بازی کامپیوتر Avatar Frontiers of Pandora PC
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی کامپیوتر Avatar Frontiers of Pandora PC
Avatar: Frontiers of Pandora یک اثر درجه یک و شایستهی دریافت جوایز کلاسیک؟
Avatar: Frontiers of Pandora یک بازی اکشن-ماجراجویی محصول سال ۲۰۲۳ است که توسط Massive Entertainment توسعه یافته و توسط Ubisoft منتشر شده است. این بازی بخشی از مجموعه آواتار است و در ۷ دسامبر ۲۰۲۳ برای پلیاستیشن ۵، ویندوز و ایکسباکس سری X/S منتشر شد. این بازی نظرات متفاوتی از منتقدان دریافت کرد.
در اواخر سال ۲۰۰۹، جیمز کامرون، کارگردان مشهور سینما که پیش از این به خاطر فیلمهایی مانند تایتانیک افسانهای و ترمیناتور شناخته میشد، از جدیدترین ساختهی خود، آواتار، رونمایی کرد. فیلمی عظیم که حتی قبل از اکرانش نیز سر و صدای زیادی به پا کرده بود. کامرون با فناوری پیشگامانهاش در آن زمان، کاهش تقریباً سه ساعته زمان فیلم و بودجهی هنگفت، شرطبندی بزرگی انجام داد و اعلام کرد که این فیلم، بزرگترین مجموعهی سینمایی دوران حرفهایاش را آغاز خواهد کرد. و در واقع، این فیلم بسیار فراتر از این بود.
در آن زمان، هیچکس برای آنچه قرار بود اتفاق بیفتد، آماده نبود... آواتار به یک فیلم رکوردشکن تبدیل شد. درآمد گیشه آن به چندین میلیارد دلار رسید، یک موفقیت بیسابقه. دنباله آن که در اواخر سال ۲۰۲۲ منتشر شد، رکوردهای گیشه را نیز شکست، اگرچه سالها پس از فیلم اول منتشر شد. نه، مخاطبان فیلم پرفروش سال ۲۰۰۹ را فراموش نکردهاند. فیلم Avatar 2: The Way of Water یک موفقیت چشمگیر است و با سرعتی شگفتانگیز میلیاردها دلار درآمد کسب کرده است. این فرنچایز چیزی فراتر از ثبت دوران حرفهای کارگردانش بوده است؛ این فیلم برای همیشه تاریخ سینما را تغییر داده است.
این فرنچایزی است که نسلها را در بر گرفته و با تنها دو فیلم تاکنون (دنبالههای آن در راه است) همه چیز را در مسیر خود متحول کرده است. بله، بله، ممکن است بگویید اغراق میکنم، اما در واقع، من فقط حقایق را بیان میکنم. چه آن را دوست داشته باشید و چه از آن متنفر باشید، فرنچایز Avatar با جابهجایی مداوم مرزهای هنری و فناوری، صنعت فیلمسازی را تغییر شکل داده است، فراموش نکنیم که همه اینها فقط در دو فیلم بلند اتفاق افتاده است. و اشاره به این نکته مهم است تا واقعاً فشار عظیم روی Massive Entertainment (The Division 2، Star Wars Outlaw) و انتظارات عظیمی را که بازی Ubisoft در بین طرفداران این فرنچایز و فراتر از آن ایجاد میکند، درک کنیم.
![]()
تریلر بازی Avatar Frontiers of Pandora PC کامپیوتر
نکته ای در مورد چند نفره: این بررسی در درجه اول بر تجربه تک نفره تمرکز دارد (و تضمین میشود که بدون اسپویل باشد). بازی Avatar: Frontiers of Pandora همچنین یک حالت همکاری برای حداکثر دو بازیکن ارائه میدهد که حتی از بازی بین پلتفرمی نیز پشتیبانی میکند. با این حال، من فرصت بازی کردن آن را نداشتهام. من پاندورا را به تنهایی برای دهها ساعت کاوش کردم. در صورت نیاز، به محض اینکه دوستی پیدا کنم که به زبان ناوی مسلط باشد، برمیگردم و به این متن اضافه میکنم.
اقتباس AAA از یک مجوز Now-Cult
به عنوان یادآوری، Avatar: Frontiers of Pandora در همان دنیای فیلمها اتفاق میافتد. بنابراین بازی یک بازی اصیل است و مشخصات تعیین شده توسط کامرون و تیمش شوخی نیست. کارگردان در مورد فرنچایز خود سازشناپذیر است. بنابراین ما حق داریم که از این نظر بهترین انتظار را داشته باشیم، اما برای لذت بردن کامل از بازی، کاملاً ضروری نیست که با دنیای آن آشنا باشیم یا فیلمها را دیده باشیم. به عنوان یک بازیکن نیز انتظارات زیادی وجود دارد.
یوبیسافت دائماً آخرین عنوان خود را به عنوان یک بازی AAA واقعی تبلیغ کرده است، مانند برخی از نسخههای اخیر و آینده؛ این یک روند جدید است که به ما میگوید قرار است یک تجربه واقعی داشته باشیم. و ما میخواهیم قبل از انتشار بازی، آن را باور کنیم. به هر حال، یوبیسافت استودیوی کوچکی نیست و Massive هم همینطور. اما از طرف دیگر، میدانیم که تولیدات این استودیو تمایل دارند چیزهای زیادی را به اشتراک بگذارند، تا جایی که گاهی اوقات خیلی شبیه به نظر میرسند، حتی وقتی که روی کاغذ هیچ وجه مشترکی ندارند.
همان ترفندهای تکراری و خستهکننده در هر نوبت، به خصوص در بازیهای جهان باز، به کار گرفته میشوند: فراوانی نشانگرهای روی صفحه و فروشگاههای فراوان، حتی در حالت تک نفره (با تلاشهای آشکار برای وادار کردن شما به خرید چیزها...). اگر یوبیسافت واقعاً میخواهد عناوین AAA بسازد و ما را در دنیای آواتار غرق کند، قطعاً باید شیاطین قدیمی خود را ساکت کند. هشدار لو رفتن داستان: تقریباً به آنجا رسیده است، اما کاملاً نه.
بازیای که ریشه در جدول زمانی فیلم آواتار دارد.
همانطور که از نامش پیداست، Avatar: Frontiers of Pandora در همان ماه فیلمها اتفاق میافتد. سیارهای با زیستبومهای متنوع، جایی که زندگی خوب است تا زمانی که ما انسانها با تاکتیکهای خشن، ماشینهای بزرگ و میلمان به نابودی همه چیز به نام پیشرفت از راه میرسیم. فقط یک روز دیگر در دفتر.
![]()
سالهاست که انسانها یا «آنهایی که از آسمان میآیند» بر سیاره حکومت میکنند و با ناویها، بومیان لاغر اندام آبیرنگی که هرگز قبل از بهرهبرداری از منابع سیاره اجازه نمیگیرند، در تضاد هستند. روابط بین این دو قوم تیره و تار است و رویاروییها مکرراً رخ میدهد. برخی از انسانها سعی میکنند با ناویها در هماهنگی زندگی کنند، اما برخی دیگر آشکارا نیات خیرخواهانهتری دارند. این مورد در مورد جان مرسر، شخصیت شرور و مدیر یک مرکز فوق سری که وظیفه دارد تعداد انگشتشماری از ناویها را برای تبدیل شدن به «سفیران» شستشوی مغزی دهد، صدق میکند.
ما در نقش یکی از این ناویها بازی میکنیم که در جوانی از قبیلهشان جدا شده و تنها با حبس و استبداد انسانی آشنا بوده است. اوضاع به سرعت وخیم میشود، برنامه شستشوی مغزی کنار گذاشته میشود و دستور اعدام افراد مورد آزمایش داده میشود. ما که به سختی توسط یک زن انسان که بیش از حد به فرزندانش وابسته است نجات یافتهایم، ۱۶ سال بعد از یک خواب طولانی بیدار میشویم. پایگاه از بین رفته است، برنامه دیگر وجود ندارد و ما اکنون باید به شورشی که در آن سوی دنیا توسط جیک سالی، شخصیت اصلی فیلم اول، آغاز شده است، بپیوندیم. این یکی از معدود ارتباطاتی خواهد بود که با فیلمهای سینمایی برقرار میشود.
برای درک و فهم خطرات آواتار: مرزهای پاندورا، مطلقاً لازم نیست که طرفدار پروپاقرص این مجموعه باشید. با این حال، این یک مزیت است زیرا بازی بخشی از همان جهان است و وقایع در طول قیام، مدتی قبل از وقایع آواتار ۲: راه آب، رخ میدهد. تماشای فیلم اول به شما این امکان را میدهد که جهان را بهتر درک کنید و دامنه آنچه اتفاق میافتد را درک کنید، اما همین.
تغییر منظره تضمین شده است، اما نه بلافاصله.
با این حال، در حالی که بازی کاملاً مستقل است، هرگز فراتر از طرح خود نمیرود. جهان به طور خلاصه ارائه میشود، اما هرگز به جزئیات نمیپردازد. توسعهدهندگان با بازی کردن ما به عنوان یک ناوی که مطلقاً هیچ چیزی در مورد سیاره خود نمیداند، سعی میکنند ما را در کنار خود به کشف جهان وادارند. روی کاغذ، خیلی جالب است که جای موجودی خارقالعاده باشی که هنوز آن را نمیشناسد. موجودی که قادر به همذاتپنداری با سرزمین مادری خود است، اما چیزی از آداب و رسوم مردم خود نمیداند و مطلقاً هیچ تجربهای در زمینههای تخصصی گونه خود، مانند شکار، ردیابی، بالا رفتن از درخت و غیره، ندارد.
مشکل این است که در حالی که ما مراحل اجباری تبدیل شدن به یک ناوی واقعی، مانند پیوند با گیاهان و جانوران یا یادگیری شکار را انجام میدهیم، همه چیز عجولانه است. ما به محض اینکه از تابوت فولادی و شیشهای خود بیرون میآییم، در حال نابودی کامل واحدهای RDA (نیروهای انسانی) و رباتها هستیم. ما قبل از یادگیری شکار، دهها تیر شلیک کردهایم و با چندین موجود روبرو شدهایم و قبل از اینکه هدف واقعی آن را بفهمیم، از حس ششم ناوی خود سوءاستفاده کردهایم. به دلیل ارائه بیش از حد متعارفی که قبلاً هزار بار دیدهایم، تأثیر آن به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
![]()
مشکل این است که ما به سختی از تابوت فولادی و شیشهای خود خارج شدهایم. اگرچه این یک بازی آواتار است که نوید فرار تضمینشدهای را میدهد، اما ساعت اول (یا حتی چند ساعت اول اگر کمتر به این نوع جهان جذب میشوید) برای انتقال ما به مشکل برمیخورد. معرفی قهرمان ما و خطراتش با عجله انجام شده است. شخصیت شرور اصلی تقریباً به اندازه یک استورمبیست - نوعی فیل محلی - کاریزماتیک است و شروع بازی به هیچ وجه هیجانانگیز نیست.
تا زمانی که بالاخره پس از فرار از زندان خود به بیرون نرویم، طعم هرج و مرج را نخواهیم چشید. یک راهروی طولانی و خاکستری، انفجارهایی که دیوارها را میلرزانند و آوارهایی که پشت سرمان میریزند. در دوردست، نوری در انتهای تونل. آسمان برای چند لحظه ما را کور میکند و سپس اولین چشمانداز پاندورا آشکار میشود. یک ترفند کلاسیک، اما همیشه در خیره کردن ما مؤثر است. در اینجا به طرز درخشانی کار میکند، به خصوص از آنجایی که آواتار: مرزهای پاندورا روی کامپیوتر اصلاً بد به نظر نمیرسد.
کارگردانی هنری از همان لحظه اول خیرهکننده است؛ به طرز نفسگیری زیبا و فوقالعاده رنگارنگ است. یک دعوت واقعی برای سفر. احساسی که حتی پس از دهها ساعت گیمپلی، هرگز ما را رها نخواهد کرد. پاندورا، زیبا، فوقالعاده است. در حالی که جنگلهای انبوه و پر پیچ و خم، چه سرسبز و چه عمودی، بر یک سوم اول ماجراجویی غالب هستند، دشتهای وسیع، جزایر شناور در آسمان، باتلاقها و حتی کوهها به سرعت به این نبرد میپیوندند. حتی پس از بیش از سی ساعت گیمپلی، هنوز هم میخواستم عکس بگیرم. حتی یک حالت خاص برای این کار طراحی شده است.
از نظر هنری خیرهکننده، از نظر فنی متوسط، اما...
همه چیز حس کارت پستالی دارد. طراحی مراحل به خوبی انجام شده و ترکیببندیها هماهنگ و هنری هستند. صادقانه بگویم، کار عظیمی برای زنده کردن این سیاره انجام شده و موفقیت کامل است. زیرا علاوه بر اینکه از نظر هنری خیرهکننده و فوقالعاده واقعگرایانه است، زنده است و نفس میکشد. پاندورا، مانند فیلمها، موجودی مستقل است. گیاهان فراوانند، جانوران فراوانند و کل این دنیای کوچک با ریتم آب و هوا و چرخه روز/شب در هم میشکنند.
این نه تنها فرصتی برای لذت بردن از بازیهای نفسگیر نور و رنگ است (و لطفاً با فعال کردن HDR و ردیابی اشعه در رایانه شخصی از آن لذت ببرید!)، بلکه شاهد یک جشنواره زیستتابی واقعی در شب نیز هستیم. درخششهای شبانه که در هنگام شب ظاهر میشوند، گیاهان، حیوانات و حشرات، به لطف درخشندگی طبیعی خود، سایههای خود را ترسیم میکنند... واقعاً فوقالعاده است.
![]()
شکی نیست که آواتار: مرزهای پاندورا از نظر بصری خیرهکننده است و واقعاً قصد دارد شما را در دنیای خود غرق کند، کاری که با توجه به تراکم و اندازه نقشه جهان و همچنین طیف گستردهای از زیستبومهای مختلف، اغلب خود را در حال انجام آن خواهید یافت. حس شگفتی قطعاً وجود دارد، درست مانند زمانی که برای اولین بار فیلم اصلی را دیدیم.
با این حال، چند مشکل فنی وجود دارد که ما را به زمین بازمیگرداند. با اکراه، گاهی اوقات بدون هیچ دلیل مشخصی، با وجود پیکربندی رایانه شخصی نسبتاً قوی (Ryzen 7 7800X 3D، RTX 4070 Ti یا 4060 Ti، 32 گیگابایت رم...) با افت فریم مواجه میشویم. در واقع، اگر قصد بازی با کیفیت 4K را دارید، به یک دستگاه قدرتمند نیاز خواهید داشت. این بازی نیاز به بهینهسازی نسبتاً متوسطی دارد، اما هنوز چند مشکل برای رفع وجود دارد. همچنین در اینجا و آنجا برخی از پرشها و برشها وجود دارد و بافتها همیشه رضایتبخش نیستند.
این موضوع زمانی که همه چیز از نظر بصری بسیار خیرهکننده است، آزاردهندهتر میشود. ضمناً، مدلسازی جانوران، گیاهان و ناویها بیش از حد کافی است. به ویژه بومیها از دقت و توجه واقعی به جزئیات بهرهمند هستند. متأسفانه، از سوی دیگر، انسانها نه تنها نقش شخصیتهای شرور را بازی میکنند، بلکه عمدتاً تا حد امکان کلیشهای، فراموششدنی و زشت هستند.
بنابراین، در مجموع، اگرچه آواتار: مرزهای پاندورا بدون نقص فنی نیست، ارزش بصری عالی و حتی بیشتر به ما میدهد. نکات مثبت بسیار بیشتر از نکات منفی هستند و ما در جنگل به وجد میآییم، از هر جایی که ممکن است بالا میرویم، پرواز میکنیم یا با باد در موهایمان سواری میکنیم. هر چیزی ممکن است.
در زمین و هوا... درست مانند فیلمها، ما سوار بر اسبهای پرنده خود، ایکران معروف، موجوداتی به همان اندازه باشکوه که خطرناک هستند، خواهیم بود. پس از یک مراسم آغازین کمی طولانی به سلیقه من، میتوانیم به هر کجا که بخواهیم پرواز کنیم، حرکات آکروباتیک انجام دهیم و از هوا حمله کنیم. آزادی کامل، یا تقریباً. این بازی همچنان از ما میخواهد که چندین بار از اسب پیاده شویم تا قبل از اینکه بتوانیم به آسمانها برویم، قلمرو را پیاده کاوش کنیم.
انتخابی که به خوبی اجرا شده و بازیکنان بیصبر را تشویق میکند تا از آنچه زمین ارائه میدهد لذت ببرند و فوقالعاده سخاوتمندانه است. به عنوان یک بازی جهان باز، در طول سفرهایمان کارهای زیادی برای انجام دادن خواهیم داشت. ما در حال حاضر یک داستان اصلی داریم که میتواند ما را تقریباً پانزده ساعت سرگرم کند، همانطور که کلاغ پرواز میکند. این داستان کاملاً محکم است، با وجود چند سکسکه، برای گذراندن اوقات خوش کافی است. یک مشکل خاص در دوبله فرانسوی وجود دارد که کیلومترها با آنچه فیلمها ارائه میدهند فاصله دارد.
![]()
لهجهها و تلفظها گاهی اوقات عجیب هستند، لحن همیشه درست نیست... عالی نیست. تازه مشکلات واضح ریتم را هم که گاهی اوقات وجود دارد، که میتواند به راحتی بازیکنانی را که کمتر به آداب و رسوم محلی جذب میشوند، از دست بدهد، نباید فراموش کرد. ناویها موجوداتی هستند که عمیقاً با محیط خود مرتبط هستند. آنها حتی میتوانند با ایجاد یک پیوند روانی با گیاهان و جانوران پیوند برقرار کنند. این اتفاق چندین بار رخ خواهد داد، به خصوص هنگام سوار شدن بر حیوانات مختلف یا در طول ماموریتهای خاص.
بنابراین، اغلب با چیزهایی مواجه خواهیم شد که عموماً ماموریتهای پرکننده نامیده میشوند، مانند شکار، ردیابی، جمعآوری و آیینهای مقدس. بدون شک در اینجا دو مکتب فکری وجود خواهد داشت: کسانی که متوجه میشوند محیط بازی، این نوع ماموریتها را توجیه میکند و کسانی که فکر میکنند توسعهدهندگان از این رویکرد بیش از حد استفاده کردهاند. من جایی در این بین هستم.
فاقد یک کیفیت حماسی خاص است.
گاهی اوقات ماموریتها در Avatar: Frontiers of Pandora قابل بخشش هستند و به ماجراجویی جان میبخشند، حتی اگر به پیشبرد داستان اصلی کمکی نکنند. به هر حال، همیشه لازم نیست؛ همچنین میتوانید کمی در اطراف پرسه بزنید و از فضا لذت ببرید. متأسفانه، مواقعی هم وجود دارد که همه چیز بدون هیچ دلیل واقعی طولانی میشود، یا وقتی با ماموریتهای بیهیجان روبرو میشوید. این مشکل ریتم در ماموریتهای فرعی نیز وجود دارد که همیشه به خصوص به یاد ماندنی یا جالب نیستند. بیایید روشن کنیم، این بازی قصد ندارد به معیار جدیدی برای داستانسرایی تبدیل شود؛ به هر حال، یک RPG سرسخت نیست. اما ماموریتها به طور کلی خوب ساخته شدهاند و به آنچه در فیلمها میبینید وفادار هستند.
در حالی که بازی به طور مؤثر لحظات آرام را در پسزمینهای از گفتمان محیطی، باورهای بومی و سایر لذتهای این چنینی به تصویر میکشد، دقیقاً مانند فیلمهای سینمایی، برای ارائه اکشن بزرگ و قدرتمند تلاش میکند. در حالی که فیلمها به طرز ماهرانهای اکشن و وقفههای شاعرانه را متعادل میکنند، بازی هرگز وارد قلمرو فیلمهای پرفروش نمیشود. کیفیت AAA وعده داده شده برای این بازی آواتار ناگهان ضربه میخورد.
نه، شما نمیتوانید با پریدن روی هلیکوپترهای آلمان شرقی مانند یک گیبون مسلح سنگین، به آنها حمله کنید، یا با دست خالی با رباتها بجنگید... در بهترین حالت، میتوانید هنگام سوار شدن بر Ikran از کمان برای سرنگونی ماشینهای پرنده استفاده کنید، با صدا زدن اسب خود از صخرهها بپرید تا شما را در هوا بازیابی کند، یا ضربات نهایی را به دشمنان گیج شده وارد کنید. من به خیلی چیزهای دیگر امیدوار بودم؛ خیلی چیزهای دیگر میتوانست به دست آید! پتانسیل وجود داشت، اما بازی به وضوح محتاطانه عمل کرد.
![]()
مشکل این است که به همین دلیل، در دام کلیشههای همیشگی میافتد و گاهی اوقات احساس میشود که یادآور سایر عناوین یوبیسافت در این ژانر است، که نمونه بارز آن Far Cry است. مخفیکاری و مبارزه دقیقاً هیجانانگیز نیستند. آواتار: مرزهای پاندورا یک تیرانداز اول شخص است، بنابراین بیشتر وقت خود را در نمای اول شخص خواهید گذراند، مگر زمانی که تصمیم بگیرید از اسبهای خود استفاده کنید که به سوم شخص تغییر میکنند.
همانطور که از ناویها انتظار میرود، کمان سلاح انتخابی شما خواهد بود، اگرچه میتوانید از برخی تجهیزات انسانی مانند تفنگ تهاجمی، تفنگ ساچمهای یا موشکانداز استفاده کنید. اینها سلاحهای سنگینی هستند که واقعاً حس خیلی خوشایندی ارائه نمیدهند. اندازه شخصیتی که بازی میکنید ممکن است در این امر نقش داشته باشد. گاهی اوقات احساس میکنید که از اسباببازیهای بزرگی استفاده میکنید که فقط سر و صدای زیادی ایجاد میکنند.
بنابراین، تیراندازی با تیر سرگرمی ترجیحی شما خواهد بود، به خصوص به این دلیل که به ما اجازه میدهد محتاط باشیم، یا بهتر بگوییم، از نقاط ضعف هوش مصنوعی که هم کور و هم کر است و به ندرت به اندازه کافی دانای کل است که بتواند ما را از میان پوشش گیاهی تشخیص دهد، سوءاستفاده کنیم. این موضوع اصلاً تعجبآور نیست. در حقیقت، ما در سالهای اخیر به ندرت فرصتی برای ستایش هوش مصنوعی در بازیهای ویدیویی داشتهایم و آواتار: مرزهای پاندورا اولین مورد نخواهد بود. دشمنان ما، در درجه اول انسان، به اندازه یک پست احمق هستند.
وقتی متوجه شوید که پرتاب مین جلوی آنها و اجازه دادن به آنها برای عبور از رویشان کافی است تا صفوف رباتها و سایر سربازان را با سرعت صوت از بین ببرد، دیگر حتی زحمت استفاده از مخفیکاری را به خود نمیدهید. در هر صورت، این جنبه به خوبی انجام نشده است. ممکن است بگویید، وقتی به عنوان یک ناوی با قد ۱۰ فوت بازی میکنید، منسجم و جالب کردن ساختمانهای نفوذی که برای انسانها طراحی شدهاند دشوار است.
![]()
طراحی یک چیدمان مرحله که به بازیکنان اجازه میدهد پنهان شوند و در عین حال یک حس طبیعی خاص را حفظ کنند، از قبل روی کاغذ مانند یک عمل متعادلسازی پرخطر به نظر میرسید. و در واقعیت، دقیقاً همین است. واقعاً جایی برای پنهان شدن یا کار مخفیانه وجود ندارد. در جنگل، اگر درختان اجازه دهند، هنوز هم میتوان با پریدن از شاخهای به شاخه دیگر، کمی ارتفاع گرفت، یا میتوانید در پوشش گیاهی پنهان شوید.
اما وقتی به مجتمعهای بزرگ، پایگاهها (بله، مثل Far Cry یا Assassin's Creed) حمله میکنید، هیچ چیز وجود ندارد. میتوانید به سرعت از چند کابل آویزان یا تودهای از جعبهها در اینجا و آنجا استفاده کنید، اما همین. در نهایت، فقط باید با دستان بزرگ خود به طور نامرتب و مخفیانه حرکت کنید و از هوش مصنوعی وحشتناک بهره ببرید.
نکته تاسفبار این است که ما باید نفوذ زیادی انجام دهیم، چه برای داستان اصلی و چه برای فعالیتهای فرعی. در حالت دوم، سکوت به ما این امکان را میدهد که به جوایز بسیار بهتری دست پیدا کنیم. هدف همیشه یکسان است: خرابکاری در تأسیسات. برای انجام این کار، سه رویکرد اصلی داریم. رویکرد مستقیم: همه چیز را به خاکستر تبدیل میکنیم و آن را به حال خود رها میکنیم، اما در نهایت چیز زیادی به دست نمیآوریم. روش نسبتاً محتاطانه، که شامل اجتناب از درگیری اما تخریب اهداف در حین ایجاد سر و صدای زیاد است. و در نهایت، سکوت کامل: هک کردن نقاط دسترسی و خرابکاری همه چیز از راه دور به طور همزمان با استفاده از یک ابزار هک که در ابتدای بازی ارائه شده است.
این اسکنر به ما اجازه میدهد تجهیزات الکتریکی تأسیسات را از طریق دیوارها ببینیم، دستگاههای قفل شده دیجیتالی خاصی را باز کنیم و از این قبیل چیزها. این قابلیت اضافی در بازیای به اندازه Avatar: Frontiers of Pandora مفید نیست و حتی کمی هم بیربط است، تازه مینیگیم کوچک هزارتویی که هر بار از آن استفاده میکنید باید از آن عبور کنید را هم نباید فراموش کرد. این کاملاً غیرضروری است و هیچ چیزی به تجربه بازی اضافه نمیکند. به جای ارائه عناصر به این شکل، توسعهدهندگان باید مکانیکهای منسجمتر و جالبتری را اصلاح میکردند. برای مثال، شکار، ماهیگیری یا جمعآوری.
طبیعت، به همان اندازه که خصمانه است، مفید نیز هست
این دو فعالیت تا حدودی به جایگاه وظایف سریع و همهکاره تنزل یافتهاند، اگرچه ضروری هستند. با جمعآوری مواد مختلف است که میتوانید بهترین تجهیزات را بسازید. اگر مهارت و مواد مناسب را داشته باشید، میتوانید سر، سینه، سلاح و مدهای مختلف (برای بهبود آمار) را بسازید. و آشپزی را فراموش نکنیم که امتیازات بیشماری ارائه میدهد. و همه اینها به وضوح جایگاه خود را دارند، حتی بیشتر از مثلاً در بازیای مانند Far Cry.
![]()
ناویها از خشکی زندگی میکنند، بنابراین طبیعی است که بتوانیم از آن در بازی نیز استفاده کنیم. به منظور دقت تاریخی، شکار حیوانات با یک دعای کوتاه قبل از برداشت مواد از بقایای آنها همراه خواهد بود، درست مانند فیلمها. به همین ترتیب، جمعآوری باید با دقت انجام شود تا وضعیت بینقص منابع از طریق یک مینیگیم که تا حدودی یادآور باز کردن قفل در اکثر بازیها است، حفظ شود. شما زاویه مناسب را پیدا میکنید و به آرامی، به دنبال نقطه شکست میگردید. گاهی اوقات، حتی باید حشرات را ردیابی کنید تا میوههای باکیفیت و سایر شهدهای دیگر را پیدا کنید.
بنابراین، مشاهده محیط اطراف ضروری است. و این هم برای کاوش ساده و هم برای نبرد صدق میکند. گیاهان فوقالعاده متنوع هستند و بسیاری از گیاهان کاربردهای خاصی دارند. برخی از گیاهان حداکثر سلامتی را افزایش میدهند، امتیازهای پرک را برای خرج کردن در درختان مهارت مختلف ارائه میدهند، پاداشها و مهارتهای مختلفی را باز میکنند که شخصیت شما را به طور قابل توجهی بهبود میبخشند (افزایش سلامتی، برداشت بهتر، افزایش آسیب و غیره).
گلهای عظیم همچنین میتوانند تواناییهای ویژه منحصر به فرد، خاطرات اجدادی قبیله شما را اعطا کنند. این موارد نادر هستند، اما نقش مهمی در توسعه شخصیت شما دارند، هم از نظر گیمپلی، زیرا تواناییهای قدرتمند و منحصر به فردی (پرش دوتایی، حرکات رزمی جدید و غیره) و هم از نظر روایت ارائه میدهند. اما هیس...
در نهایت، گیاهان دیگری هم در نبرد مفید هستند، کل منطقه را با سم میپوشانند، شما را دچار برقگرفتگی میکنند یا به هوا پرتاب میکنند. دهها گیاه از این گیاهان وجود دارد و طبیعتاً از یک زیستبوم به زیستبوم دیگر متفاوت هستند و گاهی اوقات حتی بسته به آب و هوا تغییر میکنند.
این گیاه به طرز چشمگیری واقعگرایانه و فوقالعاده منسجم است، اگرچه در ابتدا کمی آشفته به نظر میرسد که این همه چیز همیشه و همه جا وجود داشته باشد. اما مانند ناویها، ما به سرعت یاد میگیریم که با محیط خود زندگی کنیم و حتی برای شکار نیز مفید خواهد بود.
![]()
برای ردیابی طعمه، باید رد بوی آنها را دنبال کنیم (به لطف حس ششم ما قابل مشاهده است) و خودمان با استفاده از اطلاعاتی مانند زیستبومها و عادات ترجیحی آنها، آنها را جستجو کنیم. نقشه جهان به ما این امکان را میدهد که زیستبومها و اطلاعات مختلف را نمایش دهیم و به ما کمک میکند تا جهتیابی کنیم و بدانیم کجا شکار کنیم. هر موجود همچنین نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد که باید مورد استفاده قرار گیرد.
به عنوان مثال، برخی از موجودات دارای زره طبیعی هستند که تیرها را منحرف میکند، در حالی که برخی دیگر در برابر انواع خاصی از گلها آسیبپذیر هستند... اما همه نقاط ضعف قابل بهرهبرداری دارند، به طور کلی نواحی شکنندهای که یک تیر به خوبی در آنها قرار گرفته میتواند آسیب بزرگی وارد کند.
در آواتار: مرزهای پاندورا، شکار، ماهیگیری و جمعآوری، هم مهم و هم فعالیتهای کاملاً فرعی هستند، اما با توجه به محیط و دنیای بازی، واقعاً شایسته برجستهتر بودن بودند. من از چند نبرد حماسی با موجودات یا جستجوی عمیقتر برای مواد بسیار کمیاب بد نمیدیدم.
یک بازی مینیمالیستی یوبیسافت؟ (بله، اینجا کمی طعنهآمیز صحبت میکنیم.) اما من قصد ندارم از تلاشی که شده انتقاد کنم، زیرا گیمپلی هنوز به اندازه کافی توسعه یافته است که بدون خستهکننده شدن، لذتبخش باشد و غوطهوری قطعاً وجود دارد. به خصوص از آنجایی که اگر یک چیز در Avatar: Frontiers of Pandora برجسته باشد، آن فقدان تقریباً کامل عناصر بصری حواسپرتکن روی صفحه و این تمایل به تشویق بازیکنان به آزمایش و کاوش شخصی است. به طور پیشفرض، عملاً هیچ چیزی روی صفحه نمایش داده نمیشود. بله، حتی من هم تعجب کردم.
شما فقط یک نشانگر بصری روی نقشه خود خواهید داشت تا هدفی را که برای دنبال کردن انتخاب کردهاید نشان دهد. این نیز از طریق دید ناوی شما قابل مشاهده خواهد بود، اما همین. یک قطبنما در بالای صفحه به شما کمک میکند تا اسب یا نشانگرهایی را که خودتان روی نقشه قرار میدهید پیدا کنید و یک نقطه درخشان نقاط مورد علاقه را روی نقشه جهان برجسته میکند.
اگر حالت کاوش را فعال کنید، عملاً هیچ کمکی به جز توضیحات دقیق ماموریتها برای کمک به شما در یافتن اهدافتان نخواهید داشت. پس از آن، تشخیص مسائل به عهده شماست. و این یک تغییر خوشایند است، به خصوص برای یک بازی یوبیسافت که اغلب به خاطر گرفتن دست بازیکنان شناخته میشود. با این حال، توجه داشته باشید که نمایش مجموعهای کامل از اطلاعات مفید از طریق منوها امکانپذیر خواهد بود. دسترسی عالی است و تنظیمات متعدد هستند. مطمئناً هر کسی آنچه را که به دنبالش است پیدا خواهد کرد.
![]()
از طرف دیگر، در حال حاضر یک فروشگاه برای خرید لوازم آرایشی وجود دارد. از آنجایی که میتوانید خود را به انواع اقلام مجهز کنید، یوبیسافت تصور کرد که ارائه پوستهها راهی مناسب برای افزایش درآمد است. هیچ چیز اجباری نیست، هیچ عنصر گیمپلی وجود ندارد، فقط راههایی برای سفارشیسازی اسب پرنده و آواتار شما وجود دارد. اما صادقانه بگویم، میتوانستیم بدون آن هم کار کنیم. توجه داشته باشید که در بازی میتوانید با کاوش و انجام ماموریتها، تعداد زیادی از عناصر بصری را باز کنید.
جمع بندی
آواتار: مرزهای پاندورا یک تجربه بسیار خوب است، اگر نگوییم واقعاً عالی. یوبیسافت میخواهد یک عنوان AAAA عظیم به ما بفروشد، اما حقیقت این است که بیشتر یک بازی AAA محکم است. این بازی بر پایههای عالی ساخته شده و توانسته عناصر کافی را که در جاهای دیگر دیدهایم شخصیسازی کند تا ما را به دنیای خود بکشاند، اما نکتهسنجترین بازیکنان هم فریب نمیخورند، یا فقط برای چند ساعت. بازی به سرعت محدودیتهای خود را آشکار میکند.
بله، جهان باشکوه است، کارگردانی هنری که از فیلمها قرض گرفته شده باورنکردنی است، موسیقی، که همیشه کاملاً با موضوع مطابقت دارد، عمیقاً تأثیرگذار است و سفر لذتبخش است. داستان اصلی و ماموریتهای فرعی به راحتی پیش میروند. اما مشکلات کلی ریتم و چندین مشکل جزئی دیگر، مانند صداپیشگی نه چندان خوب فرانسوی، اشکالات فنی و هوش مصنوعی وحشتناک، به سرعت ما را به واقعیت بازمیگرداند. بازی فاقد ظرافت است، اما پر از جزئیاتی است که آن را به جهانی که از آن الهام گرفته است، بسیار وفادار میکند. یک اقتباس عالی در کل، اما همچنین یک بازی اکشن جهان باز خوب. +
نقاط قوت
+
از نظر هنری خیرهکننده، دوست دارید از همه جا عکس بگیرید
+
جهان آواتار فوقالعاده واقعگرایانه به نظر میرسد، به کوچکترین جزئیات وفادار است
+
پاندورا علاوه بر زیبایی، زنده نیز هست
+ دعوتی برای کاوش و غرق شدن در آن
+ ساعتها گیمپلی که به سرعت میگذرد
+ یک اقتباس عالی
-
نقاط ضعف
- هوش مصنوعی کاملاً خراب است، مکانیکهای مخفیکاری دست و پا گیر هستند و به هر حال خیلی مفید نیستند
- سلاحهای گرم خیلی هیجانانگیز نیستند
- هنوز چند ایراد فنی اینجا و آنجا وجود دارد
- با وجود تغییرات بصری، میتوانید مکانیکها را تشخیص دهید (پایگاهها، نقاط مورد علاقه اینجا و آنجا...)
- هرچند فاقد حس حماسی است
![]()
تحلیل فنی بازی Avatar: Frontiers of Pandora
• در صفحه تنظیمات «ویدئو» میتوانید تنظیمات معمول مربوط به مانیتور را انتخاب کنید.
• آواتار از اجرای پنجرهای، بدون حاشیه و تمام صفحه پشتیبانی میکند.
• منوی «ارتقای کیفیت تصویر در حالت موقت» دارای سه گزینه است: «ضد حساسیت موقت»، «AMD FSR» و «NVIDIA DLSS»
• همانطور که قبلاً ذکر شد، از ارتقاء کیفیت FSR 2 و DLSS 2 و تولید فریم FSR 3 پشتیبانی میشود (اما از تولید فریم NVIDIA DLSS 3 یا Reflex پشتیبانی نمیشود). من فایلهای بازی را بررسی کردم، واقعاً هیچ پشتیبانی برای تولید فریم وجود ندارد، DLL مورد نیاز DLSSG در پوشه بازی وجود ندارد.
• پس از فعال کردن «ارتقای کیفیت تصویر در حالت موقت: FSR3»، منوی تولید فریم فعال میشود و به شما امکان میدهد تولید فریم AMD FSR 3 را فعال کنید.
• «کیفیت مقیاسبندی» حالت کیفیت ارتقاء کیفیت DLSS/FSR است. شما میتوانید از بین گزینههای «عملکرد فوقالعاده»، «عملکرد»، «متعادل»، «کیفیت» و «کیفیت فوقالعاده» یکی را انتخاب کنید.
• «حالت مقیاسبندی» به شما امکان میدهد از بین گزینههای «خاموش»، «ثابت» و «مغرضانه» یکی را انتخاب کنید که وضوح را بسته به نرخ FPS شما تنظیم میکند.
• V-Sync را میتوان غیرفعال کرد، هیچ محدودیت FPS پنهانی وجود ندارد.
• میتوانید محدودیت FPS را بین 30 تا 300 FPS تنظیم کنید. وقتی FSR 3 Frame Generation فعال باشد، FPS واقعی دو برابر این مقدار خواهد بود.
• سه تنظیم کیفیت از پیش تعیینشده «بالا»، «متوسط» و «پایین» وجود دارد.
• در نسخه ما، تغییر تنظیمات از پیش تعیینشده، کیفیت پسپردازش را تغییر نداد و بهطور پیشفرض روی «پایین» بود. حتماً آن را تغییر دهید.
• علاوه بر این، گزینههای زیادی برای بهبود عملکرد و تنظیم دقیق همه چیز وجود دارد.
گرافیک در Avatar: Frontiers of Pandora سطح چشمگیری از جزئیات را در محیط به نمایش میگذارد. بافتها بسیار دقیق هستند و به یک تجربه بازی غنی و فراگیر از نظر بصری کمک میکنند. این بازی در به تصویر کشیدن قمر بیگانه پاندورا موفق است و پوشش گیاهی متراکمی را به نمایش میگذارد که به مناظر عمق و واقعگرایی میبخشد. از مناطق جنگلی متراکم و خیرهکننده گرفته تا دشتهای باز زیبا و رشتهکوههای با ابهت با آبشارها، محیطها با توجه فوقالعاده به جزئیات ساخته شدهاند. در داخل پایگاههای "انسانی" همه چیز متفاوت به نظر میرسد، همه چیز کاملاً بیروح است و کمبود قطعی هندسه و جزئیات بافت وجود دارد، پایگاههای Na'vi به دلیل طراحی ارگانیکترشان بهتر به نظر میرسند و تجربه بصری بهتری را ارائه میدهند.
کیفیت اکثر NPCها "عالی" یا "خوب" است، شخصیتهای اصلی به خصوص در میانپردهها زیبا به نظر میرسند. با این حال، جایی برای بهبود در تصویرسازی چهرههای انسان، به خصوص در صحنههای گفتگو، وجود دارد، جایی که آنها تا حدودی سفت و سخت یا چوبی به نظر میرسند. موتور Snowdrop برای ایجاد جلوههای نورپردازی پویا که دنیای پاندورا را زنده میکند، بسیار خوب عمل میکند. طراحان مراحل در اینجا با نورپردازی و جلوههای سایه با دقت ساخته شده، کار فوقالعادهای انجام دادهاند.![]()
برخلاف سایر بازیها که از ردیابی پرتو به عنوان گزینه تنظیمات اضافی "فراتر از حد فوقالعاده" استفاده میکنند، این نسخه نسل بعدی موتور Snowdrop در تمام سطوح کیفیت به ردیابی پرتو متکی است. جالب اینجاست که آنها از ردیابی پرتو معمولی که از بازیهای اخیر میشناسیم استفاده نمیکنند، بلکه از یک رویکرد ترکیبیتر شبیه به کاری که Unreal Engine 5 انجام میدهد، استفاده میکنند. ردیابی پرتو برای نورپردازی، بازتابها و سایهها (فقط سایههای خورشید) استفاده میشود. هر یک از این جلوهها دارای یک سایهزن نرمافزاری جایگزین هستند تا اطمینان حاصل شود که بازی روی سختافزارهای قدیمیتر نیز به درستی اجرا میشود.
من واقعاً رویکرد Massive Entertainment را برای بازتابها دوست دارم، که ترکیبی از بازتابهای فضای صفحه و بازتابهای RT هستند. مشهای RT بسیار درشتتر هستند و پوشش گیاهی زیادی ندارند تا عملکرد خوبی را تضمین کنند. سپس بازتابهای فضای صفحه با خروجی RT ترکیب میشوند تا جزئیات بیشتری تولید کنند که شامل تمام پوشش گیاهی میشود.
تکنیک جالب دیگر "پروکسیهای سایه" است که میتوان آن را به صورت اختیاری فعال کرد. وقتی فعال باشد، اشیایی که سایه میاندازند، مش با وضوح کامل خود را با تمام جزئیات دقیق در نظر نمیگیرند، بلکه از یک مدل سادهتر برای محاسبات سایه استفاده میشود که هزینه عملکرد کمتری دارد - رندر واقعی شیء همیشه از مش با کیفیت بالا استفاده میکند.
نیازهای سختافزاری بازی بسیار بالاست، مشابه سایر عناوینی که امسال دیدیم. برای رسیدن به 60 فریم در ثانیه در 1080p با بالاترین تنظیمات، به RTX 4060 Ti، RX 7700 XT یا سریعتر نیاز دارید. مانیتور 1440p دارید؟ پس به یک RX 7900 XT، RTX 3090 یا RTX 4070 Ti نیاز دارید. 4K60؟ این آسان نخواهد بود. فقط GeForce RTX 4090 انویدیا میتواند به بیش از 60 فریم در ثانیه دست یابد. بهترین کارت گرافیک AMD، Radeon RX 7900 XTX، تنها به 39 فریم در ثانیه میرسد - که بسیار کمتر از چیزی است که معمولاً از این کارت میگیریم.
به نظر میرسد که با وجود حمایت AMD، بازی در واقع روی پردازندههای گرافیکی انویدیا کمی بهتر اجرا میشود. AMD با درایورهای 23.12.1 خود کار خوبی انجام داده است که بهینهسازی عملکرد قابل توجهی را برای کارتهای آنها به ارمغان میآورد - تقریباً +10٪، به خصوص برای RDNA 2. در حالی که Avatar شامل یک بنچمارک درون بازی است، ما مانند همیشه صحنه تست خودمان را انتخاب کردیم. بنچمارک یکپارچه شامل تعداد زیادی از پرشها است که واقعاً نمایانگر آنچه از گیمپلی واقعی انتظار میرود، نیستند.![]()
با این حال، مقیاسبندی عملکرد بسیار خوب است. شما میتوانید تقریباً 50٪ FPS اضافی را فقط با تنظیمات به دست آورید. جالب اینجاست که تفاوت بصری زیادی بین «فوقالعاده» و «کم» وجود ندارد، به مقایسههای صفحه ۴ نگاهی بیندازید. در گذشته، عناوین تحت حمایت AMD از NVIDIA DLSS پشتیبانی نمیکردند، اما به نظر میرسد که پس از ماجرای Starfield DLSS، اوضاع تغییر کرده است. در Avatar شما به ارتقاء تصویر با استفاده از AMD FSR و NVIDIA DLSS دسترسی دارید. بازی با DLLهایی برای Intel XeSS نیز عرضه میشود، اما این گزینه در بازی وجود ندارد. AMD اخیراً فناوری تولید فریم FSR 3 خود را منتشر کرده است - Avatar سومین عنوانی است که از FSR 3 پشتیبانی میکند و بسیار خوب کار میکند.
در حالی که تشخیص خطاهای بصری در نرخ فریم پایه ۵۰ فریم بر ثانیه و پایینتر، به خصوص در اطراف عناصر HUD، آسان است، اما در FPS بالاتر همه چیز بسیار بهتر به نظر میرسد. وقتی از FPS پایه ۵۰ فراتر بروید، همه چیز با FSR 3 بسیار خوب اجرا میشود و هیچ مصنوع یا خطایی قابل مشاهده نیست. آفرین! متأسفانه هیچ پشتیبانی از NVIDIA DLSS Frame Generation وجود ندارد، بنابراین نمیتوان مقایسه مستقیمی انجام داد، اما باید بگویم که از روند پیشرفت FSR 3 کاملاً راضی هستم، ما فقط به بازیهای بسیار بیشتری با پشتیبانی از آن نیاز داریم.
آزمایش حافظه ویدیویی ما نشان میدهد که Avatar یک VRAM مصرفکننده است، اما این دقیقاً درست نیست. در حالی که ما بیش از ۱۵ گیگابایت را در ۴K "Ultra" اندازهگیری کردیم و حتی ۱۰۸۰p "Low" با ۱۱ گیگابایت بسیار زیاد است، باید در نظر بگیرید که این اعداد تخصیص هستند، نه "میزان استفاده در هر فریم". موتور Snowdrop بهینه شده است تا از حداکثر VRAM ممکن استفاده کند و فقط زمانی که VRAM پر شد، داراییها را از VRAM خارج میکند. به همین دلیل است که ما این اعداد را در طول آزمایش با RTX 4090 24 گیگابایتی میبینیم.
این بسیار منطقی است، زیرا VRAM استفاده نشده کاری برای شما انجام نمیدهد، بنابراین بهتر است پس از بارگیری، چیزهایی را روی GPU نگه دارید. نتایج عملکرد ما نشان میدهد که هیچ تفاوت عملکردی قابل توجهی بین RTX 4060 Ti 8 GB و 16 GB وجود ندارد، به این معنی که 8 گیگابایت VRAM حتی در 4K کاملاً مناسب است. من چندین کارت با 8 گیگابایت را آزمایش کردهام و هیچ لکنت یا موارد مشابه دیگری وجود ندارد، فقط برخی از اشیاء که از راه دور وارد میشوند، کمی بیشتر بافت ظاهر میشوند که به نظر من یک مصالحه قابل قبول است.![]()
تست شماره 2
AMD FidelityFX Super Resolution 3 - یک افزونه عالی از Radeon
Avatar: Frontiers of Pandora اولین بازی کامپیوتری است که با فناوری FidelityFX 3 شرکت AMD در روز اول منتشر میشود. این بدان معناست که بازی از ارتقاء FidelityFX Super Resolution و FidelityFX Super Resolution 3 Frame Generation پشتیبانی میکند. هر دوی این افزونهها برای Avatar: Frontiers of Pandora عالی به نظر میرسند. اگر صادق باشیم، این یکی از بهترین پیادهسازیهای FSR است که در یک بازی دیدهایم.
سایهاندازی زیادی وجود ندارد، تصاویر واضح باقی میمانند و جزئیات ریز از بین نمیروند. Fidelity FX Super Resolution 3 Frame Generation نیز همانطور که در نظر گرفته شده عمل میکند. سرعت فریم خوب است، تصاویر قوی هستند و این ویژگی وضوح حرکت Frontiers of Pandora را تا حد زیادی بهبود میبخشد. با تنظیم FSR 3 روی حالت کیفیت و فعال بودن تولید فریم، بازی Frontiers of Pandora روی کارت گرافیک AMD RX 7900 XT با کیفیت 4K به خوبی اجرا میشود. نرخ فریم 96 تا 112 فریم بر ثانیه هنگام بازی روی یک مانیتور VVR با وضوح 4K و فرکانس 120 هرتز، نرخ فریم قابل قبولی است. با این تنظیمات، وضوح حرکت یک نرخ فریم بالا و یک تجربه بصری عالی را به دست میآوریم.
نکته عالی در مورد فناوری تولید فریم FSR 3 این است که روی کارتهای گرافیک AMD، Nvidia و Intel کار میکند. بله، FSR 3 Frame Generation برای فعال بودن به FSR super resolution نیاز دارد، اما با توجه به پیادهسازی قوی FSR 3 در این بازی، این یک نکته منفی واقعی نیست.
نکتهای که در مورد FSR 3 به آن توجه خواهیم کرد این است که رابط کاربری Avatar با هر فریم دیگر (هر فریم "واقعی") بهروزرسانی میشود. این بدان معناست که برخی از عناصر رابط کاربری هنگام فعال بودن FSR 3 میتوانند عجیب به نظر برسند. این یک مشکل بزرگ نیست، اما گاهی اوقات میتواند عجیب به نظر برسد.
وضوح تصویر فوقالعاده DLSS – این بازی به تولید فریم DLSS نیاز دارد
در حالی که ما متوجه شدیم که پشتیبانی از وضوح تصویر فوقالعاده FidelityFX در این بازی قوی است، DLSS در برخی مناطق سطوح بالاتری از کیفیت تصویر را ارائه میدهد. این امر به ویژه در هنگام استفاده از وضوح تصویر ورودی پایینتر صادق است. با این حال، این بازی فاقد پشتیبانی از فناوری تولید فریم DLSS انویدیا است و دلیل خوبی برای این امر وجود ندارد. بله، کاربران پردازندههای گرافیکی سری Nvidia RTX 40 میتوانند از FSR 3 استفاده کنند، اما وقتی DLSS Super Resolution ارتقاء بهتری ارائه میدهد، آزاردهنده است که نمیتوانیم از DLSS با تولید فریم استفاده کنیم. از این گذشته، تولید فریم FSR AMD فقط زمانی کار میکند که FSR فعال باشد.![]()
حتی بدون تولید فریم، DLSS Super Resolution میتواند به کاربران پردازندههای گرافیکی RTX افزایش عملکرد قابل توجهی بدهد. استفاده از DLSS در حالت متعادل در 4K برای نگه داشتن بازی بالای 60 فریم در ثانیه در RTX 4070 Ti ما کافی است. برای چنین نسخه رایانهای که به شدت به آن نیاز داریم، بد نیست. ما فقط میتوانیم امیدوار باشیم که تولید فریم DLSS با بهروزرسانی آینده به Frontiers of Pandora اضافه شود.
بهینهسازی آواتار: مرزهای پاندورا
آواتار: مرزهای پاندورا یک بازی طاقتفرسا است. مانند همه بازیها، ایجاد تنظیمات بهینه برای آواتار نیاز به آزمایشهای زیادی دارد. ما تقریباً تمام تنظیمات گرافیکی Frontiers of Pandora را آزمایش کردیم و متوجه شدیم که ردیابی پرتو بیشتر بودجه عملکرد این بازی را به خود اختصاص میدهد. با نگاهی به نتایج عملکرد از بنچمارک PC بازی، مشخص است که ردیابی پرتو ستون فقرات Frontiers of Pandora است، حتی اگر بازی بتواند بدون سختافزار ردیابی پرتو سفارشی اجرا شود.
اهمیت ردیابی پرتو دلیل این است که به نظر میرسد بیشتر تنظیمات گرافیکی این بازی هیچ تأثیری بر عملکرد ندارند. وقتی ردیابی پرتو بیشتر بودجه عملکرد این بازی را به خود اختصاص میدهد، کاهش تنظیمات غیر ردیابی پرتو فقط تأثیر محدودی بر عملکرد دارد.
تنها تنظیمات غیر ردیابی پرتو که تأثیر قابل توجهی بر نرخ فریم Frontiers of Pandora داشت، Volumetric Fog بود. کاهش این تنظیمات به حالت متوسط، میانگین نرخ فریم را بیش از ۷٪ افزایش داد، در حالی که تأثیر کمی بر کیفیت تصویر داشت. با نتایجی مانند این، توصیه میکنیم این تنظیمات را به حالت متوسط کاهش دهید.
دو تنظیم دیگر با تأثیر بالا، بازتابهای پراکنده (Diffuse Reflections) و بازتابهای ویژه (Specular Reflections) هستند که هر دو در صورت تنظیم روی حالت متوسط، افزایش عملکرد بیش از ۷٪ را ارائه میدهند. باز هم، این تنظیمات تأثیر نسبتاً کمی بر کیفیت کلی تصویر دارند. خب، مگر اینکه به بازتابها و نورهای بازتابی از نزدیک نگاه کنید.
تنظیمات بهینه شده کامپیوتر OC3D برای بازی Avatar Frontiers of Pandora
تنظیمات بهینه شده ما برای بازی Avatar: Frontiers of Pandora ساده است. فقط کافی است Volumetric Fog، Volumetric Clouds، Specular Reflections و Diffuse Reflections را روی Medium قرار دهید. در وضوح تصویر ۱۴۴۰p روی کارت گرافیک Nvidia GeForce RTX 4070، شاهد افزایش میانگین و حداقل نرخ فریم به ترتیب ۲۵.۴۵٪ و ۲۷.۲۷٪ بودیم. این افزایشها بدون تغییر فواصل ترسیم، کیفیت هندسه یا کیفیت سایه رخ دادهاند. برای اکثر گیمرها، Frontiers of Pandora در حالت حرکت هیچ تفاوتی با قبل نخواهد داشت. اگر میخواهید عملکرد بیشتری داشته باشید، میتوانید DLSS یا FSR را فعال کنید.
![]()
در RTX 4070، میتوانیم از تنظیمات بهینه شده در وضوح تصویر ۱۴۴۰p با FSR 3 تنظیم شده روی Ultra Quality و فعال بودن Frame Generation برای دستیابی به یک تجربه روان ۱۲۰ فریم بر ثانیه استفاده کنیم. بله، ما از فریمهای تولید شده استفاده میکنیم، اما این یک بازی تک نفره است، بنابراین تغییر جزئی در تأخیر بازی تفاوت بزرگی ایجاد نمیکند.
عملکرد 1080p
آواتار: مرزهای پاندورا یک نسخه رایانه شخصی با تنظیمات سخت است. این امر به ویژه در صورتی صادق است که تنظیمات این بازی را تا Ultra بالا ببرید. برای حفظ میانگین نرخ فریم در بالای 60 فریم بر ثانیه در 1080p به یک RX 6800 یا RTX 3070 Ti نیاز است. این مقدار زیادی از قدرت پردازنده گرافیکی برای چیزی است که اکنون یک هدف با وضوح پایین در نظر گرفته میشود. تنظیمات پایینتر به گیمرها افزایش قابل توجهی در نرخ فریم میدهد و DLSS یا FSR Super Resolution نیز افزایش دیگری را ارائه میدهد. با این نتایج در حالت Ultra، میتوانیم ببینیم که چرا یوبیسافت تنظیمات "Unobtanium" را پشت فرمان راهاندازی قفل کرده است.
به طور کلی، به نظر میرسد پردازندههای گرافیکی انویدیا در Frontiers of Pandora از همتایان انویدیایی خود بهتر عمل میکنند، هرچند نه خیلی زیاد. با تنظیمات مناسب، اکثر گیمرهای رایانه شخصی میتوانند Avatar: Frontiers of Pandora را به خوبی روی رایانههای شخصی خود اجرا کنند. تنظیمات بهینهشدهی ما شروع خوبی برای اکثر گیمرها خواهد بود.
آیا میتوانم با Radeon RX 6600 به نرخ فریم ۶۰ فریم بر ثانیه برسم؟
با دو پردازندهی گرافیکی کمقدرت خود، Radeon RX 6600 شرکت AMD و RTX 2060 شرکت Nvidia، تصمیم گرفتیم ببینیم که این بازی در تنظیمات متوسط چگونه اجرا میشود. سپس از DLSS و FSR در حالت کیفیت (بدون تولید فریم) استفاده کردیم تا ببینیم آیا میتوانیم به نرخ فریم ۶۰+ فریم بر ثانیه دست یابیم یا خیر. در حالی که با RTX 2060 نتوانستیم این کار را انجام دهیم، اما توانستیم نرخ فریم را در RX 6600 روی بیش از ۶۰ فریم بر ثانیه نگه داریم. برای چنین پردازندهی گرافیکی سطح پایینی بد نیست.
عملکرد ۱۴۴۰p
همانطور که قبلاً بارها گفتهایم، Avatar: Frontiers of Pandora یک بازی فوقالعاده سنگین روی کامپیوتر است. هیچ پردازندهی گرافیکی در مجموعهی تست ما نمیتواند این بازی را با نرخ فریم ثابت ۶۰+ فریم بر ثانیه در وضوح تصویر ۱۴۴۰p اصلی در تنظیمات Ultra اجرا کند. این کمی دیوانهکننده است، اما با FSR، DLSS و برخی تنظیمات، میتوانید یک تجربه بصری عالی در وضوح تصویر ۱۴۴۰p داشته باشید. حتی اگر کامپیوتر گیمینگ شما فاقد یک کارت گرافیک قدرتمند باشد.
بهینهسازی وضوح تصویر ۱۴۴۰p - تنظیمات همه چیز هستند
با کارت گرافیک Radeon RX 6800 XT شرکت AMD، تنظیمات را به high کاهش دادیم، سپس FSR Super Resolution را در حالت quality فعال کردیم و سپس از FidelityFX Super Resolution Frame Generation استفاده کردیم. این کار نرخ فریم را به بیش از ۱۰۰ فریم بر ثانیه افزایش داد، با میانگین نرخ فریم ۱۶۹ فریم بر ثانیه. آن را با یک مانیتور VRR با نرخ نوسازی بالا ترکیب کنید و تجربه بسیار خوبی در آنجا خواهید داشت. بله، نیمی از فریمها تولید میشوند، اما بازی عالی به نظر میرسد و بازی روان اجرا میشود.
کارت گرافیک RX 6700 XT شرکت AMD نیز میتواند با افزایش تنظیمات مشابه، افزایش عملکرد چشمگیری را تجربه کند. ما همچنین توانستیم RTX 4070 شرکت Nvidia را با بیش از ۸۰ فریم بر ثانیه اجرا کنیم. این کار با تنظیمات high و DLSS تنظیم شده روی quality انجام شد. با کمی دستکاری، میتوانید با طیف وسیعی از پردازندههای گرافیکی، تجربه بازی بسیار خوبی در وضوح تصویر ۱۴۴۰p داشته باشید.
آواتار در وضوح تصویر ۴K
بازیهای ۴K هرگز آسان نبودهاند و Frontiers of Pandora به ما نشان میدهد که چرا تولیدکنندگان باید کارتهای گرافیک قویتری بسازند. حتی با RTX 4070 Ti یا Radeon RX 7900 XT، ما فقط از پاندورا با کمی بیش از ۳۰ فریم بر ثانیه در تنظیمات ۴K Ultra لذت میبریم. DLSS و FSR Super Resolutions در وضوح تصویر ۴K فوقالعاده عمل میکنند، اما حتی در این صورت نیز برای دستیابی به ۶۰+ فریم بر ثانیه در این بازی در تنظیمات Ultra به یک کامپیوتر فوقالعاده قدرتمند نیاز خواهید داشت.
![]()
بهینهسازی ۴K
خوشبختانه، با تنظیمات گرافیکی پایینتر و وضوح تصویر DLSS/FSR Super، گیمرهای رایانههای شخصی میتوانند تجربه Faux-K خوبی در Avatar داشته باشند. با Radeon RX 6800 XT در تنظیمات ۴K High با FSR 3 تنظیم شده روی حالت متعادل با فعال بودن Frame Generation، به طور متوسط به نرخ فریم ۱۱۱ فریم بر ثانیه دست مییابیم. این خبر بسیار خوبی برای هر کسی است که صفحه نمایش 120 هرتزی با قابلیت VVR دارد. این نتیجهی قابل قبولی از کارت گرافیک RX 6800 XT شرکت AMD است. نتایج مشابهی را میتوان با RTX 4070 با FSR 3 نیز به دست آورد. همانطور که قبلاً ذکر شد، DLSS Frame Generation در این بازی در دسترس نیست.
نتیجهگیری - یک نسخه قوی اما طاقتفرسا برای کامپیوتر
آواتار: مرزهای پاندورا «فارکرای در مقابل آواتار» نیست. برای شروع، هر دو بازی از موتورهای متفاوتی استفاده میکنند و هر دو بازی توسط توسعهدهندگان متفاوتی ساخته شدهاند. بله، هر دو بازی شباهتهای خود را دارند، اما تقریباً همه بازیهای جهان باز نیز همینطور هستند. در مقایسه با عناوین فارکرای، آواتار مرزهای پاندورا یک بازی با سرعت پایینتر است که بیشتر در مورد اکتشاف و کشف است تا مبارزه.
به یک معنا، بازی تقریباً شبیه کرایسیس است. بازیکنان میتوانند به روشهای مختلفی به ماموریتهای زیادی برسند، بازی عمدتاً در یک محیط جنگلی است و به عنوان یک ناوی، بازیکنان اغلب از حریفان انسانی خود برتر هستند. با این حال، اندازه و سرعت یک ناوی رقیبی برای یک نانوسوت نیست. ناویها اسفنجهای گلوله نیستند و اگر بازیکنان مراقب نباشند، میتوانند به سرعت از بین بروند.
آواتار مرزهای پاندورا یک بازی مخصوص نسل فعلی است و این موضوع کاملاً مشهود است. این بازی دارای نورپردازی دیدنی است و پاندورا برخی از بهترین جنگلداریها را در تمام بازیهای ویدیویی ارائه میدهد. بله، بازی به خوبی فیلمها به نظر نمیرسد، اما این بازی باید به صورت بلادرنگ روی سختافزار بازی اجرا شود. مدت زیادی طول خواهد کشید تا بازیای به خوبی The Way of Water ببینیم.
تنظیمات بهینه
روی کامپیوتر، Frontiers of Pandora یک بازی سنگین است. اگر قصد دارید این بازی را با تنظیمات Ultra (یا Unobtanium) اجرا کنید، متوجه خواهید شد که احتمالاً برای دستیابی به 60+ FPS در وضوح صفحه نمایش خود به ارتقاء سختافزار نیاز دارید. خوشبختانه با تنظیمات پایینتر (و افزایش مقیاس) اکثر گیمرها اوقات خوبی را با Frontiers of Pandora روی کامپیوتر خواهند داشت. با این حال، برای اجرای این بازی با وضوح و فریمریت بالا، هنوز به یک سیستم قدرتمند نیاز دارید.
ردیابی پرتوی آواتار بخش زیادی از بودجه عملکرد بازی را به خود اختصاص میدهد. به همین دلیل است که اکثر بازیکنان باید کیفیت بازتاب Specular و Diffuse این بازی را برای دستیابی به فریمریت بالاتر کاهش دهند. گذشته از این تنظیمات، مه حجمی نیز تأثیر زیادی بر عملکرد دارد. بدون تنظیمات بهینه، گیمرهای رایانههای شخصی میتوانند بدون افزایش مقیاس یا تولید فریم، به ۲۵٪ افزایش عملکرد دست یابند. با اضافه کردن افزایش مقیاس و تولید فریم، گیمرهای رایانههای شخصی میتوانند از تجربه نرخ فریم بالا در پاندورا لذت ببرند.
AMD FidelityFX Super Resolution 3 (FSR 3)
آواتار: مرزهای پاندورا یکی از بهترین پیادهسازیهای FSR را که تاکنون دیدهایم، دارد. افزایش مقیاس به گیمرها افزایش عملکرد زیادی میدهد و در عین حال بخش زیادی از کیفیت تصویر بازی را حفظ میکند. تولید فریم همچنین با فریمهای تولید شده با ریتم خوب و سطوح بالای کیفیت تصویر، همانطور که در نظر گرفته شده عمل میکند. بله، فریمهای تولید شده "فریمهای واقعی" نیستند، اما کمک زیادی به افزایش نرمی حرکت آواتار: مرزهای پاندورا میکنند.
نکته خوب در مورد FSR 3 این است که همه گیمرها میتوانند از آن بهرهمند شوند. این ویژگی به یک برند خاص یا نسل خاصی از پردازندههای گرافیکی محدود نمیشود. کاربران AMD میتوانند از FSR 3 استفاده کنند و دارندگان پردازندههای گرافیکی Nvidia و Intel نیز میتوانند. اگرچه من این واقعیت را که این بازی دارای DLSS است و از DLSS Frame Generation پشتیبانی نمیکند، دوست ندارم، اما نمیتوان انکار کرد که FSR 3 توسط گیمرهای بسیار بیشتری قابل استفاده است.
بر اساس Avatar: Frontiers of Pandora، فناوری FSR 3 Frame Generation شرکت AMD به خوبی همتای Nvidia خود است. با این حال، DLSS Super Resolution هنوز نتایج بهتری نسبت به همتای FSR خود ارائه میدهد. اگر AMD میخواهد در جنگ ارتقاء کیفیت پیروز شود، باید کیفیت FidelityFX Super Resolution را بهبود بخشد. با این حال، در Avatar، FSR از نظر کیفیت بیش از هر زمان دیگری به DLSS نزدیکتر است. بدون مقایسههای رو در رو، مشاهده هیچ تفاوتی در این بازی دشوار است.
تنظیمات Unobtanium برای سختافزار Unobtanium
Avatar: Frontiers of Pandora یک پیشتنظیم گرافیکی مخفی "Unobtanium" دارد. این پیشتنظیم، تمام رایانههای شخصی بازی مدرن را به زانو در میآورد. این پیشتنظیم برای پردازندههای گرافیکی آینده و گیمرهای آینده طراحی شده است. وقتی سری Nvidia RTX 60 و Radeon RX 9000 عرضه شوند، شاید گیمرها بتوانند Frontiers of Pandora را با استفاده از این تنظیمات از پیش تعیینشده در نرخ فریم قابل بازی اجرا کنند. تا آن زمان، بازیکنان باید به تنظیمات Ultra یا تنظیمات بهینهشده ما پایبند باشند.
در حالی که شرمآور است که این تنظیمات از پیش تعیینشده پشت یک دستور راهاندازی قفل شده است، میتوانیم بفهمیم که چرا Ubisoft این کار را انجام داده است. خیلی طول نمیکشد که گیمرهای PC چیزی را "بهینه نشده" بنامند، و اگر این تنظیمات از پیش تعیینشده به طور پیشفرض در بازی وجود داشت، چنین شکایاتی را ایجاد میکرد. بسیاری از گیمرهای PC میخواهند بازیهای خود را با تنظیمات "حداکثر" انجام دهند، و من اینجا هستم تا به شما بگویم که اغلب میتوانید با تنظیمات پایینتر و نرخ فریم بالاتر تجربه بهتری داشته باشید. دلیلی وجود دارد که بازیهای PC دارای تنظیمات گرافیکی هستند و به این دلیل است که شما اغلب نیاز دارید بازیها را برای سختافزار خود بهینه کنید.
Avatar: Frontiers of Pandora یک بازی PC با ظاهر عالی است و من شخصاً مشتاقانه منتظر بازی کردن بیشتر آن هستم. مطمئناً این عنوان برای سالهای آینده یک عنوان «معیار» برای گیمرهای رایانههای شخصی خواهد بود و فناوری آن به ما نشان میدهد که چگونه فناوری مدرن پردازندههای گرافیکی (GPU) باعث میشود بازیهای جدید بهتر به نظر برسند.
When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
