بازی کامپیوتر MindsEye PC
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی کامپیوتر MindsEye PC
معرفی بازی MindsEye PC
MindsEye یک بازی اکشن-ماجراجویی در سال ۲۰۲۵ است که توسط Build a Rocket Boy توسعه یافته و در ابتدا توسط IO Interactive Partners منتشر شده است. در این بازی، بازیکنان کنترل جیکوب دیاز، یک سرباز سابق با یک ایمپلنت عصبی مرموز، معروف به MindsEye، را بر عهده میگیرند.
تریلرهای ماههای اخیر، به همراه نظرات کسانی که آن را پیشنمایش کرده بودند و اخیراً بازیکنانی که آن را به دست آورده بودند، در مورد MindsEye تردید ایجاد کرده بودند. با این حال، ما یک قطعه حیاتی از پازل را برای خلاصه کردن پروژه Build a Rocket Boy از دست داده بودیم: فرصتی برای امتحان کردن آن از نزدیک، که بالاخره از راه رسید. ما بازی را بعد از جشنواره بازیهای تابستانی برداشتیم و متأسفانه میتوانیم تأیید کنیم که این یک تجربه ضعیف با نقصهای جدی است. حالا دیگر گپ و گفت کافی است.
MindsEye مظهر بسیاری از مشکلاتی است که صنعت بازیهای ویدیویی معاصر را به ستوه آورده است. این بازی نه تنها در وضعیت فنی رقتانگیزی به دست بازیکنان رسید، بلکه داستانی کلیشهای را روایت میکند، دنیای باز کاملاً خالی و مبارزات خستهکنندهای دارد و پس از پایان مبارزات انتخاباتی، وعدههای «قاتل GTA» بودن با واقعیت برخورد میکنند: چیزی برای نجات وجود ندارد.
بنابراین، تجزیه و تحلیل MindsEye به چیزی تبدیل میشود که سیاست آمریکا آن را «کالبدشکافی» مینامد، یعنی ردیابی تمام اشتباهات انجام شده در طول یک مبارزات انتخاباتی شکستخورده برای وادار کردن خود به یادگیری درسهای لازم برای جلوگیری از تکرار آن اشتباه.

تریلر بازی MindsEye کامپیوتر
شجرهنامه و سرمایهگذاری چند میلیون دلاری کافی نبود؛ بازی جدید لزلی بنزیس، تهیهکننده Grand Theft Auto، و استودیوی او، Build A Rocket Boy، به هر شکل ممکن شکست خورد. در حالی که آنها در این واقعیت که پلیاستیشن به طور خودکار پول همه کسانی را که بازی را خریداری کرده بودند، پس میداد، اشتراک نظر دارند، حداقل Cyberpunk 2077 PC یک بازی ویدیویی واقعی در زیر دریایی از اشکالات داشت. همین را نمیتوان در مورد MindsEye گفت.
نقشهای که هدف را گم میکند
سرباز جیکوب دیاز با واحد خود در یک مأموریت ویژه است. با استفاده از یک دستگاه پیشرفته نصب شده در او - MindsEye که عنوان بازی از آن گرفته شده است - او موفق میشود به یک پهپاد متصل شود که از آن برای عبور از یک طوفان شن غلیظ و ورود به یک معبد باستانی استفاده میکند. در داخل سازهای که مدتها گم شده بود، یک ماشین عجیب، شاید حتی از نوع بیگانه، و یک سطح سنگی "دارای شعور" قرار دارد که موج شوکی را به پهپاد میفرستد تا آن را کنترل کند.
دستگاهی که قبلاً توسط دیاز کنترل میشد، مسلسل خود را رها میکند و به سمت سربازانی که از آن برای ماموریت استفاده میکردند، برمیگردد، واضح است که با نیتی شوم. این پایان اولین بخش سینمایی است که در پایان آن MindsEye مرتکب گناهی نابخشودنی میشود: واقعاً شروع میشود. گذشته از شوخی، با وجود اینکه آغاز یک داستان علمی تخیلی با پیچشهای قابل پیشبینی است، کاتسین مقدماتی MindsEye بد نیست و حداقل کمی کنجکاوی را در بازیکن برمیانگیزد. MindsEye چیست؟ چرا جیکوب پس از آن ماموریت سرنوشتساز دچار فراموشی جدی میشود؟
اینها برخی از سوالاتی هستند که شخصیت اصلی به دنبال پاسخ آنها است. و به همین دلیل است که - سه سال پس از آن ماموریت سرنوشتساز - او به عنوان افسر امنیتی شرکت قدرتمند سیلوا به شهر پیشرفته ردراک سفر میکند. مشکل این است که کنجکاوی اولیهای که MindsEye برانگیخته بود، به تدریج شروع به کاهش میکند و دلایل آن به راحتی قابل توضیح است.
شخصیتهای اصلی داستان کاملاً کلیشهای هستند، از مارکو سیلوا، مرد ثروتمند خودشیفتهی کلاسیک گرفته تا مخترع درخشانی که اوضاعش به هم ریخته است. دیالوگهای بازی نوسانات قابل توجهی در کیفیت را نشان میدهند و به طور کلی، فقط کافی است مغزتان را به کار بیندازید تا بسیاری از موقعیتهای ارائه شده را سورئال ببینید.

تریلر داستانی بازی MindsEye کامپیوتر
چارلی هکری وجود دارد که به خاطر مرگ خشونتآمیز یک دوست فریاد میزند و داد و بیداد میکند، اما کمی بعد به خاطر آپارتمان بزرگی که شرکتی که جیکوب در آن کار میکند به او اعطا کرده، خوشحال میشود. خود شرکت سیلوا نیز وجود دارد که اساساً کل شهر را با سیستمهای خود کنترل میکند، اما همچنان از سرقتهای قابل توجهی از کارمندان سطح پایین رنج میبرد.
در نهایت، افراد قدرتمند ردراک وجود دارند که به جز شخصیت اصلی، به نظر میرسد قادر به استفاده از منابع نامحدودی که در اختیار دارند برای تضمین امنیت خود نیستند. صحبت از دیاز پیر خوب شد، مافوق او، کری ریگبی، در ابتدا نگران این مرد - که مطمئناً پلیس نیست - است که درگیر تیراندازیهای مرگبار و موقعیتهای دیگری شود که میتواند برای شرکت سیلوا دردسرساز شود.
ما از این جزئیات اضافه شده توسط افراد داخلی قدردانی کردیم، اما این نگرانی کوتاه مدت بود: با MindsEye بهبود یافته و سلاحهای قدرتمندتر، جیکوب به سرعت به یک "ارتش تک نفره" تبدیل میشود که میتواند هر کاری انجام دهد. به طور خلاصه، روایت MindsEye ضعیف است و خیلی طول نمیکشد تا ما بفهمیم که به کجا میرود، اما این بدترین جنبه تولید نیست.
فراتر از مسائل فنی
شخصیت اصلی بازی، جیکوب دیاز، یک سرباز سابق با یک ایمپلنت عصبی مرموز به نام MindsEye است که به شهر ردراک (نسخهای جایگزین از لاس وگاس) نقل مکان میکند، زیرا یکی از دوستان نزدیکش برایش شغلی پیدا کرده است. از مقدمه، از جمله میانپردهها، مشخص است که دوره آزمایش یا حذف شده یا نتایج کاملاً نادیده گرفته شدهاند. با وجود افت فریم، اشکالات صوتی و اسپاگتی شدن شخصیتها، حتی درک حرفهای شخصیتهای مختلف دشوار بود.
چند روز پس از انتشار، بهروزرسانیای از راه رسید که تجربه را حداقل قابل بازی کرد، هرچند مطمئناً پایدار نبود، و بنابراین ماجراجویی تقریباً ۱۵ ساعته ما در میان توطئههای شرکتهای چند میلیارد دلاری، دولتهای شهری، باندها و رقابتهای چند دههای آغاز میشود. در سه یا چهار ساعت اول کمپین، گذشته از گیمپلی، به نظر میرسد داستان حرفی برای گفتن دارد.
مضامین به شدت با دنیای معاصر ما مرتبط هستند، از نظارت مداوم شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی گرفته تا نظامیسازی پلیس. متأسفانه، دیالوگها آنقدر سطحی و قدیمی نوشته شدهاند که حس غالب هنگام بازی، خجالتآور است، هم برای نویسنده و هم برای اجراکننده.

با وجود این، میانپردهها نوعی ذوق کارگردانی دارند که یادآور فیلمهای اولیه جیسون استاتهام است، اما دائماً ناامیدکننده هستند زیرا به جای انتقاد از سیستم انحصارطلبی میلیاردر به سبک ایلان ماسک که بازی به وضوح به آن اشاره میکند، آنها یک ماجراجویی علمی تخیلی درجه C را با شرورها و متحدان باورنکردنی و آزاردهنده آغاز میکنند.وقتی میگوییم این ماجراجویی داستانی درجه C دارد، منظورمان همین است: عملاً چیزی برای جبران وجود ندارد.
با وجود وعده تبدیل شدن به یک GTA جدید، بازی چیز بسیار کمی فراتر از کمپین اصلی ارائه میدهد. ماموریتهای فرعی نیمهاجباری وجود دارد (زیرا جزئیات "مهم" طرح را پنهان میکنند)، اما آنها آنقدر ضعیف انجام شدهاند که بعد از شش ماموریت اول، بقیه را مثل طاعون نادیده گرفتیم، زیرا همه آنها فقط نسخه دیگری از "وارد شو، شلیک کن، رانندگی کن، شلیک کن" هستند.
بدترین مبارزات سالهای اخیر
مشکلات فنی و داستان ضعیف نوشته شده و ضعیف اجرا شده را فراموش کنید؛ سیاهچاله واقعی MindsEye، مبارزات آن است. چیدمان بازی شبیه یک تیراندازی سوم شخص با سنگر است و نبردهای مسلحانه (از آنجایی که علیه مزدوران "نخبه" هستند) باید یک نبرد تاکتیکی بین کسی که اول ظاهر میشود و کسی که استراتژیکترین حرکت را انجام میدهد، باشد. در عوض، همه آنها نوعی لیست خرید هستند: حریفان یکی یکی از سنگر خود بیرون میآیند، برای چند ثانیه تیراندازی نمیکنند و به سرعت از پا در میآیند.
فکر میکردیم بالاخره از شر تیراندازی با ماشینها، خشابهای بیپایان و انفجار بیدلیل وسایل نقلیه دشمن خلاص شدهایم، اما این هم از این.انگار این کافی نبود، وقتی به اندازه کافی در معرض دید باشید، دشمنان طوری برنامهریزی شدهاند که از پناهگاه بیرون بیایند و به سمت شما حمله کنند، دقیقاً یکی یکی. سلاحها همه یکسان هستند به جز توپ لیزری که در اواخر بازی آزاد میشود.
هیچ نارنجک یا مواد منفجرهای وجود ندارد؛ تنها چیز جالب در زرادخانه شخصیت اصلی، یک پهپاد با قابلیتهایی است که در طول بازی آزاد میشوند. با این حال، این گجت برای اینکه نبردهای زیاد را حتی کمی خستهکننده کند، کافی نیست.
از نظر گیمپلی، تنها بخشی که کاملاً موفق است، مدل رانندگی دو دکمهای (گاز و ترمز) است که وقتی کار میکند، رانندگی با ماشینها را بسیار سرگرمکننده میکند. متأسفانه، سیستم مدیریت ترافیک فاجعه است، با ماشینهای تعقیب و گریز که در تقاطعها تصادف میکنند، ماموریت را مختل میکنند، یا ترافیک تا جایی بالا میرود که نرخ فریم به زیر 10 فریم در ثانیه میرسد.
.jpg)
چند بخش مربوط به پهپادها یا اسکایکارها واقعاً لذتبخش هستند، اما به هیچ وجه وجود MindsEye را توجیه نمیکنند.برای تکمیل دلایل واقعی که چرا باید از این بازی مانند طاعون اجتناب کرد، طراحی ماموریت وجود دارد که به جز چند لحظه از اصالت نادر هنگام استفاده از پهپادها، همیشه ساختار یکسانی دارد: رانندگی، شلیک، رانندگی، شلیک، فیلم. بازی کردن MindsEye دردسرساز است زیرا این بازی عصارهای از بزرگترین نقصهای تولیدات پرهزینه سالهای اخیر است: نویسندگی وحشتناک، مبارزات خستهکننده، مشکلات فنی بیپایان و سیستمهای گیمپلی که هیچ منطقی ندارند.
ردراک جای خوبی نیست
ما بازیهای زیادی با دنیای باز خالی دیدهایم، اما MindsEye ممکن است اولین عنوانی باشد که به طور فعال بازیکنان را از کاوش در شهری که به عنوان پسزمینه داستان عمل میکند، منصرف میکند. از آنجایی که سفرهای ماشینی همیشه صرف تماسهای تلفنی میشود، اگر در طول یک ماموریت جرات کنید از مسیر ناوبری منحرف شوید، طرف مقابلتان شروع به فحش دادن به شما میکند و میگوید: «وقت تلف کردن نیست» یا «مادربزرگم از تو سریعتر رانندگی میکند.»
شهر ردراک یک شهر خالی است
در کمپین اصلی ۱۵ ساعته، حتی یک لحظه هم وجود ندارد که گشت و گذار در شهر ردراک بدون دیدن صفحه Game Over مجاز باشد، زیرا ماموریت شما را در جای دیگری میخواست. وقتی داستان اصلی با یک پیچش بسیار قابل پیشبینی به پایان میرسد، شهر خود را به شکلی که هست نشان میدهد: یک جعبه خالی که قرار بود صرفاً به عنوان پسزمینهای برای ماموریت اصلی عمل کند.
آخرین کاری که MindsEye میتوانست اشتباه انجام دهد، اکوسیستم محتوای تولید شده توسط کاربر بود و در اینجا نیز بازی کاملاً از هدف خود دور میشود. با استفاده از ویرایشگر توسعه داده شده توسط Build A Rocket Boy، میتوانید تجربیاتی را در دنیای شهر ردراک ایجاد کنید و آنها را با معدود بازیکنانی که در حال حاضر آنلاین هستند به اشتراک بگذارید.
.jpg)
همانطور که حدس زدید، اینها تیراندازی در محیطهای مختلف و تعقیب و گریز با ماشین هستند. علاوه بر این، ابزار ساخت، به خصوص با کنترلر، شاید کمترین بهینهسازی را در بازی داشته باشد و شما فقط میتوانید با صرف زمان نسبتاً زیادی چیزی بسازید.در ابتدا به نظر میرسد که این کمپین حرفی برای گفتن دارد، اما در کلیشهها و استدلالهای تکراری گیر میکند.
سوالی که نمیتوانیم از پرسیدن آن خودداری کنیم این است: چطور ممکن است این بازی در این وضعیت منتشر شده باشد؟ چطور ممکن است افراد کافی در هیچ سطح از توسعه و کنترل کیفیت وجود داشته باشند تا چراغ سبز نشان دهند؟ GTA 6 سال آینده منتشر میشود، پس چرا توسعهدهندگان و ناشر حداقل شش ماه دیگر برای جلوگیری از اثر میم وقت نگذاشتند؟
آن انتظار بیوقفه مانند Cyberpunk 2077 وجود نداشت و دهها هزار طرفدار مشتاقانه منتظر انتشار نبودند. چند سال دیگر، پیشینه این شکست را خواهیم دانست، اما فعلاً تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که از MindsEye به عنوان یادآوری تمام اشتباهات فاحشی که میتواند هنگام توسعه یک بازی ویدیویی رخ دهد، استفاده کنیم.
گیمپلی خراب
مشکل واقعی در MindsEye میتواند در هر نقطهای از گیمپلی ایجاد شود، زیرا بازی میداند که چگونه در هر لحظه به ما یادآوری کند که خراب است. بله، نقصهای خندهداری وجود دارد، مانند زنی که از مسیر خارج میشود و شروع به دویدن در بیابان میکند، اما به یک صخره گیر میکند، یا ماشینهایی که دیوانهوار به درون شکافی که به محل دفن زباله تبدیل شده است، کج میشوند و به سمت مرگ حتمی میروند. و هیچ کمبودی از نظر تعداد اهداف برای تعقیب وجود ندارد، که وسایل نقلیه آنها مانند خودروهای زرهی هستند و قادرند به طرز باورنکردنی سایر ماشینها و ونها را از بین ببرند، زیرا آنها باید فرار کنند، و این اشکالی ندارد.
سپس افرادی هستند که شما را تعقیب میکنند و بعد از چند دور زدن، شما را گم میکنند، شهروندانی که هنگام رانندگی بیهدف دیگران را زیر میگیرند، و کمبود پلیس، و ردراک - اگر صفحههای نمایش گیماُور نبود - به مکانی برای قتل عام بیپایان غیرنظامیان تبدیل میشود. این یک سرپیچی کامل از شهر فوقالعاده امنی است که بازی به تصویر میکشد. و حالا مشکلات واقعی.

هندلینگ آرکید مانند MindsEye در هنگام سرعت گرفتن در جاده یا دور زدن بد نیست. مشکل این است که ماشینها به راحتی واژگون میشوند و گاهی اوقات، حتی یک جدول پایین هم برای پرتاب شدن و چرخیدن آنها کافی بود. از آنجایی که MindsEye همیشه در حال انجام ماموریت است، این قطعاً دردسر کوچکی نیست.
و البته وقتی در مناطق صخرهای رانندگی میکنید: در این موقعیتها، هندلینگ وسایل نقلیه آشفته است و تصادفی نیست که دستوری برای بازگرداندن آنها به موقعیت صحیح خود پس از واژگونی وجود دارد. در نهایت، و خوشبختانه، این اتفاق زیاد نیفتاده است، برخی از عناصر نقشه ردراک میتوانند دیر بارگذاری شوند و باعث تصادفات جدی شوند: یک بار، ما مستقیماً به یک اردوگاه بیخانمانها که به طرز جادویی جلوی چشمانمان ظاهر شد، رانندگی کردیم.
باید اعتراف کنیم که حداقل از نظر زیباییشناسی، آسیب به خودروها کاملاً قانعکننده است و حتی هدف قرار دادن یک وسیله نقلیه با آتش مسلسل سنگین و تماشای انفجار آن میتواند حداقل چند بار اول رضایتبخش باشد. همانطور که اشاره کردیم، در MindsEye، شما همیشه در حال انجام یک ماموریت هستید و در واقع، دائماً با شخصیتهای بازی تماس میگیرید که حتی با توهین به شما، شما را ترغیب میکنند که به نقطه مورد علاقه بعدی برسید. آیا این میتواند یک استراتژی باشد تا شما را از فکر کردن بیش از حد به نقصهایی که در همه جای نقشه ردراک رخ میدهد، باز دارد؟ نمیتوانیم با اطمینان بگوییم، اما در محدوده احتمالات است.
MindsEye بخشهای گیمپلی منحصر به فردی نسبت به حالت عادی ارائه میدهد و حتی شما را تشویق میکند که از پهپاد خود برای جاسوسی در اطراف - مثلاً در یک آپارتمان لوکس - برای بازیابی اطلاعات حیاتی استفاده کنید. همچنین شامل مینیگیمهای بیروح و گیمپلی مخفیکاری ساده و ابتدایی است. هسته اصلی بازی، البته، نبردهای آتشین است که آنها نیز پر از مشکل هستند. گذشته از برخی مشکلات مربوط به جعبه هدفگیری، نشانهگیری و شلیک با تفنگ ساچمهای یا اتوماتیک به خودی خود ناخوشایند نیست.
با این حال، آنچه ناخوشایند است، فقدان کامل نبرد تن به تن، تعاملات ناشیانه جیکوب با محیط، مانند زمانی که از مانعی بالا میرود یا میپرد، و لحظاتی که پناه میگیرد، است. اغلب، جیکوب خود را در جایی قرار میداد که ما نمیخواستیم او باشد، و مانع از شلیک ما میشد یا ما را در معرض آتش دشمن قرار میداد. در مورد این نکته آخر، حرفهایمان را کوتاه نمیکنیم: هوش مصنوعی که دشمنانش را حرکت میدهد فاجعهبار است.

آنها را مجبور میکند در حالی که ما هنوز با سلاح خود گلوله شلیک میکنیم، از پناه خارج شوند، آنها را مجبور میکند که با سر به شخصیت اصلی - و مرگ حتمی - حمله کنند، یا در حالت میخکوب باقی بمانند و به ما اجازه میدهند به راحتی آنها را از پا درآوریم. به این موارد، واکنشهای غیرمتقاعدکننده به ضربات، به جز چند مورد استثنا، را اضافه کنید تا اصل مطلب را بفهمید: مبارزات MindsEye تنها در عرض چند ساعت خستهکننده میشود و متأسفانه، تواناییهای پهپاد جیکوب - که مثلاً میتواند دشمنان را گیج کند، رباتها را هک کند و بر فراز میدانهای نبرد پرواز کند - نمیتواند ورق را برگرداند.
فعالیتهای رانندگی با چک پونت ها، ماموریتهایی که در آنها شما به عنوان یک مجرم در حال فرار از دست پلیس - که فقط در این موارد حضور دارد - یا افسری به نام کابوی که وظیفه محافظت از یک وسیله نقلیه را بر عهده دارد و غیره بازی میکنید. برخی از ماموریتها کمی ساختاریافتهتر از حد متوسط هستند، برخی دیگر بسیار کوتاهتر هستند، مانند ماموریتی که در آن رباتها را برای از بین بردن گروهی از سارقان مستقر میکنید، اما هیچکدام را نمیتوان واقعاً موفق دانست.
ما همچنین ماموریتی را که در گذشته سربازی جیکوب اتفاق میافتاد، امتحان کردیم، اما با توجه به موسیقی متن کاملاً نامناسب، فقدان تأثیر عاطفی و تیراندازیهای معمول و مشکوک، متوجه شدیم که با یک مانع دیگر روبرو هستیم. این ویژگیها که از طریق منو نیز قابل دسترسی هستند، از نظر تئوری باید طول تجربه را افزایش دهند و چند ساعت به ده ساعت مورد نیاز برای تکمیل داستان اضافه کنند. اما خب، این همان چیزی است که هستند.
گرافیک و پایداری بازی MindsEye کامپیوتر
MindsEye اینگونه کار میکند. این بازی صحنههای سینمایی ارائه میدهد که ارزش تماشا دارند، و از حالات چهره نامتناسب و مؤثر چشمپوشی میکند. سپس به مراحل کنترل در دست میرود و در این مسیر، هر بار دردسرساز میشود. وضوح تصویر در ایکسباکس سری ایکس شرمآور است. مخصوصاً برای کسانی که MindsEye را روی پنل 4K که برای لذت بردن از تولیدات این نسل کنسول طراحی شده است، تماشا میکنند.

تصویر تار مانع از آن میشود که از برخی از زیباترین مناظر ردراک در صبح یا عصر لذت ببرید و به خصوص در شرایط کم نور، خوانایی صحنهها را به شدت کاهش میدهد. اوضاع در فضاهای بسته و محدود، مانند خانه دوست جیکوب، بهتر میشود، زیرا در این موقعیتها میتوان جزئیات بیشتری را در محیطها درک کرد.
انفجار ماشینها و آوارهایی که ایجاد میکنند بد نیستند و در تئوری، نورپردازی هم نباید کاملاً بیاهمیت باشد. با این حال، متأسفانه، محدودیتهای وضوح تصویر شدید هستند و با خرابیهای پراکنده برنامهها و نرخ فریم متغیر که به 30 فریم در ثانیه میرسد، تشدید میشوند و همه اینها با لکنت همراه است.
این مطلقاً نحوه ارائه به گیمرها نیست. در بخش صدا، اجراهای بازیگران عموماً خوب هستند، اما همراهی موسیقی کاملاً ناشناس است.
جمع بندی
MindsEye نباید بازی شود، باید مورد مطالعه قرار گیرد. این بازی باید به عنوان نمونهای برای نسلهای فعلی و آینده طراحان بازی باشد زیرا به ندرت پیش میآید که این همه نقص مهلک در یک تجربه واحد متمرکز شوند. داستان به خوبی نوشته نشده است زیرا با شروع با یک فرضیه جالب، نمیتواند شما را درگیر کند و به کلیشه تبدیل میشود. مبارزه یک کپی بیروح و غیراصیل از GTA است. دشمنان روالهای درگیری بیمعنی دارند. سلاحها همه یکسان هستند.
وسایل نقلیه، اگرچه به خودی خود خوب هستند، اما در یک الگوریتم مدیریت ترافیک معیوب وجود دارند. دنیای باز بیمعنی و کاملاً پوچ است. مشکلات فنی فراوان است و "ابزارها" برای محتوای تولید شده توسط کاربر، شلخته و پیچیده هستند. MindsEye را نمیتوان نجات داد. بیایید امیدوار باشیم که فداکاری آن (به همراه از دست دادن اعتبار خالقش) بیهوده نبوده باشد و صنعت بازیهای AAA از این فاجعه درس بگیرد.

نسخه MINDSEY تحلیل شده برای XBOX SERIES X شایستگیهای MindsEye مانند سوزنهایی در انبار کاه فاجعهبار است. چند دقیقه اول سفر جیکوب حتی میتواند علاقه شما را حداقل کمی جلب کند، اما به محض اینکه شروع به کاوش در گیمپلی ماجراجویی کنید، محدودیتهای آن را کشف خواهید کرد. متأسفانه، این محدودیتها حتی بر گرافیک و عملکرد، حداقل روی کنسولها، تأثیری ندارند. افراد Build a Rocket Boy ادعا میکنند که برای بهبود اوضاع تلاش میکنند، اما این حقیقت را تغییر نمیدهد: ما به محصولی نگاه میکنیم که شایسته یک چرخه توسعه دیگر بود و در حال حاضر، بدترین چیزی است که در سال 2025 به دست آوردهایم.
مزایا
• داستان، فرضیه جالبی دارد
• مدل رانندگی قابل قبول است
معایب
• مبارزات بد و خستهکننده
• دنیای باز خالی
• دیالوگهای ضعیف نوشته شده
• مشکلات فنی بیپایان
• ابزارهای ساخت افتضاح
تحلیل فنی MindsEye پی سی
شرکت IO Interactive به تازگی MindsEye را برای کامپیوتر منتشر کرده است. بحثهای زیادی پیرامون این بازی وجود دارد، اما میتوانیم تأیید کنیم که این یک بازی واقعی است. این بازی از موتور Unreal Engine 5 استفاده میکند و از همان ابتدا از NVIDIA DLSS 4 (با نسل چند فریمی) پشتیبانی میکند. بنابراین، بیایید ببینیم که چگونه روی کامپیوتر اجرا میشود.
برای این بنچمارکهای اولیه، من از یک AMD Ryzen 9 7950X3D، 32 گیگابایت DDR5 با فرکانس 6000 مگاهرتز و یک NVIDIA GeForce RTX 5090 Founder’s Edition استفاده کردم. همچنین از ویندوز 10 نسخه 64 بیتی و درایور NVIDIA GeForce 576.66 استفاده کردم.
MindsEye ابزار بنچمارک داخلی ندارد. بنابراین، برای این تستهای اولیه، از ناحیه شروع بازی استفاده کردم. به این دلیل که میدانم برخی از شما میخواهید فوراً بدانید که بازی چگونه اجرا میشود. برای تجزیه و تحلیل عملکرد کامپیوتر آینده ما، سعی میکنم ناحیه سختتری پیدا کنم.
بیایید با چند خبر خوب شروع کنیم. به محض اینکه بازی را اجرا میکنید، یک مرحله کامپایل سایهزن وجود خواهد داشت. به این ترتیب، بازی هیچ گونه وقفهای در کامپایل سایهزن نخواهد داشت.
با این حال، هنگام رانندگی مشکلات عمدهای در لکنت وجود دارد. در ده دقیقه اول، که در ویدیو نشان میدهم، نمیتوانید ماشین برانید. بعداً، فرصت رانندگی با یک ماشین باگی را پیدا میکنید. و... وای... اوضاع هنگام رانندگی چندان خوب نیست.
از نظر عملکرد خام، MindsEye با حداقل ۳۷ فریم در ثانیه و میانگین ۴۵ فریم در ثانیه در Native 4K در تنظیمات Epic اجرا میشود. با DLSS 4 Performance، توانستیم به ۶۵ فریم در ثانیه برسیم. با این حال، افتهای مکرری به ۵۳ فریم در ثانیه وجود داشت. بنابراین، من تجربه کلی را روان یا ایدهآل نمیدانم. برای رسیدن به نرخ فریم بالاتر از ۶۰ فریم در ثانیه در همه زمانها در ۴K/Epic، باید از DLSS Performance استفاده کنید. روی یک NVIDIA RTX 5090. آخ.
همانطور که گفتم، MindsEye از همان ابتدا از DLSS 4 Multi-Frame Gen پشتیبانی میکند. متأسفانه، با MFG X4 مصنوعات بصری عمدهای وجود دارد. در اینجا تصویری از صفحه نمایش وجود دارد که در آن دوربین را به سرعت حرکت میدادم. فقط به تصویر نگاه کنید. وحشتناک به نظر میرسد.
و این همه ماجرا نیست. حتی بدون DLSS یا Frame Gen، بازی از برخی مشکلات شبحوارگی رنج میبرد. میتوانید این مشکلات را در ویدیوی زیر مشاهده کنید. این اولین باری است که چنین چیزی را میبینم. بنابراین، حتی بدون DLSS یا Frame Gen، باز هم مصنوعات شبحوارگی را خواهید داشت.
وقتی صحبت از عملکرد DLSS 4 میشود، MindsEye با حداقل 85FPS و میانگین 115FPS در 4K/Epic با DLSS Quality و MFG X2 اجرا میشود. با X3، میانگین نرخ فریم ما به 168FPS افزایش مییابد. با این حال، حداقل نرخ فریم فقط در 102FPS است. موارد مشابه با MFG X4 نیز رخ میدهد.
راستش را بخواهید، بازی مشکلات بهینهسازی بزرگی دارد. نکته خندهدار این است که حداقل روی کامپیوتر، میتوانید با DLSS/FSR و Frame Gen به روش brute-force بازی را اجرا کنید. منظورم این است که حداقل میتوانید تجربهای با نرخ فریم ۶۰ فریم بر ثانیه داشته باشید. چون در حال حاضر، اوضاع روی کنسولها خیلی بدتر است. به نظر من، اگر RTX 5090 دارید، بهترین راه برای بازی کردن، استفاده از DLSS Quality و MFG X2 است. استفاده از MFG X3 یا X4 به دلیل مصنوعات بصری شدید هنگام حرکت دوربین، منتفی است.


When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
