Resident Evil 6 XBOX 360
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی Resident Evil 6 XBOX 360 ایکس باکس 360
معرفی بازی Resident Evil 6 XBOX 360
Resident Evil 6 یک بازی ویدیویی تیراندازی سوم شخص محصول سال ۲۰۱۲ است که توسط شرکت کپکام توسعه و منتشر شده است. Resident Evil 6، به عنوان یک بخش اصلی از مجموعه بازیهای Resident Evil، در اکتبر ۲۰۱۲ برای پلیاستیشن ۳ و ایکسباکس ۳۶۰ و در مارس ۲۰۱۳ برای ویندوز منتشر شد.
در حالی که هر قسمت جدید Resident Evil وظیفه دشوار پیشی گرفتن از قسمت قبلی را با تداوم بخشیدن به یک ایده خاص (قدیمی یا جدید) از این مجموعه بر عهده دارد، Resident Evil 6 پس از قسمت پنجم منتشر میشود که نسبتاً مورد انتقاد قرار گرفت. به همین دلیل، کپکام مجبور شد با در آغوش گرفتن طرفداران و در عین حال تلاش برای استقبال از مخاطبان رو به رشد، به این موضوع پاسخ دهد. این یک اقدام عظیم برای این شرکت ژاپنی بود که از این فرصت استفاده کرد تا از چیزی قدیمی، چیزی جدید بسازد.
در حالی که Resident Evil 5 XBOX 360 در نهایت چیزی بیش از یک نسخه بدلی و جذاب از Resident Evil 4 نبود، قسمت ششم یک چرخش ۹۰ درجهای دارد. Resident Evil 6 با الهام از Revelations و در عین حال مدرن کردن گیمپلی خود، بزرگ فکر میکند و اگر قرار است این کار را انجام دهد، میتواند جالب باشد! در نتیجه، این بخش جدید کمی شبیه یک تجدید دیدار خانوادگی است، به این صورت که چندین شخصیت اصلی شناخته شده در اینجا دوباره به هم میپیوندند و این باعث خوشحالی طرفداران میشود.

تریلر بازی Resident Evil 6 XBOX 360
کریس ردفیلد، شری بیرکین، آدا وانگ، لئون اس. کندی - بازیگران پرستاره، جاهطلبیهای کپکام را برآورده میکنند، به خصوص از آنجایی که میتوان همه آنها را به صورت جفتهایی بازی کرد که فصلهایشان با هم تلاقی میکند تا به داستان احساسی واقعاً قدرتمند ببخشد. این ایده زوجهای بداهه همچنین برای معرفی اتمسفرهای مختلف و دمیدن روح جدید به این مجموعه وجود دارد و در عین حال سعی میکند تا حد امکان افراد بیشتری را جذب کند.
وحشت، اکشن و هجوم بیهدف - اتمسفرها با هم تلاقی میکنند و دوباره تلاقی میکنند تا به بازی حال و هوای متنوع و متضادی ارائه دهند... حداقل، این آرزوی کپکام بود، زیرا در واقعیت، به این سادگی نیست. رنگها، چه به معنای واقعی کلمه و چه به معنای مجازی، در چین گرمتر خواهند بود. این شرکت ژاپنی که اغلب در سالهای اخیر مورد بحث بوده است که رزیدنت اویل روح خود را در محراب فیلمهای پرفروش قالببندی شده قربانی کرده است، این بار با تلاش برای یافتن تعادل مناسب، حتی اگر به معنای آسیب دیدن همگنی باشد، گاو نر را از شاخ خود گرفته است.
بنابراین، این ماجراجویی به چندین فصل تقسیم میشود که حول سه جفت اصلی متمرکز شدهاند: لئون و هلنا، کریس و پیرز و در نهایت جیک و شری. توجه داشته باشید که پس از اتمام این سه کمپین، میتوانید کمپین آدا را که فقط به صورت انفرادی قابل بازی است، باز کنید. با وجود این "تسلیت"، ما نمیتوانیم از این جنبه شرکت، که مترادف با همکاری اجباری است، ناامید نشویم و در نتیجه این تجربه وحشتناک را کمتر احشایی کنیم.

تریلر بازی Resident Evil 6 ایکس باکس 360
با این حال، کل ماجرا حداقل این مزیت را دارد که چند صحنه را به طور خودکار شامل کمک متقابل میکند. با این حال، ما یک بار دیگر متاسفیم که هوش مصنوعی بازیکن دیگر ما همیشه در بهترین حالت خود نیست و ما مجبور میشویم با زمان از کار افتادن یا واکنشهای تا حدودی عجیب آن کنار بیاییم.
علاوه بر این، به سرعت متوجه میشویم که این همکاری با هوش مصنوعی در درجه اول به کپکام اجازه میدهد تا به طور فزایندهای سری خود را حول مفهوم همکاری و تبادل از طریق حالتهای چند نفره و سرویس residentevil.net بسازد. با این وجود، چه این مسیر را دوست داشته باشیم چه نه، اکنون بخش جداییناپذیری از رزیدنت اویل است و در اینجا تأکید بیشتری به خود میگیرد: بخشهای خاصی توسط جفتهای مختلفی که با پیشرفت بازی با هم ملاقات میکنند، به اشتراک گذاشته میشود.
اثر تار شدن هنگام پنهان شدن پشت یک شیء کاملاً از دست رفته است... خیلی ساده. در حالی که این ایده پیوندهای بین شخصیتها را تقویت میکند و در عین حال داستان را تثبیت میکند، منجر به بخشهایی با حس آشناپنداری میشود. خوشبختانه، تعداد این بخشها کم است و گاهی اوقات به روشی کمی متفاوت طراحی میشوند.

علاوه بر این، این واقعاً مضر نیست زیرا برخلاف Resident Evil Revelations XBOX 360 که فصلها یکی پس از دیگری دنبال میشدند، در Resident Evil 6 میتوانید یک کمپین را با یک جفت تمام کنید و سپس به سراغ دیگری بروید و غیره. البته، هیچ چیز شما را مجبور به انجام این کار نخواهد کرد زیرا همچنین میتوان یک فصل را با لئون و هلنا انجام داد و سپس به عنوان مثال به سراغ کمپین جیک و شری رفت، که در نهایت فقط نیاز به بازگشت به منوی اصلی برای بازی کردن به دلخواه خود دارید.
در واقع، این ساختار که نسبتاً انعطافپذیر است، همچنان مانع از غوطهوری میشود و نقاط ضعف خود را در مواجهه با پیشرفت خطیتر اما فراگیرتر نشان میدهد. در اینجا نیز متوجه میشویم که این روش انجام کارها از قبل اندیشیده شده بود تا به درستی کمپینها را از هم جدا کند تا یک شبکه گسترده ایجاد شود. و اینجاست که کفشها تنگ میشوند زیرا باید پذیرفت که همه آنها برابر نیستند. بدتر از آن، فصلهای اول هر جفت به دلایل مختلفی که در زیر ذکر شده است، برای متقاعد کردن شما تلاش میکنند و سپس باید صبر کنید تا در نهایت از آنچه بازی واقعاً ارائه میدهد لذت ببرید.
گیم پلی بازی Resident Evil 6 ایکس باکس 360
در Resident Evil 6 حالت مزدوران در عرصههای بزرگتری بازگشته است. همه چیز با لئون و هلنا در فضایی قدیمی آغاز میشود، که هر کدام زیباتر از قبلی است. دانشگاهی مملو از مردگان متحرک، کلیسایی در همسایگی یک گورستان بسیار نامساعد، معبدی با راهروهای غرق شده، راهروهای تاریک مترو، شهری غرق در شعلههای آتش که به طرز جبرانناپذیری یادآور شهر راکون از رزیدنت اویل ۲ است، شکی نیست که کپکام با آثار کلاسیک خود آشناست.

با این حال، در حالی که همه چیز از نظر فضاسازی خوب کار میکند، برخی از بندها هنوز آنقدر محکم هستند که نمیتوان از آنها شگفتزده شد. یک راهروی خالی که چند لحظه بعد جای خود را به یک سکانس تیراندازی زامبی بیش از حد طولانی میدهد، یک "عرصه بسته" مترادف با مبارزه با یک رئیس که توسط نوچههای متعصب پشتیبانی میشود، جستجوی کلیدهایی که دری را دویست متر آن طرفتر باز میکنند، همه اینها به سختی تعجبآور است و حتی یک کلاسیکگرایی نسبتاً شرمآور را نشان میدهد.
به طور متناقضی، بازیکن کم و بیش خود را در زمینی آشنا میبیند و بنابراین به طور غریزی این فقدان اصالت را میپذیرد، که گاهی اوقات با چند گذرگاه الهامبخش دیگر جبران میشود. در اینجا، ما به معماهای مختلفی فکر میکنیم که بهتر طراحی شدهاند اما هنوز هم بسیار قابل فهم هستند، یا آن صحنه در متروی زیرزمینی که در طول آن پیادهروی ما با رفت و آمد یک مترو که مانند یک حشره غولپیکر از تاریکی بیرون میآید، قطع میشود.
در Resident Evil 6 بیشتر مهارتها دارای سطوح مختلفی هستند. ایدهآل برای اصلاح استراتژی شما. اما انگار قرار است چندین ایده از این بازی در یک نقص تکرار شوند، نمیتوانیم از برخی اشکالات آزاردهنده که باعث میشوند با وجود اینکه واقعاً جلوی آن نایستادهایم، به آن مترو برخورد کنیم، شکایت نکنیم. در میان چیزهای کوچکی که ما را آزار میدهند، باید به گیر کردن روی یک جسد هر بار که از روی آن رد میشویم نیز اشاره کنیم.

بار اول خندهدار است، چه برسد به اینکه بعد از بیستمین بار... مانند جشنواره کیش لورن در ماسیاک. البته، اینها فقط جزئیات جزئی هستند، اما میتوانند در دراز مدت بازیکن را تحت تأثیر قرار دهند. بیایید به غول نهایی متغیر نیز اشاره کنیم که باید پنج بار با او مبارزه کنیم. خب، هر رویارویی یک سکانس منحصر به فرد را ارائه میدهد که اغلب اوقات موفقیتآمیز است، اما فراتر از آن، جنبهی «من مردهام، اما نه خیلی مرده» به سرعت باعث میشود نفس راحتی بکشیم.
فراتر از این معایب، ماجراجویی لئون و هلنا قصد دارد بازیکن را در فضایی ناسالم در کنار نقشهای در مقیاس بزرگ که توسط نئو آمبرلا طراحی شده است، غرق کند، مترادف با آخرالزمان جهانی. اگرچه ما مودبانه از این ارجاعات خمیازه خواهیم کشید، اما مهمتر از همه، این سناریوی نسبتاً بیمزه، این شایستگی را دارد که جهان را به ما نشان دهد.
بعضی از سلاحها دارای آتش اولیه و ثانویه هستند. بنابراین، در حالی که لئون در ایالات متحده شروع میکند، زوج کریس/پیرز ما را مستقیماً به قارهی قدیم، در بحبوحهی یک جنگ داخلی، سوق میدهند. در اینجا، میتوان با اطمینان گفت که ما دیگر اصلاً با وحشت بقا سر و کار نداریم، بلکه با Gears of War مخلوط با Call of Duty، با انبوهی از دشمنان، موجودات چترباز، تانکها و سایر وسایل نقلیه زرهی خود روبرو هستیم... با این حال، همان مشاهدهای که در مورد لئون صدق میکند، صادق است.

در واقع، اگرچه شروع ماجراجویی کریس کند و کمی بیمزه است، اما پیشرفت داستان Resident Evil 6 به سرعت رو به تنوع میرود، اگرچه عمدتاً بر اکشن متمرکز است. سپس خود را در رأس جوخهای مییابیم که اعضای آن به زودی تاوان زیبایی یخی آدا را خواهند پرداخت. سکانسها یکی پس از دیگری میآیند، سربازان سقوط میکنند، اما کریس متزلزل نمیشود. سرباز، که ستوانش در کنارش است، محکم میماند و سپس آنها باید در حین رویارویی با شرکای خود با هیولاها روبرو شوند.
در حالی که روانشناسی عضو سابق نیروی پلیس راکون خندهدار است، اما کاملاً طعنهآمیز است که توجه داشته باشید که این مرد نظامی بسیار کمتر از لئون یا آدا که بسیار نمادینتر هستند، برجسته است. با این وجود، هنگامی که به چین میرسید، از برخی سکانسهای خوشساخت و یک طعنه نسبتاً غیرمعمول برای این مجموعه لذت خواهید برد. سپس از یافتن اشارات کوچک کپکام به سینمای فانتزی دهه ۸۰، مانند این صحنه اکشن «شبیه به گرملینها» که در طی آن کریس موجودی را در مایکروویو فرو میکند و چند ثانیه بعد آن موجود منفجر میشود، لذت خواهید برد.
در این مورد، توجه داشته باشید که بسته به جایی که هستید (در رابطه با عنصری از منظره یا بدن دشمنتان)، میتوانید چندین «حرکت پایانی» نسبتاً لذتبخش انجام دهید. به طور خلاصه، اگر ماجراجویی کریس و پیرز کمتر از لئون الهامبخش باشد، به ما این امکان را میدهد که ضمن پیشبرد کمپین جیک و شری، برخی از نقاط مبهم سناریو را روشن کنیم.

مانند قسمت «مکاشفهها»، رزیدنت اویل ۶ نیز بخشهایی را در یک محیط آبی ارائه میدهد... دومی کاملاً کارت دوئل بعید را بازی میکند که مترادف با کنایههای کلامی کوچک بین دو شخصیت اصلی یا شخصیتهای کاملاً متضاد است. اگر از کلیشههای عمدتاً سینمای آمریکا فرار نکنیم، ایده اینجا این است که بازیکن را مجبور کنیم بین دو سکانس تعقیب و گریز، تن به تن پیش برود.
شرط نیمهبرنده زیرا اگر مهمات واقعاً کمتر باشد، کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد (حتی در حالت عادی) به خصوص از آنجایی که این زوج طیف خوبی از سلاحها را از قاتل فیل (!!) گرفته تا تفنگ تک تیرانداز از طریق سلاحهای اتوماتیک مختلف پیدا میکنند. به طور خلاصه، به جز این بخشهای اجباری که شامل دویدن در یک خط مستقیم برای جلوگیری از خطر است، ما به سرعت با شلیک به هر چیزی که حرکت میکند، از جفتهای دیگر تقلید خواهیم کرد.
به طور خلاصه، در حالی که کپکام لزوماً در ایجاد تفاوت واقعی در مکانیک گیمپلی بین جفتها موفق نبوده است، شخصیتهای متمایز و مکانهای بازدید شده برای سرگرم نگه داشتن ما کافی هستند. این امر به ویژه با توجه به اینکه چندین سکانس ریلی مبتنی بر وسیله نقلیه نیز وجود دارد، صادق است. مطمئناً این صحنهها، به خصوص به دلیل طولانی بودنشان، جالبترین صحنهها نیستند، اما کمی تنوع بیشتری به بازی میبخشند.

تنوع معماری از چندین جهت شگفتانگیز است. تنوع بدون شک کلمهای است که از هر نظر، بهترین توصیف برای Resident Evil 6 است. علاوه بر این، کمپین نهایی با حضور آدا این موضوع را تغییر نخواهد داد. بنابراین، این خانم جوان، با نمایش ورزشی شایسته جیمز باند و بتمن، ما را به بازدید از مکانهای غیرمعمول مانند یک زیردریایی در حال غرق شدن یا پایههای کلیسای مذکور دعوت میکند.
تقریباً احساس میکنیم که در وسط Tomb Raider هستیم، به خصوص از آنجایی که آدا از کمان پولادی خود با پیچهای انفجاری و یک قلاب قلاب بسیار مفید برای پیشرفت عمودی استفاده و سوءاستفاده میکند. نکته جالب این است که این زیبایی به تنهایی تکامل مییابد و در انتخابها زیادهروی میکند و او را به یک ضدقهرمان باشکوه تبدیل میکند، که تا حد زیادی از هلنا بیش از حد محو و شری بیش از حد قابل پیشبینی پیشی میگیرد.
بنابراین، تسلیم نشدن در برابر جذابیتهای این زیبایی، به طرز دلپذیری منحرف و درگیر شدن در رابطهاش با لئون و همچنین در پایان مالی سفرش، دشوار است. علاوه بر این، تنها در پایان کمپین اوست که بازیکن یک نمای کلی از سناریو، مانند آنچه Resident Evil 4 HD XBOX 360 ارائه داد، خواهد داشت. علاوه بر این، ما فقط میتوانیم به Capcom به خاطر طول عمر نوزادش تبریک بگوییم، هر کمپین تقریباً میتواند به عنوان یک بازی مستقل دیده شود. همین بس که بگوییم ناشر ژاپنی ما را مسخره نکرده است، به خصوص از آنجایی که پیشرفتهای گیمپلی در ادامه میآیند.

گاهی اوقات از سر خوردن برای جلوگیری از تلههای خاص استفاده میشود. علاوه بر موارد ذکر شده در بالا، ویژگیهای متنوعی از جمله سر خوردن، امکان تیراندازی در حین راه رفتن یا دراز کشیدن، موجودی سریع بسیار کاربردیتر از قبل و سفارشیسازی بسیار پیشرفتهتر از Resident Evil 5 وجود دارد. در واقع، بسته به مهارت شما، امتیاز مهارت کم و بیشی کسب خواهید کرد که نه تنها برای بهبود سلاحهای شما، بلکه برای بهبود هدفگیری، مقاومت در برابر آتش، پر کردن مجدد خشاب و غیره نیز استفاده میشود.
این برای تکمیل بازی Resident Evil 6 در سطح حرفهای بسیار مفید است. صحبت از سختی شد، به خاطر داشته باشید که میتوانید سطح کمک شریک خود را از طریق این مهارتها نیز تغییر دهید. به عنوان مثال، با انتخاب مهارت روحیه تیمی، شریک شما به سرعت با دادن قرصهای شفا به شما کمک خواهد کرد. برعکس، اگر مهارت گرگ تنها را خریداری کنید، شریک شما کاملاً بیعلاقه به سرنوشت شما خواهد بود.
یک راه برای افزایش چالش و قابلیت بازی مجدد، که توسط حالت Co-op، چه به صورت اسپلیت و چه آنلاین، ارائه میشود. و اگر بیشتر میخواهید، چرا حالت Mercenaries را اضافه نمیکنید که به پست خود وفادار است؟ اما این همه ماجرا نیست، زیرا در حالی که باید کمی صبر کنید تا چندین حالت چند نفره داشته باشید، Capcom در کنار صدها جایزه برای باز کردن، حالت Manhunt را برای چهار بازیکن نیز اضافه کرده است. ایده در اینجا این است که به شکل یک هیولا به بازی یک دوست بپیوندید و سعی کنید آن را از بین ببرید.
در واقع، اگر بازیکن بداند که دیگری به عنوان دشمن به بازی پیوسته است، نمیداند که کجا هستند. ایده این است که فصل فعلی را برای یکی تمام کنید و بازیکن دیگر را بخورید. اگرچه میتوان همه چیز را با چهار بازیکن (به اصطلاح 2v2) بازی کرد، اما البته میتوان این حالت را غیرفعال کرد تا بازیکنان مانع پیشرفت شما در بخش داستانی نشوند.

خوب نیست که در این قسمت خیلی تند و تیز باشید. در نهایت، اگر به نظر نمیرسد که این مجموعه آمادهی توقف تحول خود باشد، میتوانیم با Resident Evil 6 ببینیم که گذشتهی خود را انکار نمیکند. این اثر که بین آزمایش، دانش و طنز در نوسان است، هنوز هم طرفدارانی را مخاطب قرار میدهد که در مقابل این سگهایی که در دوردست پارس میکنند، وقتی از جلوی پنجره رد میشویم یا این شعر کودکانه که در آخرین لحظه جایگزین سونات مهتاب میشود، وقتی از ما خواسته میشود چند نت پیانو بنوازیم، سر تکان میدهند.
اگر نقصها کم نباشند و از موارد روایی (ناپدید شدن اشیاء هنگام پرتاب آنها، سکانسهای بدیع اما گاهی اوقات بیش از حد طولانی) تا موارد مهمتر (گاهی اوقات تکنیک معیوب، مبارزات بسیار شبیه به هم در نحوهی نزدیک شدن به آنها، مشکلات برخورد) متغیر باشند، انتقاد از کپکام که در تمام سطوح کار عظیمی انجام داده است، دشوار است. گاهی اوقات اغراقآمیز (صحنهی تانک در راهرو!)، گاهی اوقات کاریکاتوری (گذشتهی کریس)، با این وجود Resident Evil 6 همچنان یک قسمت برجسته در این مجموعه است.
اگرچه ممکن است به اوج و عظمت Rebirth یا Resident Evil 4 نرسد، اما این بخش به دلیل احترام فراوانش به جامعه، قابل توجه است. ما این چند مورد را به عنوان ایراد به آن نمیگیریم، به خصوص به این دلیل که، فراتر از نقصهایش، هیچ قسمتی تا به حال اینقدر سخاوتمند نبوده است. با دانستن اینکه در اینجا، کمیت اغلب با کیفیت همقافیه است، وقت خود را برای غر زدن که اوضاع قبلاً بهتر بوده است، تلف نمیکنیم... درست است؟

گرافیک 17/20
به طور کلی، بازی به لطف تنوع معماریاش با افتخار به پایان میرسد. از اروپای شرقی گرفته تا چین و آمریکای شمالی، محیطها از یکدیگر پیروی میکنند و همه متفاوت هستند، که این باعث خوشحالی ماست. باید اعتراف کرد که همه مکانها به اندازه یکدیگر الهامبخش نیستند، اما تغییر مناظر وجود دارد و به این قسمت حس جهانگردی نسبتاً منحصر به فردی میدهد.
علاوه بر این، کپکام کار فوقالعادهای در زمینهی فهرست حیوانات بازی انجام داده است که به لطف هیولاهای حشرهمانند، اسکلتهای صد ساله و غول آخر آن که به شدت از موجود کتاب «موجود» اثر کارپنتر الهام گرفته شده، به یکی از گستردهترین و موفقترین مجموعهها تبدیل شده است. ما چندین بافت ناخوشایند، برخی آثار بیدقتی و انیمیشنهای تا حدودی محدود را میبخشیم، حتی اگر گاهی اوقات، نتوانیم جلوی خودمان را بگیریم و فکر کنیم که چنین محصولی شاید لیاقت بهتری داشته است.
• گیمپلی ۱۷/۲۰
غیرقابل انکار است که توسعهدهندگان از زمان نسخه قبلی، کنترل بازی را به میزان زیادی بهبود بخشیدهاند. در حالی که هنوز هم گاهی اوقات سفتی خاصی را حفظ میکند، طرفداران در مواجهه با خطر، واکنشپذیری بیشتری نسبت به همیشه خواهند داشت. اکنون میتوان هنگام راه رفتن شلیک کرد، غلتید، سر خورد، سریع شلیک کرد، ضدحمله کرد یا از سیستم پوششی که تا حدودی یادآور Gears of War است، استفاده کرد.

دسترسی به موجودی نیز بهینه شده است و تعویض سلاح در وسط بازی یا استفاده از یک آیتم اکنون بسیار سادهتر شده است. به همین ترتیب، مبارزات تن به تن و حرکات پایانی مبتنی بر QTE (که شاید بیش از حد مؤثرتر از رزیدنت اویل ۵ هستند) در این بازی بسیار مؤثرتر هستند. ویژگیهای جدید زیادی وجود دارد، حتی اگر هنوز از هوش مصنوعی الاکلنگی همتیمیهایمان یا هوش مصنوعی دشمنان که بین "اسفناک" و "کافی" در نوسان است، دلخور باشیم.
• طول عمر ۱۸/۲۰
Resident Evil 6 با حالت تک نفره خود، طول عمر بسیار زیادی را ارائه میدهد. اگرچه از سکانسهای مشابه خاصی شامل چندین جفت تشکیل شده است، اما به لطف چهار ماجراجویی که هر کدام شامل پنج فصل قابل توجه هستند، شما را به مدت سی ساعت سرگرم نگه میدارد. به این موارد، امکان بازی با یک دوست، حالت مزدوران یا حتی حالت دلپذیر Manhunt را اضافه کنید و خواهید دید که از نظر طول عمر، این قسمت ششم، جانشین شایستهای برای رزیدنت اویل ۴ است.
• موسیقی متن ۱۶/۲۰
موسیقی گاهی الهامبخش و گاهی کاریکاتورگونه است، اما به لطف اجراهای قوی، از بخشهای متمایز دونفرههای مختلف پشتیبانی میکند. در مورد دوبله فرانسوی، این موسیقی نسبت به دوبله Resident Evil Revelations منسجمتر است و در عین حال بسیار جذاب است. یک غافلگیری دلپذیر، به خصوص از آنجایی که اگر میخواهید با شخصیتهای اصلی، شورشی یا کنجکاو (طرف خود را انتخاب کنید، رفیق) بازی کنید، دوبلههای متعددی نیز موجود است، اگرچه این امر نیاز به نصب اضافی در XBOX 360، از طریق DVD دوم و تغییر منطقه در PS3 دارد.

داستان ۱۱/۲۰
از جنبه فوق ارجاعی شروع میکنیم، داستان Resident Evil 6 واقعاً نمیتواند جنبه داستانسرایی این مجموعه را ارتقا دهد. بنابراین ما با ادب به این شرکت به نام Neo Umbrella، این داستان ویروس بیپایان، یا این ایده غیرمحتمل که حول محور پسر وسکر میچرخد، لبخند خواهیم زد. خلاصه داستان مبتذل همچنین شامل چند لحظه پرطمطراق با کریس و دیالوگهایی است که انگار مستقیماً از یک مرور گذشته از چاک نوریس آمده است. خوشبختانه، ما با آدا، یکی از جالبترین شخصیتهای این حماسه، مواجه میشویم که موفق میشود داستان را تا حدودی پیش ببرد.
جمع بندی
رزیدنت اویل ۶ با نمایش یک بخش اول پر زحمت که به هیچ وجه نمایانگر بقیه ماجراجویی نیست، به طرز شگفتآوری سخاوتمندانه عمل میکند و در عین حال به خود اجازه میدهد تا به قیمت از دست دادن سایر قسمتها، از تجمل لذت ببرد. این قسمت که با اشاراتی به این مجموعه و سینمای فانتزی دهههای ۸۰، ۹۰ و ۲۰۰۰ همراه است، در حالی که همچنان به دیدگاه مشارکتی کپکام از "اکشن/ترسناک" محدود مانده است، با این وجود گامی مهم در تکامل گیمپلی خود برمیدارد.
علاوه بر این، با وجود طول عمر عالی و برخی از بخشهای بسیار الهامبخش، میتواند به این افتخار کند که میخواسته با الهام از قسمتهای گذشته با مخاطبان گستردهتری صحبت کند و در عین حال داستان خود را از طریق عناصر جدیدتر تقویت کند. در واقع، اگر جفتهای مختلف به اندازه یکدیگر جالب نیستند و تکنیک همیشه بهینه نیست، Resident Evil 6 توانست فراتر از رزیدنت اویل ۵ ببیند.
اگر بتوانیم از اینکه همیشه به هدف نمیرسد ابراز تاسف کنیم، حداقل این مزیت را دارد که در یک سکون آزاردهنده گرفتار نمیشود. خلاصه، اگر هنوز منتظر رزیدنت اویلی هستیم که همه را به توافق برساند، این بخش بدون شک یک قطعه انتخابی باقی میماند.


When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
