای دیگر پیدا میکنم. اگر چشمانتان را باز نگه دارید، میتوانید اسرار پنهان زیادی را ببینید. همه چیز بسیار جالب است و مهمتر از همه، به طور نامحسوس در دنیای بازی ادغام شده است. بخشهای کامل هر فصل حتی به شدت یادآور عناوین دیگر تاریخ بازیهای ویدیویی هستند. Split Fiction آنقدر به جزئیات توجه دارد که نسخههای بعدی امسال به سختی میتوانند از آن تقلید کنند.

اشکالات مربوط به سایر بازیهای Hazelight و خود تیم توسعه نیز در سراسر جهان پراکنده شدهاند. در یک مرحله، در میان چیزهای دیگر، یک آهنگ صوتی از جوزف فارس پیدا کردم که در آن او افکار خود را در مورد اسکار تکرار میکند.
با این حال، هیچ چیز قابل جمعآوری در فصلها وجود ندارد و از نظر من مشکلی ندارد. این کار باعث میشود که دیگر لازم نباشد در گوشه و کنار مناطق مختلف جستجو کنم و همیشه یک تجربه گیمپلی روان را ارائه میدهد. در چند ساعت اول بازی، مطمئن نبودم که چه برداشتی از آن داشته باشم، اما خیلی زود متوجه شدم که کاملاً منطقی است.
تقریباً بدون مشکل
به عنوان یک تستر، من طبیعتاً باید به دنبال نقصها بگردم، زیرا بازی بینقص وجود ندارد. با این حال، شناسایی هرگونه ضعف واقعی برایم دشوار است. گاهی اوقات صحنههای اکشن با بارگذاریهای متوالی قطع میشوند. هرچند صفحه سیاه کوتاه، من را کاملاً از حال و هوا جدا نمیکند؛ به هر حال، بعد از دو یا سه ثانیه تمام میشود.
در حالی که بازی نقاط ذخیره مکرری ارائه میدهد - من هرگز مجبور نیستم بیش از یک دقیقه بازی کنم - گاهی اوقات، بازگشتها مرا چنان خودجوش وارد صحنه میکنند که به سختی وقت واکنش نشان دادن دارم. این میتواند منجر به دو یا سه مرگ سریع و پشت سر هم شود.
علاوه بر این، به محض اینکه هر دو بازیکن همزمان بمیرند، به آخرین چکپوینت برمیگردم. من همچنین وقتی شخصیتم در دنیای بازی گیر میکرد، مجبور شدم به این روش متوسل شوم. تا جایی که به نقصها مربوط میشود - همه چیز کاملاً قابل کنترل است.
یک بازی ضروری برای گیمرها
من به سختی میتوانم بازی را به خاطر عدم تعیین استانداردهای جدید از نظر گرافیک، به عنوان یک عنوان مستقل، سرزنش کنم. مهمتر از همه، هنوز هم بینقص به نظر میرسد. در مقایسه با It Takes Two، ماجراجویی مشارکتی یک جهش بصری بزرگ را نشان میدهد. حالات چهره و حرکات شخصیتها کاملاً به تصویر کشیده شده است و فصلهای مختلف به هیچ وجه با فیلمهای پرفروش قابل مقایسه نیستند.

و باز هم، باید به توجه به جزئیات اشاره کنم: احتمالاً تعداد کمی از مردم متوجه میشدند که مثلاً دو اژدها در مرحله اژدها شبیه به هم هستند؛ Hazelight میتوانست این کار را آسان کند. اما آیا اژدهاها شبیه به هم هستند؟ نه، مطلقاً نه. این دو نمیتوانستند متفاوتتر از این باشند و همین جزئیات کوچک، در کنار موارد دیگر، در نهایت Split Fiction را به یک بازی خارقالعاده تبدیل میکند.
گرافیک بازی Split Fiction پی سی
حتی از نظر صرفاً هنری، بازی از برخی کاستیها رنج میبرد. در مقایسه با آثار قبلی تیم، فاقد کمی شخصیتپردازی در سبک بصری، طراحی شخصیت و برخی صحنههای آشنا است. البته جنبه فنی نیز کمکی نمیکند و سرمایهگذاری نسبی انجام شده در این زمینه را آشکار میکند، با انیمیشنهایی که همیشه قانعکننده نیستند و مدلهای چندضلعی که کمی قدیمی شدهاند.
با این حال، اینها موارد جزئی هستند، زیرا از نظر جلوههای ویژه، بازی یک انفجار واقعی از جزئیات است، در حالی که صحنههای خاطرهانگیز هدر میروند، یا آنقدر پر از جزئیات هستند که وقتی روی اکشن متمرکز هستید، از اینکه وقت ندارید آنها را یک به یک تحسین کنید، افسوس خواهید خورد.
علاوه بر این، ارجاعات و نقل قولها از جهانهای تخیلی که بازی از آنها الهام میگیرد، با احترام به دو ژانر درگیر، علمی تخیلی و فانتزی، با وجود همه چیز، محیطهای بصری پر جنب و جوش و همواره جالبی ایجاد میکنند. غرق شدن در بازخوانی سنگین رمان «تلماسه»، تشخیص اشارات به جنگ ستارگان، یا کشف خود به عنوان شخصیت اصلی نسخهای به شدت اصلاحشده از یک افسانه اندرسن یا داستانی از تالکین، ناگزیر طرفداران برندها و نویسندگان مربوطه را به وجد خواهد آورد.
موسیقی و صداگذاری بازی Split Fiction PC
طراحی صدا کاملاً متناسب است. هر سکانس با آهنگها و ملودیهای مختلفی همراه است. آنها گاهی دراماتیک، گاهی خندهدار، گاهی اکشن و به خصوص در پایان، همیشه مناسب هستند. گفتگوی بین شخصیتها نیز بسیار منسجم و قابل فهم است. حتی صداپیشگان آلمانی کار فوقالعادهای انجام میدهند.

جمع بندی
Split Fiction نامهای عاشقانه به دنیای بازیهای ویدیویی است و خوشحالم که میتوانم آن را با بهترین دوستانم بازی کنم!
Split Fiction به غیرممکنها دست پیدا میکند و در مقایسه با It Takes Two، استانداردها را حتی بالاتر میبرد. برای من، این ماجراجویی مشارکتی همین الان هم بازی سال و اولین امتیاز ۱۰ من در بازیهای کامپیوتری است. همیشه حس خوبی دارد و من مطمئنم که بستهی کلی بازی، نظر هر کسی را که عاشق بازیهای ویدیویی است، جلب خواهد کرد.
بازی Split Fiction قمار موفق دیگری از استودیو Hazelight است که بدون هیچ واهمهای به کشف فرمول طراحی بازی خود با موفقیت و کارایی بالا ادامه میدهد.البته، پیشرفت آشکاری نسبت به بازی عالی It Takes Two نیست. ماجراجویی میو و زوئی بدون شک جاهطلبانهتر است و صرفاً از نظر گیمپلی، تنوع بیشتری دارد و توانایی درگیر کردن کاربر با گیمپلی دائماً در حال تغییر را داراست.با این حال، فاقد هرگونه شخصیتپردازی است، چه در طرح داستان، چه در شخصیتپردازی شخصیتهای اصلی و چه در طراحی هنری، که بیشتر از طریق ارجاعات مداوم غافلگیر میشود تا به خودی خود.
با این حال، با وجود چند نقص جزئی، ما با یک شاهکار کوچک دیگر از استودیو Hazelight روبرو هستیم، یک بازی تقریباً منحصر به فرد در ژانر خود که بهتر است در کنار دوست مناسب از آن لذت ببرید.

نقاط قوت
+ کلی غافلگیری
+ تعداد مناسبی از غولهای پیچیده
+ مراحل فرعی واقعاً خوب طراحی شدهاند
نقاط ضعف
- داستان کمتر از حد انتظار جذاب است
- ریتم بازی همیشه بینقص نیست



When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
