Shadow Hearts 3 From The New World
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی Shadow Hearts 3 From The New World
معرفی بازی Shadow Hearts 3 From The New World PS2
Shadow Hearts: From the New World یک بازی ویدیویی نقشآفرینی است که توسط Nautilus برای کنسول پلیاستیشن ۲ توسعه داده شده است. این بازی در سال ۲۰۰۵ توسط Aruze در ژاپن، در سال ۲۰۰۶ توسط Xseed Games در آمریکای شمالی و در سال ۲۰۰۷ توسط Ghostlight در اروپا منتشر شد.
بعد از اینکه Midway بازیهای Shadow Hearts و Shadow Hearts 2 Covenant (Shadow Hearts II در ژاپن) را در ایالات متحده منتشر کرد، به نوعی توپ را از دست داد و شانس آوردن عنوان سوم به ایالات متحده را از دست داد. چه اتفاقی افتاده بود؟ شرکت جدید جون ایوازاکی، XSEED، اعلام کرد که Shadow Hearts: From The New World را در آمریکا منتشر خواهد کرد. و اگرچه این مجموعه محبوبترین مجموعه در جهان نیست، من طرفداران زیادی را میشناختم که به خاطر این خبر در ابر نهم بودند.
اگر این نقد را میخوانید، احتمالاً از خود میپرسید که آیا این عنوان سوم ارزش خرید دارد یا خیر. در حالی که نمیتوانم ادعا کنم که این عنوان به هیچ وجه پیشگامانه است، به نظر میرسد که بهترین ویژگیهای بسیاری از بازیهای نقشآفرینی دیگر (از جمله نسخههای قبلی خود) را قرض گرفته و آنها را با هماهنگی تقریباً کاملی ترکیب کرده است.
ناتیلوس و آروز حتماً میدانستند که در سری Shadow Hearts نکتهی مثبتی پیدا کردهاند و قطعاً در این عنوان به فرمول اصلی پایبند بودهاند و فقط در صورت نیاز، مواردی را اضافه و بهبود دادهاند تا یکی از ارزشمندترین بازیهای نقشآفرینی نوبتی سنتی برای پلیاستیشن ۲ را خلق کنند.
داستان بازی Shadow Hearts 3 From The New World پلی استیشن 2
همانطور که از این عنوان جدید پیداست، این مجموعه از «دنیای قدیم» (آسیا در بازی اول، اروپا در بازی دوم) فاصله گرفته و اکنون در «دنیای جدید» (آمریکای شمالی و جنوبی) اتفاق میافتد. سال ۱۹۲۹ است و داستان در شهر نیویورک آغاز میشود. توجه داشته باشید: در حالی که شخصیتهای شناختهشدهی این مجموعه در این عنوان جدید ظاهر میشوند (مانند لنی و یواخیم)، یوری دیگر شخصیت اصلی مجموعه نیست.
در Shadow Hearts 3 From The New World شما در نقش جانی گارلند، یک کارآگاه شانزده ساله که خود را کارآگاه مینامد و سعی میکند با چیزی جز یک دوربین و کمی دانش حل معما، امرار معاش کند، بازی میکنید. این، و ارثی که از پدرش به او رسیده است، که (به همراه خواهرش) در یک تصادف مرموز که جانی به سختی میتواند آن را به خاطر بیاورد، درگذشت.
داستان: همانطور که از این عنوان جدید پیداست، این مجموعه از «دنیای قدیم» (آسیا در بازی اول، اروپا در بازی دوم) فاصله میگیرد و اکنون در «دنیای جدید» (آمریکای شمالی و جنوبی) اتفاق میافتد. سفر گارلند زمانی آغاز میشود که پروفسور گیلبرتِ گوژپشت از او میخواهد مارلو، مردی که به جرم اقدام به قتل تحت تعقیب است، را پیدا کند.
در چند ساعت اول گیمپلی Shadow Hearts 3 From The New World (که شامل آموزشهای بسیار مفیدی است)، جانی با مارلو روبرو میشود که به نظر میرسد او را میشناسد. با این حال، درست زمانی که مارلو شروع به توضیح چگونگی آشنایی با جانی میکند، هیولایی از یک پورتال آبی براق (معروف به "پنجره") بیرون میآید و مارلو را میخورد. البته، کسی برای نجات جانی میآید.
آن شخص، زن زیبای بومی آمریکایی به نام شانیا است که در حالی که از یک ساختمان بلند سقوط میکند و از سقف فرو میریزد تا با هیولا مبارزه کند، خود را به روح "مرغ رعد" تبدیل میکند. او و "محافظش" ناتان، که از تکنیکی به نام GUN-FU استفاده میکند، تصمیم میگیرند به جانی بپیوندند، زیرا او به سمت دانشگاه آرکهام در بوستون (اشارهای به "اساطیر کاتولو" اثر اچ. پی.
لاوکرفت و همچنین تیمارستان در دنیای "بتمن") میرود تا به پروفسور گیلبرت گزارش دهد. به محض ورود، جانی متوجه میشود که گیلبرت به احضار هیولاها از طریق پنجره علاقه دارد و حتی شروع به جمعآوری آنها در قفسها کرده است. یک رویارویی کوتاه در آرکهام با فرار گیلبرت به پایان میرسد، اما بدون احضار هیولایی که باعث میشود چاقوی جانی به رنگ قرمز بدرخشد (مانند شمشیر نوری). در آرکهام است که چهارمین شخصیت قابل بازی خود، فرانک، را نیز برمیدارید. فرانک یک نینجای آموزشدیده و شاگرد مائو، یک گربه ماده غولپیکر سخنگو و مست است که وقتی او را در شیکاگو ملاقات میکنید به شما ملحق میشود.
این توصیف از وقایع آغازین بازی باید به شما ایدهای از چگونگی روند این داستان بدهد: داستان عجیب و غریب، تاریک و پر از موجودات و مکانهای عجیب و شگفتانگیز است. جانی در کنار هفت شخصیت قابل بازی، با چهرههای تاریخی (مانند آل کاپون و اچ. پی. لاوکرفت) و همچنین موجودات افسانهای (مانند پاگنده و یک موجود فضایی به نام راجر) ملاقات میکند.

تریلر بازی Shadow Hearts 3 From The New World
گروه شما همچنین از برخی مکانهای آشنا مانند آلکاتراز، رازول، ریودوژانیرو، لاس وگاس و شیکاگو بازدید میکند. واضح است که کارکنان توسعه (به ویژه طراحان سناریو) گروهی فرهیخته از افراد هستند که تحقیقات زیادی انجام دادهاند. برای گیمرهایی که به اشارات رمزآلود (چه به فرهنگ عامه غربی و چه به اساطیر بومی آمریکا) علاقه دارند، Shadow Hearts به شیوهای ارائه میشود که با Xenosaga Episode 1 اثر تتسویا تاکاهاشی قابل مقایسه است.
دیالوگها گاهی طنزآمیز، گاهی تاریک، گاهی جدی، اما همیشه به خوبی نوشته شدهاند. و اگرچه جانی و شانیا دو شخصیت برجسته داستان هستند، گیمرها ممکن است مانند من، خود را درگیر زندگی و شخصیتهای دیگر شخصیتها بیابند. من خودم به طور خاص مجذوب مائو (گربهای غولپیکر که با فرانک و آل کاپون ارتباط دارد) شدم، اما سایر گیمرها ممکن است ریکاردو (گیتاریست ماریاچی که عاشق ادنا، خواهر آل کاپون است) یا هیلدا (خونآشامی که شکل و اندازهاش بر اساس کالری دریافتی تغییر میکند و خواهر و برادر شخصیتهای بازیهای قبلی Shadow Hearts است) را دوست داشته باشند.
سهگانهی شرور بازی Shadow Hearts 3 From The New World شامل یک زن ساکت که به سادگی «لیدی» نامیده میشود، یک قاتل فراری که به درستی خود را «قاتل» مینامد و پروفسور بدنام گیلبرت است. این سه نفر میدانند چگونه نیرویی به نام «مالیس» را به کار گیرند و به نظر میرسد که این نیرو ممکن است قدرت نابودی جهان را داشته باشد... که از بازیای که شما را به سراسر جهان در یک سفر حماسی برای نجات و کشف حقیقت میفرستد، انتظار میرود.
در حالی که داستان را برای شما لو نمیدهم، میگویم که نحوهی ارتباط شرورها با قهرمانان بسیار عمیق است و نحوهی روایت این افشاگریهای بزرگ چیزی کمتر از داستانسرایی درخشان نیست. بسیاری از فیلمها تلاش میکنند داستانهایی به خوبی Shadow Hearts: From The New World روایت کنند و شکست میخورند. اگرچه من اغلب متوجه میشدم که میتوانم چند ساعت قبل از شروع بازی، پیچشهای داستانی اصلی را پیشبینی کنم، اما همچنان از نحوهی دلخراش آشکار شدن حقیقت برای جانی و دوستانش شوکه شدم.
اگرچه داستان غمانگیز است، اما اگر به اندازهی کافی مراقب باشید، امیدی وجود دارد. درست است، من در مورد چندین پایان صحبت میکنم. خب، دقیقتر بگویم، دو پایان. وقتی این بازی را برای اولین بار تمام کردم، عاشق پایان آن شدم و میخواستم از ناتیلوس به خاطر خلق چنین پایان تاریک و زیبایی (و به نظر من، زمینهسازی برای دنباله) تمجید کنم.
سپس، متوجه شدم که پایان «بد» را تجربه کردهام و پایان بهتری برای رسیدن به آن وجود دارد. بعد از رسیدن به پایان «خوب» (که مطمئناً قابل انتظار بود)، باید بگویم که ناامید شدم. ترجیح میدادم که پایان بد تنها پایان واقعی برای شخصیتهای Shadow Hearts باشد (اما این ممکن است به این دلیل باشد که بازی باعث شد من به طرز تاریک و پیچیدهای فکر کنم!)
به نظر میرسد ترجمه انگلیسی به روح بازی وفادار مانده است. من با چند اشتباه در متن مواجه شدم: شاید سه یا چهار کلمه با املای اشتباه (یا استفاده نادرست) دیدم، و یک طلسم به نام «درمان همه» کاری غیر از آنچه در توضیحات طلسم آمده انجام میدهد (این یک درمان تک هدفی سطح بالا است، اما بازی به شما میگوید که یک درمان تمامعیار سطح متوسط است.)
اگر از Shadow Hearts 1 به دلیل شخصیتهای عجیب و غریب و طرح داستانی عجیب و غریبشان لذت بردهاید، به شما قول میدهم که این بازی سوم ناامیدتان نخواهد کرد، حتی اگر جانی ذاتاً یک نیکوکار باشد. اگرچه پیشرفت داستان میتواند کند باشد، و برخی از ماموریتها بیش از حد به حاشیه رانده شدن و/یا فتح سیاهچالهها (مانند قلعه دزدان دریایی کارائیب یا سه ویرانه آمریکای جنوبی) شبیه هستند، اما نتیجه نهایی هنوز هم بسیار بالاتر از حد متوسط است. به همین دلیل، به بخش داستانی From The New World امتیاز قابل احترام ۸۸٪ میدهم.
گیمپلی بازی Shadow Hearts 3 From The New World پی اس 2
به من گفته شده است که بسیاری از مردم با سیستم نبرد در Shadow Hearts، به ویژه حلقه داوری، مشکل دارند. یا من در استفاده از حلقه داوری بسیار ماهر هستم، یا اینکه این حلقه برای بازی سوم این مجموعه، ضعیفتر شده است. برای آن دسته از شما که «در جریان» نیستید، اصول اولیه آن ساده است: یک شعاع درخشان به دور یک دایره میچرخد، و وظیفه شما این است که در نقاط سایهدار خاص، X را فشار دهید تا هر دستوری را اجرا کنید، چه حمله باشد، چه استفاده از جادو، یا حتی استفاده از یک آیتم.
میتوان از بیماریهای وضعیتی علیه شما استفاده کرد تا بر سرعت حلقه شما یا اندازه مناطق سایهدار تأثیر بگذارد. برای کسانی که در استفاده از حلقه داوری مشکل دارند، میتوانند حلقه را خاموش کنند؛ اما با این کار جریمه میشوید زیرا فقط میتوانید یک حمله استاندارد انجام دهید و جادوی شما هرگز نمیتواند در قویترین یا «بحرانیترین» پتانسیل خود استفاده شود.
گیم پلی بازی Shadow Hearts 3 From The New World
حلقه داوری یکی از جنبههای مختلف یک نبرد است. ترتیب نوبت، امتیاز انبار، ارتفاع دشمن و کمبوها، همگی برای نبرد بسیار مهم هستند. از این نظر، نبردها بسیار یادآور Xenosaga Episode 2 بودند. گیمرهایی که انتظار دارند در این بازی خوب عمل کنند، بهتر است چشم، دست و ذهن قویتری داشته باشند، زیرا مهم نیست چقدر در حلقه داوری خوب باشید، برنامهریزی چهار یا حتی پنج نوبت از قبل برای زنده ماندن در نبرد با غول بسیار مهم است.
من انتظار داشتم یک بازی نقشآفرینی نوبتی مانند Shadow Hearts تأکید ویژهای بر نبردها داشته باشد؛ در حالی که نبردها عالی بودند (دشوار اما نه ارزان)، به نظر میرسد عشق جانی به کارآگاهی باعث میشود که بازیکن مجبور شود تعدادی معمای دشوار را تقریباً در هر سیاهچاله حل کند. هشدار: اگر حافظه کوتاهمدت ضعیفی دارید، بهتر است هنگام انجام این بازی قلم و کاغذ را در دسترس داشته باشید.
اگرچه معماها هرگز به طرز شرمآوری دشوار نیستند، اما به ندرت آسان و تقریباً همیشه زمانبر هستند. بخش زیادی از زمان «سطحبندی» من در این بازی به این دلیل اتفاق افتاد که پس از تصمیمگیری بسیار ضعیف در فشار دادن (یا فشار ندادن) یک دکمه، مجبور شدم در یک سیاهچاله به عقب برگردم. با زدن R1 در سیاهچالها، صفحه به یک نقشهی کاربردی منتقل میشود که به گیمرها کمک میکند بفهمند چه اتفاقی دارد میافتد: بدون این ویژگی، من اصلاً نمیتوانستم بفهمم چه خبر است.
سطحبندی شخصیتها یکی از ارزشمندترین جنبههای این بازی است. با الهام از بسیاری از عناوین Final Fantasy، هر شخصیت تنها با انجام نوع خاصی از ماموریتهای فرعی، تواناییهای منحصر به فردی را یاد میگیرد. به عنوان مثال، ناتان باید با گذاشتن طعمه و سپس مبارزه با آنها در نبرد، موجودات مرموز را شکار کند. شانیا با به دست آوردن ارواح عنصری و به نوبه خود تغذیه آنها با "انرژی روح" تواناییهای جدیدی را یاد میگیرد.
مائو با استخدام بازیگران دیگر برای مبارزه با خود در یک صحنه، فیلم اکشن خود را میسازد (او با نسخههای غولپیکر و بچه گربهای از Terminator، جکی چان، آقای موریتا از Karate Kid و بروس لی مبارزه میکند!) شکایت اصلی من از این سیستم این است که، اگرچه مطمئناً منحصر به فرد است، من اغلب ساعتهای زیادی را بدون هدف در شهرهای مختلف نقشه جهان پرسه میزدم، به امید اینکه با کسی صحبت کنم تا رویداد مناسب را آغاز کنم.
پس از اینکه بازی Shadow Hearts 3 From The New World را در ۳۳ ساعت تمام کردم، ۱۷ ساعت دیگر وقت گذاشتم تا تقریباً تمام این ماموریتهای فرعی مربوط به شخصیتها را تکمیل کنم و زمان اتمام نهایی من به ۵۰ ساعت رسید. و به خاطر داشته باشید که من در طول ۳۳ ساعت اول بازی، تک تک ماموریتهای فرعی شخصیت را دنبال کرده بودم. وقتگیر بود. شبیه یک بازی فاینال فانتزی به نظر میرسد، درست است؟ من هم همینطور فکر میکردم.
نکته دیگر در مورد این ماموریتهای فرعی شخصیت این است که آنها تقریباً یک ضرورت هستند. در نهایت، یا باید این ماموریتها را انجام دهید یا زمان زیادی را برای لول آپ کردن صرف کنید. چرا؟ چون چند غول آخر در اولین مواجهه به طرز مسخرهای دشوار هستند. من برای اولین بار توانستم در ۲۵ ساعت وارد آخرین سیاهچال شوم و همانطور که گفتم، نتوانستم غول آخر را شکست دهم تا اینکه ۸ ساعت دیگر برای بهبود شخصیتهایم و پیدا کردن تجهیزات بهتر وقت گذاشتم.
یک مزیت فوقالعاده برای تکمیل بازی وجود دارد: دسترسی به هر یک از ۱۰۶ میانپرده بازی در حالت تئاتر. اگر نظر من را بخواهید، این یک امتیاز خوب است.نقاط قوت گیمپلی Shadow Hearts قوی هستند، اما نقاط ضعف، خب، ضعیف هستند. کمی تنوع در معماهای سیاهچال (کمتر نیاز به تغییر دکمهها، فعالیتهای بیشتر اکشن-محور) و همچنین راهنمایی بیشتر برای ماموریتهای فرعی شخصیتها میتوانست مورد قدردانی قرار گیرد. با این حال، Shadow Hearts از ابتدا تا انتها یک تجربه کاملاً سرگرمکننده باقی میماند، حتی اگر گاهی اوقات کمی ناامیدکننده باشد. ۸۵٪ اصلاً بد نیست.
کنترل
برای یک RPG سنتی غیر اکشن-محور، کنترل باید یکپارچه باشد. و در بازی Shadow Hearts 3 From The New World، همینطور است. مطمئن نیستم که شکایتی داشته باشم. بیایید در مورد چیزهای خوب صحبت کنیم.اول از همه، زاویه دوربین همیشه ثابت است. با این حال، این به هیچ وجه چیز بدی نیست. کاملاً خوب کار میکند و توسعهدهندگان حس سینماتوگرافی خوبی داشتند. آنچه باید دیده شود، دیده میشود و آنچه باید در گوشهای پنهان شود (مانند صندوقچه گنج) آنقدر بینقص انجام شده است که فقط گوشه در معرض دید است.

دوم، حلقه داوری (در تمام تغییرات آن از جلوههای وضعیت یا سایر شرایط خاص) تا حدی بینقص برنامهریزی شده است. باید بگویم که واقعاً دستگاه کوچک دقیقی است و من هیچوقت ندیدم که به تلویزیون فحش بدهم و قسم بخورم که اشتباه من در استفاده از حلقهی داوری تقصیر بازی (و نه تقصیر خودم) بوده است. مثل روز روشن است که حلقه مطابق با انتخاب شما با کنترلر عمل میکند و نمیتوان آن را انکار کرد.
سوم، باید به ناتیلوس تبریک گفت که از سری بازیهای Xenosaga الگو گرفته و به بازیکن اجازه میدهد در میانپردهها مکث کند یا با زدن مثلث پس از مکث، میانپردهها را رد کند. وقتی در نبردی گیر میکنید که با یک دیالوگ طولانی آغاز میشود، این ویژگی صرفهجویی در زمان بسیار مورد توجه قرار میگیرد.
از آنجایی که توسعهدهندگان هیچ کار کاملاً نوآورانهای با کنترلها انجام ندادهاند، نمیتوانم ۱۰۰٪ به آن امتیاز بدهم، بنابراین به جای آن به کنترل ۹۰٪ میدهم.
گرافیک بازی Shadow Hearts 3 From The New World
نیازی به گفتن چیز زیادی در اینجا نیست. گرافیک Shadow Hearts 3 From The New World کاملاً زیباست. ناتیلوس جزئیات فوقالعادهای را در طراحی شخصیتها، محیطها و حرکات قرار داده است. بازی دو نوع کاتسین مختلف دارد: FMV و کاتسینهای درون بازی (همراه با دیالوگهای انگلیسی). سکانسهای FMV کمتر هستند، اما نفسگیر هستند. از کاتسینهای درون بازی اغلب برای تعامل طنزآمیز شخصیتها استفاده میشود و به طرز شگفتآوری خوب انجام شدهاند.
در یکی از کاتسینهای درون بازی، ریکاردو آهنگی را با گیتار مینوازد و شخصیت موشنکپچر شده هنگام پخش آهنگ، انگشتان خود را روی فرتهای مناسب قرار میدهد. این در مقایسه با یک بازی نقشآفرینی معمولی (یا حتی فیلم) که شخصیت به وضوح ادای آن را درمیآورد، فراتر از حد انتظار است.
همچنین، گاهی اوقات، نوع سومی از کاتسین وجود دارد که از فریمهای ثابت طراحیشده با دست (که در سراسر صفحه نمایش حرکت میکنند) روی برخی روایتها استفاده میکند تا رویدادهای مختلفی را که جانی شخصاً شاهد آنها نبوده است، توضیح دهد. اینها نیز فوقالعاده هستند. چیزی که من در مورد این کاتسین بیشتر دوست دارم این است که از طریق آن، میتوانیم شخصیتها را به شکل روان CG، شکل چندضلعی و شکل دوبعدی طراحیشده با دست ببینیم. چه چیز دیگری میتوانید بخواهید؟ یک فیلم اکشن زنده؟
انگار این کافی نبود، هر آیتم در بازی یک تصویر متناظر دارد که میتوان با نگاه کردن به فهرست موجودی (در منوی اصلی) آن را مشاهده کرد. آیتمهای زیادی وجود دارد. بسیاری از بازیها این ویژگی را ندارند. این کار اضافی است که به نظر من تفاوت ایجاد میکند.
تنها شکایت من در بخش گرافیک این است که گاهی اوقات، اشیاء مستطیلی عجیب و غریب به طور لحظهای روی صفحه نمایش روشن و خاموش میشدند. این اتفاق در سیاهچالهای خاص رخ میداد، معمولاً زمانی که مسیری که برای قدم زدن انتخاب میکردم، دوربین را به یک موقعیت عجیب مجبور میکرد. اگرچه نگرانکننده است، اما گمان میکنم هیچ بازی بیعیب و نقص نیست. هنرمندان Shadow Hearts همگی در کار خود عالی هستند؛ به همین دلیل، من هیچ تردیدی ندارم که به گرافیک Shadow Hearts امتیاز ۹۲٪ رشکبرانگیز بدهم.
صداگذاری بازی Shadow Hearts 3 From The New World سونی 2
موسیقی Shadow Hearts 3 From The New World، که توسط Yoshitaka Hirota، هنرمندان باتجربه این سری، ریو فوکودا و Tomoko Imoto تازه وارد ساخته شده، نمیتوانست بیش از این مناسب باشد. اگرچه برخی از تمهای شهری زائد میشوند (من به خصوص از موسیقی هیپهاپی در نیویورک اذیت شدم)، اما بیشتر موسیقی فوقالعاده است. استفاده از آوازهای سرود (از Akiko Shikata، که روی بازیهایی مانند Ar Tonelico نیز کار کرده است) زیبا است و صدای موسیقی قبیلهای/جهانی به وضوح شنیده میشود.
تنها آهنگی که به شدت از آن خوشم نیامد، آهنگ تم پایانی، "Spread My Wings" بود که یک آهنگ J-Rock شبه الهامبخش با یک خواننده مرد بود. خوشحالم که XSEED تصمیم گرفت به جای تلاش برای جایگزینی آن با یک صدای انگلیسی، صدای اصلی را حفظ کند، اما این بدان معنا نیست که من باید از همان ابتدا آهنگی را که در آنجا قرار داده شده است دوست داشته باشم.
صداگذاری هر شخصیت به خوبی متناسب است. اگر بخواهم یک ایراد بگیرم، میگویم فرانک بیش از حد اغراقآمیز است، اما از طرف دیگر، شخصیت او طوری طراحی شده است که دقیقاً به همین شکل عمل کند. در غیر این صورت، میتوانم بگویم که صداگذاری در این بازی با Final Fantasy X برابری میکند. در واقع، گاهی اوقات احساس میکردم که در حال تماشای Final Fantasy X در طول سکانسهای دیالوگ صداگذاری شده هستم، به خصوص به این دلیل که جانی از نظر ظاهری و صدا شبیه Tidus کمی جوانتر است.

یک نکته دیگر در مورد صداگذاری: زمانبندی محو شدن و محو شدن موسیقی در طول سکانسهای نبرد بیعیب و نقص بود. گاهی اوقات، به هر دلیلی، صدای موسیقی کاهش مییابد. نحوه قطع و وصل شدن موسیقی چیزی است که در کمتر بازی RPG وجود دارد، اما من واقعاً از آن قدردانی میکنم.
من به امتیاز بسیار بالای ۹۴٪ خود برای صدای این بازی پایبند هستم. صداپیشگان عالی بودند و آهنگها حتی بهتر بودند.
جمع بندی
در کل، تا جایی که به برنامه انتشار بازی در آمریکا مربوط میشود، Shadow Hearts نمیتوانست در زمان بهتری از راه برسد. بسیاری از شما باید Dragon Quest VIII را تمام کرده باشید (اگر قصد بازی کردن آن را داشتید) و برای کسانی از شما که به Grandia 3 علاقهای ندارید، ممکن است به دنبال یک RPG واقعاً مناسب باشید. قول میدهم این همان بازیای است که به دنبالش بودید. طولانی است، اما نه ۸۰ ساعته.
سخت است، اما غیرممکن نیست. جذاب است، اما نه آنقدر که زندگی شما را خراب کند (برخلاف World of Warcraft). و اگر دو عنوان اول Shadow Hearts را از دست دادهاید و در انتخاب این یکی مردد هستید، بدانید که تنها نیستید. از آنجا که این عنوان یک دنباله مستقیم نیست، بلکه یک "شروع تازه" در یک دنیای جدید است، این شانس شماست که وارد آن شوید. من خودم این مجموعه را با این بازی شروع کردهام و اکنون مشتاقانه منتظر بازی کردن دو بازی اول هستم.
در مقابل، اگر دو نسخه اول Shadow Hearts را بازی کردهاید، نمیدانم چرا این را میخوانید، چون احتمالاً صرف نظر از نظر منتقدان، این بازی را هم بازی خواهید کرد. میدانید که این مجموعه خوب است. Shadow Hearts 3 From The New World شایسته امتیاز بالایی است، بنابراین من به آن امتیاز ۹۰٪ میدهم که به خوبی گرد شده است.
اگر عنوان Shadow Hearts 3 From The New World نشانهای از توانایی XSEED در بومیسازی باشد، باید بگویم که من همین الان هم به سرعت آنها را به عنوان یک رقیب اصلی برای طرفداران RPG «دنیای جدید» اعلام میکنم، که در حال حاضر با کارهای Atlus USA یا NIS America برابری میکند. بنابراین، من از شما میخواهم که این بازی را امتحان کنید و با ذهنی باز به هر بازی دیگری که XSEED قصد دارد در ایالات متحده عرضه کند، نگاه کنید.
When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
