بازی کامپیوتر South Of Midnight PC
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی کامپیوتر South Of Midnight PC
معرفی بازی South Of Midnight PC
بازی South of Midnight یک بازی اکشن-ماجراجویی است که در سال ۲۰۲۵ توسط Compulsion Games توسعه یافته و توسط Xbox Game Studios منتشر شده است. داستان بازی در یک منطقه خیالی در جنوب آمریکا روایت میشود. این بازی در ۸ آوریل ۲۰۲۵ برای ویندوز و ایکس باکس سری X/S و در ۳۱ مارس ۲۰۲۶ برای نینتندو سوییچ ۲ و پلیاستیشن ۵ منتشر شد.
هیچ چیز کاملاً شبیه South of Midnight نیست؛ هیچ بازیای تا این حد با افتخار گوتیک جنوبی نیست، تا این حد به داستان مکانهای جنوب آمریکا، مردمی که در آنها ساکن هستند و بیعدالتیها و ستمهایی که متحمل میشوند توجه ندارد. به همین ترتیب، South of Midnight هیچ تفاوت خاصی با سایر بازیهای هم ژانر خود ندارد؛ بدون هیچ ریسکی مطابق با شرایط پیش میرود، بر اساس الگوهایی که بیش از پانزده سال است با ظرافت کسانی که نمیخواهند یا نمیدانند چگونه از مسیر معمول منحرف شوند، استوار است.
چطور همه اینها ممکن است؟ هر دو جمله درست هستند، اما دومی فقط به سیستمهای گیمپلی اشاره دارد که در مقایسه با ویژگیهای کاملاً منحصر به فردی که به طرز زیبایی اثری با ارزش و معنای عمیق را میدرخشانند، کاملاً واضح و تقریباً پیش پا افتاده هستند، ویژگیهایی که قادر به برجسته کردن فرهنگها و خرده فرهنگها بدون هیچ گونه جسارتی برای بازی با کارت سیاسی هستند.
South of Midnight بازیای است که با خود صادق است، عنوانی که با احتیاط آنچه را که از اکثر مردم پنهان است آشکار میکند، جایی که نباید خیلی سختگیری میکند، از روندهای اجتماعی و مبارزات سیاسی کوچک متفکران وسواسی اجتناب میکند تا انسانیت را در پشت اصطلاحی با بار معنایی مثبت ارتقا دهد: BIPOC (سیاه پوست، بومی و رنگین پوست).

تریلر گیم پلی بازی South Of Midnight کامپیوتر
وقت آن رسیده که در مورد South of Midnight قضاوت کنیم، داستانی جذاب که در آن جادوی جنوب عمیق با زیباییشناسی منحصر به فرد استاپ موشن در هم میآمیزد. این ماجراجویی لذتبخش از Compulsion Games، بدون حاشیههای سخت خود نیست.
از سازندگان دنیای عجیب و ناقص We Happy Few، Compulsion Games ما را به سفری جذاب به قلب جنوب عمیق آمریکا دعوت میکند، منطقهای غنی از فولکلور و اسطورهها که الهامبخش آثار برجستهای مانند فیلم مستقل Beasts of the Southern Wild و رمان بلوغ ویلیام فاکنر، As I Lay Dying، بوده است (الهامهایی که استودیو برای بازی جدید خود ذکر کرده است).
در South of Midnight، این فضای منحصر به فرد از طریق هیزل، یک قهرمان زن دوستداشتنی با قدرتهای درهمآمیختگی، که وظیفهاش پاکسازی سرزمینهای فاسد شده توسط هاینت، موجوداتی از داستانهای عامیانه محلی که زخمهای تروما و تاریکی انسانی را بر دوش دارند، است، زنده میشود.
جادوی جنوب نیمهشب
در شاخه فرعی رودخانه جنوب نیمهشب، درختان سرو و پوشش گیاهی سرسبز، آبهای آرام اما سمی را در کنار هم قرار دادهاند که قهرمان ما، هیزل، باید به هر قیمتی با بالا رفتن از پشتبام کلبههای مخروبه از آنها اجتناب کند. گاهی اوقات فضایی مهآلود محیطهای روستایی را در بر میگیرد و حس رمز و راز را برمیانگیزد که با استقبال از حیات وحش و برخوردهای منظم با مردم محلی، که الگوهای دوستداشتنی شخصیتهای لوئیزیایی هستند، متعادل میشود.
هیزل حال و هوای آلیس در سرزمین عجایب را دارد: او به درون تنههای بزرگ درختان که به عنوان تونل عمل میکنند، میخزد، با حیوانات سخنگو عظیمالجثه روبرو میشود و در دنیایی تکامل مییابد که با عمیقتر شدن در فانتزی، به طور فزایندهای پیچیده میشود، دنیایی که با نتهای جاز، داستانهای تاریک و دوز خوبی از گوتیک جنوبی که تصویری لذتبخش را ایجاد میکنند، آرام میشود.

دیوید سیرز، مدیر خلاق، توضیح داد: «ایده اصلی این است که هیولاها وجود دارند و شما فقط باید از حصار حیاط خلوت خود عبور کنید تا با آنها روبرو شوید. هرچه بیشتر از تأثیرات تمدن دور شوید، جهان جادوییتر میشود.» محیط ساخته شده توسط Compulsion Games با زیباییشناسی استاپموشن که حسی بافتدار را القا میکند، تقویت شده است و در عین حال خاطرات کودکی را برای برخی زنده میکند. و اگر این جلوهی کمی اغراقآمیز در انیمیشنها آزاردهنده است، میتوان این گزینهی صرفاً بصری را در تنظیمات غیرفعال کرد.
داستان و روایت
داستان با طوفانی آغاز میشود که با نیروی مخربی بر شهر خیالی پروسپرو میوزد، خانهی هیزل را از پایههایش ویران میکند و او و مادرش را به درون تلاطم رودخانه میکشد. در بحبوحهی این آشفتگی است که زن جوان، به همان اندازه که بیپروا است، از یک جادوی پنهان پرده برمیدارد: توانایی بافتن.
نخهای توریمانند آن برای خنثی کردن هاینتها، ارواحی از فولکلور جنوبی که قهرمان داستان در طول سفرش با آنها روبرو خواهد شد، استفاده میشوند. آنها مظهر تاریکی هستند که او باید آن را تصفیه کند تا زیبایی بکر محیطها را آشکار کند. اصلی که در نهایت در بسیاری از بازیهای ماجراجویی عمومیت دارد، اما با داستانهای کوتاه بسیار زیبایی متمایز میشود که گهگاه توسط گربهماهی، گربهماهی غولپیکری که با آرایهای باشکوه از پارچهها پوشیده شده است، روایت میشوند.
برای ارائهی این داستانها با ظرافت، Compulsion Games ابتدا داستانهای یک قصهگوی جنوبی را جمعآوری کرد و تصمیم گرفت تعدادی از موجودات موجود را به صورت داستانی درآورد تا در هر پرده، داستانی جدید و هیجانانگیز دربارهی شخصیتی که باید از شر آنها نجات یابد، روایت کند. آلتاماها-ها که در طول تبلیغات بازی ارائه شد، یکی از آنهاست.

این جانور آبزی افسانهای که از داستانهای اطراف رودخانه آلتاماها در جورجیا گرفته شده است، در اینجا توسط روح رنجدیدهی زنی که در اثر فاجعه دگرگون شده است، تجسم یافته است. او که توسط طوفانی از زیر خاک بیرون کشیده شده است، در اعماقی که یکی از عزیزانش را بلعیده است، پرسه میزند. سرنوشت او توسط هنرمند استیسی سوبرو سروده شده است.
فولکلور، سنتها و حقایق تلخ
South of Midnight به شدت از تصاویر و مضامین معمول گوتیک جنوبی، با حس انحطاط، زوال سنتها و مبارزه بین گذشته و حال، الهام میگیرد. محیطها اغلب متروک، خانهها در حال فروریختن و مناظر خاطرهانگیز، اما در عین حال ویران و نگرانکننده هستند، بیشتر به دلایل انسانی تا ماوراءالطبیعه.
محوریت شخصیتهای به حاشیه رانده شده، عجیب و غریب یا آشفته بلافاصله ظاهر میشود، با مجموعهای از داستانهای فرعی دراماتیک که طرح اصلی را تکمیل میکنند. این افراد اغلب با گذشته، هویت و زمینه اجتماعی که در آن زندگی میکنند، دست و پنجه نرم میکنند. آنها افرادی هستند که خود را در موقعیتهای شدید مییابند، مرتبط با رویدادهایی که برای بازیکن جذاب است و پیچیدگیهای شخصیتی را نشان میدهد که با تروما یا تنهایی مشخص میشود.
این داستانها به طور یکپارچه عناصر ماوراءالطبیعه یا عجیب و غریبی را در بر میگیرند که منطق منطقی را به چالش میکشند. در واقع، در South of Midnight، اشاراتی به چهرههای فولکلور وجود دارد که شاید برای اکثر افراد ناشناخته باشند، اما برای بافت تاریخی که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، اهمیت زیادی دارند.
در این نقاشی دیواری از ستم اجتماعی، خاطرات سنگین و روابط پیچیده، شخصیت ملموس و واقعی دیگر، اصیل و به وضوح تعریف شده، تنها میتواند محیط روستایی جنوب آمریکا باشد: شکننده و منزوی، رها شده اما زنده، کثیف و افسردهکننده.
جنوب نیمهشب اثری است که به طور استثنایی یک مقطع اجتماعی، تاریخی و فرهنگی کمتر بررسی شده را ترسیم میکند. و، رک و پوست کنده، چیزی است که به طرز چشمگیری با هر چیز دیگری متفاوت است که هیچ چیز کاملاً شبیه آن نیست. پس چرا نمیتواند پرواز کند؟ چرا نمیتوان آن را در میان درخشانترین شگفتیهای سال به حساب آورد؟

همیشه هنگام ارزیابی یک اثر، تعادل زیادی لازم است و شما هرگز نمیتوانید ریسک کنید که از برخی جنبههای بازی هیجانزده شوید در حالی که از همه چیز دیگر چشمپوشی میکنید. اگرچه درست است که جذابیت بزرگ South of Midnight در تمام چیزهایی است که تاکنون در موردشان صحبت کردهایم و بازیکن را تا تیتراژ پایانی مجذوب و شگفتزده نگه میدارند، اما نمیتوان همین را در مورد سیستمهای گیمپلی گفت که برای یک عنوان مدرن که از نظر مفهومی به چند نسل پیش چسبیده است، قدیمی و نسبتاً قدیمی هستند.
گیمپلی ساده، کاربردی، اما محدود
هیچ اشکالی ندارد که South of Midnight را به همان شکلی که هست ببینیم: یک عنوان درجه دو که قدرت ویژگیهای عجیب و منحصر به فرد بودنش را دلیل وجودی خود قرار میدهد. بدون اینکه لزوماً انتظار بیشتری از پروژهای داشته باشیم که نمیتواند و نخواهد با غولهای صنعت رقابت کند و در نهایت همه چیز را با دقت و بدون نقصهای زیاد انجام میدهد، آیا منصفانه است که کمی از سادگی آن شگفتزده شویم؟
لطفاً توجه داشته باشید که منظور ما از سادگی، سختی نیست، که قابل مقیاسبندی و همیشه قابل تطبیق است، بلکه ماهیت شماتیک بیش از حد اساسی گیمپلی است. در این زمینه، باید چندین عنصر دیگر را نیز در نظر گرفت که در تبدیل South of Midnight به یک بازی اکشن/پلتفرمر نقش دارند، عنوانی که به نظر میرسد از تکامل اولیه پروژههای سهبعدی پدید آمده است.
شخصیت اصلی بازی قدرتی برای جذب، دفع و ثابت نگه داشتن حریفان برای چند ثانیه دارد، توانایی پرتاب همراهش را دارد که کنترل دشمنان را به دست میگیرد و به دیگران حمله میکند، و اکشنهای کلاسیکی که اکنون در تمام عناوین این ژانر، از پرش دوتایی گرفته تا سر خوردن، وجود دارد.
South of Midnight - بر اساس این پایه - تلاشی برای تکامل فرمول نمیکند، بلکه از آن سوءاستفاده میکند و با افتخار سنتی باقی میماند و کاملاً واضح است که مانع هرگونه جاهطلبی برای رسیدن به سطح بالاتر میشود.
ماجراجویی به سرعت قابل پیشبینی میشود و بین نبرد در مناطق جدا شده پشت دیوارهای نامرئی، بخشهای فرار بیهیجان، جستجوی اختیاری برای اشیاء کلکسیونی و ورود فراموششدنی همراهتان به تونلها با طراحی مراحل شبیه PSOne در نوسان است.

پس مرز بین سادگی و ابتذال چیست؟ شاید خیلی خوب به نظر برسد، اما بعد از ساعتها دیدن اینکه هیچ چیز هیجانانگیزی در مورد این تغییر وجود ندارد، فراتر از نیروی متحدکننده قدرتمند داستان، افسانهها، اهمیت ذاتی اثر و کارگردانی هنری قدرتمند، با در دست داشتن گیمپد است که تمام نگرانیهای واقعی پدیدار میشوند.
قدرتهای هیزل کاملاً در جهان "دستساز" بازی جای میگیرند و بخشی از این بُعد اسطورهای هستند و به او اجازه میدهند با نیروهایی که واقعیت را شکل میدهند، تعامل داشته باشد. آنها به طور قابل توجهی بر گیمپلی، چه در نبرد و چه در کاوش، تأثیر میگذارند. به طور خاص، بافتن به او اجازه میدهد تا از ارتفاعات عبور کند و به صورت هوایی بر فراز فضاهای خاصی پرواز کند و به این ترتیب، سفری دلپذیر اما بسیار بخشبندیشده را به صورت عمودی و بدون هیچ نقصی ارائه میدهد.
در طول ده ساعت بازی، South of Midnight طبق تعریف یک "بازی راهرویی" باقی میماند و امکان فرار از طریق سکوهای مرتفع متعدد، تعدادی مکانیک مانند پرشهای بلند و پرش از دیوار و چند شاخه کوتاه که به او اجازه میدهد برای بهبود مهارتهای شخصیت اصلی، پول نقد جمعآوری کند، را فراهم میکند. همچنین ضروری است که از منابع ارائه شده توسط درخت مهارت، که مزایای ارزشمندی در کاهش تکراری بودن عرصهها هستند، نهایت استفاده را ببرید.
این جایی است که بازی کم میآورد. South of Midnight برای هر یک از فصلهای خود، تعداد زیادی عرصه با حیوانات محدود را در خود جای داده است. ما با تعداد بسیار کمی از موجودات متمایز، چه از نظر اندازه و چه از نظر روشهای حمله، روبرو شدیم که به نظر میرسد در هر گوشهای به طور وسواسگونهای ظاهر میشوند. میدانهای نبرد که از دور قابل مشاهده هستند، همیشه یک آیتم درمانی ارائه میدهند و رویاروییهای نسبتاً دشوار را تسهیل میکنند.

South of Midnight پنج سطح مختلف را ارائه میدهد که هدف آنها حداکثر دسترسی است. هزل طیف حملاتی دارد که کمی در حال تکامل هستند، از جمله حمله ساده، حمله تهاجمی، حمله دوربرد و مجموعهای از طلسمهای جادویی: بیحرکت کردن، جذب کردن و دفع کردن. هر کدام یک زمان استراحت دارند که جاخالیهای دقیق و ریتمیک فزاینده را تشویق میکند.
آرایشی نسبتاً دلپذیر در اجرا، اما کمرنگ
در حلقه گیمپلی جهنمی خود، به نظر میرسد بازی همیشه از یک الگوی تزلزلناپذیر پیروی میکند: هزل از طریق مراحل عمدتاً پلتفرمینگ، خاطرات تجسمیافته یک شخصیت زخمی را کشف میکند، با موجوداتی که نماد رنج آنها در عرصهها هستند، روبرو میشود، در یک توالی پرواز علیه شر شرکت میکند و در نهایت گره فساد را برای آزادی قربانی خود باز میکند. تنها نکته ظریفی که باید اضافه شود: دعواهای رئیسها پراکنده (و اغلب غیرجذاب) هستند.
به عنوان مثال، فصل ۳ داستان بنجی، یک شخصیت اسطورهای را روایت میکند که کمتر یک آنتاگونیست و بیشتر یک شخصیت پیچیده است. گذشته او به طرز ظریفی توسط هزل در رویاهای اثیری احضار میشود. به جای یک مبارزهی غولآسا و باشکوه، پایان بازی به سمت یک پایانبندی شاعرانهتر متمایل است که با یک قطعهی موسیقی بدیع در ستایش این موجود، تکمیل میشود. این موضوع حداقل چند غافلگیری خوب در پایان بازی برای ما باقی میگذارد.
تکنیک و هنر
اگر طرح و روایت South of Midnight قانعکننده است، به دلیل جنبه فنی و مهمتر از همه، هنری بازی نیز هست که قادر است سکانسهای واقعاً زیبا و شخصیتهای جذاب متعددی را به تصویر بکشد، همراه با شخصیتپردازی قوی که از طریق انیمیشن استاپ موشن حاصل میشود.برخی از محیطها در South of Midnight واقعاً خاطرهانگیز هستند.

شرکت Compulsion Games این سبک را برای ماجراجویی جدید خود انتخاب کرد و با هنرمندان متخصص همکاری کرد تا یک سکانس مقدماتی با استفاده از عروسکها و نماهای متوالی خلق کنند. این جلوه منحصر به فرد سپس به طور مؤثر، اما نه خیلی تهاجمی، در میانپردههای عالی کمپین شبیهسازی شد.
بیایید فقط بگوییم که استاپ موشن در طول بازی وجود دارد، اما به سختی قابل مشاهده است (طعنهآمیز است که حتی میتوان آن را در گزینهها غیرفعال کرد)، بنابراین ممکن است برخی از اجرای جزئی این تکنیک ناامید شوند.
با این حال، زیبایی برخی از محیطها و طراحی بسیاری از موجوداتی که با آنها روبرو خواهیم شد، آنچه را که برخی ممکن است به عنوان یک نقص ببینند، جبران میکند. تنها نکتهی شرمآور این است که برخی از کند شدنها بر نرخ فریم تأثیر میگذارند، که در غیر این صورت در Xbox Series X به طور محکم روی 60 فریم در ثانیه ثابت است.
در مرحلهی بعد، یکی دیگر از نکات برجستهی South of Midnight صدا است، هم از نظر دیالوگ انگلیسی (متأسفانه با لهجهی قوی: بهتر است زیرنویس ایتالیایی را فعال کنید تا چند کلمه را از دست ندهید) و مهمتر از همه، موسیقی متن فوقالعادهی ساختهی اولیویه دریویر، که قطعات بلوزی او داستان شخصیتهایی را که در طول مسیر ملاقات میکنیم، روایت میکند: همراهیای که گاهی اوقات کمی مزاحم به نظر میرسد، اما قدردانی نکردن از آن دشوار است.
از نظر فنی، South of Midnight نیز دارای برخی لغزشها است (ما آن را روی کامپیوتر با RTX 5080 بازی کردیم)، به خصوص از نظر روان بودن و برخی اشکالات - هرچند جدی یا مضر نیستند - که با کارگردانی هنری الهامبخش و به همان اندازه با کیفیت بالا در تضاد هستند. بنابراین South of Midnight فراز و نشیبهای خود را دارد و اختلافات قابل توجهی را در خود بازی ایجاد میکند.
جمع بندی
South of Midnight تجربهای به همان اندازه که ناقص است، خاطرهانگیز نیز ارائه میدهد: این بازی انحصاری ایکسباکس که توسط Compulsion Games ساخته شده است، ترکیبی درخشان از روایت، سبک و موسیقی را به نمایش میگذارد، اما آن را با گیمپلی با محدودیتهای واضحی ترکیب میکند، کمی بیش از حد تقلیدی است و هرگز در پیادهسازی مکانیکهای بیش از حد استفادهشدهاش واقعاً بیعیب و نقص نیست. با این حال، اگر اشتراک Game Pass دارید، دریغ نکنید و اجازه دهید با این سفر خاطرهانگیز از میان فولکلور آمریکایی منتقل شوید.

نقاط قوت
• موسیقی متن استادانه از اولیویه دریویر
• فضای جذاب جنوب آمریکا، غنی از فرهنگ عامه و اسطورهها
• کارگردانی هنری منحصر به فرد، ترکیب زیباییشناسی استاپ موشن و تأثیرات گوتیک جنوبی
• داستان جذاب، هدایت شده توسط شخصیتهای دوستداشتنی
• صداپیشگی درجه یک و طراحی صدای بیعیب و نقص
• قدرتهایی که به خوبی با جهان بازی هماهنگ هستند
• موسیقی متن فوقالعاده است
• برخی سکانسهای بسیار تأثیرگذار
نقاط ضعف
• سیستمهای گیمپلی قدیمی و گاهاً پیش پا افتاده.
• از نظر مفهومی، ارائه بازی آن منحصر به ۱۵ سال پیش است.
• طراحی کلی بازی بسیار کلاسیک
• حلقهی گیمپلی تکراری، با عرصهها و فهرست حیوانات محدود
• مبارزههای غولآسا و بیهیجان
• چندین محدودیت از نظر کاوش
• برخی کندیها که نیاز به اصلاح دارند
.jpg)
تحلیل فنی بازی South Of Midnight کامپیوتر
مایکروسافت به تازگی جدیدترین بازی ساختهی Compulsion Games، یعنی South of Midnight، را منتشر کرده است. این بازی با موتور Unreal Engine 4 ساخته شده و اکنون زمان آن رسیده است که آن را بنچمارک کنیم و عملکردش را روی کامپیوتر شخصی بررسی کنیم.
برای بنچمارکهایمان، از یک پردازندهی AMD Ryzen 9 7950X3D، 32 گیگابایت رم DDR5 با فرکانس 6000 مگاهرتز، کارتهای گرافیک Radeon RX 6900XT، RX 7900XTX، RX 9070XT شرکت AMD و همچنین RTX 2080Ti، RTX 3080، RTX 4090، RTX 5080 و RTX 5090 شرکت NVIDIA استفاده کردیم. همچنین از درایورهای ویندوز 10 نسخه 64 بیتی، GeForce 572.83 و Radeon Adrenalin Edition 25.3.2 استفاده کردیم.
Compulsion Games چند تنظیمات گرافیکی برای تغییر اضافه کرده است. گیمرهای کامپیوتر شخصی میتوانند کیفیت سایهها، سایهزنی، بافتها و موارد دیگر را تنظیم کنند. این بازی همچنین از DLSS 3 پشتیبانی میکند، با این حال، هیچ پشتیبانی از Intel XeSS یا AMD FSR وجود ندارد. نه تنها این، بلکه نسخه Microsoft Store/Game Pass هیچ گزینهای برای Frame Gen ندارد. بنابراین، اگر قصد تهیه آن را دارید، نسخه Steam (که از Frame Gen پشتیبانی میکند) را توصیه میکنم.
South of Midnight ابزار بنچمارک داخلی ندارد. بنابراین، برای بنچمارکهای خود، از صحنه زیر استفاده کردیم. به نظر میرسید که این منطقه در اوایل بازی از سایر مناطق سختتر است. بنابراین، باید ایده خوبی از نحوه اجرای بقیه بازی به ما بدهد.
South of Midnight عمدتاً یک عنوان وابسته به GPU است و میتواند روی طیف وسیعی از GPUها به راحتی اجرا شود. حتی NVIDIA RTX 2080Ti توانست تجربه بازی روان و بدون مشکلی را در تنظیمات 1080p/Ultra ارائه دهد (به شرطی که از مانیتور G-Sync استفاده کنید).
در وضوح تصویر ۱۴۴۰p/Ultra، کارتهای گرافیک NVIDIA RTX 3080 و AMD Radeon RX 6900XT توانستند تجربه بازی روان و خوبی را ارائه دهند.
در مورد Native 4K/Ultra، فقط پردازندههای گرافیکی NVIDIA توانستند آن را همیشه با بیش از ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا کنند. به طور دقیقتر، NVIDIA RTX 4090، RTX 5080 و RTX 5090 توانستند تجربه بازی روان و خوبی را ارائه دهند.
از نظر گرافیکی، من به طور خاص تحت تأثیر South of Midnight قرار نگرفتم. این بازی از سبک Stop Motion استفاده میکند که در حرکت حس عجیبی دارد. من همچنین طرفدار سبک هنری آن نیستم. جلوههای آب و هوایی جالبی وجود دارد، اما این یک نمایش گرافیکی نیست، حتی روی یک کامپیوتر رده بالا. بد به نظر نمیرسد. فقط به هیچ وجه چشمگیر به نظر نمیرسد.
قبل از پایان، باید توجه داشته باشم که بازی از مشکل تأخیر در کامپایل سایهزنها رنج نمیبرد. وقتی برای اولین بار آن را اجرا میکنید، سایهزنهای خود را از قبل کامپایل میکند. با این حال، من متوجه برخی تأخیرهای پیمایش در اینجا و آنجا شدم.
در مجموع، South of Midnight میتواند روی طیف وسیعی از پردازندههای گرافیکی به راحتی اجرا شود. به همین دلیل، بسیاری از بازیکنان میتوانند آن را روی رایانههای شخصی خود اجرا کنند. بازی هیچ تأخیری در کامپایل سایهزن ندارد، اما برخی تأخیرهای پیمایش دارد. حساسیت ماوس در تنظیمات پیشفرض کمی پایین است، اگرچه حرکت دوربین با ماوس با DPI بالا خوب به نظر میرسد.





When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
