بازی کامپیوتر Life Is Strange 2 PC
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی کامپیوتر Life Is Strange 2 PC
معرفی بازی Life Is Strange 2 کامپیوتر
بازی Life Is Strange 2 یک بازی ماجراجویی اپیزودیک محصول سال ۲۰۱۸ از مجموعه Life is Strange است که توسط Dontnod Entertainment توسعه یافته و توسط Square Enix منتشر شده است.
سه سال پس از فصل اول که طرفداران درامهای تعاملی را با حال و هوای خاص، محیط و شخصیتهایش مسحور کرد، «زندگی عجیب است اثر DONTNOD» کاملاً و واقعاً بازگشته است. ماجراجوییهای مکس و کلوئی که از آن زمان توسط Deck Nine پیشدرآمدی برای آن ساخته شده بود، دیگر وجود ندارد و داستانی کاملاً جدید جایگزین آن شده است که از بسیاری جهات با فصل اول بسیار متفاوت است. و در حالی که مطمئناً در این ماجراجویی، پختهتر از فصل قبلی، اثری از کار وجود دارد، واضح است که حداقل فعلاً همان قدرت جذابیت فصل قبلی را ندارد و حتی، به طرز عجیبی، همان تسلط بر رسانه بازیهای ویدیویی را هم ندارد...
یک ماجراجویی موضوعی، پختهتر از قبل
Life is Strange 2 شما را مستقیماً کنترل شان دیاز، نوجوان جوانی اهل سیاتل، قرار میدهد که زندگی آرامی را با پدرش، یک مکانیک، و دنیل، برادر کوچکش که نیازمند عشق و توجه است، میگذراند. پس از چند دقیقه گیمپلی، یک اتفاق غمانگیز رخ میدهد و دو برادر مجبور به فرار از زندگی روزمره خود میشوند و توسط پلیس به دلیل قتلی که مرتکب نشدهاند، تحت تعقیب قرار میگیرند.
در قلب آمریکایی که چند روز بعد شاهد انتخاب دونالد ترامپ خواهد بود، شان و دنیل در طول سفر خود نژادپرستی، تنهایی و دلشکستگی را تجربه خواهند کرد. در طول پنج قسمت، آنها مجبور خواهند شد با تعداد انگشتشماری از چیزهای باقیمانده در زندگی خود دوباره ارتباط برقرار کنند: از یک سو، برادری، و از سوی دیگر، و مهمتر از همه، قدرت عجیبی که دنیل هنگام از دست دادن کنترل احساساتش در خود پرورش میدهد.
این توانایی ماوراءالطبیعه که دو برادر باید آن را شناسایی و مهار کنند، به آنها اجازه میدهد تا بر موانع غلبه کنند و به مکزیک، هدف نهایی خود و سرزمینی که منطقاً از این پرواز طولانی رهایی خواهند یافت، برسند. شان به سرعت با وظیفه دشوار پذیرفتن نقش جدید خود به عنوان یک بزرگسال مسئول روبرو خواهد شد و باید ناگهان خود را از زندگی بیخیال نوجوانیاش جدا کند. گذار از یک سن به سن دیگر که بازیکن باید از میان چالشهای بسیاری که Life is Strange 2 را تشکیل میدهند، عبور کند.

تریلر بازی Life Is Strange 2 کامپیوتر
یک ریتم متناوب که اغلب به هدف میزند.
این قسمت اول ما را از طریق چهار سکانس مجزا به پیش میبرد. برخی از آنها عناصر فراوانی را برای تعامل به ما ارائه میدهند و سهم خود را از انتخابهای گاه اخلاقی به ارمغان میآورند، در حالی که برخی دیگر صمیمیتر خواهند بود. در مورد دوم، رابطهی بین شان و دنیل است که در قلب داستان و دیالوگها قرار دارد. ما در Life is Strange یک پویایی کاملاً جدید را کشف میکنیم: اهمیت الگویی که ما برای برادر کوچکترمان بر اساس اعمالمان به عنوان بازیکن تعیین میکنیم.
بنابراین در طول قسمت اول، سه محور اصلی تأثیر را تشخیص میدهیم: ابتذال، صداقت و خشونت. بسته به واکنشهای ما به سکانسها یا دیالوگهای مختلف، دنیل رفتارها را حفظ میکند و تصور میکنیم که آنها را در قسمتهای آینده بازتولید میکند. متأسفانه، در حال حاضر نمیتوانیم در مورد ارتباط عواقب قضاوت کنیم، زیرا عواقب در حال حاضر حداقل، اگر نگوییم نامرئی، هستند. علاوه بر این، انتظار نداشته باشید که سکانسهای جایگزین را بر اساس انتخابهایتان ببینید، زیرا حتی اگر قسمت را با انتخابهای متضاد دوباره پخش کنید، خط کلی داستان از ابتدا تا انتها یکسان است، که با توجه به ژانری که با آن سر و کار داریم، جای تأسف دارد.
با این حال، به خاطر داشته باشید که جریان قسمت همچنان لذتبخش و عاری از هرگونه یادداشت نادرست است. از سکانس معروف آغازین فرار تا پایان این بخش اول، ما مرتباً تحت تأثیر داستان دو برادر قرار میگیریم، با وجود اینکه دنیل در نگاه اول غیرقابل تحمل به نظر میرسد، زیرا کاملاً از آنچه شان از سر میگذراند، جداست.
بنابراین، شان، از طریق بازیکن، مجبور میشود در مورد واقعیت فرارشان به او دروغ بگوید و دائماً از او محافظت میکند، مراقب است که با چه کسی صحبت کند، چه بگوید یا چه کار کند تا توجه را به این دو نفر که به طور فعال توسط پلیس تحت تعقیب هستند، جلب نکند.
وقتی خواهر و برادرها ضربات سختی میخورند، احساس غم میکنیم، اما وقتی برادر بزرگ از شاگردش مراقبت میکند، تحت تأثیر قرار میگیریم. برادران دیاز که به حال خود رها شدهاند، بدون فناوری و بدون افق مشخص، در عرض ۲ تا ۳ ساعت ما را با خود همراه میکنند و به یک سفر جادهای بداهه میبرند و هر از گاهی از یک چشمانداز زیبا لذت میبرند که به ما اجازه میدهد بین دو لحظه تنش نفس بکشیم.

پریشانیای که یادآور چیزی است که ما در Detroit Become Human PC از طریق قوس داستانی کارا و آلیس تجربه میکنیم. یک سکانس خاص (یک چهارم از قسمت Life is Strange 2) در واقع از نظر انتخابها و اخلاق بر اساس همان چشمهها است. با توجه به زمان تولید، یک تصادف متأسفانه تصادفی است، اما برای کسانی که چند ماه قبل از Life is Strange 2 ماجراجویی Quantic Dream را آغاز کردهاند و اکنون از یک بازی به بازی دیگر با همان وضعیت روبرو خواهند شد، طعم کمی دژاوو خواهد داشت.
یک بسته فنی و صوتی با کیفیت
البته، سفر حماسی ارائه شده در اینجا بدون موسیقی متن خوب به این اندازه مؤثر نخواهد بود و از این نظر، DONTNOD همیشه میداند چگونه این کار را انجام دهد. موسیقی متن، اگرچه به خوبی فصل اول نیست، اما به طور کامل سفر جادهای ما را همراهی میکند و در چندین لحظه فرار میدرخشد و مضامین قوی و اکتشافات زیبایی را در موسیقی فولک و پاپ به نمایش میگذارد. صداگذاری نیز بسیار خوب ساخته شده است و گرافیک بازی از کار گسترده استودیو از زمان تغییر به موتور Unreal 4 بهره میبرد.
Life is Strange 2 که از نسخههای قبلی خود پالایش یافتهتر، واقعگرایانهتر و با جزئیات بیشتر است، سطحی از کیفیت معادل The Awesome Adventures of Captain Spirit را ارائه میدهد. همچنین از نظر دیالوگهای پویا و سکانسهای تعاملی پیشتاز است. با این حال، بازی گاهی اوقات کمی بیش از حد مجبور به تعاملی کردن سکانسهای خاص میشود و این به وضوح نشان میدهد...
ایدههای خوب برای تعامل... گاهی اوقات ضعیف اجرا میشوند
بنابراین، پویایی طراحی جدید بازی که بر آموزش دنیل بر اساس اعمال ما تمرکز دارد، تمرکز اصلی ماجراجویی است که به نظر میرسد بخشی از موفقیت فصل اول را کنار گذاشته است. بنابراین، به نظر میرسد بسیاری از عناصری که زمانی مورد تقدیر قرار میگرفتند، در نظر تیمها کماهمیت شدهاند.
به عنوان مثال، میتوانیم به "دفترچه خاطرات شخصی مکس" اشاره کنیم که داستانهای پرشور و جذابی را ارائه میداد، اما در اینجا جای خود را به یک دفترچه طراحی میدهد که در نهایت نسبتاً نامرتب است. در آن، شان چند طرح با کتیبههای توصیفی مزین میکند که دیگر مستقیماً به فرانسوی ترجمه نمیشوند. مانند هر سندی در بازی، برای دریافت ترجمه باید یک دکمه را فشار دهید که جذابیت زیادی را از بین میبرد.

پیامهای متنی، که زمانی راه خوبی برای احساس غوطهور شدن در ماجراجویی و دیدن واکنش NPCهای مختلف به اعمال ما بودند، در این دنباله نیز به خوبی استفاده نشدهاند. بنابراین آنها به پسزمینه رانده میشوند، اما این کاملاً قابل درک است زیرا شان باید برای دوستانش "خود را به مردن بزند". بنابراین، تلفن همراه فقط در ابتدای ماجراجویی استفاده میشود اما به سرعت فراموش خواهد شد.
در مورد عکسهایی که قهرمان ما در مکانهای مختلف در Life is Strange گرفته است، در اینجا با چند منظره که شخصیت ما طراحی میکند جایگزین میشوند و از طریق تعامل چند مرحلهای با محیط ایجاد میشوند. این ویژگی که در ابتدا ایده خوبی بود، نسبتاً ضعیف اجرا شده است، زیرا ما به سادگی یک تیر را هدف قرار میدهیم، دسته کنترل را میچرخانیم و عمل را تا زمانی که نقاشی کامل شود تکرار میکنیم. حیف است که آنها آن را به یک هنر پیچیدهتر برای تسلط تبدیل نکردهاند، شاید حتی از سایر تولیدات مشابه الهام گرفته باشند.
این تعاملات جدید، مینیمال و مینیمالیستی، داستان را در فواصل منظم و بدون هیچ جذابیت یا هدفی قطع میکنند. اوج داستان زمانی است که برادران دیاز با ریتم میرقصند و ما میتوانیم دوربین را برای بزرگنمایی، کوچکنمایی و کج کردن کنترل کنیم... به نظر میرسد DONTNOD میخواهد بازیکن را با این «کنشهای تعاملی کوچک» آشنا کند، اما بازیگوشی و عمق آنها در حال حاضر بسیار محدود است. بنابراین بیایید امیدوار باشیم که با پیشرفت قسمتها، آنها هوشمندانهتر و مفیدتر شوند.
بیایید به چند ویژگی جدید اضافه شده توجه کنیم. در میان آنها، شاهد طراحی مجدد کامل و نمادین کوله پشتی شان هستیم که به لطف طلسمهای کوچک خوششانسی که در سراسر مراحل یافت میشوند، قابل شخصیسازی نیز میباشد. در مورد ارجاعات متعدد به فرهنگ عامه، آنها در اینجا با چند اشاره به بازیهای معروفی مانند Minecraft یا The Last of Us جایگزین شدهاند که به خوبی توسط داستان به تصویر کشیده شدهاند.
دوباره در جاده...
تیزر قسمت دوم، قهرمانان ما را در میان آموزش تسلط بر قدرت، مانند ری در جنگ ستارگان ۸، نشان میداد. در واقع، بازماندگان ما از بدشانسی، به همراه سگ وفادار Mushroom، در جنگل زمستانی پرسه میزنند و در یک کلبه متروکه اقامت میکنند. آنها در آنجا زنده میمانند، سرما را تحمل میکنند و به تدریج دانیل را آموزش میدهند.

متأسفانه، دانیل بیمار است و شان ابتکار عمل را به دست میگیرد تا برای ملاقات با پدربزرگ و مادربزرگشان به Beaver Creeks بروند. وقتی به آنجا میرسند، با یک انتخاب دشوار روبرو میشوند: "در کنار خانواده" در امان بمانند یا آنجا را ترک کنند، زیرا میدانند که هنوز هم به طور فعال توسط پلیس تحت تعقیب هستند و بنابراین باید حضور خود را مخفی نگه دارند.
اما از طرف دیگر، جوانی باید بیاید و برود، و هم دنیل و هم شان نمیتوانند در برابر میلشان به تغییر مقاومت کنند. مکزیک، زندگیهای قدیمیشان، قدرتهای دنیل، رمز و راز پیرامون وقایع سیاتل، زندگی مادرشان در آن ساختمان: همه چیز آنها را تشویق میکند تا قوانین وضع شده توسط پدربزرگ و مادربزرگشان را زیر پا بگذارند، نگران امنیت خود باشند. در چهار سکانس طولانی، که گاهی اوقات بسته به کنجکاوی شما بیش از یک ساعت طول میکشد، ما یک خانهی کوچک، خانهی پدربزرگ و مادربزرگ و حتی بازار کریسمس را کاوش میکنیم.
کاپیتان اسپیریت ورود خود را آغاز میکند
کاپیتان اسپیریت قدیمی و خوب، که قبل از Life is Strange 2 یک قسمت رایگان دریافت کرده بود، خود را به داستان این قسمت دوم دعوت میکند، و این کار را به روشی بسیار هوشمندانه انجام میدهد. کریس جوان نقش مهمی در داستان ایفا خواهد کرد و به این دو نفر انرژی میدهد و روند انتخاب را به طور فزایندهای نامشخص میکند، که چیز بسیار خوبی است که نحوهی "بزرگ کردن" برادر کوچکمان را بسیار کمتر سیاه و سفید میکند. پدر کریس نیز رازهای خود را دارد و یکی از آن داستانهای کوچکی است که در طول این قسمت میتوان به آن پرداخت.
یک قسمت کاملاً متعادل
در طول این قسمت، شاهد تعادل بسیار خوبی بین روایت، ماجراجویی، تعاملات، انتخابها و آن لحظات کوچک آرامش و تفکر دلخواه هستیم. تعداد زیادی از این موارد در این قسمت وجود دارد و ما فقط میتوانیم تسلط DONTNOD بر موضوع را تحسین کنیم. اشاره ویژه به سفر طولانی در جنگل، با موسیقی تنظیم شده، و به ویژه به سکانس آواز و گیتار، که توسط کسیدی جذاب نواخته میشود، است.
میتوانیم به سکانسهای خاصی (به خصوص در اسکات) اشاره کنیم که در آنها یافتن یک شیء خاص برای پیشبرد داستان کاملاً ضروری است و جایی که دور زدن در دایرهها بسیار آسان است، اما به غیر از آن، همه چیز به طور طبیعی و بسیار روان جریان دارد.

موسیقی متن، که ترکیبی از آهنگهای اصلی و موسیقی قرض گرفته شده از ماجراجوییهای کاپیتان اسپیریت است، بسیار خوب کار میکند و سفر دو قهرمان ما را کاملاً همراهی میکند. با این حال، از نظر طراحی صدا، در نیمه دوم این قسمت شاهد اشکالات صوتی زیادی هستیم. این مشکلات احتمالاً توسط پچ روز اول اصلاح شدهاند.
و انتخابها در همه اینها؟
در حالی که نویسندگی و ریتم، و همچنین کارگردانی و تعامل بهبود یافتهاند، یک جنبه وجود دارد که در طول قسمت اول به طور جدی ما را به شک انداخت: عواقب انتخابهایمان. در این قسمت جدید، هنوز تشخیص تأثیر انتخابهایمان بر طرح اصلی دشوار است، اما متوجه موقعیتهای متنوعی میشویم که مستقیماً از اعمال ما در این قسمت ناشی میشوند. نتیجه نهایی همه اینها هنوز مشخص نشده است، اما این قسمت حس واقعی درگیری را ارائه میدهد که با تعاملات متعدد از طریق قدرتهای دنیل تقویت میشود.
محیطی پر از مناسک گذار و انتخابهای دشوار
در قسمت سوم، شان و دنیل دیاز خود را در کالیفرنیا مییابند و در یک مزرعه غیرقانونی شاهدانه کار میکنند. روال روزانه آنها به یک زندگی هیپی در جنگل، بین جلسات کاری، خلاصه میشود. آنها در اردوگاهی زندگی میکنند که با دیگر "کارمندان" مزرعه به اشتراک میگذارند و عصرها در آنجا استراحت میکنند. در طول روز، آنها با اقتدار خطرناک بیگ جو، نوچه نماینده محلی کارتل مواد مخدر که همه باید مخفیانه برای او کار کنند، روبرو میشوند. هدف برادران دیاز؟ برای جمعآوری پول کافی، در عین حال که بیسروصدا باشد، تا بتواند به مکزیک برود.
بنابراین قدرتهای دنیل باید محتاطانه باشد و شان باید در عین حال که ضامن برادر کوچکش برای کارفرمایانش است، در گروه ادغام شود. تطبیق همه اینها آسان نیست، به خصوص وقتی هورمونهای شان جوان علیه او عمل میکنند... کسیدی زیبا، که در قسمت دوم با کاور گیتار آکوستیک خود ما را مجذوب خود کرد، در اینجا راهنمای خواهر و برادرهای ما در گروه است.
او به طور قابل توجهی در مورد فین، یک خلافکار سابق که به دنیل علاقه دارد، به ما هشدار میدهد، کسیدی که با وجود تمام تلاشهای بازیکن برای جلب قلب این اعجوبه جوان با قدرتهای تلهکینتیک، تمایل دارد بیشتر از شان او را نوازش کند.
سرعت پویا اما مکانهای کاوش شده بسیار کم...
از نظر گیمپلی، این قسمت کار خود را به خوبی انجام میدهد و به ما این فرصت را میدهد که بین دیالوگ، چند سکانس زمانبندی شده، حرکت، چند سکانس QTE و دو یا سه قطعه صحنهای نسبتاً خوب مصور که با موسیقی متن دارای مجوز مشخص شدهاند، جابجا شویم. ما به ویژه از "Justice - D.A.N.C.E." قدردانی میکنیم. و «تپه مالیخولی» از گوریلاز، که به وضوح جلوه ویژه خود را دارند.

متأسفانه، این آهنگها آهنگهای اصلی را منعکس نمیکنند، که یکی از نقاط قوت قسمت ۲ است. ما همچنین از اینکه نتوانستیم در این قسمت به اندازه کافی سفر کنیم، پشیمانیم: مزرعه، چمباتمه، یک فلشبک کوتاه، و تقریباً همین...
در حالی که قسمتهای قبلی دقیقاً از نظر مکانهای کاوش کمبودی نداشتند، که عموماً پر از خوانشهایی بودند که زمینه و داستان فصل را غنی میکردند، این قسمت ۳ از نظر «عوارض جانبی» نسبتاً محتاطانه عمل میکند و بر روی اعمال و انتخابها تمرکز دارد. درست مانند قسمت ۲، چند روز پس از انتشار این قسمت، تعداد زیادی از اشکالات برطرف نشده باقی ماندهاند (حلقههای انیمیشن که به درستی جریان ندارند، قیچیهایی که دائماً در طول صحنه برش پرواز میکنند، یک اشکال صوتی احتمالی در طول یک سکانس). این برای شکستن غوطهوری ناشی از سرعت بالا کافی نیست، اما هنوز هم تأسفآور است. پخش زنده بازی برای این قسمت ۲
قسمت چهارم به قلب ماجرا میپردازد و باعث میشود بازیکن احساس کند که بیوقفه به نتیجه نزدیک میشود. برادران دیاز از زمان ترک پیله خانوادگی خود در سیاتل، رویدادهای بسیار احساسی را تجربه کردهاند. این دو مانند دو گرگ که در پهناوری ایالات متحده گم شدهاند، از میان برخوردها و موقعیتهای غیرمنتظره عبور میکنند. پس از قسمت سوم که بر زندگی گروهی و اجتماعی متمرکز بود، این فصل جدید با موضوعی جدید آغاز میشود.
جدایی
شان تنها در اتاق بیمارستان از خواب بیدار میشود. این نوجوان که هیچ خبری از برادرش ندارد، اکنون در دستان کادر پزشکی - از جمله جویی دلسوز - و پلیس است. در حالی که منتظر محاکمه است، زندگی روزمره او شامل مراقبت از چشم آسیبدیدهاش و رفت و آمدهای مداوم مامور فلورس است. Life is Strange 2 بار دیگر قالب را میشکند و مرزها را محو میکند. روزهایی که در مزرعه با کسیدی، فین و دیگران گذرانده میشد، مدتهاست که گذشته است. با این حال، پسرک هدفش را فراموش نکرده است: رسیدن به مکزیک و زندگی مسالمتآمیز با "انانو" و قدرتهای تلهکینتیکیاش. حالا، شان میداند که اگر میخواهد به مسیر سرنوشتش برگردد، باید به تنهایی عمل کند.
دورافتاده
قهرمانِ کوتاهقد، اکنون زندگی یک فراری را تجربه میکند و باید با مشکلاتی که با آنها روبرو میشود، سازگار شود. این قسمت چهارم شخصیتهای متعددی را معرفی میکند و در چندین مورد لحنی مدرن به خود میگیرد. بنابراین برخی از جدیدترین مضامین اجتماعی در داستانی با سرعتی عمداً نامرتبط گنجانده شدهاند (ماجراجویی با لحظات کندتر قطع میشود).

گذشته از فرار اجتنابناپذیر، شان خود را در مواجهه با افراد بدخواه میبیند و حداقل میتوانیم بگوییم که این فصل هیچ ضربهای نمیزند. شان ضربههای زندگی را میپذیرد و جذب میکند، و این به بازیکن بستگی دارد - به جز در سکانس پایانی - که انتخاب کند که آیا دوباره بلند میشود یا نه. ایمان با توقف در نوادا، به جهان باز میشود. ایمان، نژادپرستی، توبه... قسمت ۴ هیچکس را بیضرر نمیگذارد.
هنر و سبک
این قسمت از ماجراجوییهای شان و دنیل، با کمی چاشنی فانتزی، بین واقعیت و داستان در نوسان است و بر همان مکانیزمهای قسمتهای قبلی تکیه دارد. نویسندگی، که مثل همیشه قابل توجه است، توسط شخصیتهایی با صداپیشگی استادانه انجام میشود (در نهایت از برخی از شخصیتهای اصلی متنفر میشویم و به تلویزیون فریاد میزنیم). فیث با بازی با کدهای سینمایی، هم تأملبرانگیز و هم بسیار جذاب است.
Life Is Strange 2 یک بازی کنترل از راه دور نیست و واقعاً به بازیکن اختیار میدهد تا بتواند دو برادر را به سمت امنیت هدایت کند. این بازی از توهم انتخابهای تأثیرگذار کاذب رنج نمیبرد؛ همه تصمیمات - البته برخی بیشتر از بقیه - بر داستان تأثیر میگذارند. همیشه وقتی تیتراژ پخش میشود، مقایسه انتخابهایتان با انتخابهای سایر بازیکنان سرگرمکننده است. همانطور که جستجوی شش سوغاتی قابل جمعآوری سرگرمکننده است. این قسمت نیز در مسیر قسمتهای قبلی خود حرکت میکند، اما حتی فراتر میرود.
پایان اجرا
پایان نزدیک است. زندگی آرام دو برادر گرگنما از سیاتل بسیار دور به نظر میرسد. در تلاش برای بقا، آنها هرگز تصور نمیکردند که در مرکز چنین حماسهای قرار بگیرند. شان و دنیل، در فاصله کمی از مقصد مکزیکی خود، به جهان میاندیشند و سرانجام پس از آخرین ماجراجوییهایشان در نوادا، لحظهای آرامش را تجربه میکنند. با این حال، این دو میدانند: این تنها یک پرانتز در وجود آنها به عنوان فراری است. سرزمین پدریشان آنها را به سوی خود فرا میخواند، اما آیا آنها موفق خواهند شد؟ این راز این فصل پنجم و پایانی با عنوان گرگها است.
شان در مواجهه با تنگههای آمریکا، مسافتی را که از پایان اکتبر ۲۰۱۶ (در داستان) پیموده اند، یعنی تاریخی که کابوس، همانطور که در آن زمان توصیف کرد، آغاز شد، اندازهگیری میکند. دهها طرحی که در دفترچه یادداشتش نوشته شده، گویای سفر او و برادر کوچکترش است. صفحات اول، که زندگی یک نوجوان معمولی را روایت میکنند، اکنون چیزی بیش از یک رویای واهی نیستند.

پسرک در مواجهه با مشکلات دنیا، چارهای جز محافظت از خودش و مهمتر از همه، محافظت از برادر کوچکش نداشت، اما سریعتر از حالت عادی بزرگ شد. و درست زمانی که به نظر میرسید تمام امیدها از دست رفته است، همان زمانی بود که کسی که در سالهای اخیر از او متنفر بودند، ظاهر شد. زندگی گاهی به طرز عجیبی ساخته میشود...
قطع ارتباط
این قسمت پنجم در یک زیستگاه جدید آغاز میشود. استودیوی Dontnod از طریق لمسها و تعاملات کوچک، موفق میشود بازیکن را با منطقه Away و ساکنان آن که زندگی در انزوا را انتخاب کردهاند، آشنا کند. بنابراین بخش اول فینال به این بیابان، دره آن و چیزهای ساده زندگی، مانند جستجوی گنجی که توسط دنیل تصور شده یا پیادهروی شبانه، اختصاص داده شده است.
اما خیلی سریع، داستان با ما همراه میشود و به ما میفهماند که FBI، که در شرایط بحرانی است، به طور اجتنابناپذیری دو برادر را محاصره کرده است. و اینکه فرار در شرف از سرگیری است... گرگها، هم از نظر خشونت، هم از نظر مضامین بهموقع و هم از نظر تأثیر عاطفی، قسمتهای قبلی را منعکس میکند. با کسانی که دوستشان دارند بمانند یا آزادی را برای محافظت از آنها در برابر همه خطرات انتخاب کنند: این دوراهی بیرحمانهای است که شان با آن روبروست.
اما وقتی از مرز مکزیک عبور کنند، چه خواهند کرد؟ تصادفی نیست که توسعهدهندگان منطقهای را انتخاب کردهاند که یادآور دیوار معروف جداکننده ایالات متحده از مکزیک است، زیرا این مضمون فراتر از بُعد فیزیکی ساده سازه است.
تشنگی برای آزادی
این قسمت پایانی بدون شک تأملبرانگیزترین قسمت است و این فقدان گیمپلی بدون شک بر بازیکنانی که کمتر به تجربیات سینمایی عادت دارند، تأثیر خواهد گذاشت. این یک انتخاب آگاهانه از سوی سازندگان بازی است و به آنها اعتبار میبخشد. یک بار دیگر، تسلط Dontnod را در صحنهپردازی، سرعت و حتی در مورد سکانس پایانی که پس از یک انتخاب دشوار است، احساس میکنیم.
Life is Strange 2 میراث سنگینی برای به دوش کشیدن داشت، اما به لطف جو، شخصیتها، داستان و موسیقی متن فوقالعادهاش، موفق میشود ما را به خود جلب کند و برای آخرین بار ما را به صندلیهایمان بچسباند. با پنج قسمت خود، قطعاً شهرت Dontnod را به عنوان یک داستانسرا تثبیت میکند.

نقاط قوت
• معضلات اخلاقی مربوط به تربیت دنیل
• تکامل شان
• از نظر فنی زیباتر، واضحتر و انیمیشن بسیار بهتر
• محیطهای بزرگتر و بازتر...
• موسیقی متن زیبا و صداپیشگی با کیفیت
• داستانی به طور فزاینده تأثیرگذار و بالغ
• مسیرهای شاخهای که به تدریج ظاهر میشوند
نقاط ضعف
• انتخابهای نادرست زیادی که به طور سیستماتیک منجر به عواقب مشابه میشوند
• برخی سکانسهای تعاملی کاملاً بیفایده (به خصوص در قسمت ۱)
• جنبه "دفترچه خاطرات" و پیام متنی که بسیار کمتر از فصل اول جذاب است
جمع بندی
پس از یک قسمت اول بیرمق، Life is Strange 2 سرانجام با یک قسمت ۲ بسیار خوب شروع به کار میکند که راه را برای یک قسمت ۳ کوتاهتر اما بسیار شدیدتر هموار میکند. ما شاهد ظهور عواقب واقعی و طرحی هستیم که شدت و مشارکت بازیکن را افزایش میدهد. رویکرد بالغانه و هوشمندانه در قسمت چهارم که به مضامین بسیار امروزی میپردازد، تأیید میشود.
زندگی شان و برادرش به عنوان فراری دیگر خستهکننده نیست و امیدی برای یک پایان اوجگیرنده میدهد. و دقیقاً همین اتفاق میافتد. Life is Strange 2، تکاندهنده، سرشار از درس و متمرکز بر دنیای امروز، با قدرت و انفجار به پایان میرسد. قسمت آخر، شایستهی قسمتهای قبلی خود، قصد دارد سینماییتر باشد، به این معنا که تفکر حداقل به اندازهی مراحل گیمپلی اهمیت دارد.
این پنجمین و آخرین قسمت از ماجراجوییهای شان و دنیل، با پایانهای (بسیار) متفاوت خود، به خاطر حس تعادلش، که بین لحظات سبکی محض و سکانسهایی که بدترین شرارتهای گونهی بشر را خلاصه میکنند، در نوسان است، قابل توجه است. و بدین ترتیب داستانی را که بیش از یک سال ما را روی لبهی صندلیهایمان نگه داشته بود، به پایان میرساند.

When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
