بازی کامپیوتر Enotria The Last Song PC
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی کامپیوتر Enotria The Last Song PC
معرفی بازی Enotria The Last Song PC
انوتریا: آخرین آهنگ (Enotria: The Last Song) یک بازی نقشآفرینی اکشن است که توسط استودیوی ایتالیایی جیاما گیمز (Jyamma Games) توسعه و منتشر شده است. این بازی در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۴ برای پلیاستیشن ۵ و ویندوز و در ۱۲ دسامبر ۲۰۲۴ برای ایکسباکس سری X/S منتشر شد.
ساختن اثری شبیه به Souls آسان نیست. در حالی که هیچ فرمول دقیقی برای موفقیت وجود ندارد، عناوینی که از آثار مشهور FromSoftware الهام گرفته شدهاند، نه تنها باید بر اساس یک چارچوب گیمپلی محکم ساخته شوند، بلکه باید توسط یک سیستم مبارزه که با دقت جراحی کالیبره شده است، تقویت شوند. Enotria: The Last Song اولین بازی ایتالیایی Souls است و ماهیت لایه لایه و پیچیده آن، ارزش و جاهطلبی Jyamma Games، یک تیم میلانی که مطمئناً شجاعت جسارت را دارد، برجسته میکند.
در دنیای بازیهای ویدیویی، عناوینی وجود دارند که سعی میکنند از پدران الهامبخش خود پیروی کنند و خود را فراتر از امکانات خود ببرند. Enotria: The Last Song یکی از آنهاست. این بازی که توسط جیاما گیمز، یک تیم توسعهدهنده ایتالیایی که تصمیم گرفته است پروژهای جاهطلبانه و الهام گرفته از آثار کلاسیکی مانند دارک سولز، را آغاز کند، تلاش میکند تا کمی «روشنایی» به ژانر سولز-لایک بیاورد، ژانری که از نظر تاریخی، همانطور که عناوین فرام نشان میدهند، تحت سلطه اتمسفرهای تاریک و سرکوبگر بوده است.
اینوتریا با نور و سایه در دنیایی کاملاً ایتالیایی، در واقع ادای احترامی آشکار به شبه جزیره ماست. اما همانطور که در پیشنمایش بازی توسط دومنیکو نیز توضیح دادیم، صرفاً آن را به صورت سطحی نمایش نمیدهد، بلکه آن را در تصویر و شباهت ما شکل میدهد، تقریباً گویی یک تور واقعی از یک ایتالیای خیالی بسیار شبیه به ایتالیای سابق است.خب، آیا سفر به سرزمینهای اینوتریا ارزش هزینه ورودی را داشت؟ همین الان به شما میگویم.
یک دنیای افسانهای خونین
آنچه از همان لحظات اولیه Enotria: The Last Song شما را تحت تأثیر قرار میدهد، دقت فوقالعادهای است که تیم توسعه برای خلق یک جهان روایی فوقالعاده جذاب که ریشه در فرهنگ عامه ایتالیایی دارد، به کار گرفته است. سرزمین انوتریا، که نامش منطقهای آرمانی در جنوب ایتالیا را تداعی میکند که بین باسیلیکاتا، کالابریا و کامپانیا امتداد دارد، منطقهای با شگفتیهای نادر است که در آفتابی همیشه درخشان غرق شده و زیبایی هنرهای تجسمی، که در حضور بازیگران، نقاشان و نوازندگان در هر گوشه از این قلمرو منعکس میشود، آن را در خود جای داده است.

تریلر گیم پلی بازی Enotria The Last Song کامپیوتر
و با این حال، به راحتی میتوان تهدیدی نامحسوس را که فضا را اشباع کرده است، حس کرد: چیزی شیطانی در زیر نمای خیرهکننده این دنیای افسانهای کمین کرده است، نفرینی که ساکنان این سرزمین را گرفتار کرده و آنها را مجبور میکند تا بیپایان متنی را که از قبل برایشان نوشته شده است، تکرار کنند. این نفرین، کانوواچیو نامیده میشود، یک نفرین اجدادی با منشأ ناشناخته که مردم انوتریا را در هم میکوبد و آنها را در حلقهای بیپایان از اجراهای هنری و همچنین طغیانهای غیرمنطقی خشونت گرفتار میکند.
به محض اینکه وارد بازی میشوید، متوجه میشوید که خون و وحشیگری این سرزمینها را لکهدار کرده است، احتمالاً برای حفظ دیدگاه استاد عروسکگردانی که نخهای واقعیت کابوسوار این جهان را میچرخاند. با این حال، کسی آماده است تا علیه این آینده تاریک شورش کند و در پشت صحنه در حال تلاش برای ایجاد سلاحی است که بتواند وضع موجود را دگرگون کند.
این شخص پولچینلا است، شخصیتی که به نظر میرسد از منطق تحمیل شده توسط کانوواچیو فرار کرده تا سنزا ماشرا، شخصیت اصلی بازی، را خلق کند: یک جنگجوی قدرتمند که دارای اراده آزاد است و قادر به پذیرفتن هر نقشی در این نسخه تحریف شده، بیمار و فاسد از کمدیا دلآرته است (اینجا بخش ویژه انوتریا و کمدیا دلآرته است).
در اینجا سفر قهرمان ما آغاز میشود، جستجوی پاسخهایی در مورد ماهیت واقعی کانوواچیو و انگیزههای استاد آن. ساختار روایی ساخته شده برای انوتریا: آخرین آهنگ بدون شک یکی از نقاط قوت جیاما گیمز است که با موفقیت دنیایی نسبتاً نگرانکننده را به تصویر میکشد و همه چیز را در یک محیط به ظاهر روشن و آرام غوطهور میکند.
این یک تضاد مفهومی است که به خوبی در جذب بازیکن و فراهم کردن بهانهای مناسب برای شروع یک ماجراجویی چالش برانگیز و خطرناک عمل میکند. طرح داستان، در کنار سایر موارد، ساختار رمزآلود بازیهای From را به ارث میبرد، جایی که داستان در درجه اول از طریق توصیف آیتمها و روایت نوظهور روایت میشود، اما همچنین دارای یک خلاصه مفید است که در هر زمان با فشار یک دکمه قابل دسترسی است و خلاصهای از وقایع کلیدی دنیای Enotria The Last Song و همچنین جزئیاتی در مورد شخصیتهایی که در خیابانهای آن زندگی میکنند را ارائه میدهد.
با کاوش در مکانهای مختلفی که بخش داستانی را تشکیل میدهند، بازیکنان میتوانند اسناد متنی مفیدی را نیز برای تکمیل صفحات خلاصه جمعآوری کنند و نمای کلیتری از آنچه در گذشته این جهان اتفاق افتاده است، ارائه دهند.

خلاصه اینکه، تیم جیاما در کار دشوار خلق داستانی جذاب و منسجم، جذاب برای دنبال کردن در سراسر داستان و غنیشده با مجموعهای از محیطها با زیباییشناسی واقعاً جذاب، که در زیر سطح آن قلبی ایتالیایی با جسارت و غرور میتپد، موفق شده است. حداقل از این نظر، وعده تطبیق فلسفه سولز-لایک با تأثیرات معمول سنت ایتالیایی ما به طور کامل محقق شده است.
گیمپلی بازی Enotria The Last Song کامپیوتر
ما در ابتدا گفتیم: خلق یک سولز-لایک به هیچ وجه کار سادهای نیست. با این حال، جیاما گیمز به سادگی همان فرمول گیمپلی که این زیرژانر منحصر به فرد را به وجود آورده است، تغییر کاربری نداده است؛ بلکه آنها Enotria: The Last Song را با طیف گستردهای از مکانیکهای گیمپلی که هم بدیع و هم، روی کاغذ، بالقوه جذاب هستند، همراه کردهاند.
با این حال، در جایی که این مکانیسمها باید با هم کار میکردند تا تجربهای تازه و متمایز به بازیکن ارائه دهند، در عمل به سیستم بازیای تبدیل میشوند که گاهی اوقات پراکنده است. ایدههای درخشان گیمپلی که توسط جیاما خلق شدهاند، به صورت ارگانیک معرفی نمیشوند و به بازیکن این فرصت را میدهند که آنها را به درستی در نبرد جذب و به کار گیرد. در عوض، آنها فقط به طور خلاصه در آموزش اولیه طولانی بیان میشوند و در نتیجه، به سرعت به گوشهای غبارآلود از حافظه منتقل میشوند، به جای اینکه به طور کامل برای پیروزی در نبرد مورد استفاده قرار گیرند.
با این حال، اولین تفاوت قابل توجه از منابع الهام، در ماهیت شخصیت اصلی نهفته است که کلاس و تواناییهای دوئل او در ابتدای ماجراجویی از طریق منوی سفارشیسازی کلاسیک انتخاب نمیشوند. در عوض، آنها توسط یک منوی تجهیزات پیچیده به نام کیتها تنظیم میشوند. بدون ماسک میتواند تا سه کیت مختلف را حمل کند که میتوان آنها را در زمان واقعی با فشار ساده یک دکمه تغییر داد. هر کدام شامل دو سلاح و یک سنگ با خواص جادویی است که رفتار مکانیکهای دفع حمله را تغییر میدهد.
برای هر "ساخت"، میتوانید یک ماسک انتخاب کنید که ظاهر و خواص کلاس انتخاب شده را تعیین میکند (حتی میتوانید ماسکهای باسها را بدزدید تا ویژگیها و نگرشهای آنها را در نبرد به کار بگیرید) و همچنین جنبههایی که آمار قهرمان خاصی را بهبود میبخشند. همچنین مجموعهای از تواناییهای غیرفعال مفید برای تعریف ساختار شما و چهار تکنیک فعال (Verse) وجود دارد که میتوانند در هر تعداد اسلات قرار داده شوند.

مجموعهای از نسبتهای عظیم که نقاط قوت و ضعف را متعادل میکند: در حالی که ما از تصمیم مبنی بر ثابت نکردن کلاس شخصیت اصلی قدردانی میکنیم، زیرا راه را برای تفسیر آزادانهتر از پیشرفت شخصیت دیگر ما هموار میکند، گنجاندن این همه دستگاه مختلف گیمپلی، حتی باتجربهترین بازیکنان را نیز در معرض خطر قرار میدهد، بدون اینکه واقعاً تجربه گیمپلی را متحول کند.
انگار این کافی نبود، تیم همچنین تصمیم گرفت تغییرات ساختاری در نحوه عملکرد جلوههای وضعیت ایجاد کند. برخلاف سایر بازیهای این ژانر، این جلوهها صرفاً جریمه مربوطه را اعمال نمیکنند، بلکه اثرات متغیری دارند که حتی میتوانند به مزایای واقعی در طول نبرد تبدیل شوند: یکی آسیب وارد شده و همچنین آسیب وارد شده را چند برابر میکند، دیگری بازسازی استقامت را به نفع پاداش آسیب جادویی کاهش میدهد و غیره.
مفهوم اساسی این سیستم، وادار کردن بازیکن به تغییر مداوم تجهیزات خود برای بهرهبرداری از نقاط ضعف عنصری دشمن و کسب یک مزیت قابل توجه است که برای تضمین پیروزی در برابر سختترین و خطرناکترین دشمنان ضروری است. نوعی بازی ایدهآل سنگ-کاغذ-قیچی را تصور کنید که در آن یک وضعیت خاص، اثربخشی را در برابر نوع خاصی از حریف تقویت میکند، اما هنگام مبارزه با انواع دیگر دشمن، آسیب بیشتری وارد میکند و غیره.
مشکل زمانی ایجاد میشود که تنها پس از چند دقیقه بازی، متوجه میشوید که این یک مفهوم ثانویه است که میتوان به راحتی آن را نادیده گرفت و یک کیت واحد، خوشساخت و به اندازه کافی بهبود یافته را جایگزین آن کرد تا به راحتی شما را به تیتراژ پایانی برساند.
در غیر این صورت، سیستم مبارزه به تمام قواعد معمول این ژانر بازیهای ویدیویی پایبند است: یک دکمه برای حملات سبک و یکی برای حملات سنگین وجود دارد؛ یکی برای جاخالی دادن و یکی برای دفع حمله یا دفع حمله، که در مفهوم Enotria اهمیت ویژهای دارند، زیرا تقریباً همه حملات دشمن را میتوان با زمانبندی مناسب خنثی کرد.
این مانوری است که به بیثبات کردن وضعیت موجودات متخاصم کمک میکند و به ما اجازه میدهد تا با ضدحملههای قدرتمند پاسخ دهیم. این سیستمی است که موضع تهاجمی را تشویق میکند و پویایی خاصی به ترکیب اضافه میکند. با این حال، حتی در اینجا، نورها و سایهها وجود دارند. دو دلیل وجود دارد که چرا سیستم فقط تا حدی کار میکند: اول، پنجرههای فعالسازی بسیار گسترده است، در حالی که دومی، پاسخ متناقض دستور دفع حمله است.
.jpg)
ما اغلب متوجه میشدیم که با فشار دادن مکرر دکمه، به نتایج بهتری نسبت به زمانی که سعی در تسلط بر این تکنیک رزمی داشتیم، دست مییابیم. نکته فرعی: از آنجایی که دفع حمله به دشمنان آسیب میرساند، اغلب شاهد حمله دیوانهواری هستیم که پس از دفع حمله از سوی بازیکن، ناگهان میمیرند و لحظاتی از خنده را رقم میزنند.
یک یا دو کلمه در مورد سیستم پیشرفت، همانطور که همیشه با چکپوینتهای متعدد (که در اینجا گرههای واقعیت نامیده میشوند) پراکنده در سراسر دنیای بازی مرتبط است. در این زمینه، Enotria: The Last Song به شدت از بازیهای مختلف Souls از FromSoftware الهام گرفته است و همان چرخه جمعآوری امتیاز تجربه (که پس از مرگ بازیابی میشود) را ارائه میدهد که میتواند برای بهبود سلامت شخصیت اصلی با انتخاب بین Vitality، Strength، Stamina و غیره صرف شود.
با این حال، این با سیستمی به نام «مسیر نوآوران» تکمیل میشود، یک درخت مهارت جامع که از طریق آن میتوانید تمام تواناییهای لازم برای سفارشیسازی کامل تجهیزات جنگجوی خود را، در صورت داشتن منابع کافی، باز کنید. خلاصه اینکه، چنین چارچوب گیمپلی پیچیدهای، مطالعه و برنامهریزی قابل توجهی را از سوی جیاما نشان میدهد، که قصد داشت به هر قیمتی، شخصیتپردازی خاصی را در اثر خود القا کند، اما متأسفانه، در ادغام یکپارچهی تمام این ایدههای گیمپلی شکست خورد.
باسها و فهرست بهترینها
حالا به بخش دشمنان و باسهایی میرسیم که با آنها روبرو خواهیم شد، موهبت و نفرین Enotria: The Last Song. موهبتی به این دلیل که از نظر هنری، تیم میلانی مجموعهای از شخصیتهای فوقالعاده الهامبخش و خوشساخت را خلق کرده است که همگی به وضوح از شمایلنگاری معمول ایتالیا الگوبرداری شدهاند.
کورتیس: باسهای Enotria: The Last Song عموماً از ماسکهای Commedia dell'Arte الهام گرفته شدهاند و کاملاً لذتبخش ساخته شدهاند. با این حال، در میان آنها، یک دشمن با نامی نسبتاً عجیب برجسته است: کورتیس، شاهزادهی خنده. البته این یک ادای احترام لذتبخش به یکی از بازیگران نمادین کمدی ایتالیایی، ستون تزلزلناپذیر سینمای ایتالیا، آنتونیو "توتو" دِ کرتیس، که اغلب با نام مستعار "شاهزاده خنده" شناخته میشود، است.

در واقع، این فهرست شامل تعداد زیادی از دشمنان متنوع است، از راهبهها گرفته تا قایقرانان، از کشاورزان گرفته تا راهزنان، از اشراف قرن نوزدهم گرفته تا شیشهگران خوشذوق، مجهز به لولههای سنتی که در طول تاریخ برای خلق شیشههای باشکوه تالاب ونیز استفاده میشده است. کمی از کلاس که ما از آن قدردانی کردیم. نکته اصلی، رئیسها هستند که باید جواهرات تاج تولید میبودند، اما در عوض، از مشکلات زیادی رنج میبرند.
در حالی که همه آنها به طرز استادانهای نقاشی شده و از ماسکهای سنتی کمدیا دلآرته الهام گرفته شدهاند (برخی از آنها به ویژه به یاد ماندنی هستند)، بسیاری از دشمنان در Enotria: The Last Song از کمبود پرداخت رنج میبرند که نبردها را ناخوشایند میکند. در یک بازی Souls، این نقص کوچکی نیست.
ما در مورد خود سطح دشواری صحبت نمیکنیم، که با در نظر گرفتن همه جوانب، نسبتاً متعادل به نظر میرسید، بلکه در مورد حرکات این موجودات صحبت میکنیم که همیشه خواندن آنها آسان نیست یا با استفاده نادرست از جعبههای ضربه (hitboxes) مواجه میشوند و باعث میشوند چالش گاهی اوقات مصنوعی به نظر برسد.
نورها و سایههای انوتریا
ما هنوز باید در مورد جنبه فنی، حوزه دیگری که انوتریا: آخرین آهنگ نقاط قوت و ضعف خود را نشان میدهد، بحث کنیم. در حالی که از یک طرف، هنر دقیق و الهام گرفته شده فوق الذکر را میبینیم که در نماهای نفسگیر و زیبا طنینانداز میشود، از سوی دیگر، باید به برخی از مشکلات مهم در بخش انیمیشن اشاره کنیم که کمی سفت به نظر میرسد و اغلب حتی افت فریم دارد.
نحوه اجرای انوتریا روی PS5 نسخه پلیاستیشن 5 انوتریا: آخرین آهنگ دو تنظیمات گرافیکی مختلف ارائه میدهد که طبق سنت، کیفیت بصری یا روان بودن گیمپلی را در اولویت قرار میدهند. مزایای محدود حالت کیفیت، به ویژه با توجه به تجربه کلی گیمپلی، عملکرد (60 فریم در ثانیه) را به انتخاب ایدهآلی برای اکثر کاربران تبدیل میکند، اگرچه نرخ فریم همیشه بیعیب و نقص نیست.
همانند نسخه رایانه شخصی، ما شاهد افتهای کم و بیش قابل توجهی بودیم که گاهی اوقات کاملاً با پیچیدگی واقعی صحنههای رندر شده سازگار به نظر نمیرسند. شایان ذکر است که در طول آزمایشهای ما، با افتهای قابل توجهی که به تجربه بازی لطمه بزند، مواجه نشدیم، اما در برخی موارد، هنوز هم به راحتی میتوان نوسانات قابل توجهی را مشاهده کرد.

ما واقعاً محیطها را که بر اساس مناظر معمول برخی از مناطق باشکوه ایتالیا (و همچنین برخی از مناطق یادآور سواحل یونان) ساخته شدهاند، دوست داشتیم. اگرچه Enotria دنیایی نسبتاً ساده برای گشت و گذار است، تیم تلاش زیادی برای گنجاندن تقاطعها، انشعابات و مناطق فرعی که در آنها میتوانید تجهیزات اضافی پیدا کنید یا با دشمنان اختیاری روبرو شوید، انجام داده است.
با این حال، طراحی سطح - برخلاف کارگردانی هنری همیشه چشمگیر - استانداردهای کیفی یکسانی را در طول ماجراجویی حفظ نمیکند و برخی افت کیفیت دارد. در غیر این صورت، با وجود مدلسازی چندضلعی عموماً خوب، نرخ فریم حتی در پیکربندی رایانه شخصی متوسط رو به بالا، صرف نظر از پیچیدگی صحنههای نمایش داده شده روی صفحه، نسبتاً ناپایدار به نظر میرسید.
موسیقی و صداگذاری بازی
با این حال، موسیقی متن عالی است، با موسیقیهایی که مستقیماً از جشنوارههای محلی محلی گرفته شدهاند و صداپیشگی قانعکننده و خوب ایتالیایی.
جمع بندی
آنالیز نسخه کامپیوتر ENOTRIA: THE LAST SONG با در نظر گرفتن همه جوانب، بازی سولمانند ایتالیایی Jyamma Games احساسات متفاوتی را در ما ایجاد کرد: روی روشن سکه شامل یک طرح لذتبخش، هنر درجه یک و موسیقی متن با کیفیت است، در حالی که روی تاریک آن شامل مشکلات طراحی مربوط به غولها و فرمول گیمپلی است که همیشه متعادل نیست. حتی با نادیده گرفتن عدم قطعیتهای فنی که میتوان با مجموعهای از بهروزرسانیهای هدفمند حل کرد، Enotria: The Last Song به نظر ما پروژهای بود که تنها نیمی از موفقیت را به دست آورد، اما در میان خطوط، هنوز هم میتوان به راحتی پتانسیل تیم توسعه را مشاهده کرد.
بنابراین، در چشمانداز بازی که اغلب تحت سلطه عناوینی است که ترجیح میدهند به جای خلق چیزی جدید، از روند پیروی کنند، Enotria: The Last Song به عنوان یک "فرزند عشق" زیبا اما ناقص برجسته میشود، حتی اگر این نقص بخشی از جذابیت آن باشد.
در واقع، در زیر سطح آن، چالشهایی نهفته است که حتی پیشکسوتان این ژانر را نیز آزمایش خواهد کرد. اگر از علاقهمندان به سبک سولز هستید و به دنبال چیزی کلاسیک اما از نظر زیباییشناسی نامتعارف میگردید، عنوان جیاما ارزش بازی کردن را دارد. بله، به همان اندازه دشوار است که انوتریا جایگاه خود را در میان آثار سولز پیدا کند. اما به عنوان قصیدهای برای زیبایی و پیچیدگی ایتالیا، آهنگ عنوان جیاما تا انتها با صدای بلند و واضح طنینانداز میشود. و این، با در نظر گرفتن همه جوانب، بیش از حد کافی است.

مزایا
• یک بازی با حال و هوای سولز.
• سیستم ماسک جذاب است.
• کلیشهها و باگهای زیادی دارد.
• از نظر زیباییشناسی جذاب است.
• گیمپلی به خوبی آزمایش شده
• معایب
• اما بسیار تکراری.
• باگها و مشکلات فراوان.
• برخی مشکلات مربوط به تعادل.
.jpg)


When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
