Ratchet And Clank با کاور کامل وچاپ روی دیسک
- Steelbook استیل بوک-کالکتور
- بازی اورجینال PS1 PS2 PSP
- بازی اورجینال PS3 PS4 XBOX360
- بازی اورجینال PS5 PSvita Switch
- بازی اورجینال XBOX Classic
- بازی اورجینال نینتندو Nintendo
- محصولات ویژه
- بازی کپی خور پلی استیشن 3
- بازیهای کامپیوتری
- ایکس باکس XBOX 360
- پلی استیشن 1و2
- مجموعه Collection ps1-ps2
- لوازم جانبی
- کنسول
سبد خرید شما خالی است.
Product Description
خرید بازی Ratchet And Clank 1 PS2
۱. مقدمه
بازی Ratchet & Clank یک بازی ویدیویی در سبک تیراندازی سوم شخص و پلتفرمر است که در سال ۲۰۰۲ توسط شرکت Insomniac Games توسعه یافته و توسط Sony Computer Entertainment برای کنسول پلیاستیشن ۲ در سال ۲۰۰۲ منتشر شده است.
سری بازیهای Ratchet and Clank اخیراً سر و صدای زیادی به پا کرده است، چه با تریلرهای بازی جدید PS5، Rift Apart. با این حال، این سری در سال ۲۰۰۲ روی PS2، به عنوان اولین بازی Insomniac Games روی این پلتفرم، شروع به کار کرد. به نظر من، این سری خاص، بهترین سری پلتفرمینگ سهبعدی است که تاکنون منتشر شده است و فکر نمیکنم در این مورد تنها باشم.
۱.۱. شخصاً
من شروع کارم با این سری روی PS3 بود. Ratchet and Clank Future: A Crack in Time دومین بازی بود که بعد از Little Big Planet اصلی روی PS3 بازی کردم. با توجه به اینکه بیشتر با Nintendo Entertainment System و یک کامپیوتر شخصی نسبتاً ضعیف «چندرسانهای» بزرگ شدهام، این تجربه برای من شگفتانگیز بود.
تماشای چیزی که اساساً یک بازی کامپیوتری بود که تصاویر را با جلوههای ذرات در همه جا رندر میکرد، یک دنیای سهبعدی که میتوانستم در آن بدوم، و تعداد زیاد چیزهای روی صفحه، مرا مجذوب خود کرد. انگار جلوههای بصری کافی نبودند، طراحی صدا و موسیقی متن آن بازی جزو بهترین بازیهای ساخته شده تا آن زمان بودند، مطمئناً تا آن زمان، اما حتی اکنون نیز این تجربه به طرز چشمگیری خوب است.
با این حال، اولین تعامل من با بازی اول، خیلی دیرتر اتفاق افتاد. اولین باری که آن را بازی کردم، در مجموعه Ratchet & Clank، روی PS3 بود. گرافیک و صدا البته بسیار ابتداییتر از جلوههای فنی بازیهای PS3 بودند که تا آن زمان بازی کرده بودم، اما با این وجود، تقریباً همان بازی را حس میکردم.
1.2. اصول بازی
هسته اصلی سری Ratchet and Clank چالشهای معمول پلتفرمینگ سهبعدی، مجموعهای متنوع از دشمنان با سبکهای حمله متفاوت و زرادخانهای عظیم از سلاحها در اشکال مختلف سرگرمکننده و کارتونی است. در میان این بخشها، بخشهای مسابقهای یا پازلی گاه به گاه وجود دارد که نیاز به تفکر سریع، تسلط بر DualShock یا توجه و برنامهریزی دقیق دارند. معمولاً ترکیبی از همه این موارد است. من معتقدم به دلیل سازگاری آسان با مفاهیم و سختافزار جدید است که سونی تصمیم گرفته یک نسخه دیگر از Ratchet and Clank را به عنوان یکی از نمایشهای بازاریابی زمان عرضه PS5 بسازد.

تمرکز Ratchet and Clank در درجه اول آمادگی برای مبارزه است و در درجه دوم مهارتهای پلتفرمینگ. شما تا حدی به هر دو نیاز خواهید داشت، اما تمرکز بیشتری روی بازی با اسلحه و آچار وجود دارد تا تنظیمات پیچیده دوربین و پرشهای دقیق. به نظر من، این باعث میشود که این بازی برای مخاطبان مدرن (2020) بسیار قابل درکتر از بسیاری از بازیهای معاصر خود باشد.
2. کنترلها
بنابراین بله، به عنوان یک هشدار، شما باید یک دسته اصلی برای هر پلیاستیشنی که Ratchet and Clank روی آن عرضه شده است، داشته باشید. دستههای جانبی کار میکنند، اما اغلب بازی را بسیار سختتر میکنند. در مورد Ratchet and Clank 1، این دسته DualShock 2 خواهد بود.
به نظر من، این یکی از نقاط قوت بزرگ بازی است. بیشتر بازیهای این مجموعه، احتمالاً همه آنها، این ویژگی مشترک را دارند - در حالی که از همه ویژگیهای کنسولی که بازی روی آن عرضه شده استفاده نمیشود، توسعهدهندگان از استفاده از ویژگیهای منحصر به فرد و خاص آن سیستم نمیترسند. در مورد PS2، همانطور که اشاره کردم، این ویژگی مربوط به کنترلر است.
با این حال، بازی این کار را بدون این حس انجام میدهد که انگار ویژگیهایی بیدلیل به زور در بازی گنجانده شدهاند یا به آن اضافه شدهاند - به عنوان مثال، اگر از یک ویژگی کنترلر استفاده میشود، به این دلیل است که هر مکانیکی که از آن ویژگی استفاده میکند، منحصراً برای آن مناسب است.
به عنوان مثال، از دکمههای آنالوگ در شنا در بازی استفاده میشود. شما نه تنها میتوانید در زیر آب بالا و پایین بروید، بلکه میتوانید با تغییر فشار انگشت خود روی دکمههای X و مربع، آن را کنترل کنید. داستان مشابهی برای پریدن نیز صادق است، اگرچه مسلماً این کار را میتوان تا حد معقولی با یک دکمه دیجیتال نیز انجام داد.

فراتر از مجموعه ویژگیهای کنترلر، کنترلهای Ratchet and Clank... خوب هستند. آنها کار میکنند، خیلی ناشیانه یا احمقانه به نظر نمیرسند، اما مطمئناً جزو خشنترین کنترلهای این مجموعه هستند. برای مثال، نبود عملکرد شلیک مستقیم آزاردهنده است، حتی با اینکه اساساً یک دکمه برای این کار وجود دارد. جایی که مجموعه کنترل واقعاً عجیب به نظر میرسد، انتخاب دکمههای تکراری است.
هر دو مجموعه دکمههای شانهای معمولاً کار یکسانی انجام میدهند. بنابراین، در حالی که در بازیهای Ratchet and Clank PS3، میتوانید از R1 برای شلیک سلاح مجهز خود استفاده کنید، R1 در نسخه اصلی به صورت خمیده است و R2 نیز همینطور. برخی از مناطق جزئی وجود دارد که یک مجموعه عملکرد متفاوتی نسبت به دیگری دارد، اما این موارد نادر است.
۳. گرافیک
Ratchet and Clank از نظر گرافیک... بیخطر است. احتمالاً حتی به اندازه بازیهای PS2 شما را شگفتزده نخواهد کرد، اما زشت هم نیست. به اندازه کافی سبکپردازی شده است که جهان با خودش هماهنگ باشد، گرافیک مانع این نمیشود. با این حال، هنوز هم اشیاء چندضلعی مسطح زیادی را حفظ کرده است و در مواردی مانند لبههای گرد، برخی از گوشههای بریده وجود دارد.
همانطور که انتظار میرود، جلوههای ذرات خشن و قدیمی هستند، مدلهای شخصیتها خیلی دقیق نیستند و چیز زیادی در جهان وجود ندارد که بتوان از آن برای ارتباط مقیاس با دنیای واقعی استفاده کرد. این به نوعی بخشی از جذابیت بازی است، اما اگر به این نوع چیزها علاقه ندارید، میتوانم ببینم که مقیاس تصادفی برخی از اشیاء یک مشکل است.
اگر بتوانید Half-Life را بدون هیچ مشکلی بازی کنید، در اینجا نیز مشکلی نخواهید داشت. با این حال، وقتی کنار هم قرار میگیرند، آنچه که واقعاً محدودیتهای فنی هستند، به شدت به سبک بازی کمک میکنند و باعث میشوند کمی بیشتر احساس کنید که درون یک کارتون هستید. جلوههای ویژه ذرات شاید تنها چیزی باشند که این را کمی خراب میکنند، اما حتی در این صورت هم چیزی نیست که واقعاً تجربه کلی را خراب کند.

این به این معنی نیست که من از گرافیک این بازی لذت نمیبرم. فکر میکنم چیزی که به ویژه چشمگیر است این است که آنها موفق شدند مراحل طولانی، پرجزئیات و پر پیچ و خم را بدون صفحات بارگذاری ناخوشایند در وسط یک سیاره یا یک مسیر، در حافظه PS2 جا دهند. وقتی فرود آمدید، منتظر بارگذاری چیزی از دیسک نیستید، که به شدت به احساس غوطهوری که دنیای بازی ارائه میدهد، کمک میکند. با توجه به اینکه این بازی دو سال پس از عمر PS2 منتشر شد (که خود توسعه آن برای آن بسیار دشوار است) و این اولین عنوان PS2 اینسومنیاک است، کاری که آنها با این سختافزار انجام دادند، با وجود کاستیهایش، هنوز هم چشمگیر است.
4-صدا
۴.۱. جلوههای صوتی
این یکی از بخشهایی است که این مجموعه در آن ضعیف عمل میکند. اگر به هر دلیلی به صدا در بازیهای PS2 خود اهمیت میدهید، این بازی را روی PS2 بازی کنید. PS3 در بسیاری از جاها صدای نامناسبی دارد که باعث میشود برخی از ویژگیهای چند گجت بیفایده شوند (که بیشترین آسیب را دیدهاند، فلزیاب است).
صدا در PS2 برای یک بازی PS2 خوب است. هیچ جایزهای نخواهد برد، در بهترین حالت قدیمی است و چند صدای خشن دارد که برخی افراد آن را آزاردهنده میدانند، مانند بسیاری از بازیهای (بهویژه قدیمیتر)، اما آنقدر بد نیست که تجربه را خراب کند. باز هم، با سبک بازی و جایگاه تاریخی آن مطابقت دارد.
جلوههای صوتی عموماً ابتدایی هستند. تغییر صدای زیادی وجود دارد که گاهی اوقات میتواند صداهای مختلف را جالب جلوه دهد، اما معمولاً توسعهدهندگان از این برای یک اثر داپلر بیش از حد اغراقآمیز استفاده میکنند.
۴.۲. موسیقی
موسیقی متن اصلی تا حد زیادی توسط کامپیوتر تولید شده است. این [موسیقی] با افتخار این را به رخ میکشد و اگرچه گاهی اوقات سعی میکند از یک ساز واقعی تقلید کند، اما معمولاً این کار را به شیوهای کاملاً آشکار و بیمزه انجام نمیدهد و بار دیگر، نحوهی استفاده از سازها تا حدودی به زیباییشناسی بازی کمک میکند. البته، درست مانند هر موسیقی متن دیگری، در این موسیقی فراز و نشیبهایی وجود دارد، اما تا زمانی که بازی تمام شود، تعداد کمی از آهنگها باید از جذابیتشان کاسته شده باشند و اگر هم چنین شود، احتمالاً مدت زیادی از آن زمان پخش نخواهد شد.

با این حال، این چیزی است که باید در چارچوب آن قرار دهم. در مقایسه با اکثر موسیقی متنهای دیگر آن زمان، این یکی نمونهی عالی از موسیقی خوشساختی است که به طرز عالی با هر محیطی مطابقت دارد. موسیقی به زیبایی دنیای بازی را تکمیل میکند، هر دو احساس قدیمی دارند، اما به شیوهای دلپذیر و نوستالژیک برای مخاطبان مدرن، نه به شیوهای بیمزه و بیمزه. با وجود هرگونه شکایت جزئی که در مورد موسیقی متن دارم، آن را با هیچ چیز دیگری عوض نمیکنم، حتی در ضعیفترین حالتش.
5-دنیای بازی
۵.۱. داستان
تمام تلاشم را میکنم که چیزی را لو ندهم، اما فرضیه «نجات منظومه شمسی» که در ۱۰ دقیقه اول بازی ارائه میشود، کاملاً با ماهیت بازی مطابقت دارد. این فرضیه نیاز به کمی تعلیق ناباوری دارد، زیرا قهرمان داستان اساساً کودکی است که با استفاده از ویکی در حیاط خلوت خود یک سفینه فضایی ساخته است، نه یک مرجع کهکشانی. با این حال، صرف نظر از این، داستان برای جذاب نگه داشتن بازی و دادن سهمی به هر کاری که شخصیت در آن دنیا انجام میدهد، کافی است.
داستان بازی بهطورکلی بسیار هوشمندانه است و اگرچه هر شوخی در بازی باب سلیقهی همه نیست، اما بهطورکلی بسیار شاد و سرزنده است، بهویژه با توجه به اینکه یکی از ابزارهای اصلی شخصیت، زرادخانهی عظیمی از سلاحهای دیوانهوار و مکانیسمهای مختلف ایجاد هرجومرج عظیم است. در واقع، میتوانم تا جایی پیش بروم که بگویم حتی با توجه به اینکه نسخه اصلی این مجموعه بود، داستان Ratchet and Clank از بین تمام بازیهای این مجموعه، از برخی جهات بهتر است.
این نسخه، نقاط ضعفی دارد و متأسفانه Ratchet را بهعنوان یک نوجوان غرغرو به تصویر میکشد، نه یک پسر شوخطبع بیدستوپا و منطقی از بازیهای بعدی. با این حال، نحوهی روایت این داستان، دوستی Ratchet و Clank را در بازیهای بعدی بسیار منطقیتر میکند. در این بازی اولیه، آنها بهعنوان کاملاً غریبه شروع میکنند. Ratchet بهویژه رابطهاش با Clank را در ابتدا بهعنوان یک معامله میبیند و به نظر نمیرسد که اصلاً به دنبال همراهی باشد.
میخواهم بهطور خلاصه در اینجا اشاره کنم که از این نظر، فکر میکنم بازی اصلی از بازسازی سال ۲۰۱۶ بسیار بهتر عمل میکند. بازی جدید هم خوب است، اما از نظر داستانی، نسخه اصلی شخصیتها را معرفی میکند و آنها را به شیوهای بسیار منطقیتر به هم پیوند میدهد. میدانید که چرا رچت و کلنک به هم میپیوندند، این چیزی نیست که از ناکجاآباد و بدون هیچ توضیح یا داستانی پشت آن اتفاق بیفتد، جز اینکه صرفاً یک شخصیت دیگر در مجاورت آنها هنگام حمله رباتها وجود داشته باشد. حال که به این موضوع میپردازیم، لحن نسخه اصلی، حداقل به نظر من، بسیار مناسبتر از نوع بازیای است که هر رچت و کلنکی واقعاً در آن قرار دارد.
۵.۲. محیطها
سیارات مختلفی که شخصیتها کاوش میکنند و به طور کلی محیط به طور کلی چیزی است که به بازی کمک زیادی میکند. شروع بازی در وسط ناکجاآباد، سپس ادامه کاوش در سفینهها و ایستگاههای تقریباً متروکه، جهانهای سمی پر از گاز سمی، جهانهای پوشیده از اقیانوس، جهانهای یخی، که هر کدام چالشهای منحصر به فرد خود را دارند، عمق زیادی به بازی میبخشد.

بخش زیادی از معماهای بازی صرفاً یافتن بهترین راه برای فتح یک محیط است. از نظر گرافیکی، بیشتر این مناطق نسبتاً ابتدایی هستند و برخی از آنها از نظر مکانیکی مشابه به نظر میرسند، اما تقریباً همیشه احساس میشود که چیزی منحصر به فرد در مورد هر مکان وجود دارد. همچنین دیدن اره برقیهای پرنده که سعی در کشتن شخصیت شما ندارند و خودتان واقعاً آن را زیر سوال نمیبرید، منحصر به فرد است.
این ممکن است آزمون نهایی یک دنیای بازی باشد - باورتان میشود؟ اگر نه، آیا لازم است؟ ضمناً، احساس میکنم میتوانم با خیال راحت این را لو بدهم - اگر بتوانید یکی از آن اره برقیهای پرنده را سرنگون کنید، به شما یک پیچ میدهد - در حالی که ارزش زیادی ندارد، اما هنوز هم سرگرم کننده است که ببینید آیا میتوانید از پس آن برآیید یا خیر.
5.3. ماموریتهای فرعی
در کل، این یک بازی خطی است. ماموریتهای فرعی اصلاً در اینجا مورد توجه نیستند. با این حال، مسیرهای جایگزینی وجود دارد که میتوانید انتخاب کنید. گاهی اوقات این مسیرها از بقیه واضحتر هستند، اما مناطق فرعی و مسیر اصلی ماموریت فوقالعاده شبیه به هم هستند. این بدان معناست که در برخی موارد انتخاب اشتباه و حرکت در مسیر فرعی با این تصور که مسیر داستان است، آسان است. متأسفانه برای کسانی که یک بازی سریع و خطی را دوست دارند، تنها راه برای فهمیدن اینکه همه مسیرها کامل شدهاند، این است که یک دقیقه در منوی شروع حرکت کنند و صفحه ماموریتها را پیدا کنند.
در نتیجه، عموماً ماموریتهای فرعی به خودی خود وجود ندارند. با این حال، گجتها و آیتمهایی وجود دارند که میتوان با مراجعه به مسیرهای فرعی آنها را جمعآوری کرد. آنها معمولاً با آیتمهای ماموریتی در صفحه ماموریتها با عنوان "کاوش در شهر ویران شده" و مواردی از این قبیل همراه هستند. اگر چیز مهمی برای کاوش وجود داشته باشد (مثلاً یک پیچ طلایی و غیره نباشد)، یک آیتم ماموریتی برای آن وجود خواهد داشت که در صفحه ماموریتها مشخص شده است.
هر یک از این مسیرهای فرعی منجر به نوعی پاداش میشود و اکثریت قریب به اتفاق آنها ارزشش را دارند. به عنوان مثال، برخلاف بازیهای آینده، پیچهای طلایی فقط برای باز کردن قفل لوازم آرایشی در بازی استفاده نمیشوند، بلکه برای خرید سلاحهای طلایی استفاده میشوند. این امر به خصوص در اواخر بازی یا در بازی جدید + (که در این قسمت حالت چالش نیست) فوقالعاده مفید میشود.

در کل، توصیه من در اکثر بازیهای Ratchet and Clank این است که تمام مسیرهای فرعی را به طور کامل دنبال کنید. حتی اگر پاداش پایان بازی را نمیخواهید، یکی از کارهای رایج در بازی، تلاش برای بدست آوردن پیچ و مهره است. این کار الزاماً اجباری نیست، میتوانید بدون انجام آن هم از پسش بربیایید، با این حال تقریباً همیشه سلاح یا آیتمی وجود دارد که بازی را بسیار سرگرمکنندهتر میکند و برای بدست آوردن آن به مقدار زیادی پیچ (یا بعداً ارزهای دیگر) نیاز است.
معمولاً بازیهای Ratchet and Clank چالشهای مینیگیم خاصی دارند و در این بازی فقط مسابقه با هاوربرد است. بقیه چیزها معمولاً همان پلتفرمینگ معمول هستند.
۵.۳.۱. مسابقات هاوربرد
صادقانه بگویم، کمی در مورد این مسابقات دچار تناقض هستم. کنترل مسابقات مانند یک مسابقه کارتینگ است. فرمان در هوا، پاورآپ، پدال گاز و غیره وجود دارد. به دلیل استفاده زیاد از کنترلهای کند تانک، چیزی به عنوان واکنش ناگهانی وجود ندارد و از دست دادن پدال گاز یا تصادف جریمه سنگینی دارد. با توجه به اینکه انجام هر دوی اینها آسان است، مسابقات مطمئناً به تمرین و صبر نیاز دارند.
این مسابقات معمولاً در همه جا جعبههایی دارند که میتوانند یک هدف اضافی سرگرمکننده باشند. شرکت در مسابقات راه خیلی خوبی برای کسب پیچ و مهره نیست، اما حداقل چند بار اول در طول یک مسیر، اگر مهارت انجام آن را کسب کرده باشید، چیزی برای جمعآوری وجود دارد.
دو مسیر در بازی وجود دارد، یکی در شهر بلکواتر در ریلگار، تقریباً در اوایل بازی، و یک مسابقه اجباری در کالبو در اواخر بازی. اگرچه مسابقه شهر بلکواتر کاملاً اختیاری است، من اکیداً به همه پیشنهاد میکنم که آن را بازی کنند. بین این دو مسیر، این مسیر آسانتر است و جایزه مقام اول، اگرچه کاملاً الزامی نیست، اما مسابقه بعدی را بسیار آسانتر میکند. نمیتوان این را دست کم گرفت - در حالی که جایزهای که دریافت میکنید فقط در مسابقات اهمیت دارد، در هر دو صورت زمان مشابهی را صرف مسابقه خواهید کرد، اگر در مسابقه اول برنده شوید، از آن بسیار بیشتر لذت خواهید برد.
۶. نتیجهگیری
در گفتگو، من به افراد برای یک بازی امتیاز عددی نمیدهم، فکر نمیکنم که این واقعاً به خودی خود تصور خوبی از یک بازی ایجاد کند. با این حال، من قصد دارم در اینجا یک راه را در پایین قرار دهم تا به نوعی برداشتهای کلی خود را ارائه دهم. من به Ratchet and Clank امتیاز ۵۶/۶۴ میدهم. این یک شروع قوی برای یک بازی حتی قویتر بود و با وجود ایراداتی که به آن گرفتم، موردی نیست که پس از انجام بازیهای بعدی، نسخه اصلی دیگر قابل بازی یا لذتبخش نباشد. بازیهای اولیه این مجموعه تقریباً به خوبی نسخههای بعدی هستند و اگر بتوانید یک نسخه از آنها را تهیه کنید، قطعاً ارزش بازی کردن را دارند.
7. یادداشتی در مورد مجموعه Ratchet and Clank
اگر این بازی را اینگونه پیدا میکنید، هنوز هم ارزش خرید دارد. با این حال، فقط با کیفیت 720p اجرا میشود، نه 1080p که ممکن است برای یک بازی سادهتر روی PS3 انتظار داشته باشید. همچنین، افت فریم کمی بیشتر از نسخه اصلی دارد. با این حال، بازی اول در اینجا خوب است، به هر حال. با این حال، توصیه میکنم برای هر یک از بازیهای بعدی، نسخه اصلی PS2 را تهیه کنید. در بهترین حدس من، موتور بازی اول پورت شده است و همه بازیهای جدیدتر با آن اجرا میشوند.
این برای بازی کردن بازیها خوب است، اما با تجربه من با بازی سوم، حتی با اجرای آن روی HDTV، در PS2 بسیار بهتر به نظر میرسد. جلوههای تاری و عمق میدان مختلفی وجود دارد که برخی از محیطها (مانند زیر آب) را میفروشد، در حالی که در مجموعه، مانند یک بازی PS2 ارزان به نظر میرسد. این موردی نیست که باید شما را از امتحان کردن دوباره بازی منصرف کند، اما هنگام بازی کردن آن را در نظر داشته باشید.
When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.
The total time it takes to receive your order is shown below:
The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.
Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.
Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.
Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.
In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!
