بازی کامپیوتر Assassins Creed Shadows PC
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی کامپیوتر Assassins Creed Shadows PC
معرفی بازی Assassin's Creed Shadows کامپیوتر
Assassin's Creed Shadows یک بازی نقشآفرینی اکشن است که در سال ۲۰۲۵ توسط Ubisoft Quebec توسعه یافته و توسط Ubisoft منتشر شده است. این بازی چهاردهمین نسخه اصلی از مجموعه بازیهای Assassin's Creed و جانشین Assassin's Creed Mirage است.
از زمان معرفیاش، و حتی کمی قبلتر، Assassin's Creed Shadows بحثهای زیادی را برانگیخته است. این به دلیل وضعیت بهخصوص پرتنش این شرکت است، اما همچنین به دلیل تنشهای متعددی که کاملاً خارج از کنترل آن و در واقع، فراتر از کنترل دیگران است. این بازی هدف حملات متعددی، تقریباً در همه چیز و همیشه، قرار دارد. ناگفته نماند که این اولین بازی است که بر ژاپن فئودالی، فرهنگ آن و اسطورههای آن پیرامون نینجاها و ساموراییها تمرکز دارد.
دورهای که سالها مورد درخواست طرفداران بود، رویایی که اکنون به واقعیت تبدیل شده است. بنابراین Assassin's Creed Shadows بازیای است که یوبیسافت نمیتواند از دست بدهد؛ انتظارات هم برای ناشر و هم برای بازیکنان بسیار زیاد است. پس از ساعتها گیمپلی، مشخص است که این عنوان مطمئناً افراد زیادی را ناراحت خواهد کرد، بهخصوص از آنجایی که خوب است، حتی اگر ناقص باشد.
نکتهای کوتاه اما مهم که قبل از پرداختن به این نقد باید به آن اشاره کنم، با توجه به جنجالهای قابل توجه پیرامون انتشار آن. من ادعای مورخ بودن ندارم، به هیچ وجه. Assassin's Creed Shadows، مانند تمام بازیهای دیگر این مجموعه، اثری تخیلی است که از وقایع تاریخی، فرهنگها و گاهی حتی افراد واقعی الهام گرفته شده تا داستان خودش را خلق کند، که البته باید به خاطر داشت که داستانی تخیلی است و حتی با ژانر علمی تخیلی نیز درآمیخته است، همانطور که از زمان آغاز این مجموعه بوده است.

تریلر گیم پلی بازی Assassins Creed Shadows PC کامپیوتر
یوبیسافت این نکته را از لحظه انتشار بازیهایش کاملاً روشن میکند. بنابراین، من به بازی همانطور که هست، نه به عنوان یک نمایش تاریخی یک به یک، و همانطور که همیشه وقتی یک بازی در دست دارم، بدون هیچ گونه تصور از پیش تعیین شدهای انجام میدهم، نزدیک شدم.
همه چیز در مورد آزادی و انتقام است.
Assassin's Creed Shadows داستان دو شخصیت را دنبال میکند که در نگاه اول، به نظر میرسد هیچ وجه مشترکی ندارند، اما به دلیل جبر شرایط، خود را در حال همکاری با یکدیگر میبینند. هر دو با همان میل به آزادی هدایت میشوند. نائوئه، یک آدمکش جوان، میخواهد از قید قول و بار انتقام رها شود، در حالی که یاسوکه، یک برده خارجی سابق که به سامورایی یک ارباب خونخوار تبدیل شده، قصد دارد مسیر خود را پیدا کند و زنجیرهای خود را یک بار برای همیشه پاره کند.
با یاسوکه است که بازی با یک سکانس مقدماتی آغاز میشود که به سرعت گالنهای خون را جاری میکند. سایهها هیچ چیز را پنهان نمیکند، چه در طرح داستان و چه در گیمپلی. تاریک است، خشونتآمیز است. ژاپن قرن شانزدهم که در اینجا به تصویر کشیده شده، یک حمام خون واقعی است که در آن اربابان برای کنترل مناطق مختلف و کل کشور میجنگند. جنگی خونین که یاسوکه در آن شرکت خواهد کرد، در حالی که نائوئه بار اصلی آن را به دوش خواهد کشید.
پس از سکانس آغازین، ما نائوئه را ساعتها دنبال میکنیم. نینجای جوان فقط جنگ را به اجبار شرایط میشناسد، زیرا او را به درون آن سوق دادهاند. اگرچه او سالها در قبیله خود آموزش میبیند، اما فقط در اواخر زندگی خونریزی میکند. با وجود جوانی آشکارش، دختر جوان نترس است. در حالی که ممکن است تصور شود که غول سیاهپوست، وحشی بیرحم این دو نفر خواهد بود، در نهایت این نائوئه است که عملگراتر و خونسردتر است. یاسوکه، سنگ، به طرز عجیبی سنجیدهتر است، اگرچه گیمپلی او به وضوح ما را به سرعت عمل مداوم سوق میدهد.
سامورایی خارجی، گویی که توسط فرهنگی که متعلق به خودش نیست، شستشوی مغزی داده شده است، در جستجوی خود است. تلاش او برای آزادی، تلاشی برای هویت نیز هست. در حالی که برخی از بازیکنان همچنان از یوبیسافت به خاطر انتخابش انتقاد میکنند، واقعیت این است که یاسوکه بیدلیل آنجا نیست. او آنجا نیست که هیچ بحثی را دامن بزند. این شخصیت، همانطور که نوشته شده، دلایل خودش را برای وجود داشتن دارد. با این حال، جذابیت او به عنوان یک قهرمان قابل بازی، موضوع دیگری است.
بخشی از این مجموعه، با وجود یک پیشرفت بزرگ جدید، همچنان حل نشده باقی مانده است.
نائوئه، شینوبی انتقامجو، نیز در جستجوی پاسخ است. ما، بازیکنان و طرفداران پروپاقرص این مجموعه، چند پاسخ داریم. ما لیگ و مرام آن، ریشههای آن و آنچه برای آن میجنگد را میشناسیم، اما با هر قسمت جدید، چیزهای بیشتری یاد میگیریم و هنوز چیزهای زیادی برای کشف وجود دارد. متأسفانه، Assassin's Creed Shadows کاملاً از هدف خود دور شده است.

ما میدانیم که قرار است انگیزه جدیدی برای این مجموعه، در هر سطحی، باشد. در حالی که هر بازی داستان خود را روایت میکند، همه آنها در خدمت پسزمینهای هستند که سالهاست اسطورهشناسی این مجموعه را میسازد: داستانی از فجایع، توطئهها و تمدنهای باستانی، که با داستانهای علمی تخیلی عشوهگری میکنند. داستان دزموند مایلز مدتهاست که تمام شده است، همانطور که داستان لیلا حسن که با Assassins Creed Valhalla PC به پایان رسید. پس چه چیزی باقی مانده است؟ متأسفانه، چیز زیادی نیست.
من از آن دسته افرادی نیستم که طرفدار داستان زمان حال باشند، اما مثل بقیه، به دنبال کردن آن و کشف اسرارش عادت کرده بودم. یوبیسافت آشکارا تصمیم دیگری گرفته است و مانند Assassin's Creed Black Flag، اینجا هم با نوعی «درونماندگی» مواجه میشویم. سفر از طریق Animus هنوز هم وجود دارد، اما تا زمانی که به فایلهای جانبی قابل باز شدن نپردازیم، چیز بیشتری برای فرو بردن دندانهایمان وجود ندارد. با این حال، حق داشتیم انتظار بیشتری داشته باشیم. به خصوص از آنجایی که Shadows، Infinity، هاب معروف Animus را معرفی میکند که به شما امکان میدهد هر بازی را از Origins گروهبندی و اجرا کنید و در این فرآیند کمی دیوار چهارم را بشکنید. ما انتظار یک تکامل واقعی در این زمینه را داشتیم.
پتانسیل وجود داشت، اما شکست خورد. یوبیسافت مطمئناً به دنبال راهی برای بازگشت به عقب یا شاید خلق حماسهای دیگر است، اما در حال حاضر ما بیشتر سعی میکنیم علاقهای به Animus و هر چیزی که اطراف آن است پیدا کنیم، و هیچ علاقهای وجود ندارد. به هر حال، نه با Assassin's Creed Shadows. انیموس در اینجا عمدتاً بهانهای است تا معادل دو کارت نبرد رایگان را به ما تحمیل کند که به ما امکان میدهد با تکمیل اهداف و چالشهای نامرتبط با بازی، لوازم آرایشی و سایر موارد را باز کنیم.
سپس آنها به عنوان ناهنجاریهایی در بازی ظاهر میشوند. محتوای سطحی با ارزش کم. یک فروشگاه لوازم آرایشی نیز فعال است و از قبل کاملاً پر است. پتانسیل هدر رفتهای که فقط توجه ما را بیشتر پراکنده میکند، در حالی که ما در حال تلاش برای دنبال کردن خود بازی هستیم.
شمشیر دولبه آزادی
روی کاغذ، فراموش کردن آنچه در حال حاضر اتفاق میافتد قرار است به ما اجازه دهد تا بیشتر روی آنچه برای نائوئه و یاسوکه اتفاق میافتد تمرکز کنیم تا واقعاً با آنها ارتباط برقرار کنیم.
به جز اینکه با وجود ایدههای عالی و سکانسهای به یاد ماندنی، تا حدودی بیروح است. مشکل خود طرح داستان نیست، زیرا حرفهای زیادی برای گفتن دارد. توطئهها، خیانتها، ترورها، سنتها... ما در ژاپن فئودالی غرق شدهایم، حداقل ژاپنی که در مورد آن خیالپردازی میکنیم و در کتابها، فیلمها و سریالهایی که سالهاست دوست داریم، پیدا میکنیم. مشکل واقعی Assassin's Creed Shadows ساختار روایی آن، تمایلش به ارائه محتوا و آزادی بیشتر است.

بازی شعله خود را خاموش میکند، خودش را نابود میکند، به هر سو میرود و ما را تنها میگذارد تا همه چیز را کنار هم بگذاریم. مشکل این پازل این است که قطعات واقعاً به خوبی کنار هم قرار نمیگیرند. این آزادی، بسته به نحوه برخورد شما با بازی، میتواند ریتم بازی را کاملاً از بین ببرد، تا جایی که Assassin's Creed Shadows را کاملاً از هم گسیخته و بیروح میکند، که شایسته آن نیست.
تصمیم بر این بود که کاملاً بر آزادی تمرکز شود، یک محیط واقعی و سندباکس ایجاد شود که در آن بتوانید هر زمان که خواستید بیایید و بروید و ماموریتها را تقریباً بدون هیچ محدودیتی انجام دهید. هدف اصلی، مانند نسخههای قبلی، از بین بردن چندین هدف برجسته برای پایان دادن به سلطنت وحشت آنها است. در کنار این، نائوئه و یاسوکه داستانهای شخصی خود را دارند که بدیهی است برای اتمام بازی، درک تمام خطرات و کشف حقیقت بسیار مهم و حیاتی هستند.
ناگفته نماند که قطعات روایی ارائه شده توسط انیموس، اطلاعات ضروری زیادی را برای تکمیل تصویر ارائه میدهند. در نهایت، چندین شخصیت فرعی نیز کم و بیش مهم هستند و حتی در صورت تکمیل ماموریتهایشان به شما کمک میکنند. تمام ماموریتهای ما بر روی یک بوم وسیع ارائه میشوند که در آن پرترههایی از شخصیتها و اهداف اولویتدار، همراه با اطلاعات مرتبط با آنها، ظاهر میشود. از اینجا است که شما انتخاب میکنید چه کاری انجام دهید و کجا بروید.
برای هر ماموریت، باید تحقیق کنید و از دیدهبانها استفاده کنید تا به شما در یافتن اهدافتان روی نقشه یا حداقل منطقهای برای کاوش کمک کنند. هیچ اجباری وجود ندارد؛ شما هر طور که دوست دارید عمل میکنید. فقط سطح قهرمانان شما مهم خواهد بود، زیرا اگر خیلی ضعیف باشید، به سادگی نمیتوانید حریفان خود را از پا درآورید. بنابراین آزادی تقریباً کامل است و پس از چند ساعت، احساس خواهید کرد که هیچ محدودیتی ندارید.
با این حال، در حال حاضر، بیشتر احساس میکنید که مجموعهای از ایدهها روی یک میز چیده شدهاند و فردی که مسئول کنار هم قرار دادن آنها در یک داستان قوی و سریع است، به تعطیلات رفته است. بنابراین، مواجهه با یک شخصیت میتواند چندین ماموریت مختلف را آغاز کند. گاهی اوقات، شما باید یک عمل خاص را برای پیشبرد ماموریتهای مختلف به طور همزمان انجام دهید.

در حالی که ما تمایل به رهایی از محدودیتهای معمول مانند منوهای کشویی و زنجیرههای ماموریت خطی را تحسین میکنیم، عادت کردن به آن دشوار است. برخی از بازیکنان ممکن است هرگز به آن عادت نکنند. گم شدن در آن بسیار آسان است و روایت ناگزیر آسیب میبیند زیرا تکه تکه و مهمتر از همه، پراکنده است.
در نتیجه، بسته به سبک بازی شما، میتوانید به معنای واقعی کلمه چیزهای بسیار مهمی را از دست بدهید، اما بدتر از آن، میتواند درک شما از بازی را کاملاً تغییر دهد. ممکن است حوصلهتان سر برود یا بازی به طرز وحشتناکی کند و کُند باشد، در حالی که در واقعیت، به درستی آن را بازی نمیکنید. به جز اینکه در هیچ نقطهای به ما راهنمایی داده نشده است. فقط یک جلوه برجسته وجود دارد که به راحتی میتوان آن را از دست داد و اهداف اولویتدار را نشان میدهد.
اگر بدشانسی بیاورید که زمان زیادی را صرف کنید یا با عجله به سراغ کارها بروید، خطر خرابکاری در تجربه را به جان میخرید و کل ماجرا تا حد امکان نامنسجم به نظر میرسد. این از همان ابتدا صادق است، زیرا به عنوان مثال، یاسوکه فقط در یک نقطه خاص از ماجراجویی به نائوئه میپیوندد و آن نقطه میتواند در عرض چند ساعت یا بیشتر از بیست ساعت فرا برسد. بستگی به شما دارد، اما در نگاه اول، هیچ چیز و هیچ کس آن را نشان نمیدهد.
در نتیجه، خیلی دیر به پایان میرسد؛ ما قبلاً به نائوئه و گیمپلی او وابسته شدهایم، تا جایی که از خود میپرسیم که آیا اصلاً شخصیت قابل بازی دومی لازم بوده است یا خیر. این سوالی است که حتی بعد از بیش از شصت ساعت هنوز از خودم میپرسم. بیایید رک باشیم، یاسوکه جالب است و جایگاه خود را در اینجا دارد، حتی اگر فقط به خاطر داستانش باشد. اما به طور متناقضی، تبدیل او به یک شخصیت قابل بازی، و حتی تلاش برای تبدیل او به یک شخصیت اصلی، کاملاً غیرضروری به نظر میرسد. او میتوانست هرگز قابل بازی نباشد؛ ما چیزی را از دست نمیدادیم.
دو شخصیت... اما چرا؟
وقتی با هم هستند، شخصیتهای اصلی ما عملاً همیشه با هم هستند. حتی یک کاتسین هم بدون حضور دیگری پیش نمیرود. به طور متناقضی، ما هرگز به عنوان هر دو شخصیت به طور همزمان بازی نمیکنیم. تنها زمانی که آنها با هم میجنگند، به طرز ناشیانهای چوب بازی را به دست میگیرند. در غیر این صورت، این حداقل کار است. شما باید از طریق منوی بازی شخصیتها را عوض کنید، که سپس به طور جادویی در همان نقطهای که با شخصیت قبلی بودید ظاهر میشوند و آنها هرگز خارج از کاتسینها با هم تعامل ندارند.

شما هیچ احساسی در مورد مشارکت یا رابطه فرضی آنها ندارید، که هر زمان داستان هر دو را همزمان روی صفحه نمایش قرار میدهد، مصنوعی به نظر میرسد. چرا زحمت ارائه دو شخصیت را به ما بدهیم، جا دادن هر دوی آنها را در قاب دشوار کنیم و بازیکنان را مجبور کنیم دو برابر تجهیزات و مهارتها را مدیریت کنند، در حالی که در نهایت چیز کمی به آن اضافه میشود؟ سوال عالی.
یاسوکه دیر میرسد، خوشبختانه نه از روی ناچاری، اما چندین عنصر روایی تقریباً باعث میشوند فکر کنیم که او از ابتدا قرار نبوده قابل بازی باشد. رابطه بین این دو شخصیت گاهی اوقات بسیار عجیب است. در حالی که آنها هدف یکسانی دارند، باورها و گذشتههایشان آنها را بیش از حد در تضاد قرار میدهد و هیچ چیز واقعاً آنها را به هم متصل نمیکند. در نتیجه، شیمی بین آنها هرگز واقعاً برقرار نمیشود، حتی اگر هر کدام به تنهایی به طرز چشمگیری پیشرفت کنند، مثلاً وقتی فقط برای داستانهای شخصیشان در نقش آنها بازی میکنید.
رفتار آنها که بسیار متفاوت است، گاهی اوقات آنقدر با یکدیگر در تضاد است که از روایت داستان میکاهد. باور کردنش سخت است و ما واکنشهای یکدیگر را درک نمیکنیم. این فرمول خیلی تکرار میشود. دشمنان دوست میشوند و همه تمایل دارند یکدیگر را برای بدترین چیزها ببخشند. چه این موضوع فرهنگ و/یا اعتقاد به بخشش باشد یا نه، نحوه ارائه آن در بازی بسیار عجیب است و واقعاً کار نمیکند. در شروع ماجراجویی، میتوانید با انتخاب کردن و خلق داستان خودتان، بازی را پیش ببرید یا اجازه دهید بازی این کار را برای شما انجام دهد.
این همان چیزی است که به عنوان داستان اصلی در نظر گرفته خواهد شد. برای این نقد، من تصمیم گرفتم خودم تصمیم بگیرم. انتخابهای زیادی وجود دارد و برخی از آنها تأثیر مستقیمی دارند، اما همین. هیچ چیز برنامهی سرنوشت را مختل نمیکند. به نظر نمیرسد که شخصیتهای ما را خیلی تکان دهد، حتی اگر گاهی اوقات در مورد مسائل بسیار مهم اختلاف نظر داشته باشند.

با این حال، صرف نظر از انتخاب اولیه شما، پس از اتحاد مجدد این دو نفر، میتوانید گاهی اوقات انتخاب کنید که یکی از شخصیتها در طول ماموریتها مداخله کند. باز هم، هیچ چیز واقعاً بر پایان تأثیر نمیگذارد، بلکه بر خود گیمپلی تأثیر میگذارد. در حالی که نائوئه مخفیکاری را ترجیح میدهد، یاسوکه درها را میشکند و به صورت افراد مشت میزند. این به شما بستگی دارد که کدام رویکرد را ترجیح میدهید. Assassin's Creed قدیمی یا نسخهای تقویتشده از آنچه از زمان Odyssey و Valhalla به ما ارائه شده است؟
بهترین گیمپلی مخفیکاری سری Assassin's Creed
Assassin's Creed، همه چیز در نامش نهفته است. تا جایی که به یاد داریم، الطائر، اتزیو و کانر از آن دسته افرادی بودند که باید محتاط عمل میکردند، حتی اگر همه آنها میدانستند چگونه از شمشیر استفاده کنند، زیرا درگیریها گاهی اوقات اجتنابناپذیر بودند. از سال ۲۰۱۷، این مجموعه ۱۸۰ درجه تغییر جهت داده و بیشتر به سمت بازیهای نقشآفرینی اکشن متمایل شده است. Assassin's Creed Shadows دقیقاً نمیداند که میخواهد چه باشد؛ بین دو صندلی گیر افتاده است.
مانند هر چیز دیگری که به Animus مربوط میشود، یک گیمپلی "میانهراه" را به ما ارائه میدهد که به معنای واقعی کلمه بین نائوئه در یک طرف و یاسوکه در طرف دیگر تقسیم شده است. دو قهرمانی که کاملاً متضاد هستند. نینجای جوان بدون شک لذتبخشترین شخصیت برای بازی است. او کسی است که واقعاً داستان را درک میکند. میتوانست کس دیگری نباشد. شاید باید کس دیگری نبود. نائوئه مظهر تمام چیزهایی است که ما در مورد Assassin's Creed دوست داریم، هر چیزی که این فرنچایز باید باشد.
این شینوبی در مخفیکاری عالی است، میتواند کاملاً در هر فضایی حرکت کند و همچنین یک متخصص آکروبات و پارکور بسیار ماهر است، همانطور که از انیمیشنهای فوقالعاده دقیق و چشمگیر او مشهود است. در نگاه اول عشق بود. من در طول پیشنمایش مجذوب آن شده بودم و بازی کامل کاملاً مرا مجذوب خود کرد. از نویسندگی گرفته تا گیمپلی، نائوئه تمام بار Assassin's Creed Shadows را بر دوش میکشد. او به تنهایی از تمام اضافات این نسخه جدید بهره میبرد، که دیگر نمیتوانیم تصور کنیم از این فرنچایز حذف شود.

این یک گام واقعی به عقب خواهد بود. این واقعیت ساده که او میتواند روی زمین دراز بکشد، به او اجازه میدهد محیط را به روشی کاملاً متفاوت تجربه کند. چمنهای با ارتفاع متوسط، شیب پشت بام یا خزیدن در آبهای کمعمق اکنون میتوانند به عنوان مکانهای مخفی عمل کنند - چیزی که قبلاً غیرممکن بود. نائوئه همچنین تنها کسی است که میتواند از Eagle Vision استفاده کند، تواناییای که به او اجازه میدهد دشمنان را از پشت دیوارها حس کند تا از خطر هشدار دهد. اگرچه شاید کمی بیش از حد قدرتمند باشد، اما این مهارت همچنان فوقالعاده مفید است و مهمتر از همه، جایگزین پرندگانی شده است که از زمان Origins به عنوان همراه داشتیم.
تعامل نور و سایه برای مخفیکاری نیز بسیار مهم است، زیرا میتوانید از شب یا مناطق سایهدار برای استتار خود استفاده کنید، یا حتی با سرکوب منابع نور، مکانهای خودتان را ایجاد کنید. علاوه بر این، زرادخانه کامل یک نینجای باتجربه، مانند قلاب قلاب، شوریکنها، کونایها و بمبهای دودزا نیز وجود دارد. این ابزارها بسیار مفید و کاملاً متعادل هستند. نه، دیگر نمیتوانید با پرتاب بمبهای دودزا به همه جهات، کل صفوف دشمنان را از بین ببرید، اما همچنان میتوانید آنها را به طور معقول از بین ببرید.
قلاب قلاب، به نوبه خود، در درجه اول برای این وجود دارد که به شما امکان دهد به مناطق غیرقابل دسترس برسید. بنابراین میتوانید به راحتی با بالا رفتن از معابد یا معابد به بالای آنها، از عمودی بودن معماری استفاده کنید. پارکور عالی است؛ نائوئه به راحتی، سبکی و ظرافت حرکت میکند. طراحی مراحل کمک بزرگی است، بدون اینکه ما را مجبور به قرار گرفتن در مسیرهای مشخص مانند Assassin's Creed Mirage کند. اینجا، خیلی طبیعیتر است، حتی اگر بخواهیم از درختان پوشیده از تختههای زرد روشن یا قلابهای قلابمانند گله کنیم. خیلی باورپذیر نیست و، بدتر از همه، با همه چیز دیگر در تضاد است. با این وجود، فقط نائوئه واقعاً از همه اینها سود میبرد: قلعههای عظیم و بسیار پرجزئیات با معماری دقیق و طراحی باورپذیر، پیچیده و خوب اجرا شدهشان.
یاسوکه، شخصیت وحشی، بیرحم و در نهایت غیرضروری در Assassin's Creed Shadows
متأسفانه یاسوکه فقط یک گاومیش است. این جنگجو سنگین وزن است و لقب "غول" را بیدلیل یدک نمیکشد. او بسیار قدبلندتر و تنومندتر از اکثر ساکنان است، بسیار کندتر از نائوئه حرکت میکند و چابکی بسیار کمتری دارد.
او این ضعف را با قدرت عظیم و بیرحمانهاش جبران میکند و به او اجازه میدهد بدون هیچ تردیدی با گروههای ده نفره از دشمنان مبارزه کند، در حالی که نائوئه اگر تعداد دشمنان زیاد باشد، به راحتی از آنها عبور میکند. او نمایانگر جنبه تهاجمی گیمپلی است، از آن نوعی که از آخرین نسخههای بازی مانند Origins، Assassins Creed Odyssey PC و Valhalla انتظار داریم. اما در اینجا، این تمام کاری است که از او برمیآید. شکستن درها، شکستن فکها، پرتاب کردن ارواح بیچاره مانند یک اسپارتان. وقتی میبینید که پنج درخت از شش درخت مهارت او به سلاحها اختصاص داده شده است، متوجه منظور میشوید.
.jpg)
با این حال، او سبک گیمپلی جالبی دارد که کاملاً بر مبارزه متمرکز است، اما بسیار خوب کار میکند. قدرت فوقالعاده او در تأثیر ضربات و تواناییهای رزمیاش به وضوح مشهود است. حیف است که این سبک فراتر نمیرود، زیرا یاسوکه به جز نقش یک کیسه بوکس، وقتی در نقش او بازی میکنید، چیز دیگری برای ارائه ندارد. او فقط یک تفنگ و یک کمان دارد که از فاصله دور خودنمایی میکند، اما همین. در بقیه موارد، تنها قدرت وحشیانه و میل شدید او به مبارزه به او جوهره میدهد. بدون شک، گیمپلی یاسوکه به گونهای طراحی شده است که یادآور آخرین بازیهای این فرنچایز باشد، گویی میخواهد از بریدن زودهنگام سیم بکسل جلوگیری کند.
خوشبختانه، سیستم مبارزه جالب و پویا است. در درجه سختی نرمال یا بالاتر، گاهی اوقات حتی میتواند بسیار طاقتفرسا باشد. مانند Origins، شما با حملات سبک و سنگین، جاخالی دادن و دفع حمله میجنگید. با این حال، این بار حملات دشمن ویژگیهایی دارند که میتوانند به شما در تغییر روند بازی کمک کنند. به لطف فلشهای رنگی، میتوانید ماهیت حمله را تشخیص دهید: یک حمله سبک (سفید)، یک حمله معمولی یا ترکیبی (آبی) و یک حمله سنگین یا کشنده (قرمز).
دو مورد اول را میتوان برای ضدحمله دفع کرد، اگرچه یک ترکیبی شما را ملزم میکند که تمام (یا بخش خوبی) از ضربات را برای ایجاد یک راه باز کنید. با این حال، حملات سنگین و کشنده باید برای جلوگیری از آسیب زیاد، جاخالی داده شوند. یک جاخالی کامل همچنین به شما این امکان را میدهد که به طور موثر دست بالا را داشته باشید. یاسوکه میتواند با آسیب عظیم ضدحمله کند، در حالی که نائوئه بیشتر به جاخالی دادن و چابکی متکی است، با حملات بسیار سریع و تواناییهای متعدد کنترل جمعیت که به او اجازه میدهد ضربات بحرانی وارد کند.
باز هم، اگرچه یاسوکه موثرترین است، اما هیجانانگیزترین شخصیت برای بازی در نبرد همچنان نائوئه است. او شکنندهتر و چابکتر است، که باعث میشود نبردها شدیدتر و پرتنشتر از همیشه باشند، اما مهمتر از همه، وقتی با شینوبی به طرز شیکی چندین دشمن را از پا درمیآورید، حس واقعی موفقیت وجود دارد.
نائوئه به تنهایی بار Assassin's Creed Shadows را به دوش میکشد
ملکه همچنان نائوئه است؛ آینده Assassin's Creed به او بستگی دارد و ما امیدواریم که ویژگیهای جدید معرفی شده در Shadows همچنان مورد استفاده قرار گیرند و حتی بیشتر توسعه یابند. مدت زیادی بود که یک بازی در این فرنچایز جنبههای مخفیکاری و عملیات پنهانی خود را به این موثری به نمایش نگذاشته بود. حتی میراژ، که هدفش بازگشت به ریشههای این مجموعه بود، در چندین زمینه کمبود دارد.

وقتی از پشتبامی به پشتبامی دیگر دزدکی حرکت میکنید، با احتیاط به نگهبانان گوش میدهید، جسدی را به مخفیگاه میکشید، یا از سقف آویزان میشوید تا هدفی را در سایهها از بین ببرید، بوی مشخصی از Splinter Cell، از مخفیکاری خالص، به مشام میرسد. فرصتها بیشمارند و مهمتر از همه، بسیار طبیعی به نظر میرسند، اغلب اوقات اصلاً اجباری نیستند، که این امر باعث افزایش غوطهوری و احساس طراحی استراتژی توسط خودتان میشود.
توسعهدهندگان ابزارها را در اختیار ما قرار میدهند، اما یافتن راهحلها به عهده ماست. این امر در نهایت به ما اجازه میدهد تا واقعاً یک اردوگاه یا قلعه را بدون خونریزی و با احتیاط پاکسازی کنیم، یا برعکس، بدون به صدا درآوردن کوچکترین زنگ خطری، همه را از بین ببریم. ما رویکردهای خود را برنامهریزی میکنیم و حتی گاهی اوقات متوجه میشویم که چندین ده دقیقه را صرف بررسی محیط و آزمایش میکنیم.
آب و هوای پویا: یک موفقیت باورنکردنی
یک عنصر حیاتی دیگر نقش حیاتی ایفا میکند، در حالی که به جنبه هنری بازی نیز مرتبط است: آب و هوای پویا و سیستم فصلی آن. بگذارید همین الان به شما بگویم، چشمگیر و واقعاً بیسابقه است. آب و هوای پویا تأثیر فوقالعادهای بر فضای کلی بازی دارد و به طور کامل مکمل کارگردانی هنری فوقالعاده آن است و مجموعهای از فرصتهای گیمپلی را ارائه میدهد. هر فصل مجموعهای از رویدادهای آب و هوایی خاص خود را به همراه دارد که همگی بر مکانیک بازی تأثیر میگذارند.
به عنوان مثال، در زمستان، آب یخ میزند و میتواند معابر زیر آب یا مکانهای مخفی بالقوه را مسدود کند. بسته به گونه، برخی از بوتهها نیز برگهای خود را از دست میدهند و دیگر نمیتوان از آنها برای استتار استفاده کرد و استالاکتیتها هنگام راه رفتن روی پشت بامها یا آویزان شدن از لبه، فرو میریزند. آنها سر و صدا میکنند، نگهبانان را آگاه میکنند و حتی اگر روی سرشان بیفتند، میتوانند آنها را زخمی یا بکشند. از سوی دیگر، بهار پوشش گیاهی بسیار فراوانتر و در نتیجه مکانهای مخفی بیشتری را ارائه میدهد. هر فصل مزایا و معایب خود را دارد، گذشته از خود آب و هوا و چرخه روز/شب.

میتوانید از شب برای نفوذ مخفیانه یا از طوفان برف برای ناپدید شدن در کولاک استفاده کنید. برعکس، رعد و برق یک طوفان شدید میتواند موقعیت شما را پس از فرا رسیدن شب آشکار کند. همه اینها با بازی کردن و آزمایش کشف میشود. از نظر هنری و فنی نیز بسیار چشمگیر است. این نسل جدیدی از بازیهای Assassin's Creed است. در پاییز، رنگهای اخرایی و طلایی، جنگلها را زیباتر میکنند، برگها زمین را فرش میکنند و توسط نیروی باد بلند میشوند، که مدیریت آن خیرهکننده و بسیار واقعگرایانه است.
به عنوان مثال، میتواند گرد و غبار را بلند کند و درختان را تکان دهد و شاخهها و برگها را بچرخاند. باران نیز بسیار باورنکردنی به نظر میرسد و گودالهایی ایجاد میکند که از پشت بامها میریزند... گذار بین آب و هوای خوب و بد نیز فوری نیست؛ رنگها تغییر میکنند، زمین کم کم خشک میشود. میتوانیم ساعتها در مورد آن صحبت کنیم و حتی نوعی شعر در آن پیدا کنیم.
Assassin's Creed Shadows از نظر هنری عالی است.
این جلوههای آب و هوایی یک مزیت واقعی به تجربه اضافه میکنند، و نه فقط از نظر گیمپلی. جهتگیری هنری نیز با این رویدادهای اقلیمی تقویت میشود. کاملاً ساده است: تقریباً در هر مکانی و همیشه میتوانید عکس بگیرید. کوچکترین پانوراما یا یک پیادهروی ساده در قلب یک روستای معمولی بهانهای برای استفاده از حالت عکس است. شکوفههای گیلاس، درختانی که تا جایی که چشم کار میکند با رنگهای مسی پوشیده شدهاند، خورشیدی که از میان مه صبحگاهی عبور میکند... واقعاً باشکوه است. کارگردانی هنری کاملاً باشکوه است.
بنابراین نه، این یک نمایش تاریخی نیست، باز هم. مانند همه چیز، یوبیسافت از واقعیت الهام میگیرد، آن را به سبک خود تفسیر میکند و ایدههای خود را با مقیاسی واقعگرایانهتر از حد معمول در آن میگنجاند. واقعیت این است که این ترفند به طرز شگفتانگیزی جواب میدهد. از شهر باشکوه و عظیم کیوتو گرفته تا روستاهای کوچک واقع در کوهستان، در طول سفرهایمان شگفتیهای واقعی را کشف میکنیم. معابد و زیارتگاههای دیگر نیز بسیار زیاد هستند و به عنوان یک امتیاز، اغلب بسیار مفید هستند.
بیش از هر بازی Assassin's Creed دیگر، Shadows ما را به یک سفر دعوت میکند. نقشه وسیع و باورپذیر آن و اجرای هنری دقیق، نقاط قوت غیرقابل انکار آن هستند. خوشبختانه چنین موفقیت بصریای دارد، زیرا قرار است پیادهروی زیادی انجام دهیم. Shadows ما را به هر گوشه از نقشه خود میبرد، گاهی اوقات برای مدت زمان طولانی. سپس حس یک بازی فکری به خود میگیرد، به خصوص که تعداد کمی از مردم در جادهها هستند و ما دیگر نمیتوانیم حیوانات وحشی را شکار کنیم. آنها دیگر به هیچ وجه قابل کشتن نیستند؛ آنها شکستناپذیر هستند. این قطعاً بار دیگر به دلیل مسئله فرهنگ است.
.jpg)
خوشبختانه، کلی نقاط جالب برای کشف وجود دارد: معابد، زیارتگاهها، ویرانههای باستانی، قلعهها، مکانهای آرام برای مدیتیشن... حتی میتوانید آنها را از نقاط دید معروف که هنوز وجود دارند اما عملکرد متفاوتی دارند، تشخیص دهید. Shadows همان کاری را انجام میدهد که در Immortals Fenyx Rising انجام شد. وقتی به یک نقطه اوج رسیدید، میتوانید افق را اسکن کنید تا نقاط مهم مورد علاقه را برجسته کنید و تعداد زیادی از آنها وجود دارد. این مکانها فعالیتهای جانبی ضروری را برای پیشرفت شما ارائه میدهند.
پیدا کردن طومارها، گنجها یا دعا کردن مطمئناً به یک روال تبدیل میشود، اما این مزیت را دارد که بسیار سریع است و بنابراین خیلی خستهکننده نیست. Assassin’s Creed Shadows بیش از هر نسخه دیگری قبل از خود ما را تشویق میکند تا از یک مکان به مکان دیگر برویم تا رتبههای دانش را کسب کنیم، که به عنوان نقاط عطف عمل میکنند و به ما امکان میدهند مهارتها را در حداقل شش درخت تسلط برای هر شخصیت یاد بگیریم. اینجاست که ما تواناییهای غیرفعال را برای افزایش مهارتهای رزمی خود و همچنین حرکات ویژهای که انیمیشنهای خیرهکنندهای را ایجاد میکنند، پیدا خواهیم کرد.
این انیمیشنها با سبک گرافیکی یادآور هنر جوهر یا مانگا و جلوههای کتابهای مصور ارائه میشوند که به صورت سیاه و سفید با تنها رنگ خون قرمز روشن ارائه میشوند. تواناییها و آمارهایی که باز میکنیم نیز قدرتمند و برای غلبه بر تهدیدهایی که در طول سفرمان با آنها روبرو میشویم ضروری هستند. به همین دلیل است که به سرعت خود را در حال هجوم به هر هدف ثانویه یا نقطه مورد علاقه خواهیم یافت. به خصوص که گاهی اوقات میتوانیم منابع ارزشمندی را در آنجا پیدا کنیم، چه تجهیزات (سلاح و زره) یا مواد گرانبها برای فروش یا استفاده در پایگاه خود.
پایگاهی برای یک خانواده جدید
نائوئه با پذیرفتن ردای قبیله خود، هدف خود را ایجاد یک پایگاه عملیاتی در یک دره مخفی قرار داده است. مانند دهکده در Assassin's Creed Valhalla، میتوانید پایگاه خود را مدیریت کنید و ساختمانهای مختلفی بسازید که خدمات مفیدی مانند آهنگری یا سایر پاداشها را ارائه میدهند. ویژگی منحصر به فرد اینجا این است که برای اولین بار در این مجموعه، شما آزاد هستید هر آنچه را که میخواهید، هر کجا که میخواهید بسازید و همه چیز را به دلخواه خود تزئین کنید.

محل قرارگیری ساختمان، چیدمان زمین، طراحی باغ ... آزادی بار دیگر مطلق است. شما میتوانید اقلام زیادی را برای بهبود پایگاه خود در طول زمان خریداری و پیدا کنید و همچنین چند نفر را جذب کنید. فقط حیف است که این جنبه در نهایت توسعه نیافته است. مفید است، هر از گاهی به آن سر خواهید زد، اما واضح است که میتوانست بیشتر تکمیل شود. در نهایت به نظر میرسد که فقط سطح را خراشیده است. با این حال، مطمئناً با توجه به تعداد زیاد گزینههای سفارشیسازی و پتانسیل نتایج واقعاً چشمگیر، شاهد خلاقیتهای بیشماری خواهیم بود که پس از انتشار به اشتراک گذاشته میشوند.
سفارشیسازی پایگاه شما به تنهایی میتواند چندین ساعت طول بکشد. از بسیاری جهات، Assassin's Creed Shadows یک اتلاف وقت است. اگر مستقیماً به سراغ آن بروید، میتوانید داستان اصلی را در حدود ۳۵ ساعت به پایان برسانید، مشروط بر اینکه مایل باشید تقریباً همه چیز را از دست بدهید. کارهای بیشماری برای انجام دادن، تعداد زیادی هدف برای از بین بردن (یا نه)، تحقیقات و انبوهی از چیزهای دیگر برای کشف وجود دارد. همه چیز جذاب نیست، اما Assassin's Creed Shadows هنوز هم میتواند کنجکاوی شما را برانگیزد. به طور کلی، انتظار میرود حدود ۷۰ تا ۸۰ ساعت برای تکمیل همه چیز صرف شود.
گیمپلی به سبک PS4 در یک بازی PS5؟
بازی Assassin’s Creed Shadows فوقالعاده سخاوتمند است و وقتی در حال کاوش در آن هستید، کاملاً خیرهکننده است. با این حال، همه چیز خوب نیست، به هیچ وجه. علاوه بر انتخاب عجیب برای تکهتکه کردن روایت، بازی در نمایش مؤثر آن و به طور کلیتر، در وهله اول در نمایش خود مشکل دارد. در حالی که نویسندگی خوب است، ارائه اکثر سکانسهای کلیدی بازی با اجرای فنی متناقضی که مانند بازگشت به دوران PS4 به نظر میرسد، خدشهدار شده است و از آنچه Origins، Valhalla و حتی Odyssey ارائه میدهند، پایینتر است. مدلهای شخصیت و حالات چهره به هیچ وجه واقعگرایانه نیستند، اغلب اغراقآمیز هستند.
یاسوکه هر بار که لبخند میزند مورد تمسخر قرار میگیرد، نائوئه به جای اینکه ظاهری تهدیدآمیز داشته باشد، چشمهایش را تنگ میکند... قهرمانان ما کاریزمای زیادی دارند؛ شینوبی به طرز خیرهکنندهای زیبا است و سامورایی واقعاً با ابهت است، اما آنها عملاً در هر کاتسین سلاخی میشوند. به این موارد، سکانسهای بیپایان و طولانی شات-ریورس شات در طول صحنههای گفتگو اضافه کنید. برای یک بازی با این همه دیالوگ، این مشکلساز است، زیرا به شدت فاقد مدرنیته است.

ضمناً باید گفت که دوبله فرانسوی بازی، صادقانه بگویم، انتظارات از یک اثر در این سطح را برآورده نمیکند. اغلب اوقات، حتی با وجود اینکه چند اجرا برجسته هستند، به ویژه نائوئه و یاسوکه که خوشبختانه به اندازه کافی قانعکننده هستند، صداگذاری نامناسبی دارد. من فقط میتوانم به شما توصیه کنم که دوبله همهجانبه را انتخاب کنید که مانند Ghost of Tsushima PC، به شخصیتها اجازه میدهد به زبانهای مربوطه خود صحبت کنند. غوطهوری به میزان زیادی افزایش یافته است، اما کافی نیست، زیرا وقتی قرار است به اوج هیجان برسید یا یک کاتسین بالاخره یک تجربه هیجانانگیز ارائه دهد، موسیقی متن با موسیقی بیربط خود کاملاً بیمعنی است.
طبلها، بیسها، ضربات، یا مردی که در حالی که دیوانهوار آواز میخواند، در آتش میسوزد، مطلقاً جایی در آنجا ندارند و برای فهمیدن اینکه مناسب نیست، نیازی به صدای بینقص ندارید. خوشبختانه، بازی هنوز هم سکانسهای واقعاً زیبایی و ایدههای داستانی عالی ارائه میدهد. میتوانم ایراد بگیرم و بگویم که متاسفانه از بهترینهایشان به خوبی استفاده نشده، اما فکر میکنم همین کافی است. واقعاً حیف است، چون در مجموع، داستان خوب است و قطعاً شایستهی توجه بیشتری بود. با این حال، با وجود مشکلاتی در کارگردانی، روایت و ماموریتهای پراکنده و سیستم پیشرفتی که درک آن دشوار است، گاهی اوقات باید واقعاً پشتکار داشته باشید.
جنبههای فنی بازی گاهی اوقات، چه در PS5 (مدل اصلی) و چه در PS5 Pro، دچار مشکل میشوند. در کنسول بزرگتر سونی، به لطف چند لمس ردیابی پرتو، از گیمپلی روانتر و جلوههای نوری نرمتر و واقعگرایانهتر بهرهمند میشوید. در غیر این صورت، Assassin's Creed Shadows به طور کلی از فاصله دور زیبا است؛ به ویژه لباسها، فوقالعاده دقیق و بسیار شیک هستند و محیطها نفسگیر هستند.
فضای کلی فوقالعاده است؛ گم شدن، پرسه زدن و غرق شدن در مناظر و طراحی صدای عالی لذتبخش است. اما وقتی شروع به کاوش عمیقتر میکنید، داستان فرق میکند. باگها هنوز هم فراوان هستند، هرچند که مشکل بزرگی نیستند، زیرا مانع بازی شما نمیشوند. دیدن نائوئه که در حالی که شما از پشت بامها بالا میروید، به هر جایی که دلش میخواهد میپرد یا تصمیم میگیرد چیزهایی را که قصدش را ندارید، بگیرد، غیرمعمول نیست.

این یک رویه استاندارد در Assassin's Creed است، همراه با باگهای برخورد و اسکریپتهایی که گاهی اوقات از کنترل خارج میشوند و موقعیتهایی ایجاد میکنند که از هر چیز دیگری سرگرمکنندهتر هستند. یکی از نقاط ضعف واقعی بازی، هوش مصنوعی است که کاملاً احمقانه است. در حالی که مکانیکهای مخفیکاری واقعاً درخشان هستند، دشمنان فوقالعاده احمق هستند، صرف نظر از اینکه سختی را افزایش دهید یا نه. اغلب، به نظر میرسد که آنها چشمبند دارند، قادر به تماشای پهلوهای خود نیستند، و این باعث میشود ترور آنها از کنار آسان باشد.
آنها واقعاً به ناپدید شدن رفقای خود واکنش نشان نمیدهند، با هم صحبت نمیکنند، اطلاعات رد و بدل نمیکنند... به عبارت دیگر، دشمنان صرفاً طعمه توپ هستند. آنها با توجه به آسیبی که وارد میکنند، یک تهدید محسوب میشوند، اما همین. وقت آن رسیده که در این زمینه تلاشی صورت گیرد، به خصوص از آنجایی که رقابت قبلاً ثابت کرده است که میتوان خیلی بهتر عمل کرد. Assassin's Creed Shadows هم میتواند بهترین و هم بدترین عملکرد را داشته باشد.
جمع بندی
بازی Assassin’s Creed Shadows در یک زمینهی بهخصوص پرتنش عرضه میشود و به نظر میرسد که تمام تلاش خود را برای روانتر کردن اوضاع و ارائه تصویری بینقص انجام داده است و این کار را به خوبی انجام داده است. این یک نسخه عالی است، اما واضح است که بدون نقص هم نیست. ویژگیهای جدید متعدد و به اندازه کافی خوب طراحی شدهاند تا از نظر گیمپلی مخفیکاری، بهترین قسمت آن را رقم بزنند. حیف است که نائوئه تقریباً تمام بار بازی را به تنهایی به دوش میکشد، در حالی که نقش یاسوکه به داستان محدود شده است و نه خود گیمپلی.
Assassin’s Creed Shadows بازیای است که در آن آزادی حرف اول را میزند و این گاهی اوقات نقطه ضعف آن است. ریتم بازی ناهموار است، نویسندگی میتواند متناقض باشد اما گاهی اوقات نیز درخشان است و نقصهای آشکار در کارگردانی به گونهای است که لحظات درخشان را خراب میکند. حیف است، زیرا این بازی یک دنیای باز کاملاً خیرهکننده ارائه میدهد؛ ژاپن عالی است. سیستم آب و هوای پویای فوقالعاده و بیسابقه آن را هم نباید فراموش کرد که امیدواریم به استاندارد تبدیل شود. Assassin’s Creed Shadows شاید استثنایی نباشد، اما با این وجود یکی از بهترین نسخههای این فرنچایز است و مهمتر از همه، نویدبخش چیزهای بزرگی برای آینده است.
نقاط قوت
+
از نظر هنری فوقالعاده، فضاسازی فوقالعاده است
+
بهترین Assassin’s Creed در زمینه مخفیکاری
+
Naoe، شخصیتی که نمیخواهید از او دست بکشید
+
دنیای باز خیرهکننده است، ژاپن باشکوه است
+
آب و هوا و فصلهای پویا چشمگیر هستند
+
سیستم مبارزه مؤثر است و حس فوقالعادهای را ارائه میدهد
+
صداگذاری همهجانبه فوقالعاده خوب انجام شده است
+
طول عمر عظیم
+
Naoe، Naoe و Naoe های بیشتر
-
نقاط ضعف
-
هنوز اشکالات زیادی وجود دارد، خوشبختانه هیچ چیز جدی نیست
-
هوش مصنوعی کاملاً خراب است، یک چیز خستهکننده و همیشگی
-
بازی با دو شخصیت هیچ چیز جدیدی اضافه نمیکند و کاربرپسند نیست
-
برخی انتخابهای موسیقی خارج از هدف که سکانسهای خاصی را خراب میکنند

تحلیل فنی بازی Assassins Creed Shadows PC کامپیوتر
• گزینههای حالت پنجره «پنجرهای» و «بدون حاشیه» هستند و حالت تمامصفحه انحصاری وجود ندارد.
• V-Sync را میتوان بهطور کامل غیرفعال کرد، هیچ محدودیت FPS پنهانی وجود ندارد.
• محدودکننده نرخ فریم میتواند در محدوده 30 FPS تا 320 FPS باشد.
• ارتقادهندههای موجود TAA، DLSS، FSR و XeSS هستند.
• ارتقادهنده AA بومی پشتیبانی میشود، تنظیم «عملکرد فوقالعاده» پشتیبانی نمیشود.
• تولید فریم از FSR و DLSS پشتیبانی میکند، میتوانید ارتقادهندهها را با هم ترکیب کنید، بنابراین کاربران کارتهای GeForce 30 میتوانند از ارتقادهنده DLSS با تولید فریم FSR استفاده کنند.
• میتوانید تاری حرکت و انحراف رنگی را غیرفعال کنید.
• تنظیم «روشنایی سراسری ردیابی پرتو» محل فعال بودن ردیابی پرتو در بازی را کنترل میکند. اگر «فقط مخفیگاه پخش» را انتخاب کنید، RT برای بیشتر گیمپلی واقعی غیرفعال میشود و فقط در «خانه» شما فعال میشود، که یک منطقه امن بدون جنگ است. روی کارتهایی که هستههای RT ندارند، بازی از یک جایگزین مبتنی بر سایهزن استفاده میکند. دو گزینه دیگر «Diffuse Everywhere» و «Diffuse + Specular Everywhere» هستند. Specular با هایلایتهای روی اشیاء براق سروکار دارد. • تنظیمات عملکرد عبارتند از «کم»، «متوسط»، «زیاد»، «خیلی زیاد» و «فوقالعاده زیاد». حتی در حالت فوقالعاده زیاد، همه تنظیمات در حداکثر مقدار خود نیستند، بنابراین کمی فضای اضافی وجود دارد.
• به نظر میرسد کیفیت ردیابی پرتو تعداد پرشها و چگالی پرتوها را کنترل میکند.
• کیفیت BVH سطح جزئیات هندسی ساختار داده BVH (سلسله مراتب حجم محدود) را کنترل میکند. این کیفیت برای بهبود عملکرد ردیابی پرتو با سازماندهی اشیاء در گروهی از حجمهای محدود استفاده میشود. شما واقعاً نمیتوانید این BVH را در بازی «ببینید»، تغییر آن ممکن است بر دقت جلوههای RT تأثیر بگذارد، اما به عملکرد و مصرف حافظه نیز کمک خواهد کرد.
• علاوه بر این، گزینههای اضافی خوبی برای تنظیم دقیق عملکرد وجود دارد.
• ما نسخه عمومی Steam از Assassin's Creed Shadows را آزمایش کردیم، نه یک نسخه منتشر شده از مطبوعات.
• ما از جدیدترین درایورها از همه فروشندگان GPU استفاده کردیم. AMD، NVIDIA و Intel همگی درایورهای Game Ready را منتشر کردهاند.
• صحنه بنچمارک ما از گیمپلی واقعی درون بازی در یک مکان جهان باز استفاده میکند، نه معیار خودکار یکپارچهای که کاملاً نمایانگر تجربه واقعی بازی نیست.
گرافیک
AC Shadows گرافیک خیرهکنندهای ارائه میدهد - بهترین در این فرنچایز. در حالی که هنوز از موتور Anvil یوبیسافت استفاده میکند، پیشرفتهای گرافیکی غیرقابل انکار است. محیطها جزئیات غنی دارند، با سطوح خوشساخت که زنده و غوطهورکننده به نظر میرسند. از جنگلهای انبوه گرفته تا شهرهای شلوغ، جهان پر از تنوع بصری است و نورپردازی و سایهها به یک تجربه بسیار اتمسفریک کمک میکنند. طراحان یوبیسافت قطعاً میدانند چه کار میکنند. نکتهی آزاردهنده این است که میانپردههای رندر شدهی بلادرنگ روی 30 فریم بر ثانیه قفل شدهاند - که برای سال 2025، حداقل روی کامپیوتر، کاملاً غیرقابل قبول است. این امر به ویژه با ... حواسپرتی ایجاد میکند. مانیتور با نرخ نوسازی بالا، چون ناگهان همه چیز از یک ثانیه به ثانیه دیگر دچار لکنت میشود.
ارزش تولید فوقالعاده بالاست، نه تنها در میانپردهها، بلکه در طراحی کلی جهان نیز مشهود است. بافتها واضح هستند و انیمیشنهای صورت در میانپردهها از بهترینهای صنعت هستند و حتی با Hellblade 2 رقابت میکنند. با این حال، مدلها و انیمیشنهای شخصیتها در خارج از میانپردهها میتوانستند کمی صیقلیافتهتر باشند - در حالی که هنوز هم بسیار خوب هستند، اما همیشه با همان سطح جزئیات مطابقت ندارند.
پرش سایهزن و دسترسیپذیری
در هنگام شروع بازی، یک صفحه کوتاه "کامپایل سایهزنها" وجود دارد، شاید ۲۰ تا ۳۰ ثانیه. این فقط یک بار نمایش داده میشود و وقتی ویدیوهای مقدماتی را حذف کنید، در اجراهای بعدی فقط چند ثانیه دیگر وارد بازی خواهید شد. در گیمپلی هیچ پرش سایهزن قابل توجهی وجود ندارد و دویدن در نقشه بزرگ و یکپارچه بدون مشکل یا افت FPS کار میکند. همانطور که از یک عنوان AAA مدرن از یوبیسافت انتظار میرود، گزینههای مختلفی برای افراد کوررنگ وجود دارد و اندازه فونتها قابل تنظیم است.
Shadows سفارشیسازی گستردهای برای مکانیکهای گیمپلی ارائه میدهد و به بازیکنان اجازه میدهد تا تجربه را مطابق با سلیقه خود تنظیم کنند. رویدادهای سریع را میتوان به صورت خودکار، ساده یا پیشفرض تنظیم کرد، در حالی که حملات تن به تن گزینههایی برای ورودیهای تکی، کمبوهای خودکار یا حتی حملات وضعیتی خودکار ارائه میدهد. سختی مبارزه در چهار سطح قابل تنظیم است و سختی مخفیکاری سه تنظیم دارد که انعطافپذیری را برای سبکهای بازی مختلف تضمین میکند. این گزینهها بازی را برای بازیکنان در تمام سنین و سطوح مهارت قابل دسترس میکند - آفرین!
ارتقاء کیفیت و ردیابی پرتو (Ray Tracing)
AC Shadows مجموعه کاملی از گزینههای ارتقاء کیفیت، از جمله TAA بومی، همراه با پشتیبانی از DLSS، FSR و XeSS را ارائه میدهد. علاوه بر این، وضوح بومی (DLAA) برای کسانی که آنتیالایزینگ با کیفیت بالا را بدون ارتقاء کیفیت ترجیح میدهند، در دسترس است. تولید فریم برای AMD و NVIDIA پشتیبانی میشود و عملکرد روانتری را در سختافزار سازگار تضمین میکند. میتوانید ارتقاء کیفیت و تولید فریم را با هم ترکیب کنید، بنابراین دارندگان GeForce 30 میتوانند از ارتقاء کیفیت DLSS و تولید فریم FSR استفاده کنند. 
بازیکنان همچنین میتوانند وضوح تصویر را با یک اسلایدر تنظیم وضوح تنظیم کنند یا آن را به طور کامل غیرفعال کنند. مدل جدید DLSS Transformer بسیار خوب به نظر میرسد، اما مشکلات کوچکی مانند رگههایی در پشت پرندگان هنگام پرواز در مناطق با کنتراست بالا و جزئیات بالا وجود دارد.
ردیابی پرتو بالاخره در Assassin's Creed در دسترس است. هیچ تنظیم "RT خاموش" واقعی وجود ندارد، اما میتوانید ردیابی پرتو را فقط در قسمت "پنهان" بازی فعال کنید، که یک منطقه امن است که میتوانید آن را سفارشی کنید. در سختافزارهایی که از RT پشتیبانی نمیکنند، یوبیسافت از یک جایگزین مبتنی بر سایهزن استفاده میکند، بنابراین حتی پردازندههای گرافیکی قدیمیتر نیز میتوانند بازی را اجرا کنند. از نظر بصری، RT چیز زیادی به ارمغان نمیآورد، قطعاً به بازتابها کمک میکند که فوقالعاده به نظر میرسند - مانند بازیهای قبلی RT، خبری از آینههای براق نیست. در کل، داشتن RT خوب است اما قطعاً ضروری نیست.
نیازمندیهای سختافزاری
نیازمندیهای سختافزاری بسیار بالا هستند، اما به اندازه برخی دیگر از عناوین اخیر دیوانهوار نیستند. با این حال، اکثر مردم احتمالاً باید از نوعی ارتقاء کیفیت استفاده کنند. برای رسیدن به 60 فریم در ثانیه در وضوح 1080p، تنظیمات Ultra بدون RT، به RTX 4070 Super، RX 7900 GRE یا RTX 5070 Ti نیاز دارید. مانیتور 1440p دارید؟ پس به Rx 7900 XT، RTX 4080 یا RTX 5080 نیاز دارید. 4K60؟ فقط GeForce RTX 5090 قدرتمند میتواند در اینجا به 69 فریم در ثانیه دست یابد. RTX 4090 به حدود ۵۹ فریم در ثانیه میرسد، RX 7900 XTX شرکت AMD با ۵۳ فریم در ثانیه در رتبه بعدی قرار دارد.
مثل همیشه، ما صحنه تست سفارشی خودمان را انتخاب کردیم که در یک فضای باز بزرگتر قرار دارد. بازی یک بنچمارک یکپارچه دارد که بد نیست، اما کمی خوشبینانه است. از آنجایی که میدانیم شما بنچمارک را بازی نمیکنید، از یک صحنه تست واقعی استفاده کردیم. ما نسخه عمومی Steam را آزمایش کردیم که به نظر میرسد چندین مشکل را در نسخه مطبوعاتی برطرف کرده است. ما همچنین از جدیدترین درایورهای آماده بازی از هر سه فروشنده پردازنده گرافیکی استفاده کردیم که همگی از AC: Shadows پشتیبانی میکنند - این درایورها همین دیروز منتشر شدند، بنابراین مقالات قدیمیتر از آنها استفاده نمیکنند.
VRAM
استفاده از VRAM مشکل بزرگی نیست، بازی برای تخصیصهای مناسب در رزولوشنهای مربوطه به خوبی بهینه شده است. ۶ گیگابایت برای پایینترین تنظیمات، ۸ یا ۱۰ گیگابایت برای تنظیمات فوق العاده بدون RT کافی است و RT + Framegen به کمتر از ۱۲ گیگابایت میرسد.








When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
