بازی کامپیوتر Baldur Gate 3 PC
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی کامپیوتر Baldur Gate 3 PC
معرفی بازی Baldur Gate 3 PC
Baldur's Gate 3 یک بازی ویدیویی نقشآفرینی است که در سال ۲۰۲۳ توسط Larian Studios منتشر خواهد شد. این سومین قسمت از مجموعه Baldur's Gate است. نسخه کامل بازی برای ویندوز در ۳ آگوست منتشر شد و در همان سال برای پلیاستیشن ۵، macOS و Xbox Series X/S نیز منتشر شد.
بیش از ۱۰۰ ساعت گیمپلی چالشبرانگیز نقشآفرینی، ۱۷۰۰۰ پایان مختلف و صحنههای جذاب که حتی جرات تصورشان را هم ندارید - با این حال نسخه آزمایشی Baldur's Gate 3 تنها چهار روز قبل از انتشار از راه رسید. معمولاً نشانه خوبی نیست. اما Baldur's Gate 3 متفاوت است.
این دنباله یک بازی کلاسیک با قدمت بیش از ۲۰ سال است که به طور قابل توجهی بر ژانر نقشآفرینی تأثیر گذاشت. اما همچنین نتیجه شش سال توسعه است که تقریباً سه سال آن در مرحله دسترسی زودهنگام بوده است. انتظارات بر این اساس بالا است - شاید خیلی بالا؟ ما در نقد Baldur's Gate 3 برای شما از طریق Faerûn به مبارزه پرداختیم.
چند دقیقه اول Baldur's Gate 3 یک چیز را فوراً روشن میکند: شما یک بازی نقشآفرینی کوچک با داستانی شخصی، شاید فقط محلی، مانند Disco Elysium پیدا نخواهید کرد. این داستانی است که آماده است تا ابعاد مخربی به خود بگیرد و کاملاً به فانتزی کهن الگویی منبع خود اختصاص داده شده است. هیچ مقدمهی واقعی وجود ندارد و لازم نیست برای اثبات خود به عنوان یک ماجراجو، ذره ذره، چند موش را در زیرزمین بکشید.
در عوض، قهرمان شما، مانند شخصیتهای بیشمار دیگری، توسط یک شکارچی ذهن ربوده میشود، اصطلاحی که شاید بسیاری از زمان Stranger Things آن را شنیده باشند، و به زودی با انگلی روبرو میشود که به روشی بسیار ناخوشایند، وحشتناک و منزجرکننده در ذهن شما کاشته شده است.

تریلر بازی Baldur Gate 3 کامپیوتر
سپس صدایی سایهوار میپرسد: "تو کی هستی؟" و پرده را برای ویرایشگر شخصیت باز میکند. زیرا، البته، Baldur's Gate 3 یک بازی نقشآفرینی کلاسیک است و قهرمان از پیش تعریفشدهای به شما نمیدهد، مگر اینکه خودتان بخواهید. در حالی که میتوانید یکی از هفت شخصیت اصلی مختلف را انتخاب کنید، که همگی پیشینهی روشنی دارند و شش نفر از آنها نیز در انتخاب کلاس و ظاهر خود محدود هستند، میتوانید به صورت اختیاری شخصیت خود را نیز بسازید.
در اولین برداشتهای من
من در اولین تجربهی بازیام، ترکیب هوشمندانهی هر دو را انتخاب کردم: The Dark Desire. در حالی که از نظر فنی یک شخصیت اصلی بودم، هنوز آزاد بودم که همه چیز را خودم تعریف کنم. از جنسیت و نژاد گرفته تا مو، پیرسینگ و حتی جزئیات آناتومیکی، مانند اندام تناسلی خودم - گزینههای بیشماری برای انتخاب وجود دارد، حتی اگر ویرایشگر به اندازه برخی دیگر از بازیهای اخیر افراطی نباشد.
کدام کلاس را دوست دارید؟
با این وجود، خلق اولین شخصیتم بیش از یک ساعت طول کشید، حتی اگر ظاهر صرفاً بصری اژدهای سبز من از همان ابتدا تعیین شده بود. رنج بسیار دشوار انتخاب در جای دیگری پدیدار شد: دوازده کلاس مختلف، هر کدام با زیرکلاسهای خاص خود، برای انتخاب در دسترس هستند. کسانی که میخواهند حتی میتوانند یک قدم جلوتر بروند و گزینه چندکلاسی را که در طول بازی ایجاد میشود، در نظر بگیرند، اما حتی بدون چنین آزمایشهایی، Baldur's Gate 3 از قبل بسیار پیچیده و وسوسهانگیز است.
آیا میخواهم یک پالادین بازی کنم که مطمئناً دیر یا زود سوگندش را میشکنم؟ یا ترجیح میدهم یک راهب بازی کنم که در بهترین حالت میتواند مخفیانه به پشت سر دشمنان بزند؟ یک جادوگر چطور است و تسلیم جادوی سیاه میشود؟ گزینهها متنوع هستند و باید با دقت بررسی شوند، اگرچه همیشه این فرصت وجود دارد که بعداً کلاس خود را با چند قطعه طلا تغییر دهید.
در نهایت، انتخاب کاملاً ساده بود: یک بربر، کسی که در خط مقدم میایستد و بعداً، به عنوان یک دیوانه، شمشیری فانتزی یا تبر جنگی آغشته به خون را به کار میگیرد و خسارات زیادی وارد میکند. در کنار
پیشینه من به عنوان یک Dark Desire، که به دلایلی نامعلوم گاهی اوقات میل شدیدی به قتل دارد و اجساد را به طرز وحشتناکی جذاب میداند، این ترکیبی کاملاً منطقی به نظر میرسید - به من گفته شده است که نیروی وحشی همیشه همراه مفیدی در بازیهای نقشآفرینی بوده است. پس از اختصاص چند ویژگی، ما آمادهایم... فکر کردم.
با این حال، در Baldur's Gate 3، باید یک شخصیت دوم، به اصطلاح Guardian، ایجاد کنید. برای این شخصیت، میتوانید دوباره تمام مراحل ویرایشگر را بدون نیاز به انتخاب کلاس یا ویژگیها، بازی کنید. بازی در حال حاضر فاش نمیکند که این Guardian شوم دقیقاً چیست و چرا چنین نقش مهمی را ایفا میکند که میتوانید او را شخصیسازی کنید - اما نگران نباشید، این قطعاً با پیشرفت داستان اصلی مشخص خواهد شد.

وقتی شخصیت اصلی و نگهبانش در جای خود قرار میگیرند، Baldur’s Gate 3 واقعاً میتواند شروع شود و بلافاصله من را با یک مشکل پیچیده روبرو میکند: لارو مایند فلایر که اکنون در سر من است، برای کنترل من آنجا نیست، بلکه مرا به یکی از آن موجودات شبیه Cthulhu تبدیل خواهد کرد. حداقل، این تئوری است، اما به دلایلی، این اتفاق نمیافتد - حتی ساعتها و روزها بعد، فک اژدهازاده من دست نخورده باقی میماند و شاخکها جایی دیده نمیشوند. همین امر در مورد تمام همراهانی که به سرعت در چند ساعت اول بازی با آنها آشنا میشوید و مانند ما "لارو" شدهاند، صدق میکند.
کم کم، ما حتی با شخصیتهای دیگری آشنا میشویم که به موجودات کرمی نفرتانگیز آلوده شدهاند اما تبدیل نشدهاند. برخی از آنها به فرقهای پیوستهاند که به یک مطلق اعتقاد دارد و نماد آنها به طرز مشکوکی یادآور ارباب قدرتمند قتل، Bhaal است - و آنها حتی نمیخواهند از شر عفونت خود خلاص شوند. دیگران ادعا میکنند که راه حلی برای لارویزاسیون ناخوشایند (اگر این کلمه نباشد، الان یکی است) گروه برجسته من دارند، اما آیا واقعاً میتوانیم به آنها اعتماد کنیم؟ و سپس نگهبانی که خودم خلق کردم وجود دارد که بازی کوچک خودش را انجام میدهد و حتی خود شیطان ما را با پیشنهادی بسیار وسوسهانگیز به ضیافتی دعوت میکند. طبیعتاً باید امتناع کرد، مگر نه؟
من به سرعت خود را در یک حماسه فانتزی هیجانانگیز میبینم که به تدریج پر از صفات عالی و کمی هیجان نیز میشود: چرا انگل اینقدر غیرعادی و
برخلاف تمام منطق رفتار میکند؟ چه کسی از من محافظت میکند و به چه دلیل؟ چرا این همه موجودات قدرتمند چنین علاقه شدیدی به سرنوشت من دارند؟ چه کسی واقعاً با من صادق است و چه کسی بازی دروغینی انجام میدهد؟ بدون اینکه بخواهم در این مرحله خیلی چیزها را لو بدهم: داستان در سراسر داستان به طرز هیجانانگیزی روایت میشود و لحظات تاریک و متفکرانه و پیچشهای گاه به گاه غافلگیرکنندهای را ارائه میدهد. Baldur's Gate 3 از همان ابتدا مرا مجذوب خود کرده بود و دیگر رهایم نمیکرد: مدام میخواستم بدانم در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد و بفهمم چه توطئهی شومی در ساحل شمشیر در جریان است.
قبل و بعد از هر تصمیم مهم، عمیقاً به این فکر میکردم که آیا این واقعاً مسیر درست است یا اینکه اجازه دادهام وسوسه مرا گمراه کند؟ نویسندگان با مهارت شخصیتهای دوپهلوی خود را به نمایش میگذارند و تضمین میکنند که هرگز مطمئن نباشم چه کسی در نهایت واقعاً به من کمک خواهد کرد یا چه کسی فقط میخواهد از من سوءاستفاده کند.

آنچه Larian Studios در اینجا گردآوری کرده است، صرفاً یک تجربه سینمایی نقشآفرینی عالی است. علاوه بر این، روایت داستان بسیار جدیتر از Divinity: Original Sin 2 است. در حالی که توسعهدهندگان ریشههای خود را انکار نمیکنند و طنز هرگز به طور کامل فراموش نمیشود، Baldur's Gate 3 با این وجود به طور قابل توجهی در ارائه خود جدیتر است.
خنده، همدلی و اشک
همراهان نیز در این داستان تقریباً کاملاً خوب روایت شده، همانطور که از یک بازی نقشآفرینی انتظار دارید، نقش دارند. بدون اینکه بخواهم بیش از حد اغراق کنم: از زمان دو بازی اول Mass Effect، چنین گروهی از شخصیتها را در اطراف خود جمع نکردهام، شخصیتی که در سطوح احساسی زیادی با من طنینانداز شود.
البته آنها هم برنامههای خودشان را دارند و چیزی که در ابتدا شبیه یک اتحاد مصلحتی و عملگرایانه به نظر میرسد - چون در نهایت همه فقط میخواهند از شر آن موجود چندشآور و کرممانند در ذهنشان خلاص شوند - در طول بازی به گروهی تبدیل میشود که مطمئناً بیعیب و نقص نیستند، اما پر از شجاعت، انگیزه و مسلماً مهمترین دارایی، یعنی دوستی هستند.
برای مثال، لِئِزِل، جنگجوی سرسخت گیتیانکی، خود را ثابت قدم و مصمم نشان میدهد و با توجه به گذشته قومش، مطلقاً هیچ میلی به شکار ذهن ندارد. نقطه مقابل، به جز بخش مربوط به ایلیتید، سایهدلِ نیمهالفِ متعصب است که در ابتدا هیچ چیزی در مورد خودش فاش نمیکند تا اینکه سرانجام در یک سکانس فاش میکند که عاشق گلهای خاصی است و اصلاً نمیتواند شنا کند. شروعی که برای او شجاعت زیادی میطلبد. دلیل این امر را بعداً میفهمم، اما دقیقاً این روحانی جوان را در بهترین حالت قرار نمیدهد.
با این حال، نکته برجسته شخصی من، جادوگر گیل است که در ابتدا داستانی تقریباً معمولی درباره کسی تعریف میکند که با تمام تکبرش، بیش از حد به خورشید نزدیک شده است. با این حال، به سرعت مشخص میشود که او این کار را نه به خاطر قدرت، بلکه برای دادن چیزی به عشق بزرگ و شاید تنها عشق خود انجام داده که هیچ کس دیگری نمیتوانست - او اکنون باید عواقب اعمال خود را متحمل شود. و فهرست من، اما نمیخواهم زیاد داستان را لو بدهم.
برای خواب در اردوگاه آماده میشدم، با گیل روبرو شدم که به یک توهم آبی درخشان از یک زن نگاه میکرد. او نمیخواست فوراً فاش کند که کیست، اما مرا با هنر چنین جادوی بیضرر و در عین حال زیبایی آشنا کرد. و اگرچه من نقش یک بربر را بازی میکنم که دقیقاً از هوش زیادی برخوردار نیست، گیل موفق شد این جادو را به من بیاموزد - که متعاقباً به صحنهای جوی و تا حدودی مالیخولیایی تبدیل شد که کاملاً مرا مجذوب خود کرد. همه چیز در آن لحظه تا آخرین جزئیات چنان مسحورکننده و جاندار بود و چنان با صدا و موسیقی به طرز خارقالعادهای منتقل میشد که لبخندی پهن بر لب داشتم و در درونم احساس میکردم واقعاً یک رذل هستم.

صحنههای مشابهی، گاهی دراماتیک، گاهی دلسوزانه و گاهی حتی خندهدار، با شخصیتهای دیگر رخ میدهد. علاوه بر این، با پیشرفت بازی، NPCهای بیشتری به اردوگاه شما میپیوندند. اگرچه نمیتوانید آنها را در سفرهایتان با خود ببرید، اما همچنان میتوانید با آنها گفتگوهای پرشوری داشته باشید. طرفداران بازیهای قبلی همچنین میتوانند مشتاقانه منتظر دیدار مجدد با جاهیرا و مینسک باشند که در تمام مدت بین پایان Baldur's Gate 2 و دنباله آن زنده ماندهاند.
عاشقانه؟ همه کمی متفاوت هستند.
برای زندگی مشترک در یک فضای محدود و با این فکر در پس ذهنتان که ممکن است به زودی به یک موجود شاخکدار لزج تبدیل شوید، اهمیت کمتری ندارد: عشق. حتی قبل از انتشار، لاریان با فاش کردن اینکه میتوانید با یک دروید که به خرس تبدیل میشود رابطه جنسی برقرار کنید، توجهها را به خود جلب کرد.
جاهیرا، که از بازیهای قبلی با او آشنا هستید، نیز در بازی حضور دارد - و حتی میتوان او را به عنوان همراه استخدام کرد. من این را در طول آزمایش از نزدیک تجربه نکردم، اما گزینههای عاشقانه دیگری را امتحان کردم و خوشحال شدم که دیدم توسعهدهندگان رویکردی نسبتاً گستردهتر به این موضوع دارند.
هر کسی که تا به حال یک بازی نقشآفرینی Bioware بازی کرده باشد، ممکن است منظورم را بفهمد: عاشقانهها در آنجا اساساً همیشه بسیار شبیه به هم هستند. شما با یک شخصیت صحبت میکنید، به صورت غیرمستقیم دوست میشوید، خط ماموریت ویژه او را تکمیل میکنید، شاید هدیهای رد و بدل کنید، و در پایان، شلوارتان پایین میافتد - سپس لطافت پشت یک صفحه سیاه شروع میشود. پس از آن، عاشقانه دوباره تمام میشود، زیرا در واقع شما فقط در حال نجات جهان هستید.
خوشبختانه، Baldur's Gate 3 این کلیشه را تا آخرین جزئیات تکرار نمیکند؛ هر شخصیت تا حد زیادی فردی است. به عنوان مثال، یک همراه خیلی زود میخواست بربر من را برای خودش تصاحب کند و یک تمرین قلبی نسبتاً غیرمعمول با او در وسط یک ویرانه انجام دهد. هیچ اثری از عشق در آنجا وجود نداشت، فقط کمی ابراز تمایلات درونی. اما هنوز هم میتواند بعداً تکرار شود. البته، چرا که نه؟ از طرف دیگر، یکی دیگر، برای مدتی به معنای واقعی کلمه برای میل تاریک من زیادی داغ بود، اما دوست داشت فوراً اژدهازاده را به شدت در همه جا لمس کند.
بیشتر این عاشقانهها معمولاً طبیعیتر از بسیاری از بازیهای نقشآفرینی رقیب پیش میروند. فقط با یک همراه، تغییر از "من چیزی در مورد خودم به تو نمیگویم" به "من به ندرت اینقدر احساس خوشبختی کردهام، برای اولین بار است که عشق را احساس میکنم، و باید از تو به خاطر این تشکر کنم، ای بز شاخدار و فلسدار" کمی ناگهانی بود. با نگاهی به گذشته، حتی برایم تقریباً آزاردهنده بود که این شخص دائماً از من حمایت میکرد، حتی با اینکه در ابتدا چنین احساسی را القا نمیکرد.

هیجانانگیز است زیرا برای بازیهای ویدیویی نسبتاً غیرمعمول است: حتی بدون نظر من، برخی از همراهان احساس همدردی و نفرت نسبت به دیگر جنگجویان خود پیدا میکنند. به عنوان مثال، در یک بازی دیگر، لازل به من فاش کرد که قصد دارد آستاریون را برای شب ببرد و از عملکرد الف رنگپریده روز بعد بسیار راضی بود. در جای دیگر، درگیریای پیش آمد که اگر قاطعانه صحبت نمیکردم، میتوانست منجر به مرگ یکی از دعواکنندگان شود. این پویایی و دیالوگهای فراوان تضمین میکرد که من همیشه از بازگشت به اردوگاه و تجربه کردن تمام داستانهای جدید لذت ببرم.
ماموریتها را میآورید؟ اینجا خبری از آنها نیست.
وقتی با همراهانم صحبت نمیکنم یا آنها را با موتیف لباس زیر مورد علاقهام آشنا نمیکنم، کلی کار برای انجام دادن وجود دارد. Baldur's Gate 3 در هر نوبت مرا با صدها ماموریت فرعی بمباران نمیکند، اما همه چیز ارزشمند و دستساز به نظر میرسد. هیچ ماموریتی شامل "برو آنجا و ۶۲ گراز وحشی را بکش تا بتوانی ۱۳ تکه گوشت برای من بیاوری" یا سایر کارهای بیمعنی که برای بالا بردن امتیاز تجربه طراحی شدهاند، نمیشود. شما دقیقاً میدانید که در مورد چه نوع بازیهای نقشآفرینی صحبت میکنم.
در عوض، Baldur's Gate 3 اغلب در ماموریتهای خود داستانهای کوتاه تا متوسط را روایت میکند که به طرز هیجانانگیزی نوشته شدهاند، جهان و ساکنان آن را بیشتر به من نشان میدهند، یا به سادگی مرا به گوشهای میبرند که در غیر این صورت ممکن بود فوراً آن را کشف نکنم. علاوه بر این، همیشه گزینههای مختلفی برای انجام ماموریتهای خاص به من داده میشود - یا حتی میتوانم آنها را کاملاً خراب کنم و مجبور باشم با عواقب آن زندگی کنم. گاهی اوقات باید واقعاً به مغزتان فشار بیاورید، زیرا همه راهحلها در یک سینی نقرهای یا جلوی پای مارمولکمانند من گذاشته نشدهاند. میخواهم دو مثال نسبتاً ساده اما خوب ارائه دهم و سعی کنم اسپویلها را به حداقل برسانم.
در اوایل بازی، تقریباً ناگزیر به بیشه زمرد میرسید، مکانی پر از درویدهای قدرتمند که با این حال، یک مشکل اساسی دارند: دروید ارشد ناپدید شده است و جانشین او از...
قتل یک کودک بیگناه؟ دروازه بالدور ۳ از موضوعات زننده ابایی ندارد
سبکی اقتدارگرایانه که پناهندگان ساکن آنجا را مجبور به ناپدید شدن میکند. وقتی از دروید مذکور بازدید میکنیم، مستقیماً طعم شهوت او برای قدرت را میچشیم: او یک کودک تیفلینگ را با یک مار سمی قدرتمند تهدید به قتل میکند زیرا ظاهراً کودک مرتکب جرم شده است. همین صحنه به تنهایی چندین احتمال را ایجاد میکند: به زور جلوی دروید دیوانه را بگیرید و در نتیجه خشم دیگران را برانگیزید؟ با او موافقید؟
به کودک توصیه کنم فرار کند و آن را به سرنوشتش بسپارد؟ یا دروید مذکور را متقاعد کند که ایدهاش با طبیعت هماهنگ نیست، و سپس، با کمی کنجکاوی، بفهمد که چرا او اینگونه رفتار میکند؟ شاید ارزشش را داشته باشد که خرس رئیس مذکور را پیدا کنید و همه چیز را به او بسپارید؟ به هر حال، این بیشه اوست.

گزینهها متنوع هستند و بسته به تصمیم شما، میتواند عواقب کوتاهمدت و بلندمدتی داشته باشد. از آنجایی که تصمیم گرفتم به پناهندگان حاضر در محل کمک کنم و توانستم بفهمم که چرا دروید اینگونه رفتار کرده است، داستانها و دوستیهای بیشتری بعداً در بازی پدیدار شد که در غیر این صورت از دست میدادم. از طرف دیگر، میتوانستم با اجنههای اطراف به بیشه حمله کنم و همه افراد آنجا را بکشم. گزینهای کاملاً معتبر، گزینهای که عواقب خاص خود را دارد. در ادامه بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
برجی پر از جادو
اول، میخواهم به طور خلاصه در مورد یک ماموریت دیگر صحبت کنم که به جای دادن آزادی انتخاب به من، روح اکتشاف را در من بیدار کرد و نشان داد که چگونه میتوان مسائل مختلف را به شیوهای بازیگوشانه حل کرد. این ماموریت شامل بالا رفتن از یک برج آرکین بود که در آن زمان برای من دو منبع وجود داشت. مشکل چیست؟ این برج توسط توپهای قدرتمند و خودکار محافظت میشود که به طور خودکار مرا هدف قرار میدهند. با این حال، آنها خیلی سریع شلیک نمیکنند، بنابراین ایده اولیه من این بود که به اندازه کافی سریع از کنار آنها عبور کنم، پشت یک ستون نفس بکشم و سپس از پنجره به داخل برج بپرم.
نقشهای فوقالعاده روی کاغذ، اما به دلیل یک مشکل نه چندان بیاهمیت شکست خورد: توپهای بیشتری در داخل وجود دارد و تنها راه فرار از آنها آسانسور است - که در حال حاضر از کار افتاده است! چه اتفاقی افتاد؟ مرگ اژدهازاده من، زیرا با گذشت زمان، مقاومت در برابر پیچهای آرکین کاهش مییابد. فایل ذخیره را دوباره بارگیری کنید؛ به یک نقشه دیگر نیاز است. بعد از چند دقیقه گشتن، متوجه شدم که در کنارههای برج، ساختارهای قارچی بزرگی به چشم میخورد که از نظر تئوری میتوانم از آنها برای نفوذ به ساختمان از پایین استفاده کنم.
در سفرهایتان، مرتباً با شخصیتهایی روبرو میشوید که شما را با مشکلات خودشان - و گاهی اوقات مشکلات کاملاً پوچ - روبرو میکنند. اما چگونه میتوانم بدون اینکه توسط برجکهای بیرونی اذیت شوم و آسیب زیادی از سقوط ببینم، به آنجا برسم؟ البته: یک معجون نامرئی شدن را بنوشم و سپس با یک Scroll of Featherfall بدون آسیب به زمین بلغزم.
به محض گفتن، و واقعاً: من و سربازانم به سلامت به پایین میرسیم و از آنجا نه تنها میتوانم اقدامات حفاظتی را غیرفعال کنم، بلکه میتوانم آسانسور را نیز تعمیر کنم. با این حال، خوش شانس بودم، زیرا همراه سرکش من، آستاریون، در باز کردن قفل مهارت دارد، بنابراین درهای قفل شده مشکلی نداشتند. از طرف دیگر، میتوانستم با یک دست جادویی از یک سوراخ دقیقاً مناسب عبور کنم و در را از داخل باز کنم. یا میتوانستم جادوی برجهای دفاعی را با گیاهان نادر و جادویی سرکوب کنم و راه دیگری برای ورود پیدا کنم.

چیزی که در آن زمان نمیدانستم: یک ربات محافظ در طبقه بالای برج منتظر من بود که به طرز عجیبی، علاقه زیادی به شعر دارد. خوشبختانه، من قبلاً تمام یادداشتها و کتابها را در هر طبقه بررسی کرده بودم، که به این معنی بود که هیچ جنگی رخ نداد. همانطور که معلم تاریخم یک بار گفت: "کسانی که میتوانند بخوانند، برتری آشکاری دارند." این قطعاً در Baldur's Gate 3 نیز صادق است.
همان داستان، اما متفاوت
اما حالا به موضوع تصمیمات و پیامدهای آنها برگردیم: تعداد زیادی از آنها در Baldur's Gate 3 وجود دارد و آنها فقط با گفتگو فعال نمیشوند، اگرچه مطمئناً اکثریت را تشکیل میدهند. اما اعمال نفوذ از طریق مبارزه، حتی اگر تصمیم به اجتناب از آن بگیرید، به همان اندازه ممکن است. یا با استراحت در مکان نامناسب در زمان نامناسب، در نتیجه خطر از دست دادن یک ماموریت به دلیل دیر رسیدن. خوشبختانه، مورد دوم نادر است و بازی حتی در متن ماموریت به شما هشدار میدهد که هرگونه مکثی منجر به فاجعه میشود. با این حال، هیچ هشدار صریحی از طریق پنجره بازشو در رابط کاربری وجود ندارد، فقط زمانی که میخواهید یک عمل را تمام کنید، این هشدار نمایش داده میشود.
اما حتی اگر در یک ماموریت شکست بخورید یا تصمیمی بگیرید که به نوعی اشتباه به نظر برسد، داستان اصلی تا زمانی که شخصیت اصلی شما به پایان خود نرسد، ادامه مییابد.
در مورد مورد دوم، چند لحظه وجود دارد که اگر چند کلمه اشتباه انتخاب میکردم، این فرصت را داشتم که زندگی قهرمانم را زودتر از موعد به پایان برسانم. با این حال، فراتر از آن، شما کاملاً آزاد هستید که هر کاری که میخواهید انجام دهید بدون اینکه دائماً با صفحه Game Over پاداش بگیرید.
هر چقدر هم که آزادی انتخاب چشمگیر باشد - و مطمئناً همینطور است - البته محدودیتهایی وجود دارد. صرف نظر از انتخابهایی که در نهایت انجام میدهید، بزرگ یا کوچک، هدف نهایی همیشه یکسان باقی میماند. فقط نحوه دستیابی به آن به شما بستگی دارد، اگرچه هنوز نمیتوانید از لحظات کلیدی خاصی عبور کنید یا خود را از مناطق خاصی محروم کنید. مثالی از این: در پرده اول، دو مسیر مختلف برای شما آشکار میشود که هر دو در نهایت به سرزمین سایههای نفرین شده، مرکز پرده دوم، منتهی میشوند.
با این حال، این محدودیتهای فراگیر بر گیمپلی تأثیری ندارند، زیرا هنوز داستانهای زیادی برای گفتن وجود دارد. در طول آزمایش، از طریق Steam با سایر بازیکنان در لیست دوستانم چت کردم و باز هم بدون اینکه بخواهم اطلاعات زیادی را فاش کنم، شنیدن اینکه تجربیات آنها در نهایت چقدر متفاوت از آب درآمد، جذاب بود. برخی به طور اتفاقی به ماموریتی برخوردند که کاملاً از من دور ماند. با این حال، دیگری خیلی زود متوجه شد که فقط میتواند مزدوران را به عنوان همراه استخدام کند، زیرا همه او را رها کردند یا به سادگی مردند.
سیستم مبارزه: سرانجام، هرج و مرج کمتر
داستان، تصمیمات، همراهان، عاشقانه، عطش کشف: اما در مورد نبردها چطور؟ این موضوع از قبل بحثهای طولانی را هنگام معرفی Baldur's Gate 3 برانگیخته بود: دو نسخه قبلی به یک سیستم نوبتی و بلادرنگ متکی بودند، به معنای گیمپلی بلادرنگ با قابلیت مکث، در حالی که نسخه سوم اکنون کاملاً نوبتی است - و بنابراین، از نظر فنی، بیشتر شبیه Dungeons & Dragons اصلی است. اما آیا این هنوز Baldur's Gate است؟ هر کس باید خودش تصمیم بگیرد. شخصاً، من اصلاً از تغییر سیستم مبارزه ناراحت نشدم، اما از قبل طرفدار نبردهای Divinity: Original Sin 2 بودم.

لاریان همچنان به توسعه این سیستم ادامه میدهد، اما توسعهدهندگان چیز جدیدی یاد گرفتهاند: هر چقدر هم که ترکیب جلوههای بیشمار برای ایجاد واکنشهای زنجیرهای قدرتمند جالب باشد، میتواند فوقالعاده هرج و مرجآور باشد.
در Rivellon، این به نسبتهای پوچی در اواخر بازی رسید، جایی که به سختی میتوانستید قدمی در نبرد بردارید بدون اینکه با نوعی جلوه روبرو شوید. Baldur's Gate 3 همه چیز را به سطح بسیار قابل تحملتری کاهش میدهد و شاید به جای 200 بشکه انفجاری در هر گوشه، فقط یک یا دو بشکه باقی بماند. این امر به مرور کلی بسیار کمک میکند، در حالی که از تعامل و پویایی بازی نمیکاهد - به هر حال، من هنوز هم میتوانم نقاط بسیار داغ را با یک طلسم باران آرام کنم و از مه حاصل به عنوان محافظ در برابر حملات دوربرد استفاده کنم.
گذشته از کاهش احتمال طوفانی از اثرات، نبردها در Baldur's Gate 3 به همان اندازه کلاسیک هستند که از Larian در سالهای اخیر انتظار میرفت، فقط اکنون با قوانین نسخه پنجم Dungeons & Dragons. به عبارت دیگر: در شروع نبرد، ترتیبی که هر شخصیت میتواند نوبت خود را بگیرد با استفاده از مقدار ابتکار عمل و یک تاس تعیین میشود.
سپس هر شرکتکننده مجموعهای از گزینهها و اقدامات حرکتی را در اختیار دارد. این موارد شامل حملات و طلسمهای مختلف، زنده کردن همراهان افتاده، پرتاب نارنجک و معجون و موارد دیگر میشود. همچنین اقدامات اضافی مانند پریدن یا فرو بردن سلاحها در محیط وجود دارد که میتوان از آنها برای مشتعل کردن شمشیر خود استفاده کرد.
خلاقیت و معماهای تاکتیکی
هر کسی که تجربه قبلی با Dungeons & Dragons نداشته باشد، چه در بازیهای ویدیویی و چه در بازیهای کاغذی، ممکن است در ابتدا سیستم را گیجکننده بداند. این به دو دلیل است: اول، آموزش برای
اگر بخواهید، میتوانید Baldur's Gate 3 را به صورت مخفیکاری نیز بازی کنید و به یک دزد ماهر تبدیل شوید. حداقل تا حدی. Baldur's Gate 3 فقط اصول اولیه را توضیح میدهد، و حتی در آن صورت هم جزئیات زیادی ندارد. در حالی که توسعهدهندگان قوانین را برای نسخه دیجیتال تطبیق داده و برخی از مناطق را ساده کردهاند، این بازی نقشآفرینی کمی با آنچه که به آن عادت دارید متفاوت است.
جادوها و تواناییها عموماً محدود هستند، به این معنی که نمیتوانید آنها را در هر مبارزه به طور کامل استفاده کنید، بلکه باید هر از گاهی برای بازیابی انرژی استراحت کنید. با این حال، شما فقط میتوانید دو استراحت کوتاه در روز داشته باشید، در حالی که استراحت طولانی نیاز به لوازم دارد. درک مهمترین جنبههای قوانین مطمئناً برای تازه واردان به چند ساعت بازی نیاز دارد که میتواند برای برخی ناامیدکننده باشد.

این نکته مرا به نکته دوم میرساند: سیستم مبارزه Baldur's Gate 3 طیف گستردهای از گزینههای تاکتیکی را در اختیار شما قرار میدهد که بسیار فراتر از ترکیب آتش و باران ذکر شده است. در نهایت، با بازی کردن و بالا رفتن سطح، تواناییها و جادوهای بیشتر و بیشتری به دست میآورید و همیشه با نارنجکها، تیرهای ویژه یا طومارها روبرو خواهید شد. البته این فقط در مورد نیروهای خودتان صدق نمیکند: دشمنان شما نیز به طور فزایندهای قویتر میشوند و از هر فرصتی برای پیروزی استفاده میکنند.
در حالی که اولین نبردها شامل رویکردهای سادهای هستند - جنگجویان تن به تن در جلو، کمانداران در موقعیت ایدهآل در سطح بالاتر و جادوگران کمی عقبتر - در نهایت به طیف کامل آنها نیاز خواهید داشت. خوشبختانه، Baldur's Gate 3 به رویکردهای هوشمندانه و غیرمتعارف پاداش میدهد: بیش از یک بار در طول آزمایش، من به معنای واقعی کلمه دشمنانی را که خیلی نزدیک به صخرهها یا پرتگاهها ایستاده بودند، با بربر خود به دنیای پس از مرگ هل دادم. این کار گاهی اوقات حتی با غولها نیز جواب میداد، که بسیاری از نبردهای سخت را به نفع من رقم زد. خب، وارلاک عزیز، شاید دفعهی بعد به خودت زحمت نده، شاید بتونی ارتش مردگان متحرک رو کنترل کنی.
اما همانطور که قبلاً گفته شد: هوش مصنوعی همچنین میداند که چگونه از چنین ترفندهای زنندهای به نفع خود استفاده کند، شروع به هل دادن افراد من به مرگ فوری یا شلیک عمدی رعد و برق به همراهانی که در گودال ایستاده بودند. در یک مبارزه، حتی تجربه کردم که هوش مصنوعی عمداً مرا به یک بشکهی انفجاری نزدیک کرد و خود را فدا کرد تا به اندازهی کافی به من آسیب برساند - چقدر بدجنس!
عامل ناامیدی: بدشانسی با تاس
نکته ای که باید در تمام این نبردها به خاطر داشته باشید: دروازهی بالدور ۳، سیاهچالها و اژدهاها است. بنابراین، شما دائماً در حال تاس انداختن هستید و این میتواند بعد از ۷۰ تا ۸۰ ساعت بازی خسته کننده شود. با ابتکار عمل شروع کنید، که میتواند شاخص کلیدی نتیجه در برخوردهای بالقوه نزدیک باشد، تا تاسهای حمله، که حتی با درصد بالای شانس برای ضربه زدن، هنوز احتمال از دست دادن وجود دارد. ممکن است ضربهی تعیینکننده به خطا برود و حرکت بعدی دشمن، جریان بازی را به سمت نامطلوبی تغییر دهد.
به همین دلیل، در Baldur's Gate 3، اغلب از دکمههای ذخیره سریع و بارگذاری استفاده خواهید کرد. در طول آزمایش، من بیش از ۷۰۰ ذخیره سریع ایجاد کردم، زیرا برخی از مبارزات بسیار دشوار بودند، یا فقط پس از چند تلاش، تاکتیکهای مناسب را پیدا کردم. یا به سادگی زمان کافی نداشتم.
انداختن عدد ۲۰ بلافاصله آنقدرها هم آسان نیست.
تاسها درست از آب درنیامدند و گوی آتشینِ خوب پرتاب شده، به جای ۴۰ آسیب مورد انتظار، فقط ۱۵ آسیب وارد کرد. این لزوماً مشکل بزرگی در مبارزات پرده اول نیست، اما در اواسط فصل دوم، وقتی حملات خاصی به خطا میروند و فوراً متوجه میشوید که باید خشاب خود را دوباره پر کنید، میتواند آزاردهنده باشد.

تعادل سطح دشواری به این مشکل جزئی دامن میزند: در حالی که سطح دشواری کاوشگر همیشه چالش خوبی برای تازهواردان ارائه میدهد، برای کهنهکاران این ژانر بسیار آسان است، به جز چند مبارزه جداگانه در اواخر بازی. سطح دوم بسیار مناسبتر است، حتی اگر در اواخر بازی به طور قابل توجهی دشوارتر شود. من در طول آزمایش، سطح دشواری سوم، تاکتیکها، را امتحان نکردم، اما از سایر بازیکنان شنیدهام که قطعاً یک چالش است و کلید F5 به یک مورد علاقه مطلق تبدیل خواهد شد.
صحبت از تاس شد...
حالا که بحث تاس شد: تاسها در Baldur's Gate 3 همراه همیشگی هستند. گاهی اوقات آنها در پسزمینه محاسبه میشوند، مانند نبرد یا در طول بررسیهای ادراک، اما برای بسیاری از تاسهای دیگر، باید خودتان فعال باشید. به عنوان مثال، هنگام باز کردن قفلها، متقاعد کردن، فریب دادن یا تهدید در دیالوگ، یا نگاه کردن به تصاویری که ریشه آنها فقط با مذهب یا افسانههای محرمانه قابل شناسایی است.
البته در اینجا، آمار خود شخصیت دوباره نقش تعیینکنندهای ایفا میکند: کسی که مهارت کمی دارد، فقط با شانس زیاد میتواند قفلهای پیچیده را باز کند.با پاداشهای کافی، حتی تاسهای پیچیده هم مشکل کمتری ایجاد میکنند. اما آنها ممکن است در خواندن ذهن افراد خوب باشند و بتوانند انگیزههای آنها را فقط با نگاه کردن به چشمانشان تشخیص دهند. یا مانند Barbarian من، در پرورش یک سبک اقتدارگرا فوقالعاده هستند و میدانند چگونه دشمنان را صرفاً از طریق حضورشان بترسانند.
اما مهم نیست آمار شما چقدر بالا باشد، هر از گاهی در Baldur's Gate 3 شکست خواهید خورد. اما این دلیلی برای کنار گذاشتن تاس d20 نیست: درست مانند Disco Elysium، یکی از بهترین بازیهای نقشآفرینی سالهای اخیر، شکست یک فرصت است. فرصتی برای دیدن چیزها کمی متفاوت یا تجربه مسیری که در غیر این صورت کاملاً از دست میدادید. ممکن است کلیشهای به نظر برسد، اما شکست بخشی از یک بازی نقشآفرینی در این سطح است و تنها یک جنبه دیگر است که مسیر قهرمان شما را شکل میدهد.
هر سطح، هر آیتم مهم است.
به همان اندازه مهم: ارتقاء سطح. در حالی که سقف سطح در The Witcher 3 یا Elder Scrolls V Skyrim Legendary Edition PC بالا است، در Baldur's Gate 3 در سطح ۱۲ به پایان میرسید. این عدد روی کاغذ بسیار کم به نظر میرسد، با توجه به اینکه تا ۱۰۰ ساعت یا بیشتر را در Faerûn میگذرانید. به گفته لاریان، این محدودیت عمداً انتخاب شده است، زیرا در سطوح بالاتر در Dungeons & Dragons، شما طلسمهایی را باز میکنید که از خیر و شر فراتر میروند و میتوانند شما را در سطح خدایان قرار دهند. این، از یک سو، یک کار تعادل عظیم است و از سوی دیگر، اجرای آن دشوار است.
تصمیمی کاملاً قابل درک، تصمیمی که من حتی پس از ۹۵ ساعت بازی خوب، آن را تأیید میکنم. اگرچه فقط چند سطح ارتقا وجود دارد، لاریان تا حد زیادی موفق میشود امتیازهای تجربه را به خوبی توزیع کند.

چندین ساعت بازی طول میکشد تا یک نیزه بزرگ و مجموعهای از زرههای فانتزی به دست آورید - اما این سفر ارزشش را دارد. شما به سرعت تا حدود سطح ۴ پیشرفت میکنید، اما پس از آن، به طور قابل توجهی زمان بیشتری طول میکشد تا دوباره ارتقا پیدا کنید. در حالی که چند ساعت قبل از پایان به سطح ۱۲ خواهید رسید، مشروط بر اینکه در طول مسیر، ماموریتهای جانبی متعددی را انجام دهید، به طور گسترده کاوش کنید و خود را درگیر هر مبارزه کنید، من این را عامل شکست معامله نمیدانم.
با این حال، چیزی که واقعاً دوست دارم این است که هر ارتقای سطح بدون استثنا قابل توجه است. این فقط یک عدد نیست که بالا میرود و نقاط ضربه شما را افزایش میدهد. در حالی که شاید در سطح ۴ برای مبارزه خیلی ضعیف بودید، این میتواند بعداً سطح را تغییر دهد - جادوها و تواناییهای جدید این امکان را فراهم میکنند. علاوه بر این، از آنجایی که جهان با سطح شما مقیاس نمیشود، میتوانید برنامهریزی کنید که پاهایتان ابتدا شما را به کجا ببرند و از کدام مناطق باید اجتناب کنید.
همچنین نباید از آن غافل شد: تجهیزات جدید. میتوانید چیزهای زیادی را در Baldur's Gate 3 پیدا کنید، چه در جعبهها، بشکهها یا حتی اجساد. این موارد از غذا برای انبار و مواد کیمیاگری برای تهیه معجونها گرفته تا لباسها و سلاحهای جدید متغیر است. در یک نقطه خاص، همه چیز کمی طاقتفرسا میشود و مدیریت موجودی میتواند چندین دقیقه طول بکشد، به همین دلیل به شما توصیه میکنم در مقطعی استفاده از بشکهها را متوقف کنید. لازم نیست در همه چیز دخالت کنید.
در عین حال، سلاحهای جدید، گاهی حماسی یا افسانهای، مزایای قابل توجهی ارائه میدهند یا آخرین درصد قدرت اضافی را از ساختار شما میگیرند. یا ممکن است بهطور تصادفی طلسمی پیدا کنید که بهطور خودکار فایربال، یک طلسم سطح ۳، را باز کند و بتوانید از طلسم آمادهشده برای چیز دیگری استفاده کنید - چقدر فوقالعاده راحت!
توجه فوقالعاده به جزئیات
نگران نباشید، خوانندگان عزیز، کمکم به پایان نزدیک میشویم. البته، هنوز چیزهای بیشتری وجود دارد که میتوان در مورد آنها نوشت.Baldur's Gate 3. داستانهای باورنکردنی زیادی برای گفتن وجود دارد، اما از آنجایی که این بررسی بیش از حد طولانی شده است، اکنون در پایان در مورد فناوری صحبت خواهم کرد.
اگر از تصاویر و ویدیوها متوجه نشدهاید: برای یک CRPG، Baldur's Gate 3 فوقالعاده خوب به نظر میرسد. کل ظاهر آن به سادگی یک جذابیت فانتزی فوقالعاده متناسب را به نمایش میگذارد که قطعاً حق مطلب را در مورد نسخه اصلی ادا میکند و مناظر بسیار زیبایی را روی صفحه نمایش میدهد. وقتی بعد از ساعتها بازی برای اولین بار به Baldur's Gate رسیدم، آنچه ارائه میداد لبخندی بر لبانم آورد (همانطور که اغلب هنگام بازی اتفاق میافتد) - تا اینکه ناگهان به یک پرونده قتل برخوردم و از من خواسته شد تکههای یک دلقک را جمع کنم. صبر کنید، این خیلی زیادهروی است.

علاوه بر جلوههای بصری چشمگیر، اما مطمئناً نه بینقص، Baldur's Gate 3 با صداپیشگی خود نیز تأثیرگذار است. بله، فقط با صداپیشگی انگلیسی قابل بازی است، اما با توجه به اینکه چقدر در اینجا صحبت میشود، این واقعاً دیوانهکننده است. علاوه بر همراهان، صدای راوی و صدها مشتری، تقریباً هر NPC که در هر جایی با آن روبرو میشوید، حداقل یک دیالوگ صوتی برای ارائه دارد، هر چقدر هم که بیاهمیت باشد.
علاوه بر این، شخصیتهای شما در حالی که شما مخفیانه یا به طور خلاصه در مورد وقایع اخیر بین نبردها با یکدیگر گپ میزنید، شروع به زمزمه میکنند. این توجه به جزئیات کاملاً خارقالعاده و عملاً در سطح Rockstar Games است. بازیهای نقشآفرینی آینده از این نوع باید به این سطح برسند و تضمین میشود که آسان نخواهد بود.
باگهای آزاردهنده
هرجا که نور زیادی میتابد، سایهها هم وجود دارند. در حالی که دوره دسترسی زودهنگام تقریباً سه ساله در پرده اول Baldur's Gate 3 قابل توجه است، تراکم باگها در پردههای ۲ و ۳ به طور قابل توجهی افزایش مییابد. در حالی که در طول آزمایش با هیچ مشکل قطعی در بازی مواجه نشدم، با چند خرابی مواجه شدم. علاوه بر این، برخی از NPCها ناگهان شروع به صحبت در مورد چیزهایی کردند که در واقع اتفاق نیفتاده بودند یا به سادگی از پیشرفت برخی از ماموریتها صرف نظر کردند. حتی یکی از شخصیتها با وجود قولش هرگز به اردوگاه برنگشت، که در ابتدا تا حدی تصور میکردم عمدی است. اما هنوز هیچ نشانهای از او در فینال وجود نداشت.
من هر پنج متر با چنین خطاهایی مواجه نشدهام، اما در چنین غول نقشآفرینی، آنها کم کم قابل توجه میشوند. علاوه بر این، باگهای کوچکتر، اشکالات بافتی و گاهی اوقات نسخههای نادرست یا حتی ترجمه نشده زیادی وجود دارد.
چنین اشکالاتی در دوربین و بافت بازی هر از گاهی رخ میدهد. دیالوگهایی که پس از ساعتها بازی برجسته میشوند. تازه، عملکرد به مراتب بدتر در شهر اصلی Baldur's Gate با ساختمانها و NPCهای متعددش را هم نباید فراموش کرد. و بعد دوربین است که گاهی اوقات عملکرد نامناسبی دارد و به خصوص در ساختمانهایی با سطوح مختلف، سرسخت است و باعث میشود چند بار دکمه اشتباه را فشار دهم.
خوشبختانه، Larian در حال حاضر سخت تلاش میکند تا بسیاری از اشکالات را برطرف کند. چندین اصلاحیه در طول آزمایش اعمال شده است و اولین وصله بزرگ در دست ساخت است. بنابراین، تا زمانی که نسخه PS5 در 6 سپتامبر منتشر شود، اولین اشکالات بزرگ باید برطرف شده باشند. امیدوارم.
ماوس در مقابل دسته بازی!
گیمرهای PC به طور قابل درکی هنگام بازی RPG از کیبورد/ماوس استفاده میکنند. این وسیله جانبی سنتی کاملاً برای این نوع بازی که بر منوها و مبارزات نوبتی تأکید دارد، مناسب است و Baldur's Gate 3 کاملاً برای این امر بهینه شده است. با این حال، یک جایگزین وجود دارد. Larian Studios این فرصت را فراهم میکند تا با یک دسته بازی، قلمروهای فراموششده را کاوش کنید و نتیجه چشمگیر است که به هیچ وجه تعجبآور نیست.
در واقع، Divinity: Original Sin II پیش از این تخصص این استودیوی بلژیکی را در این زمینه نشان داده بود. گیمپد با کیبورد/ماوس قابل مقایسه نیست. هر دو سبک بازی مزایا و معایب خاص خود را دارند، حتی اگر پیمایش در منوها گاهی اوقات با یک دسته بازی میتواند خستهکننده باشد. در نهایت، جابجایی بین دو وسیله جانبی به طرز شگفتآوری آسان است. به سادگی یک دکمه را فشار دهید تا از یک رابط به رابط دیگر تغییر دهید بدون اینکه مجبور به خروج از بازی باشید.
جمع بندی
من از زمان اولین شایعات در مورد Baldur's Gate 3 از Larian Studios مشتاقانه منتظر این بازی بودهام. من تا حد زیادی از دسترسی زودهنگام اجتناب کردم زیرا نمیخواستم مدتها قبل از نسخه نهایی، داستان لو برود. وقتی نسخه آزمایشی بالاخره رسید، کاملاً هیجانزده شدم: واقعاً چه نوع بازی نقشآفرینی را میتوانم اینجا انتظار داشته باشم؟
آیا Larian میتواند کیفیت Divinity: Original Sin 2 را داشته باشد؟ آیا در حد نام Baldur's Gate خواهد بود؟ پاسخ: بله، میتوانند و خواهند داشت. تقریباً ۲۳ سال پس از حماسه نقشآفرینی Bioware، این استودیوی بلژیکی نشان میدهد که این مجموعه میتواند بدون فدا کردن هیچ یک از کیفیت محتوا، به خوبی ادامه یابد.
خوشبختانه، این موضوع در موفقیت آن منعکس شده است: همین الان که این کلمات را تایپ میکنم، بیش از ۷۰۰۰۰۰ بازیکن به طور همزمان در Faerûn بازی میکنند و ظاهراً به طور مشابه از داستان، همراهان و آزادی که Baldur's Gate 3 ارائه میدهد، مشتاق هستند. در نهایت، اشکالاتی که اخیراً در Act 3 به طور فزایندهای شایع شدهاند و چند مورد آزاردهنده جزئی، مانع از دریافت رتبه رویایی مطلق آن میشوند. اما با این وجود، Baldur's Gate 3 قطعاً یک جشن برای طرفداران بازیهای نقشآفرینی است - و یکی از مدعیان بازی سال.
چه میتوانیم بگوییم، چه میتوانیم بکنیم... جز اینکه فروتنانه در برابر چنین استعدادی سر تعظیم فرود آوریم. استودیو لاریان بار دیگر تخصص خود را در زمینه بازیهای نقشآفرینی ثابت میکند و حتی موفق میشود دنیای غنی و پیچیده Dungeons & Dragons را به اوج برساند. Baldur's Gate 3 به سادگی بهترین اقتباس از بازیهای ویدیویی D&D است که تاکنون ساخته شده است.
.jpg)
این «ماجراجویی خود را انتخاب کنید» با سخاوت، تسلط بر کدهای ژانر و تمایل مداوم آن برای پیشی گرفتن از خود میدرخشد. BG3 میتواند به عنوان بهترین تجربه بازی برای نقشآفرینان به خود ببالد، اما نه تنها این. البته، این RPG برای بازی در شرایط مطلوب به یک کامپیوتر خوب نیاز دارد و کمی دشوار است که با آن کنار بیایید، به خصوص برای افراد ناآشنا. اما بازی Baldur's Gate III مانند خلق داستان خودتان است، داستانی که فقط متعلق به شماست. فقط برای همین (و حتی بیشتر)، لذت کامل است!
نقاط قوت
• داستان فوقالعاده و هیجانانگیز
• لحظات احساسی
• همراهان عالی، پیچیده و احساسی
• شخصیتها به اتفاقات اطرافشان واکنش نشان میدهند
• دیالوگهای عمدتاً خوب نوشته شده
• صداگذاری عالی
• گرافیک شیک و گاهی زیبا با پانوراماهای فانتزی
• موسیقی متن منسجم
• بدون ماموریتهای واکشی، اما تکالیف دستساز
• راهحلهای بیشمار برای ماموریتها
• کاوش در دنیای بازی پاداش دارد
• ارزش تکرارپذیری بالا
• مبارزات نوبتی پویا
• طراحی سندباکس دنیای بازی امکان ایدههای خلاقانه را فراهم میکند
• وفاداری زیاد به الگوی D&D با سازگاریهای خوب
• پیشرفت شخصیت همیشه قابل توجه است
• غنیمت زیاد، اما مفید
• تاس انداختن در بازی وجود دارد
• کنترلهای خوب، اگرچه هنوز کامل نیستند، کنترلهای کنترلر
• حالت همکاری برای حداکثر چهار بازیکن
نقاط ضعف
• موجودی
• مدیریت بسیار دشوار است
• آموزش برای تازهکارها میتوانست بهتر باشد
• دوربین کمی دشوار است
• با شروع از پردههای ۲ و ۳، تعداد فزایندهای از باگها، خرابیها و عملکرد ضعیف وجود دارد
• سطح دشواری میتواند متغیر باشد
• خطاهای نادر ترجمه
نیاز به یک کامپیوتر خوب برای لذت بردن کامل از بازی
• عدم دسترسی عمومی به بازی برای کسانی که با D&D و RPGs آشنا نیستند
• برخی از اشتباهات در رابط کاربری کنترلر
تحلیل فنی بازی Baldur Gate 3 کامپیوتر
بازی Baldur's Gate 3 با استفاده از موتور داخلی این شرکت، یعنی «Divinity Engine 4.0»، توسعه داده شده است که نسخه اصلاحشدهای از موتور مورد استفاده در بازی قبلی استودیو Larian، یعنی Divinity: Original Sin 2، است. در حالی که Divinity: Original Sin 2 منحصراً از رابط برنامهنویسی DirectX 11 استفاده میکند، BG3 اکنون از Vulkan نیز پشتیبانی میکند. موتور Divinity 4.0 نیز برای قوانین جدید D&D سازگار شده است و از Verticality جدید در Baldur's Gate 3 پشتیبانی میکند.

این بررسی بنچمارک، عملکرد Baldur's Gate 3 را در طیف گستردهای از کارتهای گرافیک مدرن ارزیابی میکند، مقایسه کیفیت تصویر را نشان میدهد و به آنچه از نظر استفاده از VRAM مورد نیاز است، نگاهی میاندازد.
• NVIDIA DLSS در Baldur's Gate 3 پشتیبانی میشود، اما فقط نسخه ۱ ساله ۲.۴ آن گنجانده شده است.
• AMD FSR 1.0 گنجانده شده است، FSR 2.0 پشتیبانی نمیشود.
• میتوانید میزان وضوح تصویر را تنظیم کنید.
• DLAA نیز موجود است که در زیر "Anti-Aliasing" فهرست شده است.
• حالتهای دیگر anti-aliasing عبارتند از "خاموش"، "SMAA" و "TAA".
گرافیک برای یک بازی نقشآفرینی ایزومتریک از بالا به پایین عالی است، همانطور که تصاویر ما تأیید میکنند. جزئیات زیادی در محیطها وجود دارد و نقشهها با دقت و عشق زیادی ساخته شدهاند. اکنون تمرکز بیشتری روی حرکت عمودی وجود دارد، بنابراین ساختمانهای چند طبقه، غارهایی با سطوح زیاد و موارد دیگر دارید.
من واقعاً از نورپردازی خوب Baldur's Gate 3 خوشم میآید. راهیابی در تونلهای تاریک تنها با یک مشعل کوچک در دستانتان با تمام جلوهها و سایههای مناسب همراه است. در حالی که جلوههای نورپردازی پویا از طلسمها به اندازه Diablo IV دیوانهوار نیستند، اما هنوز هم بسیار خوب به نظر میرسند و اگر تلهای باشد که باعث انفجار کل صفحه نمایش شما میشود (زمان شروع مجدد از آخرین ذخیره) ترسناک است.
لاریان کاتسینهای بلادرنگ را انتخاب کرده است که با توجه به بزرگی بازی و ماهیت پویای آن (کاتسینهای از پیش رندر شده نمیتوانند شخصیت سفارشی شما را نشان دهند) بسیار منطقی است. با این حال، در طول کاتسینها، انیمیشنهای صورت و به طور کلی NPCها، کاملاً ضعیف به نظر میرسند.
بدون شک، گرافیک مهمترین چیز در یک RPG مانند این نیست، اما با توجه به اینکه بخش زیادی از گیمپلی صرف گفتگو میشود، کاش کمی بیشتر وقت میگذاشتند. با این حال، بافتهای روی همه شخصیتها و محیط عالی به نظر میرسند، حتی وقتی از نزدیک به آنها نزدیک میشوید.
سختافزار مورد نیاز بازی بسیار سبک است، در واقع حتی کمی سبکتر از حد انتظار. برای رسیدن به ۶۰ فریم بر ثانیه در وضوح تصویر ۱۰۸۰p با تنظیمات Ultra، فقط به یک Radeon RX 6600، Intel Arc A750 یا RTX 3060 نیاز دارید. مانیتور ۱۴۴۰p دارید؟ پس با RTX 3060 یا Radeon RX 5700 XT مشکلی نخواهید داشت. حتی ۴K60 هم برای بسیاری از کارتها در دسترس است. به عنوان مثال، Radeon RX 6800 غیر XT، ۶۰.۱ فریم بر ثانیه، RTX 3070 Ti، ۵۹.۲ فریم بر ثانیه و RTX 4070، ۶۷.۶ فریم بر ثانیه دریافت میکند. چیزی که برای دستیابی به نرخ فریم بالا بسیار مهم است این است که به یک پردازنده قدرتمند نیاز دارید.
در آزمایش ما، حتی Core i9-13900K قدرتمند نیز در بسیاری از قسمتهای بازی، به خصوص شهرهای شلوغ و مراکز مشابه، از نظر پردازنده محدود بود (حدود ۱۵۰ فریم بر ثانیه). بازی Baldur's Gate 3 از DirectX 11 و Vulkan پشتیبانی میکند - ما هر دو را آزمایش کردهایم. با کمال تعجب، تفاوت بسیار کمی بین هر دو رندرکننده وجود دارد، آنها دقیقاً یکسان به نظر میرسند، FPS بسیار مشابه هستند و حتی حداقل FPS نیز همینطور است.
چیزی که من متوجه شدم این است که Vulkan مدیریت حافظه پویای زیادی ندارد. در حالی که DirectX 11 همیشه بافتها را برای مدیریت بهینه VRAM بارگذاری و تخلیه میکند، به نظر میرسد Vulkan فقط هر چیزی را که در نزدیکی VRAM است بارگذاری میکند و تمام. این توسط اعداد استفاده از VRAM ما پشتیبانی میشود که تقریباً 1 تا 1.5 گیگابایت با Vulkan بیشتر از DX11 است. من همچنین متوجه خرابی با Radeon RX 6500 XT 4 گیگابایتی شدم که نشان میدهد رندرکننده Vulkan قادر به سرریز VRAM به حافظه اصلی نیست، در حالی که رندرکننده DX11 این توانایی را دارد.
با توجه به این نتایج، توصیه من استفاده از DirectX 11 است، به نظر میرسد که یکسان است و به نظر میرسد بالغتر از رندرکننده Vulkan است. اگرچه ادعاهایی مبنی بر فریمریت روانتر وجود دارد، من هنوز هیچ تفاوت معناداری در این مورد مشاهده نکردهام. تجربه خود را در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید. این رندرکننده تفاوت بزرگی برای پردازندههای گرافیکی Intel Arc ایجاد میکند که با DirectX 11 به طور قابل توجهی سریعتر اجرا میشوند.
اینتل همچنین تنها فروشنده پردازنده گرافیکی است که درایورهای آماده بازی را برای Baldur's Gate 3 منتشر کرده است. کارت عالی بود! مطمئن نیستم که چرا NVIDIA و AMD اینقدر کند هستند، در واقع به نظر میرسد این یک روند اخیر است که در آن اینتل در حال شکست دادن رقبای تثبیتشده است.
از طرف دیگر، من هیچ مشکلی در رندرینگ در طول گیمپلی مشاهده نکردهام، بنابراین شاید درایورهای فعلی از قبل بهینه باشند. با توجه به صدها هزار گیمری که این عنوان را خریداری کردهاند، هنوز هم احساس میکنم که با ذکر بازی در یادداشتهای پچ، اطمینان دادن به آنها با ذکر بازی در یادداشتهای پچ، رویکردی معقول خواهد بود.
نیازهای VRAM به خوبی تنظیم شدهاند، کمترین تنظیمات با کارتهای ۳-۴ گیگابایتی به راحتی کار میکند و در تنظیمات بالاتر میتوانید بسته به وضوح تصویر، تا ۵-۶ گیگابایت را افزایش دهید. حدس میزنم از نظر تئوری، جا برای بافتهای با وضوح بالاتر یا مدلهای بهتر برای کارتهای کلاس ۸ گیگابایتی باقی میماند، اما با توجه به ماهیت نقشآفرینی بازی، بعید به نظر میرسد که در بهروزرسانیهای آینده به این موضوع بپردازند.
تست شماره 2
بازی Baldur’s Gate 3 هفتهی گذشته از حالت دسترسی زودهنگام خارج شد و ما در ابتدا قصد پوشش آن را نداشتیم (در مورد مقالهی تحلیل عملکرد کامپیوتر، نه به طور کلی). با این حال، پس از درخواستهای متعدد، نظرمان را عوض کردیم. بنابراین، اکنون زمان آن رسیده است که بازی را بنچمارک کنیم و عملکرد آن را روی پلتفرم کامپیوتر بررسی کنیم.
برای تحلیل عملکرد کامپیوتر Baldur’s Gate 3، ما از یک پردازندهی AMD Ryzen 9 7950X3D، 32 گیگابایت رم DDR5 با فرکانس 6000 مگاهرتز، کارتهای گرافیک Radeon RX580، RX Vega 64، RX 6900XT، RX 7900XTX شرکت AMD، کارتهای گرافیک GTX980Ti، RTX 2080Ti، RTX 3080 و RTX 4090 شرکت NVIDIA استفاده کردیم. همچنین از ویندوز 10 نسخه 64 بیتی، درایورهای GeForce 536.99 و Radeon Software Adrenalin 2020 Edition 23.7.2 استفاده کردیم. علاوه بر این، ما CCD دوم را در 7950X3D خود غیرفعال کردهایم.
Larian Studios تنظیمات گرافیکی زیادی را برای تغییر اعمال کرده است. گیمرهای رایانههای شخصی میتوانند کیفیت مدلها، فاصله، جزئیات، بافتها و موارد دیگر را تنظیم کنند. همچنین گزینههایی برای Dynamic Clouds، Ambient Occlusion، Subsurface Scattering، Bloom و God Rays وجود دارد. Baldur’s Gate 3 همچنین از NVIDIA DLSS 2 و AMD FSR 1.0 پشتیبانی میکند. متأسفانه، این بازی از FSR 2.0 پشتیبانی نمیکند، اگرچه Larian اظهار داشت که پشتیبانی از آن را در بهروزرسانیهای آینده اضافه خواهد کرد.
Baldur’s Gate 3 به پردازنده رده بالا نیاز ندارد. برای معیارهای پردازنده ما، قصد داشتیم از Goblin Camp (که تعداد زیادی NPC روی صفحه دارد) استفاده کنیم. با این حال، همانطور که به وضوح میبینید، بازی با بیش از 230 فریم در ثانیه در تنظیمات 1080p/Max روی AMD Ryzen 9 7950X3D ما اجرا میشود. بنابراین بله، میتوانیم با اطمینان بگوییم که بازی روی طیف وسیعی از پردازندهها به راحتی اجرا خواهد شد.
برای بنچمارکهای پردازنده گرافیکی خود، از ناحیه کشتی سقوط کرده (درست بعد از مقدمه بازی) استفاده کردیم. این ناحیه به نظر میرسد که کاملاً به پردازنده گرافیکی نیاز دارد، بنابراین میتواند ایده خوبی از نحوه اجرای بقیه بازی به ما بدهد. ما همچنین از DX11 استفاده کردهایم زیرا (در زمان بنچمارک) از مشکلات لکنت آن که میتواند پس از یک دوره طولانی بازی رخ دهد، آگاه نبودیم.
در تنظیمات 1080p/Max، اکثر پردازندههای گرافیکی ما توانستند یک تجربه بازی روان را ارائه دهند. AMD Radeon RX Vega 64 توانست همیشه بیش از 60 فریم در ثانیه را ارائه دهد، در حالی که NVIDIA RTX 4090 توانست نرخ فریم را بیش از 240 فریم در ثانیه افزایش دهد.
در تنظیمات 1440p/Max، پنج پردازنده گرافیکی برتر ما هیچ مشکلی در اجرای صحنه بنچمارک پردازنده گرافیکی ما نداشتند. و در مورد تنظیمات بومی 4K/Max، کارتهای گرافیک AMD Radeon RX 6900XT، RX 7900XTX و NVIDIA RTX 4090 توانستند یک تجربه بازی روان را ارائه دهند.
از نظر گرافیکی، Baldur’s Gate 3 خیلی چشمگیر به نظر نمیرسد. قطعاً چشمنواز است. این بازی از مدلهای شخصیت بسیار دقیقی بهره میبرد و بافتهای با وضوح بالا زیادی دارد. همچنین میتوانید با برخی از اشیاء محیطی (بهویژه برای اهداف گیمپلی) تعامل داشته باشید. به طرز عجیبی، شخصیتهای شما هنگام حرکت با چمن یا بوتهها تعامل ندارند. همچنین مشکلات pop-in متعددی وجود دارد و برخی از سایهها هنگام بزرگنمایی (یا در طول صحنههای کوتاه) میتوانند پیکسلی به نظر برسند. نورپردازی نیز به اندازه آنچه در Diablo 4 دیدیم پیشرفته نیست.
در مجموع، عملکرد Baldur’s Gate 3 در رایانه شخصی شگفتانگیز است زیرا میتواند در طیف وسیعی از پیکربندیهای رایانه شخصی به راحتی اجرا شود. تا جایی که من میدانم، ما هیچ مشکلی در DX11 و Vulkan تجربه نکردهایم. با این حال، همانطور که گفتیم، پس از مدت طولانی بازی، در DX11 با مشکلات آزاردهندهای مانند لکنت مواجه شدیم. به غیر از این، چیز دیگری برای گزارش وجود ندارد.
بازی با K&M به طرز فوقالعادهای کار میکند و K&M به درستی روی صفحه نمایش داده میشود. نه تنها این، بلکه هنگام بازی با گیمپد، منوی رابط کاربری و کنترلهای کاملاً متفاوتی دارد. این یک بازی کامپیوتری بینقص است، اگرچه قطعاً از RTAO، RT Shadows و RTGI بهره میبرد. حیف است که با توجه به نیاز کم به پردازنده گرافیکی، از این جلوههای ردیابی پرتو پشتیبانی نمیکند!
تست شماره 3
آرایش فنی گرافیک مربوط به نسل قبلی است، اما با این وجود اجرا عالی است. شخصیتها عالی به نظر میرسند و حتی در دیالوگها هم به اندازه کافی خوب انیمیشنسازی شدهاند، که با توجه به حجم صداگذاری، یک شاهکار است، جلوههای ویژه حملات خیالی و پرجزئیات هستند و مناطقی که در آنها عبور میکنید میتوانند خاطرهانگیز و زیبا باشند.
با توجه به اینکه این بازی با یک کلاینت Vulkan عرضه میشود، واقعاً دوست دارم کیفیت گرافیکی آن را در طول زمان، در صورت امکان، به روشهای معناداری افزایش دهم. به عنوان مثال، جایگزینی SSAO و نورپردازی غیرمستقیم با معادلهای ردیابی پرتو، کارهای جادویی برای ارائه بازی انجام میدهد. حتی چیزی به سادگی سایههای ردیابی پرتو نیز میتواند تا حد زیادی کمک کند، زیرا سایهها میتوانند گاهی اوقات، حتی در بالاترین تنظیمات، سوسو زدن و دندانهدار شدن واضحی را نشان دهند.
صحبت از ولکان شد، شما میتوانید از بین حالتهای دایرکتایکس ۱۱ و ولکان، هر دو را از لانچر بازی انتخاب کنید - لانچری که روی کامپیوتر آزمایشی من با پردازنده Ryzen 5 3600 عملکرد فوقالعادهای دارد و روی کامپیوتر Core i9 12900K من به طرز عجیبی کند است. (خوشبختانه، میتوانید از دستور راهاندازی --skip-launcher برای بوت مستقیم به نسخه دایرکتایکس ۱۱ بازی استفاده کنید، یا از --skip-launcher --vulkan برای بوت مستقیم به ولکان استفاده کنید.)
Baldur's Gate مرزهای فناوریهای گرافیکی را جابجا نمیکند - اما واضح است که شخصیتها و محیطها به طرز دوستداشتنی جزئیات بالایی دارند و میتوانند بسیار خاطرهانگیز باشند.

ما قبلاً انتخاب دایرکتایکس ۱۱ در مقابل ولکان را برای Baldur's Gate 3 به طور مفصل پوشش دادهایم، بنابراین در اینجا خلاصه میکنیم. برای سیستمهایی که محدود به پردازنده گرافیکی هستند (حدود ۹۹٪ استفاده از پردازنده گرافیکی در نوار بازی ویندوز > عملکرد ثبت شده است)، DirectX 11 انتخاب بهتری است، زیرا حدود هشت درصد سریعتر از Vulkan در پردازندههای گرافیکی انویدیا و ۲۵ درصد سریعتر از Vulkan در پردازندههای گرافیکی اینتل اجرا میشود، بدون هیچ تفاوت محسوسی در پردازندههای گرافیکی AMD.
اگر محدود به پردازنده هستید، ما همچنان DX11 را برای دارندگان پردازندههای گرافیکی انویدیا و AMD توصیه میکنیم، زیرا عملکرد در مناطقی با NPC حدود سه تا پنج درصد سریعتر است، اگرچه Vulkan در صحنههای ایستا با این پردازندههای گرافیکی سریعتر است. در همین حال، پردازندههای گرافیکی اینتل در این سناریوی محدود به پردازنده مرکزی، ۱۳ درصد سریعتر در Vulkan اجرا میشوند. دایرکتایکس ۱۱ همچنین از پیادهسازی v-sync با بافر سهگانه و بافر دوگانه بهره میبرد که در ولکان کار نمیکند و همکارم ویل جاد نیز شاهد خرابیهایی در ولکان بود که در DX11 تکرار نشدند.
بنابراین، اکثر کاربران AMD و Nvidia باید از API DX11 استفاده کنند، به خصوص با مدرنتر شدن پردازنده شما، در حالی که ولکان بهتر است در پردازندههای بسیار قدیمی که کاربران برای رسیدن به ۶۰ فریم در ثانیه مشکل دارند، استفاده شود. برای دارندگان پردازندههای گرافیکی اینتل که ۶۰ فریم در ثانیه را در وضوح بالاتر هدف قرار میدهند، DX11 دوباره بهتر است، اما برای کسانی که ۱۲۰ فریم در ثانیه را در وضوح پایینتر هدف قرار میدهند، ولکان بهتر است.
در اینجا نحوه عملکرد DX11 و ولکان در هنگام محدود شدن پردازنده گرافیکی به ترتیب روی کارت گرافیکهای انویدیا، AMD و اینتل آورده شده است. به طور خلاصه: DX11 دو (انویدیا، اینتل) را میبرد و یک (AMD) را میکشد، که آن را به یک انتخاب پیشفرض خوب تبدیل میکند.
با کنار گذاشتن سوال API، میتوانیم وارد منوی اصلی شویم. گزینههای اینجا به اندازه کافی خوب هستند، با توضیحاتی برای هر تنظیم که اغلب با تصویر همراه است. با این حال، اطلاعات مربوط به اینکه کدام مؤلفه درگیر است (CPU، GPU، VRAM) میتواند برای آینده مفید باشد.
.jpg)
از دیدن DLSS و DLAA در اینجا سپاسگزارم، اما کسانی که کارت گرافیک RTX ندارند از گنجاندن FSR 2 و XeSS بهرهمند خواهند شد. در عوض، دارندگان پردازندههای گرافیکی AMD و Intel باید به FSR 1 تکیه کنند، اگرچه FSR 2 باید در ماه سپتامبر عرضه شود (و یک ماد جایگزین DLSS از PotatoOfDoom، مصاحبهکننده سابق DF، در حال حاضر در دسترس است).
اگر DLSS و DLAA گزینهای برای شما هستند، متوجه خواهید شد که تقریباً در هر تنظیم کیفیتی، با تاری و سایهداری کمتر، از TAA پیشفرض بهتر به نظر میرسد. دو مشکل جزئی DLSS وجود دارد، اولی ردهای پشت مو هنگام حرکت است و دومی عمق میدان (فکر میکنم به طور تصادفی) به وضوح داخلی گره خورده است، به طوری که اشیاء پسزمینه در عملکرد DLSS واضحتر از کیفیت DLSS به نظر میرسند.
با توجه به استفادهی DLSS 2 از دادههای زمانی اضافی، FSR 2 واقعاً قابل مقایسه با آن نیست، بنابراین خوب میشد اگر FSR 2 (و XeSS) در زمان عرضه برای کاربران کارتهای گرافیک غیر انویدیا در نظر گرفته میشد.
DLAA بازی از TAA پیشفرض بهتر به نظر میرسد و با توجه به هزینهی عملکرد نسبتاً پایین آن، فعال کردن آن را ارزشمند میکند.
در مجموع، تجربهی کاربری فنی در Baldur's gate 3 خوب است - گزینهها کافی هستند و حتی برخی از ویژگیهای خوب مانند رابط کاربری یکپارچه و تغییر سبک دوربین را هنگام جابجایی بین ماوس و کیبورد و کنترلر دریافت میکنید. با این حال، دوست دارم این مشکلات DLSS برطرف شوند و FSR 2 به طور رسمی در اسرع وقت پیادهسازی شود.
Baldur's Gate 3 به طور خاص روی CPU و GPU سنگین نیست، زیرا با حداکثر وضوح 1440p روی RTX 2060 Super، یک GPU میانردهی چهار ساله، با عملکردی بین 40 تا 60 فریم در ثانیه و با استفاده از 4.5 گیگابایت VRAM اجرا میشود.
در این سناریو، فعال کردن حالت کیفیت DLSS برای دستیابی به نرخ فریم پایدار ۶۰ فریم بر ثانیه کافی است. با این حال، همه به این کالیبر از پردازنده گرافیکی مجهز نیستند یا به DLSS دسترسی ندارند، بنابراین تنظیمات بهینه شده هنوز هم ارزش بررسی دارند - با هدف افزایش معقول عملکرد بدون تأثیر خیلی شدید بر کیفیت بصری.
با در نظر گرفتن گزینهها، کیفیت مه هنگام کاهش به بالا، دو درصد بهبود عملکرد را با تفاوت بصری ناچیز ارائه میدهد، در حالی که کیفیت سایه متوسط افت قابل توجهتری دارد که با افزایش تقریباً ۱۰ درصدی نرخ فریم، هزینه خود را جبران میکند. عمق میدان دایرهای بهترین گزینه است که ارزش نگه داشتن آن را دارد، اما کاهش کیفیت آن به یک چهارم (بدون نویززدایی) سه درصد بهبود عملکرد را با تنها یک افت بصری جزئی ارائه میدهد.

نام تنظیمات بهینه
کیفیت مدل بالا*
فاصله جزئیات بالا
فاصله نمونه بالا
کیفیت بافت فوق العاده**
فیلتر بافت ناهمسانگرد x16
سطح جزئیات انیمیشن بالا
حالت HDD کند خاموش
جمعیت پویا روشن
کیفیت سایه متوسط
کیفیت ابر فوق العاده
کیفیت مه بالا
عمق میدان دایرهای
کیفیت عمق میدان ربع
اگر عملکرد رضایتبخش نباشد، تنظیمات مدل متوسط وجود دارد. **متوسط برای کارتهای گرافیک 4 گیگابایتی
فراتر از این، تعداد کمی از بازیهای موفق بدون جریمههای بصری بزرگ وجود دارند. کیفیت مدل مسلماً در این دسته قرار میگیرد، اما کاهش کیفیت به متوسط شش درصد عملکرد بهتر را ارائه میدهد، البته با ظاهر شدن قابل توجهتر و کاهش کیفیت مدل در اشیاء دور. پیشنهاد میکنم ابتدا کیفیت بالا را امتحان کنید، اما اگر قادر به دستیابی به 60 فریم در ثانیه نیستید، کاهش به متوسط را در نظر بگیرید.
سایر تنظیمات عمدتاً فقط برای رایانههای شخصی بسیار قدیمی مفید هستند و مقیاسبندی نسبتاً محدودی در تنظیماتی مانند فاصله جزئیات و کیفیت ابر دارند که بهتر است در بالاترین تنظیمات خود باقی بمانند. به طور مشابه، به نظر نمیرسید که سطح جزئیات انیمیشن و حالت HDD کند، حتی در سیستم ضعیف من، تأثیر قابل توجهی بر عملکرد یا جلوههای بصری داشته باشد. در نهایت، کیفیت بافت را میتوان برای پردازنده گرافیکی مدرن با بیش از 4 گیگابایت VRAM، روی حالت ultra نگه داشت.
با این اوصاف، اکثر تنظیمات بهینه شده ما روی بالاترین گزینهها باقی میمانند زیرا بازی به طور کلی بسیار سبک است، اما ما همچنان 20 درصد افزایش عملکرد متوسط را در صحنهای که آزمایش کردیم، به دست میآوریم - با توجه به اینکه چقدر از کیفیت بصری کم صرف نظر کردهایم، دیدن این موضوع خوب است.
Baldur's Gate 3 یک بازی عالی است و برخلاف بسیاری از نسخههای اخیر PC، در حالت صیقل یافته و بدون هیچ مشکل بازیشکنی اجرا میشود و کیفیت فنی سایر نسخههای بزرگ AAA را شرمآور میکند. کاش چند کار بهتر انجام میداد، مثلاً FSR 2 را در زمان عرضه داشت، چند مشکل جزئی DLSS را برطرف میکرد یا زمان فریم را هنگام عبور از مناطق پر از NPC در پردازندههای رده پایین مانند Ryzen 5 3600 بهبود میداد. با این حال، گذشته از این جنبههای جزئی، لاریان از نظر فنی کار خوبی انجام داده است - و این یک لذت واقعی است، با توجه به اینکه این نامزد واضح بازی سال چقدر خوب محقق شده است.
تست شماره 4
عملکرد سیستم Baldur’s Gate 3 روی کامپیوتر
اکنون در حال انجام تجزیه و تحلیل عملکرد Baldur’s Gate 3 روی کامپیوتر هستم.
در تجزیه و تحلیل ما از یک پردازنده AMD Ryzen 9 7950X3D، 32 گیگابایت DDR5 با فرکانس 6000 مگاهرتز و انواع کارتهای گرافیک AMD Radeon و NVIDIA استفاده شده است. ما بازی را روی ویندوز 10 64 بیتی با استفاده از درایورهای GeForce 536.99 و Radeon Software Adrenalin 2020 Edition 23.7.2 اجرا میکنیم.

این بازی تنظیمات گرافیکی غنی ارائه میدهد و به بازیکنان اجازه میدهد کیفیت مدلها، فواصل، جزئیات، بافتها و موارد دیگر را تنظیم کنند. همچنین شامل گزینههایی برای ابرهای پویا، انسداد محیطی، پراکندگی زیرسطحی، هالهها و پرتوهای God است. این بازی از NVIDIA DLSS 2 و AMD FSR 1.0 پشتیبانی میکند اما از FSR 2.0 پشتیبانی نمیکند، اگرچه توسعهدهندگان قصد دارند این ویژگی را در بهروزرسانیهای آینده اضافه کنند.
بنچمارکهای CPU ما نشان میدهد که Baldur’s Gate 3 به پردازنده رده بالا نیاز ندارد. حتی در صحنهای از اردوگاه گابلینها با تعداد زیادی NPC، بازی با سرعت بیش از ۲۳۰ فریم بر ثانیه در تنظیمات ۱۰۸۰p/max روی AMD Ryzen 9 7950X3D ما به راحتی اجرا شد.
ما از منطقه کشتی غرقشده برای بنچمارک GPU استفاده کردیم که بسیار طاقتفرسا بود. در تنظیمات ۱۰۸۰p/Max، اکثر GPUهای ما تجربه بازی روان و بینقصی را ارائه میدهند. AMD Radeon RX Vega 64 به طور مداوم از ۶۰ فریم بر ثانیه عبور میکند، در حالی که NVIDIA RTX 4090 از ۲۴۰ فریم بر ثانیه عبور میکند.
در تنظیمات ۱۴۴۰p/Max، پنج GPU برتر ما بازیها را بدون مشکل اجرا کردند. برای تنظیمات ۴K/Max اصلی، AMD Radeon RX 6900XT، RX 7900XTX و NVIDIA RTX 4090 تجربه روان و بینقصی را ارائه میدهند.
از نظر گرافیکی، جلوههای بصری Baldur’s Gate 3 دلپذیر هستند اما به طور خاص چشمگیر نیستند. این بازی دارای مدلهای شخصیت دقیق و بافتهای با وضوح بالا است، اما برخی مشکلات ناگهانی و سایههای پیکسلی دارد. نورپردازی به اندازه بازیهایی مانند Diablo 4 پیشرفته نیست.
به طور کلی، Baldur’s Gate 3 در پیکربندیهای مختلف رایانه شخصی عملکرد خوبی دارد. ما هیچ کرشی را تجربه نکردیم، اما پس از جلسات طولانی بازی، در DX11 کمی لکنت وجود داشت. این بازی برای صفحه کلید و ماوس به خوبی بهینه شده است، با پیامهای مناسب روی صفحه و منوها و کنترلهای مختلف رابط کاربری برای کاربران گیمپد. این یک بازی رایانهای زیباست، اما با توجه به نیاز کم به پردازنده گرافیکی، میتواند از جلوههای ردیابی پرتو بهره ببرد.
Baldur’s Gate 3، مانند بسیاری از بازیها، از تنظیمات دستی به جای تنظیمات از پیش تعیین شده بهره میبرد. در اینجا راهنمایی برای بهینهسازی تنظیمات شما برای عملکرد بهتر، با استفاده از RTX 3070 در 1440p به عنوان مرجع، آورده شده است.

کیفیت مدل: کاهش این مقدار از بالا به پایین، عملکرد را 4٪ بهبود میبخشد، بدون اینکه تأثیر قابل توجهی بر جلوههای بصری داشته باشد.
فاصله جزئیات و فاصله نمونه: این دو را روی High نگه دارید، زیرا کاهش آنها فقط افزایش جزئی ۱ فریم در ثانیه را به همراه دارد.
کیفیت بافت: با کاهش این مقدار، افزایش سرعت قابل توجهی حاصل نمیشود و تأثیر زیادی بر وفاداری بصری دارد.
فیلتر بافت: این گزینه را روی حالت Trilinear تنظیم کنید تا افزایش سرعت جزئی بدون افت قابل توجه کیفیت داشته باشید.
سطح جزئیات انیمیشن: این گزینه را روی High نگه دارید، زیرا کاهش آن فقط افزایش ۱ فریم در ثانیه را ارائه میدهد.
حالت HDD آهسته: اگر بازی روی SSD نصب شده باشد، این گزینه بر عملکرد تأثیری نخواهد گذاشت.
جمعیت پویا: خاموش کردن این گزینه بر عملکرد تأثیری ندارد و میتواند جزئیات را کاهش دهد.
کیفیت سایه: این گزینه را روی Low تنظیم کنید تا افزایش سرعت متوسطی بدون تأثیر قابل توجه بر کیفیت سایه داشته باشید.
کیفیت ابر: این گزینه را روی High نگه دارید، زیرا کاهش آن بر عملکرد تأثیری ندارد.
کیفیت مه: این گزینه را برای افزایش جزئی نرخ فریم کاهش دهید.
Nvidia DLSS: این گزینه در Baldur’s Gate 3، به ویژه در وضوح ۱۴۴۰p یا بالاتر، بسیار مؤثر است و میتواند نرخ فریم را به طور قابل توجهی بهبود بخشد. AMD FSR 1.0: این میتواند نرخ فریم را بهبود بخشد اما ممکن است وضوح بصری را کاهش دهد.
FidelityFX Sharpening: این مورد بر عملکرد تأثیری ندارد، اما برای بهترین جلوههای بصری، اسلایدر وضوح را بالاتر از ۲۵٪ نگه ندارید.
Anti-aliasing: به TAA پیشفرض پایبند باشید، مگر اینکه از DLSS استفاده کنید که این تنظیم را لغو میکند.
Ambient Occlusion: برای افزایش عملکرد بدون افت قابل توجه بصری، این مورد را خاموش کنید.

Depth of Field و Depth of Field Quality: تنظیم این موارد بر عملکرد تأثیری نخواهد گذاشت.
God Rays: این موارد را روشن بگذارید، زیرا خاموش کردن آنها در واقع میتواند عملکرد را کاهش دهد.
Bloom: این مورد را میتوان غیرفعال یا دوباره فعال کرد، بدون اینکه تأثیری بر نرخ فریم داشته باشد.
Subsurface Scattering: برای بافتهای نرمتر و زیباتر، این مورد را فعال نگه دارید، زیرا خاموش کردن آن فقط افزایش جزئی عملکرد را فراهم میکند.
سخن آخر
با این راهنمای جامع، شما باید از قبل الزامات، عملکرد و همراهان Baldur’s Gate 3 را بشناسید.
به یاد داشته باشید، تنظیمات مناسب میتواند تجربه بازی شما را تا حد زیادی بهبود بخشد، اما این انتخابهایی است که میکنید، اتحادهایی که میسازید و استراتژی شماست که اهمیت دارد. نبردهایی که تحمل میکنید واقعاً سفر شما را تعریف میکنند.
پس نیروهای خود را جمع کنید، برای ماجراجویی آماده شوید و باشد که تاسهای شما همیشه طبیعی و حدوداً بیست ساله باشند!
تست شماره 5
بنچمارکهای کنسول بازی ویندوزی ایسوس ROG Ally به مقاله اضافه شدهاند. در همین حال، توسعهدهندگان اطلاعات بیشتری در مورد دومین پچ بزرگ منتشر کردهاند که انتظار میرود در میانمدت یا کوتاهمدت، حتی بدون تاریخ مشخص، منتشر شود. این پچ برای بهبود عملکرد بازی، بهویژه در بخش سوم، در نظر گرفته شده است. هنوز بهطور رسمی تأیید نشده است که این پچ به جای FSR 1 که قبلاً پیادهسازی شده بود، FSR 2 را پیادهسازی خواهد کرد.
همانطور که اعلام شد، ComputerBase بنچمارکهای بیشتری ایجاد کرده و ۱۷ کارت گرافیک را اضافه کرده است. اینها منحصراً مدلهای قدیمیتر مانند Radeon RX 580 و GeForce RTX 2060 یا به طور جایگزین، کارتهای گرافیک کاملاً رده پایین مانند Radeon RX 6500 XT و GeForce GTX 1650 هستند. در مجموع ۳۹ کارت گرافیک در Baldur's Gate 3 آزمایش شدند.
پس از یک وقفه ۲۳ ساله و تقریباً سه سال دسترسی زودهنگام، نسخه نهایی Baldur's Gate 3 سرانجام منتشر شد. توسعهدهنده و ناشر Larian Studios تمام تلاش خود را کرده و یک بازی واقعاً عظیم خلق کرده است که تقریباً به طور انحصاری نقدهای تحسینبرانگیزی از مطبوعات بازی دریافت کرده است. و فناوری نسخه PC نیز تأثیر مناسبی دارد.
.jpg)
Larian از موتور Divinity 4.0 خود با پشتیبانی DirectX 11 و Vulkan به عنوان API استفاده میکند. از نظر بصری، این بازی برای یک RPG بسیار چشمگیر است. به طور کلی، نقاط قوت بصری، اما نقاط ضعفی نیز وجود دارد. با وجود پیشرفتهای فنی در ماههای اخیر، Baldur's Gate 3 کاملاً به صدر جدول گرافیک نمیرسد؛ به ویژه نماهای نزدیک متعدد، نسبتاً خشک به نظر میرسند. با این حال، گیمپلی واقعی، از جمله نبردهای پر برخورد، بسیار لذتبخشتر است.
ویژگیهای فنی
ویژگیهای نام بازی
توسعهدهنده: استودیوهای لاریان
ناشر: استودیوهای لاریان
موتور Divinity 4.0
API Vulkan، DirectX 11
Nvidia Reflex خیر
Anti-aliasing TAA، SMAA
Temporal Upsampling Nvidia DLSS Super Resolution ✓ (DLSS 2.4.2.0)
Nvidia DLSS Frame Generation خیر
AMD FSR 2 خیر (برای سپتامبر اعلام شد)
Intel XeSS خیر
Native Resolution + Upsampling ✓ (DLAA)
Ray Tracing خیر
بررسیهای فنی بازیها در سالهای اخیر به طور چشمگیری پیچیدهتر و پرزحمتتر شدهاند. برای اطمینان از گزارشدهی بهموقع و دقیق، ComputerBase قالب را تنظیم کرده است. جداول اکنون نقش بیشتری در برخی بخشها ایفا میکنند.
علاوه بر این، بررسیهای فنی در فواصل زمانی متناوب منتشر میشوند، بنابراین کل مقاله به طور همزمان در دسترس قرار نمیگیرد، بلکه به صورت بهروزرسانی منتشر میشود. برای اطلاع دقیق خوانندگان از اینکه تیم تحریریه روی چه محتوایی کار میکند و کدام بخشها هنوز منتشر نشدهاند، این بخشها بدون محتوا در هنگام انتشار گنجانده میشوند. بخش حذف شده سپس ظرف چند روز آینده اضافه خواهد شد. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که بخش مربوطه قطعاً ظاهر شود.
تنظیمات از پیش تعیینشده بازی در تحلیل
تفاوتهای بصری بین تنظیمات از پیش تعیینشده Ultra و High در Baldur's Gate 3 حتی با بررسی دقیق هم قابل توجه نیست. با این حال، در حرکت تفاوت به وضوح قابل مشاهده است، زیرا LOD در حالت "High" شدیدتر عمل میکند که در حین حرکت قابل توجه است. این تفاوتها همچنین میتوانند بسته به زاویه دید دوربین از نظر بزرگی متفاوت باشند. جدا از این، ویراستاران نتوانستند هیچ تفاوت دیگری را تشخیص دهند، حداقل در محیط آزمایش.

تنظیم از پیش تعیینشده Medium کاملاً متفاوت است و به طور قابل توجهی از "High" پایینتر است. به عنوان مثال، جزئیات بافت به طور قابل توجهی آسیب میبینند؛ بسیاری از اشیاء به طور قابل توجهی تارتر به نظر میرسند. علاوه بر این، هندسه برخی از اشیاء سادهتر است و دید پوشش گیاهی کاهش مییابد. سایهها نیز در حین حرکت به طور ناخوشایندی سوسو میزنند. بر این اساس، توصیه میشود در صورت امکان، جزئیات گرافیکی را بیشتر از تنظیمات از پیش تعیینشده High کاهش ندهید.
1. تغییر از تنظیمات از Ultra به High به سختی عملکرد را بهبود میبخشد. Radeon RX 7900 XTX فقط 2 درصد افزایش مییابد، در حالی که GeForce RTX 4080 به سختی 4 درصد بهبود مییابد. فقط تنظیمات میانرده، افزایش عملکرد قابل توجهی را ارائه میدهد: ۲۱ درصد FPS بیشتر را میتوان برای Radeon و GeForce اندازهگیری کرد.
از آنجایی که افزایش ۲۱ درصدی به قیمت کیفیت تصویر به طور قابل توجهی بدتر تمام میشود، تنظیمات گرافیکی تنها یک راه حل در Baldur's Gate 3 هستند. اگر کارت گرافیک محدودکننده باشد، upsampling موقتی یک راه حل به طور قابل توجهی بهتر است - و این نشان میدهد که FSR 2 AMD نمیتواند به سرعت کافی پیادهسازی شود و باید مدتها پیش در دسترس میبود. در حال حاضر، تنها گزینه موجود DLSS Nvidia است.
Nvidia DLSS SR در تحلیل
Baldur's Gate 3 در حال حاضر فقط از DLSS Super Resolution نسخه ۲.۴.۲.۰ برای upsampling موقتی پشتیبانی میکند - انتظار میرود AMD FSR 2 در بهروزرسانی سپتامبر ارائه شود. بر این اساس، کارتهای گرافیک AMD و Intel فقط به upscaling مکانی در قالب FSR 1 دسترسی دارند که در همه زمانها از نظر کیفیت به طور قابل توجهی پایینتر است. DLSS Frame Generation و Intel XeSS نیز پشتیبانی نمیشوند و هیچ یک از این دو فناوری برای بازی اعلام نشده است.

وضوح تصویر فوقالعاده DLSS در بازی Baldur’s Gate 3 به وضوح از TAA خود بازی برتر است. کیفیت تصویر فوقالعاده بالا (Ultra HD) در ترکیب با کیفیت تصویر DLSS، وضوح تصویر بیشتر، پایداری تصویر بهتر و بازسازی تصویر بهتری را ارائه میدهد - در عین حال، هیچ نقطه ضعف آشکاری وجود ندارد.
نه تنها این، بلکه عملکرد DLSS در وضوحهای بالا نیز بهتر از وضوح اصلی به نظر میرسد - نتیجه بسیار خوبی است. مزایای عملکرد DLSS در وضوح تصویر فوقالعاده بالا نسبت به وضوح تصویر اصلی، و در نتیجه همان وضوح رندر، بسیار واضح است. به جای یک تصویر تار با سوسو زدن بیپایان، تصویری دقیق و روان وجود دارد.
AMD CAS وضوح تصویر را به طور قابل توجهی بهتر میکند
از این منظر، تکیه بر وضوح اصلی، حداقل در وضوح تصویر اولترا اچدی، کاملاً بیمعنی است، زیرا کیفیت تصویر DLSS (و همچنین عملکرد) به سادگی کیفیت تصویر بهتری را با عملکرد بهتر به دست میآورد. با این حال، وضوح اصلی مزیت قابل توجهی را ارائه میدهد، اگرچه این هیچ ارتباطی با آن ندارد. با این حال، وضوحسنجی FidelityFX یا CAS شرکت AMD فقط در کنار TAA خود بازی کار میکند.
DLSS به وضوحسنجی خود شرکت Nvidia متکی است - و طبق معمول، در Baldur's Gate 3، با اختلاف شگفتآوری زیاد به نسخه AMD نزدیک هم نمیشود. CAS موفق میشود تصویری واضح و بدون هیچ خطای حواسپرتی تولید کند. DLSS همچنین میتواند با موفقیت کمی وضوح را افزایش دهد، اما نه به خوبی CAS. به دلیل پایداری تصویر ضعیفتر، DLSS در نهایت برتر باقی میماند، اما با CAS شرکت AMD، نمونهبرداری زمانی به وضوح بهتر خواهد بود - این ترکیب قطعاً میتواند با ابزارهای خارجی اعمال شود.

Nvidia DLAA + AMD CAS برای بهترین گرافیک ممکن
جای تعجب نیست که DLAA انویدیا، که در رزولوشن اصلی و همراه با الگوریتم DLSS رندر میشود، DLSS را به سطح بالاتری میبرد. این امر سطح بالاتری از جزئیات تصویر، بازسازی و پایداری را فراهم میکند که اگرچه خیلی بهتر از "کیفیت" DLSS نیست، اما هنوز کمی بهتر است. با این حال، ترکیب با AMD CAS در اینجا نیز برای دستیابی به بهترین تصویر ممکن در بازی نقشآفرینی وجود ندارد. این یک نقطه ضعف کلی فناوری انویدیا است که ترکیب DLSS با AMD CAS بدون برخی ترفندها عملاً غیرممکن است.
بنچمارکها در Full HD، WQHD و Ultra HD (بهروزرسانی)
60 فریم در ثانیه در Baldur's Gate 3 برای اطمینان از یک تجربه بازی روان ضروری نیست. اگر در توالی آزمایش به 45 فریم در ثانیه دست یابیم، کل بازی باید روان اجرا شود. ۴۵ فریم بر ثانیه در وضوح تصویر ۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ با کارتهای گرافیک GeForce GTX 1080، GeForce RTX 2060، Radeon RX Vega 64، Radeon RX 5600 XT و Arc A750 به دست میآید.
در وضوح تصویر ۲۵۶۰ × ۱۴۴۰، این موضوع در مورد GeForce RTX 2070 Super، GeForce RTX 3060، Radeon RX 5700 XT، Radeon RX 6600 و Arc A750 نیز صدق میکند، اگرچه GeForce RTX 3060 و Radeon RX 6600 نیاز به کمی بررسی دارند. در وضوح تصویر ۳۸۴۰ × ۲۱۶۰، حداقل به یک GeForce RTX 3070 Ti، GeForce RTX 4070 یا Radeon RX 6800 نیاز است.
کارتهای گرافیک AMD به طور مداوم در Baldur's Gate 3 عملکرد خوبی دارند و FPS بالاتری نسبت به کارتهای گرافیک NVIDIA که مستقیماً رقیب آنها هستند، ارائه میدهند. Radeon RX 7900 XTX در وضوح تصویر Ultra HD، 9 درصد FPS بیشتری نسبت به GeForce RTX 4080 به دست میآورد، در حالی که این رقم در بازیهای AAA، 4 درصد است.
در همین حال، Radeon RX 6700 XT در وضوح تصویر WQHD، 7 درصد FPS بیشتری نسبت به GeForce RTX 3060 Ti به دست میآورد، اگرچه GeForce RTX 3060 Ti به طور متوسط 1 درصد سریعتر است. و در وضوح تصویر Full HD، Radeon RX 6650 XT، 21 درصد از GeForce RTX 3060 جلوتر است، در حالی که 5 درصد پیشرفت داشته است.

کارتهای گرافیک Arc اینتل به دو دلیل عملکرد ضعیفی دارند. عملکرد در Baldur's Gate 3 به طور کلی پایین است، به طوری که Arc A770 حتی در وضوح تصویر Full HD، 6 درصد کندتر از Radeon RX 6650 XT است. GeForce RTX 3060 Ti و Radeon RX 6700 XT کاملاً غیرقابل دسترس هستند. علاوه بر این، Arc A770 کاملاً به سرعت Arc A750 است، که نمیتواند به این سادگی باشد - اما نتیجه تکرارپذیر همیشه یکسان است. بنابراین، احتمالاً درایور Game-On اینتل برای Baldur's Gate 3 هنوز به کمی کار نیاز دارد.
سرعت فریم تاکنون خوب به نظر میرسد.
Baldur's Gate 3 سرعت فریم مناسبی دارد. به نظر نمیرسد هیچ گونه لکنت کامپایل سایهزن وجود داشته باشد و من در طول گیمپلی متوجه هیچ گونه لکنت پیمایشی نشدهام. با این حال، این RPG فقط کنترلهای غیرمستقیم دارد، بنابراین چنین مشکلاتی به هر حال کمتر قابل توجه خواهند بود.
زمانهای فریم اندازهگیری شده به همان اندازه مناسب هستند. در طول توالی آزمایش، نه Radeon RX 7900 XTX و نه GeForce RTX 4080 هیچ گونه انحراف بزرگ یا متوسطی در خروجی تصویر نشان ندادند. در نهایت، فقط کارت گرافیک Nvidia چند انحراف جزئی نشان میدهد که در همتای AMD آن وجود ندارد. اما این فقط ایرادگیری است - آنها به هر حال هیچ تاثیری بر گیمپلی ندارند.
نتیجهگیری
بازی Baldur's Gate 3 یک داستان موفقیتآمیز است. این بازی توسط مطبوعات و بازیکنان به شدت مورد ستایش قرار گرفته است، بدون اینکه عملاً هیچ انتقادی از آن شود. کیفیت فنی نسخه PC نیز چشمگیر است، اگرچه تا حدودی از گیمپلی واقعی - که در نهایت فقط ایرادگیری است - پایینتر است.

عملکرد قطعاً مناسب است. Baldur's Gate 3 فریم در ثانیه بالایی ارائه میدهد، بنابراین حتی در حالت Ultra HD به کارت گرافیک خیلی سریعی نیاز ندارید. و در حالت Full HD، حتی یک مدل کند هم کافی است. اگرچه گرافیک درجه یکی ارائه نمیدهد، اما بدون شک بازی برای یک بازی RPG خوب به نظر میرسد.
Intel Arc هنوز هم به طرز عجیبی واکنش نشان میدهد
کارتهای گرافیک AMD در حال حاضر فریم در ثانیه کمی بالاتر از مدلهای رقیب Nvidia، صرف نظر از نسل یا کلاس، ارائه میدهند، اما تفاوت قابل توجه نیست. سری Arc اینتل بسیار عقب مانده است، اگرچه جالب اینجاست که Arc A750 و Arc A770 حتی به طور یکسان سریع هستند - احتمالاً هنوز هم مقداری مشکل در درایور وجود دارد.
ادغام DLSS Super Resolution انویدیا در نسخه PC کاملاً موفقیتآمیز است و تأثیر بهتری نسبت به وضوح اصلی بر جای میگذارد. فقط وضوح تصویر با ابزارهای انویدیا در مقایسه با AMD CAS که آن هم در بازی وجود دارد، عملکرد ضعیفتری دارد. از همه آزاردهندهتر این است که FSR 2 AMD قرار نیست تا بهروزرسانی سپتامبر عرضه شود. در حال حاضر، فقط دارندگان GeForce RTX میتوانند از upsampling استفاده کنند - چیزی که این روزها واقعاً نباید در یک محصول بزرگ AAA اتفاق بیفتد.
کامپیوتربیس Baldur's Gate 3 را از ناشر Larian برای آزمایش دریافت کرد. این شرکت هیچ تأثیری بر بررسی نداشت و هیچ الزامی برای انتشار آن وجود نداشت. هیچ NDA وجود نداشت.


When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
