Elden Ring PC کامپیوتر

Elden Ring PC کامپیوتر

0 نظر 0 فروخته شده و فقط 100 عدد باقیست
1,100,000تومان
موجودی: در انبار
بازدید 1309 بازدید

Product Description

خرید بازی Elden Ring PC الدن رینگ کامپیوتر


ما باید کمی به عقب برگردیم: یک بررسی منظم از Elden Ring پس از گذشت مدت زمان طولانی از انتشار آن، منطقی به نظر نمی‌رسد؟ با این وجود، می‌خواهیم با شما به اشتراک بگذاریم که چگونه آخرین ترفند From Software بر ما تأثیر گذاشته و چه امتیاز سرگرم‌کننده‌ای را پس از ۲۱۶ ساعت و یک تروفی پلاتینیوم که اکنون کمی غبارآلود شده است، به آن می‌دهیم. برای تجربه باشکوه و بی‌نظیر Elden Ring آماده شوید...

Dark Souls & Me


چه Demon's Souls باشد، چه اولین Dark Souls Part 2، چه Dark Souls 3، چه Bloodborne و Sekiro: Shadows Die Twice: همه این بازی‌ها جایگاه محکمی در قلب بازی من دارند! و نشانه‌ها از همان ابتدا دقیقاً عشق نبودند: من در ابتدا Demon's Souls را در پلی‌استیشن ۳ درک نکردم و آن را سریع‌تر از اینکه بتوانم کتاب هنری موجود را ورق بزنم، در قفسه گذاشتم. 

لحظه بزرگ، و در نگاه به گذشته، اجتناب‌ناپذیر، و کشف ناگهانی، مواجهه من با Dark Souls در Xbox 360 بود: با همسر بهترم به عنوان یک گیمر بسیار مفید و تیزبین، به تدریج درک درستی از موضوع، مکانیک‌های غالب و سطح دشواری غیرمعمول بالای آن پیدا کردم. علاوه بر این، احساساتی که بازی در من برانگیخته بود، تضمین می‌کرد که دیگر راه برگشتی وجود ندارد.

 ظاهر، غول‌های نهایی به ظاهر شکست‌ناپذیر، و فضای فانتزی تاریک، سنگین و غم‌انگیز، ناگزیر مرا مجذوب خود کرد. و پدیده جدیدی وجود داشت که به ویژه همسایگانم را نگران کرد: پس از تلاش‌های بی‌شمار اما خستگی‌ناپذیر برای جشن گرفتن شکست دادن یکی از غول‌ها، این رویداد فریاد شادی بلندی از من برخواست و یادگاری‌های موجود در ویترین‌های شیشه‌ای اتاق بازی - و نه فقط مال من - را لرزاند.

این اتفاق قبلاً هرگز در بیش از ۴۰ سال تجربه من با بازی‌های ویدیویی رخ نداده بود! کنار گذاشتن گیم‌پد با دست‌های لرزان، آدرنالین هنوز در گوش‌هایم جریان داشت و چند دقیقه نفس کشیدن نمی‌توانست این واقعیت را پنهان کند که غول بعدی یا بخش فوق‌العاده دشوار از قبل در پیش رویم بود - و به طور غیرمعمول، مشتاقانه منتظر آن بودم. البته، مضمون "ترس" همیشه وجود داشت - اما در واقع منظورم بیان ظریف و دلپذیر این احساس ناخوشایند است...

خاطرات Bloodborne


از آن لحظه به بعد، همه بازی‌های این نوع از From Software کاملاً مرا مجذوب خود کردند - و بله، من با Dark Souls 2 که بسیار بدنام شده بود نیز بسیار سرگرم شدم. سپس Bloodborne آمد، و این هنوز هم هر روز وجود دارد: فرورفتگی ناشی از برخورد کنترلر PS4 روی میز قهوه چوبی از آن زمان به بعد با شیطنت به من لبخند می‌زند. من واقعاً از آن دسته افرادی نیستم که کنترلرها را به اطراف پرتاب کنم یا بگذارم سخت‌افزار به خاطر بی‌کفایتی من رنج بکشد. با این حال، در طول سیاه‌چال آخر Chalice، برای یک لحظه کنترلم را از دست دادم؛ Electro Gorilla مقصر بود.

تریلر بازی Elden Ring کامپیوتر

پس از آن، دیدن و احساس اینکه سیستم مبارزه Bloodborne تأثیر قابل توجهی بر Dark Souls 3 نیز داشته است، واقعاً شگفت‌انگیز بود، که تقریباً مانند بهترین بازی Souls منتشر شده تا آن زمان عمل می‌کرد. با کمال تأسف، Bloodborne 2 اصلاً در دسترس نبود (و هنوز هم نیست)، اما در E3 2019، From Software یک خبر غیرمنتظره منتشر کرد: یک بازی جدید با نام غیرمعمول "Elden Ring" با یک تریلر شوم معرفی شد - و تا زمان انتشار آن در 25 فوریه 2022، این بازی چیزی بیش از یک بازی مورد علاقه من بود.

معرفی Elden Ring


نمی‌توانم بگویم که انتظار در این مورد بزرگترین لذت است - روزهایی که تا تریلر بعدی، که برای اولین بار در ژوئن 2021 گیم‌پلی واقعی را نشان داد - که متاسفانه برخی از آنها قبلاً فاش شده بودند - شکنجه بودند. اطلاعات مختصری که تا آن زمان می‌شد جمع‌آوری کرد این بود که مغز متفکر بازی، هیدتاکا میازاکی، و تیمش از بازی‌هایی مانند The Witcher 3، Breath of the Wild، Shadow Of The Colossus PS4 و سری Elder Scrolls الهام گرفته‌اند - البته فقط برای اینکه این ترکیب خوشمزه را با تجربه گسترده خود و دستور پخت بی‌نظیر Souls چاشنی بزنند.

 من همچنین مشتاقانه اطلاعاتی در مورد سفر تیمی به اسکاتلند، جایی که عکس‌های بی‌شماری برای ایجاد ظاهری برای Elden Ring گرفته شد، جذب کردم. و سرانجام، لحظه موعود فرا رسید: در 25 فوریه امسال، Elden Ring منتشر شد. مانند همه شهروندان خوب، من آن روز (و هفته بعد) را از کار مرخصی گرفته بودم تا نگاهی آرام به بازی مشتاقانه منتظرم بیندازم.

 بنابراین، صبح زود به فروشگاه مولر رفتم - مدیا مارکت صلاح ندیده بود که آن روز صبح بازی را در قفسه‌هایش بگذارد - دو نسخه از Elden Ring را برای PS5 خریدم و سپس با تمام سرعتی که پاهایم می‌توانستند به خانه رفتم. "نه عزیزم، الان واقعاً وقت قهوه خوردن نداریم!" برای اینکه مستقیم بروم سر اصل مطلب: بعد از ۲۱۶ ساعت، نه تنها یکی از بهترین تجربیات بازی‌ام را داشتم، بلکه به سختی از یک فاجعه شخصی هم جلوگیری کرده بودم - اما بعداً بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد...

خرچنگ غول‌پیکر در پیش است: همانطور که برای عناوین Souls معمول است، Elden Ring نیز موجودات بزرگی دارد که آسیب زیادی وارد می‌کنند. 
این یک رسم من است که در ابتدای هر بازی که هیجان آن تقریباً غیرممکن است، یک بطری شامپاین باز کنم. به محض اینکه حرفش را زدم، من و شریک زندگی‌ام، بهترین دوست آنلاینم، به صورت آنلاین دور هم جمع شدیم تا ماجراجویی بزرگی را که Elden Ring نام دارد، با هم جشن بگیریم.

 اول، اجازه دادیم فیلم مقدمه‌ی باشکوه در ذهنمان جا بیفتد، سپس آموزش مختصر شامل مینی‌باس را کامل کردیم، و بعد، آه، بخش همکاری آنلاین در Elden Ring چطور بود؟ بعد از اولین نگاه مشتاقانه به دنیای بازی با حال و هوای پاییزی، کمی ناامیدی در مورد وضعیت فنی Elden Ring از طریق هدست شروع به پخش شدن کرد: "لکنت داره، دوباره سرعت فریم داره." و: "نسخه‌ی PS4 بهتر اجرا میشه، شاید به اون تغییر بدم." یا: "سطح جزئیات افتضاحه." یک بار دیگر، متأسفانه فناوری واقعاً به‌روز نبود. اما خوشبختانه، مغز تا حدی قادر است با پیشرفت بازی، این کاستی‌های فنی را جبران کند. اینکه چگونه بتوانیم با هم به صورت آنلاین بازی کنیم، قطعاً مانع بزرگتری در چند ساعت اول بود.

سوگند وفاداری


طراحی فوق‌العاده، حریفان سرسخت. می‌توانید در اوایل بازی با این دو نفر روبرو شوید - ایده هوشمندانه‌ای نیست! بالاخره انجام شد؛ اولین قدم‌ها پس از کلیسای Eleh توسط سه نفر از ما تکمیل شد.اما در مسیر قلعه Stormveil، سه چیز روشن شد: همسرم بازی را خیلی سخت و حالت همکاری را خیلی دست و پا گیر می‌دانست. علاوه بر این، نبود اسب در نسخه همکاری برای او غیرممکن بود. 

بنابراین ما به عنوان یک دو نفر ادامه دادیم، من و دوست آنلاینم قول دادیم که هیچ‌کدام از ما بدون حضور دیگری قدمی در بازی برنداریم. از آنجایی که هر دوی ما همیشه به ساخت‌های تن به تن متکی بوده‌ایم، این کار سرگرم‌کننده نبود، به خصوص هنگام مبارزه با اژدها. علاوه بر این، این ایده از همان ابتدا محکوم به شکست بود. به همین دلیل، قول ما کمی تغییر کرد: حالا به همه اجازه داده شد که دورهای خودشان را انجام دهند - اما فقط تا دروازه رئیس بعدی.

تنها با هم


این بازی به طرز شگفت‌آوری برای چند ساعت خوب کار کرد - و حتی بهتر از آن این بود که پس از ملاقات آنلاین، نه تنها می‌توانستید با هیجان تجربیات خود را به اشتراک بگذارید، بلکه می‌توانستید اسرار کشف شده، سیاه‌چال‌ها یا صندوقچه‌های گنج ارزشمند را به شریک خود نشان دهید.

 هنگام سفر به تنهایی، Elden Ring به طور طبیعی سنگینی، غم و عرفان معروفی را که فقط سری Souls می‌تواند منتقل کند، تداعی می‌کرد. In-Between Lands دنیایی پر از شگفتی است که در آن بازیکن به سختی می‌تواند از شدت جذابیت دهان خود را ببندد: هیولاها، ارواح، غول‌ها، راهزنان و مهمتر از همه، خرس‌های بسیار خطرناکی که در Mistwood ویرانی به بار می‌آورند، وحشت خالص بودند. رفتن به اعماق قسمت شرقی نقشه قبل از مواجهه با نگهبان سطح دشواری، Margit، به معنای یک در صد مرگ حتمی روی صفحه نمایش بود. 

بازی در هدایت آرام اما محکم بازیکن در مسیر درست، کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهد. مطمئناً، یک دنباله طلایی روی چراغ‌ها مسیر تقریبی را نشان می‌دهد، اما نحوه‌ای که نقشه و مطالعه کاملاً ضروری آن به جذابیت دنیای بازی کمک می‌کند تا آن زمان بی‌نظیر بود، هنوز هم بی‌نظیر است و برای مدت طولانی نیز بی‌نظیر خواهد ماند. پس از سال‌ها سر و کله زدن با علامت‌های سوال، تقریباً می‌توان تصور کرد که طراحان Assassin's Creed با دیدن نقشه و مکانیک‌های اکتشاف Elden Ring غرق در اشک می‌شوند.

درختان خاکی عرفانی را می‌توان در همه جای سرزمین‌های بین راه یافت - و همیشه پس‌زمینه‌های خوبی برای ژست‌های حماسی جنگجو هستند. 
مانند بازی‌های قبلی Souls، غول‌های نهایی در Elden Ring یک آزمایش منطقی از مهارت‌ها و تجهیزات گیم‌پد بازیکن هستند. آنها به عنوان دروازه‌بان، در مقابل مناطقی قرار می‌گیرند که سطح دشواری آنها پس از شکست غول، غلبه بر آنها آسان‌تر است. در Elden Ring، توسعه‌دهندگان گاهی اوقات از پرتاب یک جسم سنگین به یک منطقه نسبتاً آسان لذت می‌برند، اما این معمولاً برای اطمینان از این است که بازیکن بعداً در حالت بسیار قوی‌تری بازگردد.

 ظاهر بصری کلی بازی فوق‌العاده است، و حتی بیشتر از آن، مجموع اجزای آن. نگاهی دقیق‌تر به جزئیات خاص نشان می‌دهد که موتور داخلی بازی قدیمی شده است: دشمنان هنوز هم تمایل دارند دیوارها را سوراخ کنند یا بشکنند، و خطاهای برش در بسیاری از مکان‌های دیگر نیز رخ می‌دهد. انیمیشن‌های دشمنان در دوردست به حدی کوتاه شده است که مانند ربات‌ها تلوتلو می‌خورند و هیت‌باکس‌ها به هیچ وجه بهینه نیستند.

این امر به ویژه زمانی آشکار می‌شود که در حالت همکاری با یک مهاجم انسانی مواجه می‌شوید - که متأسفانه برای من و دوست همکاری‌ام خیلی زیاد اتفاق می‌افتاد. به جای اینکه با هم از دنیای بازی لذت ببریم و برای غول بعدی نقشه حمله بکشیم، تقریباً هر 30 دقیقه مجبور بودیم با یک دردسرساز مقابله کنیم. حتی با وجود این، این یکی توانست از سخاوت iFrames با غلتیدن بی‌نهایت استفاده کند، به طوری که سری ضربات دو بازیکن به طور همزمان عملاً بی‌اثر بود. 

بنابراین، بازیکنان همکاری در Elden Ring به چندین روش به دلیل کاوش اجتماعی خود مجازات می‌شوند: هیچ وسیله‌ای برای سوار شدن وجود ندارد (که نبرد با اژدها را به ویژه دشوار می‌کند)، خاکسترهای روحی تازه معرفی شده و فوق‌العاده قدرتمند اجازه استفاده ندارند و تهاجم مداوم به طور جدی از لذت بازی می‌کاهد.

در سرزمین‌های بین راه نیز کمبود NPC های عرفانی وجود ندارد. استراتژیست جنگ، ایجی، کمک بزرگی است و سنگ‌های مهم Darkforge را برای خرید شما آماده کرده است. با این وجود، ما پشتکار نشان دادیم و لحظات باورنکردنی را تجربه کردیم که برای مدت بسیار طولانی طنین‌انداز خواهد شد.

 کشف دنیای زیرزمینی با مینوتورهای ارواح و گوی‌های رعد و برق بی‌رحمشان، پیچ و تاب غیرمنتظره به غار کریستالی با آخوندک‌های بسیار قدرتمندش، خنده، رقص و خانم‌های ظاهراً دیوانه‌اش، و البته ارابه‌های منفور که مطمئناً برای بسیاری از بازیکنان اعصاب بیشتری نسبت به سخت‌گیرترین غول‌های بازی به همراه دارد. 

بنابراین، در سفرهای عصرگاهی‌مان، انواع چیزهای جذاب، عجیب و هیجان‌انگیز را تجربه کردیم، از اسرار جدید شگفت‌زده شدیم و تشویق‌ها در پایان یک نبرد دشوار اغلب از طریق هدست تکرار می‌شد. گاهی اوقات فریادهای ترس نیز بود، به خصوص دست‌های عنکبوتی ترسناک و گاهی خطرناک در عمارت کاریا یا خزنده‌های سمی چند دست ترسناک، همیشه خطرناک که هرگز فراموش نخواهم کرد. دردسر در بهشت کوآپ

اولین نگاه به سرزمین دریاچه‌ای لیورنیا، با آکادمی جادوگری سنگی رایا لوکاریا، یکی از بزرگترین لحظات شگفت‌انگیز الدن رینگ است. در اینجا، رنالا، ملکه ماه کامل، دومین غول بزرگ بازی، در انتظار است. اما زمانی فرا رسید که من و دوست آنلاینم این احساس را داشتیم که همه فقط بدون توجه به نیازهای یکدیگر می‌دوند. 

سپس، در طول مبارزه با پرنده زامبی، او گاهی اوقات با عصبانیت می‌گفت "چرا به من کمک نمی‌کنی؟" - از طرف دیگر، من هنوز سعی می‌کردم خودم را از یک سگ تریر غول‌پیکر نجات دهم، که ناگهان خودم را تنها با آن روبرو یافتم. اوضاع ناگزیر رو به وخامت بود، شکی در آن نیست. 

حتی پیروزی بزرگ و سخت بر سخت‌ترین غول بازی، مالینیا، کمکی نکرد. او نه تنها به طرز درخشانی طراحی شده است، بلکه احتمالاً بیش از چند بازیکن را به آستانه ناامیدی رسانده است. و آن پایین آمدن در سیاه‌چال، جایی که باید ذره ذره از روی سنگ قبرهایی که از دیوار بیرون زده‌اند، پایین بیفتید - آن لحظه نابود کردن دسته بازی Bloodborne واقعاً نزدیک بود!

آیا رمزآلود بودن به معنای خوب بودن است؟


اگر به تنهایی بازی می‌کردید، برای تکمیل ماموریت‌های فرعی باید راهنماها را به طور کامل مطالعه می‌کردید. برای من یک راز است که چرا From Software در مورد دسترسی به آنجا نیز اینقدر خسیس است. هیچ کس نمی‌تواند یا نمی‌خواهد به من بگوید کجا باید بروم، چه کاری را چه زمانی انجام دهم و در مرحله بعد چه کاری باید انجام دهم تا آیتم مهم A را که به نوبه خود باید به شخص مهم B تحویل داده شود، به دست آورم.

 اکنون بسیاری استدلال می‌کنند که همین واقعیت بخش مهمی از هر بازی Souls است. اما دقیقاً به این دلیل که توسعه‌دهندگان Elden Ring در بسیاری از مکان‌ها از یک نرمش ناآشنا استفاده می‌کنند تا شروع کار را برای تازه واردان آسان‌تر کنند، این راهنمایی کاملاً پیچیده ماموریت باعث لرزش سر زیادی می‌شود. حتی به همین دلیل است که بسیاری از بازیکنان فقط با مشورت با یک راهنما می‌توانند مناطق بزرگ و هیجان‌انگیز با دشمنان و گنج‌های جدید زیادی را کشف کنند. این می‌تواند بهبود یابد – و نه، لازم نیست علامت تعجب‌های بزرگ و زرد روی نقشه محیط بازی وجود داشته باشد...

ترفندهای کوچک‌تر و اغلب بدجنسانه، مانند تنها آیتم به ظاهر مفید از عمه دوست‌داشتنی یا گپ و گفت بی‌پایان با تقویت‌کننده خاکستر روح تا زمانی که او بالاخره مغازه‌اش را باز کند، هنوز قابل قبول هستند، اما چیزی که کمتر مرموز باشد، در بسیاری از موقعیت‌ها به طور قابل توجهی مفیدتر و انگیزه‌بخش‌تر خواهد بود. نمی‌دانم به چند نفر از همکارانم گفته‌ام که "خاکستر بدون مهارت" به ظاهر کاملاً بی‌فایده را از کلبه Warmaster بخرند و آن را روی تابلو بچسبانند. در حالی که در ابتدا به خاطر این کار خنده‌های بلندی دریافت کردم، افرادی که به آنها توصیه کردم به سرعت متوجه شدند که حمله ویژه با سلاح‌های هدایت‌شونده به این روش بسیار آسان‌تر و سریع‌تر انجام می‌شود.

یک بیداری بی‌رحم


سلاح‌های مختلف، مانورهای مرتبط، زره، طلسم‌ها، چربی‌ها، افسون‌ها، تقویت‌کننده‌ها و طلسم‌ها در Elden Ring آنقدر فراتر از هر چیزی است که در دنیای بازی‌های ویدیویی ارائه می‌شود که می‌توانید کل کتاب‌ها را با آنها پر کنید - که این همان کاری است که آنها انجام می‌دهند. کولوسئوم بر فراز صخره‌ای قرار دارد و توسط یک کائلید قرمز و پوسیده احاطه شده است. این مکان با آخرین پچ به یک میدان PvP ارتقا یافته است. 
در مقطعی، من برای نبرد نهایی با کاتانای Rivers of Blood، یک سپر خوب و زره، آماده بودم. بنابراین آن شب به سرعت پلی‌استیشن را روشن کردم، اما چه دیدم؟

 دوست آنلاین من قبلاً بازی را به تنهایی تمام کرده و پلاتینیوم را به دست آورده بود. احساس ناشی از آن در اعماق قلبم مانند یک مشت در اعماق قلبم درد می‌کرد - من عصبانی بودم، زیرا با وجود مشاجرات گاه به گاه، ما مطمئناً خلاف آن را توافق کرده بودیم. نکته جالب در مورد این وضعیت این بود که محیط‌های بازی نیز فاقد ظرافتی بودند که تا آن لحظه تجربه شده بود. به نظر می‌رسید که توسعه‌دهندگان نیز در اواخر بازی از کوره در رفته بودند.

 دنیای برفی، درخت هالیگ و به ویژه فاروم آزولای در حال فروپاشی نمی‌توانستند با شکوهی که مناطقی مانند لورنیا، کائلید یا فلات آلتوس در هر مرحله نشان می‌دادند، برابری کنند. حتی غول آخر و سپس غول آخر واقعی به راحتی تحت الشعاع بسیاری از غول‌های قبلی مانند رادان، گادفری، مالیکت یا بلاد موگ قرار گرفتند - از نظر ابهت، جریان نبرد و ظاهر. با این وجود، مطمئناً احساس غیرقابل توصیفی بود که بالاخره به عنوان یک ارباب باستانی بر تخت سلطنت نشست و از کار او شگفت زده شد.

با این اوصاف، قول و قرار شکسته تقریباً فراموش شد—تقریباً. روی کنسول، هر روز تبدیل به یک کودک می‌شوید، و سپس، برای یک بار، می‌توانید مانند یک بزرگسال واکنش نشان دهید: چند مکالمه داغ، بازی‌های سرزنش متقابل و صفحات ایمیل بعد، من و دوست آنلاینم خوشبختانه اختلاف را کنار گذاشته‌ایم +10 و اکنون مشتاقانه منتظر دنباله Monster Hunter: World هستیم.

جمع بندی


با Elden Ring، توسعه‌دهندگان From Software به خلق یک ژانر منحصر به فرد و عمدتاً کپی شده ناموفق دست یافته‌اند. کاوش در سرزمین‌های بینابینی به تنهایی یا با دوستان، رویارویی با هیولاهای شرور، اژدهاها و غول‌ها، یکی از بهترین تجربیات بازی است که یک طرفدار مشتاق اکشن-RPG می‌تواند داشته باشد.

 طلوع و غروب‌های زیبا، قلعه‌های باشکوه، سیاه‌چال‌های مرموز، غارهای تاریک و دشت‌های پوشیده از مه به طور کلی از نظر بصری جذاب هستند، اما با بررسی دقیق‌تر، هنوز هم به برخی از نقاط ضعف فنی برمی‌خورید که نیاز به به‌روزرسانی موتور داخلی را فریاد می‌زنند.

 رابط کاربری بازیکن و حالت همکاری نسبتاً پیچیده نیز شایسته انتقاد هستند. بنابراین، بدون شک هنوز جای پیشرفت در Elden Ring وجود دارد - اما برای من، این ماجراجویی فانتزی جهان باز هنوز از هر نظر یک درجه نوآورانه‌تر، خلاقانه‌تر و همه‌جانبه‌تر از داستان بدون شک عالی پدر و پسر در God Of War Ragnarok PC است. این در نهایت به این دلیل است که در Elden Ring، بازیکن به جای یک مسیر از پیش تعیین شده، ماجراجویی خود را دنبال می‌کند، به این معنی که هر کس وقتی بازی به پایان می‌رسد، تجربه متفاوتی را با خود به همراه دارد.

 بیایید فقط موافق باشیم که Elden Ring این "بررسی" را با ۹۴٪ امتیاز عالی پشت سر می‌گذارد و هنوز هم به راحتی بازی سال من، اگر نگوییم دهه، است. من به شما قول یک بررسی مناسب، واقعی و مهم‌تر از همه، به موقع از Elden Ring 2 را می‌دهم. با کمی شانس، توسعه‌دهندگان درخشان ژاپنی رحم خواهند کرد و ما می‌توانیم در سال‌های ۲۰۲۷/۲۸ دوباره به سیرک ماکسیموس محبوب و فوق‌العاده دشوار به سبک فرام سافت‌ور برگردیم.

نقاط قوت

• دنیای بازی عظیم و پر از شگفتی
• انواع دشمن فراوان
• تعداد بسیار زیاد سلاح، زره و سپر
• جهان باز بازسازی شده
• محیط فوق‌العاده
• غول‌های خاطره‌انگیز
• طراحی بصری کلی فوق‌العاده
• گزینه‌های شخصی‌سازی فراوان (مبارزه، کلاس)
• حالت همکاری تا چهار بازیکن
• فضای بی‌نظیر
• همچنین برای تازه‌واردان Souls مناسب است
• نقشه درخشان بدون آیکون

نقاط ضعف

• تقریباً هیچ راهنمایی برای بازیکن وجود ندارد
• آموزش ناکافی
• ماموریت‌های جانبی بسیار غیرقابل دسترس
• از نظر فنی نابالغ
• مهاجمان همکاری را مختل می‌کنند
• تجربه
• آنلاین
• همکاری غیرضروری دست و پا گیر است
• مقداری کپی و پیست
• سیاه‌چال‌ها
• مینی‌بایس‌های بازیافتی



DLC Shadow of the Erdtree 


تقریباً دو سال و نیم بین Elden Ring و Shadow of the Erdtree فاصله است: طرفداران FromSoftware هرگز مجبور نبوده‌اند این مدت طولانی برای انتشار یک DLC صبر کنند. با این حال، با توجه به بازی اصلی عظیم، این فاصله زمانی قابل توجه تعجب‌آور نیست و به ما امید می‌دهد که این بسته الحاقی به همان اندازه جامع و با کیفیت باشد.

امیدی که می‌توانیم تا حد زیادی پس از حدود ۳۵ ساعت تجربه در قلمرو سایه‌ها تأیید کنیم - اگرچه هنوز برخی شکایات وجود دارد، زیرا چند نقص که Elden Ring را آزار می‌دادند در Shadow of the Erdtree نیز وجود دارند. ما دقیقاً فاش خواهیم کرد که چه چیزی DLC را بسیار خارق‌العاده می‌کند و در کجا هنوز جای پیشرفت وجود دارد، در بررسی عمیق خود.

Elden Ring: Shadow of the Erdtree - بازگشت به اردوی آموزشی


وقتی برای اولین بار یاد گرفتم که چگونه به DLC Elden Ring Shadow of the Erdtree دسترسی پیدا کنم، صادقانه بگویم، عرق سردی بر پیشانیم نشست - اگرچه تا الان باید با شیوه‌های FromSoftware آشنا شده باشم. رادان و موگ باید شکست داده شوند تا به قلمرو سایه‌ها برسند: هر دو باس فایت‌های سختی هستند که به یک شخصیت سطح بالا با جذابیت‌های مناسب و سلاحی قابل احترام نیاز دارند.

بررسی DLC حلقه الدن در NG+3 نه تنها به طور قابل توجهی سخت‌تر و طاقت‌فرساتر می‌شد، بلکه تجربه را نیز تحریف می‌کرد. برای جلوگیری از این امر، از زمان قبل از رسیدن نمونه بررسی استفاده کردم تا یک شخصیت جدید را از طریق Rocky Training برای قلمرو سایه‌ها آماده کنم. منبع: FromSoftware / Bandai Namco Entertainment

با این حال، بازی من در آن زمان به دلیل تکمیل سه پایان مختلف، در NG+3 بود که همه دشمنان را به طور قابل توجهی سخت‌تر و قوی‌تر می‌کند - گزینه‌ای برای DLC نیست، که به سبک واقعی FromSoftware، احتمالاً به اندازه باس‌های پایان بازی اصلی سخت خواهد بود.

خب، بالاخره یک تجربه جدید: با وجود کمبود وقت، یک بار دیگر به مدت پنجاه ساعت در In-Between گشتم، Mohg و Radahn را شکست دادم و شخصیتم را به سطح ۱۵۰ رساندم تا برای Shadow of the Erdtree به طور بهینه آماده شوم. با اعتماد به نفس مناسب، وارد قلمرو سایه‌ها شدم و بلافاصله با منظره‌ای آشنا اما کاملاً جدید روبرو شدم:

بعد از چند قدم اول، دهانم از تعجب باز ماند: قلمرو سایه‌ها از نظر اتمسفر به هیچ وجه از In-Between پایین‌تر نیست؛ در اینجا، نقاشی‌ها یکی پس از دیگری روی صفحه نمایش داده می‌شوند. 
مزارع وسیع به لطف علف‌های تیره، که با دریایی از سنگ قبرها بیشتر تقویت می‌شود، حال و هوای شومی به خود می‌گیرند، در حالی که یک Erdtree غول‌پیکر در پس‌زمینه خودنمایی می‌کند - فقط به جای اینکه با گرمای دلپذیری بدرخشد، به نظر می‌رسد که کاملاً سوخته و رزین طلایی از خود می‌ریزد.

سایه در قلمرو سایه‌ها چقدر دوام می‌آورد؟


فرام‌سافتور (FromSoftware) پیش از این ماموریت خود را در ایجاد حس و حال فضایی بی‌نظیر به انجام رسانده است: آغاز DLC بیش از آنکه به نامش، «قلمرو سایه‌ها» (Realm of Shadows)، وفادار باشد، به ویژه به لطف حجاب بالای درخت خاکی، که نشان می‌دهد من در نوعی سرزمین رویایی (کابوس‌وار) هستم که از واقعیت جدا شده است.

ندای همراهان میکللا مرا به قلمرو سایه‌ها هدایت کرد: آنها به من در جستجوی سرنخ‌ها کمک می‌کنند و به عنوان نوعی راهنما عمل می‌کنند. کسانی که ترجیح می‌دهند خودشان به کاوش بپردازند، می‌توانند توصیه‌ها و ماموریت‌های NPCها را نادیده بگیرند. منبع: فرام‌سافتور / باندای نامکو انترتینمنت

در حالی که منظره آسمان در همه جا حاضر است، Shadow of the Erdtree به طور کلی متنوع‌تر از یک بوفه‌ی هر چیزی است که می‌توانید بخورید: مراتع گل آبی درخشان با جرقه‌های جادویی در هوا؛ جنگل‌های وهم‌آور و آغشته به جنون؛ ویرانه‌های سرسبز با دریاچه‌های آرام؛ و قلعه‌های بلند و ترسناک با راهروهای بی‌نهایت درهم‌تنیده، تضمین می‌کنند که جلوه‌های بصری هرگز خسته‌کننده نشوند.

این باعث می‌شود که قلمرو سایه‌ها مانند بهترین‌های Between Lands باشد و تنوع آشنا از بازی اصلی را در فضایی کوچک‌تر متمرکز کند، تنها با مکان‌ها و مناظر کاملاً جدید و همچنین هویتی متمایز. این DLC به طور یکپارچه در دنیای بازی Elden Ring جای می‌گیرد، اما روی دو پای خود ایستاده و نفسی تازه برای کسانی که قبلاً هر گوشه‌ای از Limgrave، Liurnia یا Caelid را کاوش کرده‌اند، به ارمغان می‌آورد.

متنوع و نفس‌گیر: قلمرو سایه‌ها حتی تنوع بیشتری را در فضایی کوچک‌تر از بازی اصلی ترکیب می‌کند و با یک محیط فانتزی که دائماً در حال بازآفرینی است، تحت تأثیر قرار می‌دهد. 
تنوع بصری یکی از دلایل زیادی است که باعث شد در طول آزمایش هیچ خستگی را تجربه نکنم، حتی با اینکه فقط ۵۰ ساعت دیگر را در بازی اصلی گذراندم (و ۱۳۵ ساعت در سه بار بازی در زمان انتشار).

منبعی بی‌پایان از شگفتی‌ها


قلمرو سایه‌ها فقط چشم‌نواز نیست، بلکه از نظر گیم‌پلی چیزهای زیادی برای ارائه دارد. به سرعت همان عطش ماجراجویی که زمانی در Elden Ring احساس می‌کردم، بر من غلبه کرد: تنها پس از چند قدم اول، آن کشش شروع می‌شود و من فقط می‌خواهم به کاوش، تحقیق و کشف ادامه دهم.

آن کرم‌های شبح آبی چه هستند و چه چیزی در برج افق پنهان شده است؟ هر گوشه از قلمرو سایه‌ها نوید محتوای هیجان‌انگیزی را می‌دهد که ارزش پا یا سم گذاشتن را دارد. 
غارهای جدید، سیاه‌چال‌های جدید، گنج‌های جدید و چالش‌های جدید: من از یک مکان جالب به مکان جالب بعدی می‌روم، برای نگاهی سریع به اینجا می‌ایستم، و اوه بله، من همچنین می‌خواستم نگاه دقیق‌تری به آن قلعه پیش رو بیندازم! زمین گذاشتن کنترلر سخت است زیرا در هر گوشه‌ای چیز جالبی برای کاوش یا مبارزه منتظر است.

این غوطه‌وری باورنکردنی، که جدا از Elden Ring، به ویژه در Legend Of The Zelda Breath Of The Wild مشهود بود، زیرا دنیای بازی شما را به ماندن نامحدود دعوت می‌کند، در Shadow of the Erdtree نیز وجود دارد و در هر جلسه ساعت‌ها مرا مجذوب خود کرد. این تا حدودی به دلیل طراحی مراحل فوق‌العاده موفق است: از بسیاری جهات، و شاید به دلیل اندازه کوچکتر، اما همچنان قابل توجه آن، DLC حتی متراکم‌تر، مرتبط‌تر و منسجم‌تر از بازی اصلی است.

جالب‌ترین مکان‌ها، البته، بهترین مکان‌های پنهان نیز هستند. دقیقاً به همین دلیل است که باید هر گوشه و کناری را به طور کامل کاوش کنید، تا به مکان‌های شگفت‌انگیزی مانند این برخورد کنید. 
در طول سفرم، مرتباً مکان‌ها یا مناظر هیجان‌انگیزی را در دوردست می‌دیدم و آنها را فراموش می‌کردم، اما ناگهان چند ساعت بعد خودم را در آنجا می‌دیدم - در حالی که در واقع کاملاً جای دیگری بودم.

یک هزارتوی قابل بازی


گذرگاه‌های زیرزمینی، مسیرهای کوهستانی باریک و غارها بارها و بارها مرا به مکان‌های کاملاً جدیدی پرتاب می‌کنند و بارها مرا از برنامه‌های اصلی‌ام منحرف می‌کنند: حواس‌پرتی‌ها فراوانند و تنها نشانگرهای قابل قرار دادن روی نقشه مانع از گم شدن مسیر وسوسه‌انگیز امکانات می‌شوند.

سیاه‌چال‌های Legacy، به ویژه Shadow Keep، با طراحی هوشمندانه مراحل نیز جذاب هستند: قلعه ترسناک با دیوارهای غول‌پیکرش متوقف نمی‌شود، مرا از خروجی‌های بی‌شماری بیرون می‌راند و از ورودی‌های بیشتری مرا به داخل دعوت می‌کند؛ نردبان‌ها و آسانسورها در همه جا وجود دارند و مرا به صورت عمودی نیز هوشیار نگه می‌دارند.

The Shadow Keep نه تنها از نظر افقی، بلکه از نظر عمودی نیز یک هزارتوی واقعی است و مسیرهای متعدد آن شما را به کاوش دقیق دعوت می‌کند. مراقب باشید: گم شدن در اینجا آسان است. 
من روی پشت بام‌های قلعه می‌غلتم، راهروهای پیچ در پیچ مرا به اتاق‌های جدید یا آشنا هدایت می‌کنند و گاهی اوقات وقتی مکانی ناشناخته و دلنشین را کشف می‌کنم، صداهای غافلگیرکننده‌ای از خودم درمی‌آورم. ضیافتی برای طرفداران سیاه‌چال‌های قدیمی مانند قلعه استورمویل یا پایتخت سلطنتی لیندل.

با سلاح‌های جدید...


علاوه بر قلعه‌ها و مناطق باز جدید، چند غار و دخمه جدید نیز در قلمرو سایه‌ها وجود دارد: در Elden Ring، آنها زمانی با این انتقاد روبرو شدند که بسیاری از آنها به نظر یکسان می‌رسیدند و تنوع بسیار کمی ارائه می‌دادند.

بطری‌های عطر به شما امکان می‌دهند ابرهای دردناکی از اسپری را اسپری کنید که هزینه‌ای برای شما ندارد. علاوه بر نسخه آتش، عطرهای عنصری دیگری نیز وجود دارد - اگر بتوانید آنها را پیدا کنید. این DLC هنوز شامل چند سیاه‌چاله است که با این توصیف مطابقت دارند، اما FromSoftware چند مورد جدید نیز ارائه داده است، از جمله گذرگاه‌های پلتفرمینگ دشوار، تله‌های میخ‌دار و مبارزه‌های جدید و خوب اجرا شده، و همچنین برخی از اسرار واقعاً خوب حفظ شده.

همچنین باید مراقب این موارد باشید، زیرا شامل انواع سلاح‌های جدید و دیوانه‌وار هستند. بطری‌های عطر که ابرهای آتش، سم یا رعد و برق را می‌پاشند و مانند چاقوهای پرتابی بی‌نهایت، هنگام استفاده به مانا نیاز ندارند؛ کاتانای عظیم و عالی برای طرفداران قدرت که همیشه می‌خواستند سامورایی بازی کنند.

سلاح‌های جدید گزینه‌های زیادی را ارائه می‌دهند: اگر ترجیح می‌دهید به جای فولاد از مشت‌های خود استفاده کنید، مراقب باندهای هنرهای رزمی باشید. مبارزه به ندرت تا این حد زیبا بوده است.

سپس سپرهای ضربه‌ای وجود دارند که به طرز سرگرم‌کننده‌ای ضرب‌المثل "حمله بهترین دفاع است" را وارونه می‌کنند. پنجه‌های حیوانات و پوشش‌های هنرهای رزمی برای کسانی که واقعاً می‌خواهند از نزدیک با دشمنان خود روبرو شوند؛ تیغه‌های عقب برای مانورهای سریع از سایه‌ها؛ و در نهایت، تبرها و چکش‌های پرتابی برای آسیب‌های سنگین از راه دور.

در برابر هیولاهای قدیمی


ابزارهای جدید جنگ، زرادخانه گسترده Elden Ring را حتی جامع‌تر می‌کنند و مهمتر از همه، اکثراً افزونه‌های جدید واقعاً هیجان‌انگیزی با ایده‌های منحصر به فرد در پشت آنها هستند. همانطور که در ستون Shadow of the Erdtree پیش‌بینی کرده بودم، سلاح‌های جدید را نیز امتحان کردم و آنها را علیه برخی از دشمنان جدید و بسیاری از دشمنان قدیمی به کار گرفتم.

خبر بد برای کسانی که از اژدها متنفرند: اگر از مارمولک‌های پرنده در بازی اصلی خسته شده‌اید، در DLC هیچ آرامشی نخواهید یافت، بلکه با تعداد بیشتری از آنها روبرو خواهید شد. اگر چیزی در مورد DLC من را آزار داده باشد، تعداد زیاد دشمنان بازیافتی از بازی اصلی است. نه اینکه قلمرو سایه‌ها فاقد گوشت تازه و زننده باشد، بلکه تعداد زیادی از دشمنان بسیار آشنا نیز در این بین کمین کرده‌اند.

البته نبردهای روزمره علیه موش‌ها، گیاهان، خفاش‌ها و سگ‌ها، غول‌ها یا نیمه انسان‌های جیغ‌کش، از جمله ملکه و رئیس بار او که بارها با آنها مبارزه شده است، وجود دارد. اما برخی از رئیس‌ها نیز بازگشت ناخوشایند خود را دارند: Death Bird، Starfall Beast، Magma Wyrm...

هیچ کس واقعاً دلتنگ آنها نشد: ارواح درخت، که در جامعه بدنام هستند، متأسفانه دوباره درخواست رقص می‌کنند. آیا FromSoftware نمی‌توانست حداقل دشمنان دلپذیرتری را بازیافت کند؟ اعتبار: FromSoftware / Bandai Namco Entertainment
حتی ارواح منفور درختان، که دیگر کسی نمی‌خواهد آنها را ببیند، راه خود را به DLC پیدا کرده‌اند. و اژدهایان کپی-پیست، البته اکنون در نسخه اسکلتی با شعله‌های ارواح، هر وقت دوباره به آنها برمی‌خورم، آهی از سر ناراحتی از من برمی‌خیزد.

حوصله‌تان سر رفته؟ بی‌موقع.


نفرین و نعمت دنیای باز، که طبیعتاً می‌خواهید آن را با کارهای زیادی پر کنید؛ اما اگر هیولاهای آشنا از برخی مناطق حذف می‌شدند، حتی اگر با هیولاهای جدید جایگزین نشده بودند، اما منطقه مورد نظر به سادگی کم‌تعداد یا خالی می‌ماند، DLC احتمالاً سود می‌برد.

البته، تعداد زیادی دشمن نیز وجود دارند که به طور خاص برای این بسته الحاقی توسعه یافته‌اند، از جمله ارتش‌های Messmer به شکل سربازان ساده یا شوالیه‌های سیاه قدرتمند، چهره‌های سایه‌دار بی‌شمار، و منادیان شاخ با تیغه‌های دوگانه یا شمشیرهای بزرگ عظیم. چه آدم بی‌پروایی: آتشدان‌های آشنا در تریلرها، آرام در قلمرو سایه‌ها پرسه می‌زنند - تا زمانی که خیلی نزدیک شوید. سپس شعله‌های خشمگین و گوی‌های آتشین فرو می‌ریزند. 

ضمناً آتشدان‌هایی که شبیه مرد حصیری هستند را هم که چندین بار در DLC پرسه می‌زنند، اما حداقل بسته به موقعیت مکانی باید به روش‌های مختلفی با آنها مبارزه کرد، فراموش نکنید. فکر نمی‌کنم استفاده مجدد از دشمنان جدید ایده بدی باشد، البته تا زمانی که در محدوده مجاز باقی بماند، و باید به خاطر یک چیز به این بسته الحاقی اعتبار بدهم: با ترکیب دشمنان قدیمی و جدید، هیچ‌وقت کمبود تنوع وجود ندارد. این موضوع در مورد آدم‌بدها حتی مهم‌تر هم می‌شود، که بیش از ده نمونه چشمگیر از آنها در قلمرو سایه‌ها در انتظار شما هستند.

بوفه غول‌ها باز است


حتی قبل از انتشار DLC حلقه الدن، هیدتاکا میازاکی، رئیس FromSoftware، فاش کرد که Shadow of the Erdtree بیش از ده غول بزرگ خواهد داشت. بعد از آزمایش، می‌توانم تأیید کنم: او حقیقت را می‌گفت. و بسته به اینکه چقدر به این اصطلاح نگاه انتقادی داشته باشید، چند غول دیگر هم وجود دارند که نوار سلامتی بلند خود را در پایین صفحه نمایش می‌دهند. دنیای بازی و دخمه‌ها فقط پر از دشمنان فست فودی نیستند، بلکه شامل چند چالش مهم دیگر نیز می‌شوند.

شوالیه پوسیدگی یکی از بیش از ده غول جدید است و در تریلر اول دیده شده بود. حملات آتش یخی او به همان اندازه ستون فقرات پرتاب شده‌اش وحشیانه است. 
البته ستاره نمایش، ده غول ذکر شده در بالا هستند، به همراه کمی غافلگیری که به دلایل لو رفتن داستان، اینجا لو نمی‌دهم. به جز یک استثنا، که بعداً در مورد آن صحبت خواهم کرد، همه غول‌های جدید به خوبی طراحی شده‌اند و از نسبتاً آسان تا سخت متغیر هستند، اما با کمی صبر به راحتی قابل کنترل هستند.

برخی الگوهای حمله کم و بیش پیچیده، و گاهی اوقات حملات ترکیبی طولانی‌تر یا کوتاه‌تر، رویارویی‌ها را به یک جشن بصری و دوئل‌های سرگرم‌کننده در میدان نبرد تبدیل می‌کنند. از نظر گیم‌پلی، FromSoftware بر کاری که در آن بهترین هستند تمرکز می‌کند: بدون ترفند یا معما در فضاهای تنگ، فقط نگاه کنید، جاخالی دهید و (برای ضربه زدن) تاب بخورید.

خوک‌ها نمی‌توانند پرواز کنند؟ این یکی می‌تواند: با مانورهای گرانشی و عاج‌های تیزش، حتی گراز هم به یک تهدید واقعی تبدیل می‌شود، تازه فرمانده سواره نظام گایوس هم همینطور.روی کاغذ، برخی از مبارزات حداقل باید حس مشابهی داشته باشند، اما مانورها و طراحی‌های متفاوت هنوز به اکثر غول‌ها هویت خاص خود را می‌دهند و آنها را به یاد ماندنی می‌کنند - چه به دلیل مبارزه سخت، چه به دلیل صحنه زیبا یا ظاهر عجیب و غریب آنها.

یک ناامیدی کوچک در پایان


هشدار لو رفتن داستان: پاراگراف‌های بعدی به طور خلاصه بر غول نهایی DLC تمرکز دارند. ما فاش نمی‌کنیم چه کسی پشت آن است و نه به جزئیات زیادی می‌پردازیم. اما چند توصیف کلی برای انتقاد مهم هستند. نبرد نهایی، که در پایان بسته الحاقی در انتظار شماست، استثنای ذکر شده در بالا است: یک نوار استقامت نامرئی و نامحدود، زنجیره‌های حمله بی‌پایانی را تضمین می‌کند که نیمی از میدان نبرد را در حملات منطقه‌ای دفن می‌کند، آسیب باورنکردنی وارد می‌کند و بدون مکث شلیک می‌کند.

از آنجایی که نمی‌خواهیم غول نهایی را به دلایل لو رفتن داستان به شما نشان دهیم، در اینجا تصویری از شیر رقصان آورده شده است - در هر صورت، مبارزه‌ای بسیار بهتر و سرگرم‌کننده‌تر در مقایسه با آن. به ندرت فرصتی برای درمان یا ضربه زدن به خودتان وجود دارد. در عوض، فقط تماشای کمبوهای بی‌پایان و انتظار تا زمانی که بالاخره یک حمله از راه برسد و بتوانم به خودم ضربه بزنم، باقی می‌ماند. این یک بار دیگر مشکلی را برجسته می‌کند که به نظر می‌رسد FromSoftware می‌خواهد دائماً چالش‌های سخت‌تری را به کهنه‌کاران ارائه دهد.

Malenia، با رقص درناها و دزدیدن جانش، که حتی در برابر سپرها هم کار می‌کند، از قبل به طرز مسخره‌ای زیاده‌روی کرده بود و این روند متأسفانه با غول آخر DLC ادامه دارد. حیف است، زیرا در گذشته، Sister Friede و Nameless King از Dark Souls 3 PS4 بهتر نشان داده‌اند که چگونه مبارزات می‌توانند هم سخت و هم منصفانه باشند.


DLC حلقه الدن چقدر دشوار است؟


سوال در مورد دشواری همچنان باقی است و پاسخ ناخوشایند این است: کاملاً به خودتان بستگی دارد. با قطعات درخت اسکادو، می‌توانید تصمیم بگیرید که می‌خواهید DLC را برای خودتان چقدر آسان یا دشوار بسازید. این نعمت جدید که فقط در بسته الحاقی موجود است، می‌تواند از طریق جستجو و جمع‌آوری به طور قابل توجهی سطحش افزایش یابد و نه تنها بر حمله شما، بلکه بر دفاع شما نیز تأثیر می‌گذارد.

قطعات درخت اسکادو منبع جدیدی در قلمرو سایه‌ها هستند که باید هر چه سریع‌تر و تا حد امکان آنها را جمع‌آوری کنید تا با افزایش سختی بازی همگام شوید. می‌توانید برخی از آنها را مستقیماً در صلیب‌های واضح میکوئلا پیدا کنید.

از یک طرف، این حس خوشایندی از پیشرفت ایجاد می‌کند، در حالی که از طرف دیگر، می‌توانید به طور محسوسی احساس کنید که چگونه قوی‌تر می‌شوید و چقدر سریع شما یا حریفانتان از هم می‌پاشند.

بسته الحاقی Elden Ring با دنیای باز خود، این فرصت را نیز فراهم می‌کند که از بسیاری از غول‌های اصلی عبور کنید و در عین حال قطعات درخت Scadu را ذخیره کنید: سطح ۱۰ یا حتی بالاتر به راحتی می‌تواند قبل از مواجهه با یکی از اولین غول‌ها به دست آید.

غول‌های کوچک‌تر، مانند این شوالیه سیاه‌چال، وقتی شخصیت خود را در باشگاه با شیک‌های پروتئینی و قطعات درخت Scadu تقویت کرده‌اید، طبیعتاً چالش کمتری دارند. کمان پولادی آتش سریع هنوز هم چشمگیر است. این تجربه را خیلی آسان نمی‌کند، اما اگر یک غول را از ابتدا فراموش یا نادیده بگیرید و بعداً با سطح درخت Scadu مربوطه برگردید، قطعاً تفاوت ایجاد می‌کند - درست مانند بازی اصلی با افزایش سطح و بهبود سلاح خود.

با هم، کمتر تنها هستید.


خاکستر روح، که اکنون می‌تواند با نعمتی که در سراسر دنیای بازی توزیع می‌شود، بیشتر تقویت شود، بر سطح چالش نیز تأثیر می‌گذارد. من Mohg را قبل از DLC، یک بار در NG بدون Spirit Ash و یک بار در NG+3 با Mimic Tear آزمایش کردم و از اینکه کمک تحت کنترل هوش مصنوعی، حتی پس از ضعیف شدن‌ها، چقدر قدرتمند است، شوکه شدم.

البته این در مورد همه مبارزات صدق نمی‌کند، اما اگر می‌خواهید کارها را آسان‌تر کنید و از همه امکانات استفاده کنید، هنوز هم با Spirit Ashes کمک‌های کاربردی زیادی پیدا خواهید کرد که چند مورد جدید نیز وجود دارد.

Spirit Ash بهترین دوست و یاور شما است وقتی احساس می‌کنید با یک دشمن شکست‌ناپذیر روبرو هستید. نعمت‌های جدید همچنین حمله و دفاع آنها را تقویت می‌کنند. 
طلسم‌های جدیدی که سلامت، استقامت یا مقاومت شما را بیشتر افزایش می‌دهند، می‌توانند در مبارزه با دشمنان جدید در قلمرو سایه‌ها نیز به شما کمک کنند. برای کمک به شما در ارزیابی بهتر سختی بازی، به خصوص در مبارزه با غول‌ها، در اینجا شرح مختصری از تجهیزات من آمده است:

من DLC را در سطح ۱۵۰ شروع کردم و در سطح ۲۰۰ به پایان رساندم. تقریباً در تمام نبردهای اصلی، Bloodhound Fang را با +۱۰ به صورت دوگانه استفاده کردم و به جز مبارزه با غول آخر، از استفاده از Spirit Ash خودداری کردم.

از سرکوبگر تا پرطمطراق


لذت بردن از موسیقی متن DLC به هیچ وجه چالش برانگیز نیست. درست مانند Elden Ring، می‌توان آن را به دو دسته تقسیم کرد: هنگام گشت و گذار در دنیای بازی، کاوش در دخمه‌ها و سیاه‌چال‌ها یا نفوذ به اردوگاه‌های محافظت‌شده، موسیقی بیشتر در پس‌زمینه باقی می‌ماند.

همچنان که در میان مزارع تاریک می‌چرخم، نه تنها باد مجازی در گوش‌هایم می‌وزد، بلکه موسیقی متن اتمسفریک نیز گوش‌هایم را نوازش می‌دهد. اما حتی FromSoftware هم می‌داند که در یک دنیای باز نیازی به صدای مداوم نیست. صداهای بم کوبنده، سازهای زهی غران و گروه کر خفه، فضای تاریک را برجسته می‌کنند و با ناله‌های دردآلود و صدای برخورد فولاد با گوشت و پارچه ترکیب می‌شوند تا منظره صوتی هماهنگی را در میدان‌های نبرد ایجاد کنند.

این حجاب سرکوبگر، که در ابتدا به صورت بصری به آن اشاره کردم و در واقع به معنای واقعی کلمه بر قلمرو سایه‌ها سایه افکنده است، بنابراین از نظر شنیداری نیز بر ماجراجویی DLC تأثیر می‌گذارد: سفر به غارهای عمیق یا جنگل وهم‌آور Abyssal نه تنها این حس را به شما می‌دهد که در جایی هستید که نباید باشید - بلکه صدایی شبیه به آن نیز دارند.

گیم‌پلی و موسیقی متن دست در دست هم پیش می‌روند: همانطور که از کنار فانوس‌های دیوانه‌وار زمستانی در جنگل آبیسال عبور می‌کنم، تنش از قبل قابل لمس با موسیقی نگران‌کننده تشدید می‌شود. منبع: FromSoftware / Bandai Namco Entertainment
در نبردهای غول‌آسا، همانطور که از FromSoftware انتظار می‌رود، یک ارکستر درخشان در انتظار شماست، در حالی که گروه کر با تمام وجود آواز می‌خوانند و همراهی شنیداری را برای نبردهای پر از آدرنالین فراهم می‌کنند.

از نظر فنی قوی با جای پیشرفت


در نهایت، نگاهی به فناوری موجود در نسخه پلی‌استیشن ۵ از بسته الحاقی Elden Ring که آزمایش کردم، وضعیت انتشار بازی اصلی را به من یادآوری کرد. بافت‌ها و اشیاء در دوردست گاهی اوقات هنگام حرکت به سمت آنها باید بارگیری شوند، اما این فقط در پانوراماهای بسیار وسیع اتفاق می‌افتد و به سختی می‌توان به آن اشاره کرد.

در پانوراماهای بسیار وسیع، ممکن است اتفاق بیفتد که یک یا دو شیء باید دوباره بارگیری شوند. با توجه به چنین چشم‌اندازهایی، این هزینه کمی است که حاضر به پرداخت آن هستم. 
نرخ فریم، که گاهی اوقات هنگام مواجهه با انبوهی از دشمنان دچار مشکل می‌شود اما هرگز مشکلات واقعی ایجاد نمی‌کند، می‌تواند پایدارتر نیز باشد - هر دو حوزه را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: فناوری می‌توانست بهتر باشد، اما هرگز مانع گیم‌پلی نمی‌شود.

اگر این موضوع شما را منصرف نمی‌کند، می‌توانید DLC Elden Ring Shadow of the Erdtree را از ۲۱ ژوئن برای PS4، PS5، Xbox One، Xbox Series X|S و PC با قیمت ۳۹.۹۹ یورو خریداری کنید. فراتر از آن، برای سفر به قلمرو سایه‌ها چه چیزی لازم است؟ البته بازی اصلی، و همچنین شکست دادن Radahn و Mohg. در جای دیگری به شما خواهیم گفت که چگونه به طور بهینه برای DLC Elden Ring آماده شوید.

جمع بندی


از یک DLC برای یکی از تحسین‌شده‌ترین بازی‌های دهه گذشته چه انتظاری دارید؟ چیزی شبیه به این؟ یا شاید - تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد، اگر کفرآمیز نباشد - گزینه‌ای حتی بهتر؟ به طور مناسب، Shadow of the Erdtree هر دو را ارائه می‌دهد: قطعاً بیشتر شبیه Elden Ring: The FromSoft است، دنیای باز، با تمام رازهایش، نبردهای وحشیانه با غول‌ها و بازیافت دشمنان، که برای یک بازی با این اندازه ضروری به نظر می‌رسد، اما شایسته انتقاد کمتری نیست.

 کششی که باعث می‌شود بخواهم به بازی ادامه دهم، به کاوش ادامه دهم و شگفت‌زده شوم. این DLC جنبه‌های بد، خوب و عالی بازی اصلی را با هم ترکیب می‌کند، برخی از همان اشتباهات را مرتکب می‌شود، اما در عین حال در زمینه‌های دیگر موفق به بهبود می‌شود.

در حالی که اکثر جنبه‌ها، مانند نبردهای غول‌آسا و گشت و گذار در دنیای باز، با Elden Ring برابری می‌کنند، Shadow of the Erdtree از نظر تنوع سلاح و طراحی مراحل، یک پله بالاتر قرار می‌گیرد. احتمالاً ما در اینجا به دنبال یک Firelink Shrine دوم نیستیم، اما در کل، Realm of Shadows حداقل به آن نزدیک می‌شود. در حالی که Elden Ring: Shadow of the Erdtree یک گسترش منطقی برای بازی اصلی است، اما بسیار فراتر از یک DLC است و از نظر کیفیت از اکثر بازی‌های AAA مدرن پیشی می‌گیرد.

نقاط قوت

• طراحی مراحل بسیار خوب و پیچیده
• مکان‌های بصری متنوع
• مکان‌های دیدنی دوردست فقط یک پس‌زمینه نیستند
• رازهای پنهان فراوان
• گروهی از NPCها حس ماجراجویی را منتقل می‌کنند
• انواع سلاح‌های هیجان‌انگیز و تازه
• نبردهای غول‌آسای جدید و دیدنی
• سیستم پیشرفت پاداش‌دهنده
• موسیقی متن منسجم
• بسیار گسترده

نقاط ضعف

• فناوری کاملاً بی‌عیب و نقص نیست
• دشمنان بازیافتی زیادی از بازی اصلی وجود دارد
• متأسفانه غول نهایی بیش از حد بزرگ شده است
• نسخه‌ها و چند نفره


تحلیل فنی بازی Elden Ring کامپیوتر الدن رینگ


• بخش اول به تنظیمات معمول مربوط به مانیتور می‌پردازد.

• Elden Ring از حالت تمام صفحه، پنجره‌ای و بدون حاشیه پشتیبانی می‌کند.

• اگر به حالت بدون حاشیه تغییر دهید، همچنان می‌توانید وضوح رندر را تنظیم کنید که به شما امکان می‌دهد ویژگی مقیاس‌بندی وضوح را نیز اضافه کنید. این نه تنها امکان افزایش مقیاس از وضوح پایین‌تر را فراهم می‌کند، بلکه امکان نمونه‌برداری فوق‌العاده را نیز فراهم می‌کند. در مورد وضوح اصلی ۲۵۶۰x۱۶۰۰ من، می‌توانستم ۳۸۴۰x۲۴۰۰ را انتخاب کنم - بازی اکنون بسیار واضح و شفاف بود و بار پردازنده گرافیکی نیز به همین ترتیب افزایش یافت، بنابراین کار می‌کند.

در حالی که می‌توان وضوح غیر ۱۶:۹ را انتخاب کرد، بازی با نوارهای سیاه در بالا و پایین اجرا می‌شود تا نسبت ۱۶:۹ حفظ شود.

• تنظیمات از پیش تعیین شده جزئیات عبارتند از "حداکثر"، "زیاد"، "متوسط" و "کم". در صفحه بعد مقایسه‌ای بین این موارد وجود دارد.

• صفحه "پیشرفته" گزینه‌های تنظیم اضافی زیادی برای تنظیم دقیق‌تر عملکرد دارد. • می‌توانید تاری حرکت را کاملاً خاموش کنید.

• چیزی که نمی‌توانید خاموش کنید این است که Elden Ring روی ۶۰ فریم بر ثانیه قفل شده است. این V-Sync نیست، بلکه یک محدودکننده نرخ فریم است.

• ردیابی پرتو در یک به‌روزرسانی آینده اضافه خواهد شد.

مطمئن نیستم چه اتفاقی دارد می‌افتد، اما From Software در پیاده‌سازی DirectX 12 شکست بزرگی خورد. بازی پر از لکنت است که کمی کامپایل سایه‌زن در بازی‌های دیگر را به یاد من می‌آورد. با پیشرفت در دنیای بازی، اشیاء و دشمنان جدیدی پیدا می‌شوند که از جلوه‌های سایه‌زن مختلفی برای رندر استفاده می‌کنند. 

اگر چنین سایه‌زن جدیدی بارگذاری شود، بازی برای لحظه‌ای کوتاه متوقف می‌شود تا آن سایه‌زن جدید را آماده کند، آن را به GPU آپلود کند و همه چیز را راه بیندازد. چیزی که باورش برایم بسیار سخت است این است که هیچ‌کس در طول تست بازی متوجه این موضوع نشده است. DirectX 12 تنها موتور رندر موجود در Elden Ring است، بنابراین نمی‌توانست از آن غافل شده باشد.

 اگر این یک راه حل آسان بود، آیا تا الان آن را حل نکرده بودند؟ اضافه کردن حافظه نهان سایه‌زن کار ساده‌ای است، پیش‌کامپایل کردن سایه‌زن‌ها در شروع بازی گزینه دیگری است. نظریه‌پردازان توطئه گمان می‌کنند که این لکنت به دلیل Easy Anticheat است که ظاهراً در آخرین لحظه اضافه شده است، اما اینطور نیست زیرا می‌توانید eldenring.exe را در start_protected_game.exe کپی کنید و EAC را از این طریق دور بزنید. مطمئنم که در روزهای آینده اطلاعات بیشتری کسب خواهیم کرد.

بعد از بازی کردن بیشتر Elden Ring، باید حرف قبلی‌ام را اصلاح کنم. لکنت‌ها بعد از منطقه اول نسبتاً خفیف هستند و معمولاً پس از پیشرفت در یک منطقه جدید از بین می‌روند. از آنجایی که اولین تلاش شما برای مبارزه با یک غول به هر حال با مرگ شما به پایان می‌رسد، اجراهای بعدی تقریباً کاملاً بدون لکنت هستند و بازی را به طور کلی بسیار قابل بازی می‌کنند - من از آن لذت می‌برم.

گرافیک کلی نسبت به عناوین قبلی Souls پیشرفت بزرگی است، اما قطعاً "نسل بعدی" نیست - در واقع، من آنها را "قدیمی" برای سال 2022 می‌نامم. بسیاری از نورپردازی در نقشه‌ها از قبل آماده شده است، به این معنی که ثابت است، بنابراین بازیکنان و NPCها برای آن منابع نوری سایه نمی‌اندازند.

 در سایر نقاط جهان، عمدتاً در فضاهای داخلی، طراحان با قرار دادن دقیق منابع نور پویا برای جلوه‌های ویژه، این مشکل را برطرف کرده‌اند، که تا زمانی که روی درک نحوه‌ی کار موتور تمرکز نکنید، در ایجاد حس غوطه‌وری به طور معقولی خوب عمل می‌کند. 

در حالی که نیازهای VRAM بسیار پایین است، احساس می‌کنم کیفیت بافت‌ها کاملاً خوب است؛ همه آنها واضح به نظر می‌رسند. چیزی که واقعاً زیبا به نظر می‌رسد، هندسه‌ی خرابه‌ها و ساختمان‌های دیگر است - نویسندگان نقشه در اینجا کار فوق‌العاده‌ای انجام داده‌اند و مناظر زیبایی خلق کرده‌اند. هنگام بازی، با چندین خطای رندر کوچک و مصنوعات مواجه شدم، چیز جدی‌ای نیست، اما همچنان آن حس "عجله" را تقویت می‌کند.

از نظر عملکرد، کمی عدم قطعیت وجود دارد زیرا بازی به ۶۰ فریم در ثانیه محدود شده است. این V-Sync نیست که باعث ایجاد تاخیر ورودی می‌شود، بلکه یک محدودکننده فریم‌ریت کلاسیک است. حتی روی یک مانیتور ۱۲۰ یا ۱۴۴ هرتز، شما با ۶۰ فریم در ثانیه اجرا خواهید شد - این غیرقابل قبول است. ادعا اینکه فیزیک به فریم‌ریت مرتبط است، در سال ۲۰۲۲ یک استدلال بی‌اساس است و در واقع طراحی بد موتور را تأیید می‌کند. 

من همچنین مطمئن نیستم که آیا انیمیشن‌ها و I-Frames واقعاً به محدودیت ۶۰ فریم در ثانیه نیاز دارند یا خیر - موتورهای دیگر می‌توانند این را به خوبی مدیریت کنند. کنترل‌های ماوس و کیبورد نیز کمی دست و پا گیر هستند. به نظر من، فقط احساس می‌شود که توسعه‌دهنده صرفاً بر ارائه بهترین تجربه ممکن به بازیکنان رایانه شخصی تمرکز ندارد. با این حال، تنظیمات گرافیکی پیشرفته خوب هستند. گزینه‌های زیادی برای تنظیم دقیق گرافیک با سخت‌افزار شما وجود دارد.

برای یک تجربه ۶۰ فریم در ثانیه در ۱۰۸۰p با حداکثر تنظیمات، به سخت‌افزار زیادی نیاز ندارید. یک GeForce RTX 3050، RX 6600 XT یا RTX 2060 کافی است - لکنت زبان در همه کارت‌ها وجود دارد. امیدواریم که بتوانند به زودی این مشکل را برطرف کنند. برای یک تجربه روان در وضوح تصویر 1440p، به یک RTX 3060، RX 6600 XT یا RTX 2070 نیاز دارید - که کاملاً منطقی است. 4K60 برای RTX 3070 Ti، Radeon RX 6800 XT و بهتر در دسترس است. RTX 3070 با 55.4 فریم در ثانیه بسیار نزدیک است. مادسازان در حال حاضر روی حذف محدودیت 60 فریم در ثانیه کار می‌کنند.

تست شماره 2


شرکت Bandai Namco یکی از مورد انتظارترین بازی‌های سال ۲۰۲۲، Elden Ring، را منتشر کرده است. این بازی با نسخه‌ای ارتقا یافته از موتور گرافیکی که در Dark Souls 3 و Sekiro استفاده شده بود، توسعه یافته و اکنون زمان آن رسیده است که آن را بنچمارک کنیم و ببینیم که چگونه روی پلتفرم PC عمل می‌کند.

برای این تحلیل عملکرد PC، ما از یک پردازنده Intel i9 9900K با ۱۶ گیگابایت رم DDR4 با فرکانس ۳۸۰۰ مگاهرتز، کارت‌های گرافیک Radeon RX580، RX Vega 64، RX 6900XT از شرکت AMD، GTX980Ti، RTX 2080Ti و RTX 3080 از شرکت NVIDIA استفاده کردیم. همچنین از ویندوز ۱۰ نسخه ۶۴ بیتی، درایورهای GeForce 511.79 و Radeon Software Adrenalin 2020 Edition 22.2.3 استفاده کردیم.

FromSoftware تنظیمات گرافیکی قابل توجهی را پیاده‌سازی کرده است. گیمرهای رایانه‌های شخصی می‌توانند کیفیت بافت‌ها، Anti-Aliasing، SSAO، عمق میدان، سایه‌ها، نورپردازی، جلوه‌ها و حجمی را تنظیم کنند. همچنین تنظیماتی برای بازتاب‌ها، سطح آب، سایه‌زن، نورپردازی سراسری و چمن وجود دارد. 

متأسفانه، این بازی از هیچ ویژگی مخصوص رایانه‌های شخصی مانند NVIDIA DLSS یا AMD FSR پشتیبانی نمی‌کند. بازی همچنین روی ۶۰ فریم در ثانیه قفل شده است و از مانیتورهای فوق عریض پشتیبانی نمی‌کند. خوشبختانه، در حال حاضر مادهایی وجود دارند که می‌توانند نرخ فریم را آزاد کنند و پشتیبانی از رزولوشن‌ها/مانیتورهای فوق عریض را اضافه کنند.

Elden Ring هیچ ابزار بنچمارک داخلی ندارد. بنابراین، و برای هر دو بنچمارک CPU و GPU، از منطقه زیر استفاده کردیم. این منطقه دارای اردوگاهی با دشمنان زیاد و همچنین پوشش گیاهی فراوان است. به این ترتیب، منطقه‌ای است که می‌تواند هم CPU و هم GPU را تحت فشار قرار دهد.

برای اینکه بفهمیم بازی چگونه روی چندین رشته CPU مقیاس‌بندی می‌شود، یک CPU دو هسته‌ای، یک CPU چهار هسته‌ای و یک CPU شش هسته‌ای را شبیه‌سازی کردیم. بدون Hyper-Threading، پردازنده دو هسته‌ای شبیه‌سازی شده ما قادر به اجرای بازی نبود. با Hyper-Threading، پردازنده دو هسته‌ای شبیه‌سازی شده ما قادر بود نرخ فریم بالاتر از 30 فریم بر ثانیه را در همه زمان‌ها (1080p/Max Settings) ارائه دهد.

همانطور که قبلاً گزارش دادیم، Elden Ring از مشکلات لکنت زبان رنج می‌برد. و پس از نگاهی دقیق‌تر به مقیاس‌بندی CPU، می‌توانیم توضیح دهیم که چرا اکثر گیمرهای PC آنها را تجربه می‌کنند.

اگرچه Elden Ring می‌تواند از بیش از 3-4 رشته CPU استفاده کند، اما به شدت به تنها یکی از آنها متکی است. این اساساً به این معنی است که عملکرد هر هسته CPU شما را دچار مشکل می‌کند. به همین دلیل، سیستم‌های هشت هسته‌ای و شش هسته‌ای شبیه‌سازی شده ما هنگام فعال بودن Hyper-Threading لکنت زبان بیشتری داشتند. وقتی Hyper-Threading را غیرفعال کردیم، توانستیم لکنت زبان بازی را به حداقل برسانیم.

برای کسانی که کنجکاو هستند، این یک اثر دارونما نیست. در واقع، کاملاً منطقی است. Hyper-Threading اساساً یک هسته CPU را مجبور می‌کند تا دو رشته را مدیریت کند. این برای بازی‌هایی که می‌توانند روی چندین رشته CPU مقیاس‌بندی شوند، مفید است. با این حال، این می‌تواند تأثیر منفی روی بازی‌هایی داشته باشد که به شدت به یک رشته پردازشی متکی هستند.

 با غیرفعال کردن Hyper-Threading، شما یک هسته پردازنده را مجبور به مدیریت یک رشته پردازشی می‌کنید (بنابراین اساساً عملکرد هر هسته/هر رشته پردازشی خود را افزایش می‌دهید). بنابراین، پیشنهاد می‌کنیم Hyper-Threading را در این بازی غیرفعال کنید.

Elden Ring برای بازی در تنظیمات 1080p/Max به پردازنده گرافیکی رده بالا نیاز ندارد. اکثر پردازنده‌های گرافیکی ما توانستند تجربه 60 فریم بر ثانیه را ارائه دهند (اگرچه به دلیل مشکلات لکنت بازی، افت‌هایی تا اواسط 50 فریم بر ثانیه وجود داشت).

در تنظیمات 1440p/Max، تنها پردازنده‌های گرافیکی که می‌توانستند به تجربه 60 فریم بر ثانیه نزدیک شوند، RTX2080Ti، RTX3080 و 6900XT بودند. در مورد تنظیمات 4K/Max، تنها پردازنده گرافیکی که توانست به تجربه 60 فریم بر ثانیه دست یابد، AMD Radeon RX 6900XT بود. در کمال تعجب، RTX3080 در بعضی صحنه‌ها به اواسط دهه ۵۰ افت می‌کرد (این افت‌ها ربطی به مشکلات لکنت بازی نداشتند). و راستش را بخواهید، گرافیک بازی این الزامات پردازنده گرافیکی را توجیه نمی‌کند.

از نظر گرافیکی، Elden Ring سبک هنری شگفت‌انگیزی دارد. و راستش را بخواهید، این نکته‌ی مثبت آن است. از نظر فنی، Elden Ring نمی‌تواند به چیزی که سایر بازی‌های AAA ارائه می‌دهند نزدیک شود. این بازی مشکلات زیادی دارد و نمی‌توانید با پوشش گیاهی آن تعامل داشته باشید. سیستم‌های نورپردازی و سایه‌زنی آن نیز قدیمی به نظر می‌رسند. خوشبختانه، بازی از بافت‌های باکیفیت زیادی استفاده می‌کند که یک مزیت بزرگ است. همچنین یک سیستم پویای آب و هوا/زمان روز جذاب وجود دارد. 

همچنین می‌توانید تعدادی از اشیاء محیطی را بشکنید و اکثر شخصیت‌ها واقعاً جزئیات بالایی دارند. به لطف سبک هنری منحصر به فرد، بافت‌های باکیفیت و شخصیت‌های پرجزئیات، Elden Ring می‌تواند چشم‌نواز به نظر برسد. با این حال، به پردازنده‌ی گرافیکی بالایی نیاز ندارد، به خصوص هنگام بازی با کیفیت 4K. در کل، Elden Ring ترکیبی از ویژگی‌های مختلف است.

 اگرچه بهینه‌ترین بازی‌ای نیست که آزمایش کرده‌ایم، اما مطمئناً بازی‌ای نیست که در حال حاضر بتوانیم توصیه کنیم. بزرگترین مشکلات آن در حال حاضر بدون شک مشکلات لکنت زبان آن است. خوشبختانه، می‌توانید با غیرفعال کردن Hyper-Threading این لکنت‌ها را به حداقل برسانید، بنابراین حتماً آن را غیرفعال کنید. همانطور که گفتیم، در حال حاضر راه‌حل‌هایی برای مانیتورهای فوق عریض و نرخ فریم‌های باز وجود دارد. و اگرچه بازی از API DX12 استفاده می‌کند، اما در حال حاضر به یک رشته CPU متکی است (که باعث ایجاد مشکلات عملکردی در CPUهای قدیمی‌تر می‌شود).

 آخرین پچ بازی همچنین مقادیر حساسیت پیش‌فرض ماوس را کاهش داده است (بنابراین اگر ماوس شما پروفایل DPI ندارد، ممکن است هنگام حرکت دوربین با مشکل «کند/کند شدن» مواجه شوید). FromSoftware همچنین باید گزینه‌ای را برای غیرفعال کردن دستیار «هدف‌گیری خودکار» که برای کنترلرها هنگام سوار شدن بر اسب اضافه کرده است، ارائه دهد.

امید است که FromSoftware از طریق به‌روزرسانی‌های پس از عرضه، اوضاع را بهبود بخشد. همچنین امید است که این تیم پس از اضافه شدن پشتیبانی از Ray Tracing، از فناوری DLSS انویدیا پشتیبانی کند.


تست شماره 3


در شرایط عادی، من راهنمای عملکرد یک بازی روی کامپیوتر را فقط به خاطر اینکه DLC جدیدی منتشر شده است، کاملاً از نو نمی‌نویسم. اما این Elden Ring و Shadow Of The Erdtree است و همه شما عاشق این چیزها هستید. طوری رفتار نکنید که انگار عاشقشان نیستید! من اعداد و ارقام را دیده‌ام.

علاوه بر این، بیش از دو سال از اولین باری که به منوی تنظیمات Elden Ring سر زدم می‌گذرد و از آن زمان تاکنون تغییرات زیادی رخ داده است. هم در حوزه وسیع‌تر سخت‌افزار (کارت‌های گرافیک جدید، Steam Deck و ظهور متعاقب رایانه‌های شخصی دستی) و هم در خود بازی، چه پچ‌های روان‌کننده عملکرد و چه اضافه شدن بی‌سروصدای ردیابی پرتو. حتی اگر Shadow of the Erdtree تفاوت چندانی با وضعیت فعلی بازی اصلی نداشته باشد، هنوز هم فرصت مناسبی برای بررسی فنی است.

بنابراین، با استفاده از یک پچ مخصوص فریم‌ریت در منطقه آغازین SOTE به عنوان یک زمین آزمایش، من با مجموعه‌ای از سخت‌افزارهای جدید و قدیمی، بنچمارک را دوباره انجام داده‌ام - و بهترین راهنمای تنظیمات را که در زیر خواهید یافت، دوباره تنظیم کرده‌ام. صمیمانه امیدوارم که آن را مفید بیابید، زیرا من به معنای واقعی کلمه برای آن مُردم. بارها! به روش‌های وحشتناک‌تر.

فراتر از افزایش مورد انتظار فضای ذخیره‌سازی، Shadow of the Erdtree به هیچ وجه الزامات سیستم اصلی را افزایش نمی‌دهد. اگر قبلاً Elden Ring را روی رایانه شخصی خود تجربه کرده‌اید، تنها کاری که باید انجام دهید این است که مطمئن شوید مقدار کمی فضای خالی روی SSD یا هارد دیسک شما وجود دارد: این افزونه پس از نصب کامل، ۱۵.۰۶ گیگابایت فضا اشغال می‌کند. سایر موارد مانند سال ۲۰۲۲ است، از جمله حداقل رم عجیب ۱۲ گیگابایت.

حداقل مشخصات کامپیوتر Elden Ring
• سیستم عامل: ویندوز ۱۰
• پردازنده: Intel Core i5-8400 / AMD Ryzen 3 3300X
• پردازنده گرافیکی: Nvidia GeForce GTX 1060 3GB / AMD Radeon RX 580 4GB
• رم: ۱۲ گیگابایت
• حافظه داخلی: ۶۰ گیگابایت (به علاوه ۱۵.۰۶ گیگابایت برای Shadow of the Erdtree)
• دایرکت ایکس: DirectX 12

مشخصات کامپیوتر پیشنهادی Elden Ring

سیستم عامل: ویندوز ۱۰ / ۱۱
• پردازنده: Intel Core I7-8700K / AMD Ryzen 5 3600X
• پردازنده گرافیکی: Nvidia GeForce GTX 1070 / AMD Radeon RX Vega 56
• رم: ۱۶ گیگابایت
• حافظه داخلی: ۶۰ گیگابایت SSD (به علاوه ۱۵.۰۶ گیگابایت برای Shadow of the Erdtree)
• دایرکت ایکس: DirectX 12


در حالی که محل بنچمارک انتخابی من - یک اردوگاه سرباز Messmer - کامپیوتر شما را بیشتر از دشت‌های باز تحت فشار قرار می‌دهد. از Limgrave، می‌توانم گزارش دهم که Shadow of the Erdtree کندی بازی را به طور طبیعی افزایش نمی‌دهد. بنابراین هر چیزی که Elden Ring را اجرا کند، DLC را نیز اجرا خواهد کرد.

 به عنوان مثال، GTX 1060 با 6 گیگابایت حافظه، که فقط کمی بالاتر از حداقل مشخصات پردازنده گرافیکی Nvidia است، توانست به طور متوسط 45 فریم در ثانیه در 1080p با حداکثر کیفیت ارائه دهد. این میزان فقط در High به 51 فریم در ثانیه و در Medium و Low به 56 فریم در ثانیه افزایش یافت، اما با این حال، برای کارتی با این مشخصات، نمایش بدی نیست. GTX 1070 با مشخصات پیشنهادی نیز در Maximum/1080p 55 فریم در ثانیه تغییر ایجاد کرد و در 1440p فقط به 48 فریم در ثانیه کاهش یافت.

کارت‌های گرافیک سطح پایه جدیدتر نیز قابل استفاده هستند. کارت گرافیک Intel Arc A750 که چند ماه پس از Elden Ring منتشر شد، Erdtree را با حداکثر وضوح تصویر 1080p و میانگین 51 فریم بر ثانیه اجرا کرد. بالاترین تنظیمات روی RTX 4050، پردازنده گرافیکی اختصاصی لپ‌تاپ که MSI Thin GF63 من را تغذیه می‌کند، جذابیت کمتری دارد، جایی که تقریباً به طور متوسط 40 فریم بر ثانیه را ارائه می‌دهد - هرچند که هنوز هم قابل بازی است و مناطق کم‌فشارتر (مانند قلعه‌های داخلی و سیاه‌چال‌ها) عملکرد به مراتب روان‌تری را ممکن می‌سازند.

بی‌سابقه نیست که بسته‌های الحاقی بزرگ، سخت‌افزار شما را بیشتر از بازی اصلی تحت فشار قرار دهند؛ Burning Shores از Horizon Forbidden West PC اخیراً مقصر این مشکل بوده است و Cyberpunk 2077: Phantom Liberty در واقع الزامات سیستم اولیه را افزایش داده است. با این حال، لازم نیست نگران Shadow of the Erdtree باشید. باز هم، اگر رایانه شخصی شما می‌تواند Elden Ring را اجرا کند، می‌تواند این بازی را نیز اجرا کند، بدیهی است که شامل تجهیزات قدیمی یا کم‌مصرف نیز می‌شود. 

متاسفانه، در حالی که Shadow of the Erdtree جنبه‌های مثبت عملکرد Elden Ring روی کامپیوتر را حفظ می‌کند، کاستی‌های فنی آن را نیز به همان اندازه دست نخورده باقی می‌گذارد. با وجود وصله‌های قبلی، هنوز هم به طور مرتب روی همه چیز به جز Steam Deck که ظاهراً اصلاحات خاص SteamOS خود را در سال 2022 دریافت کرده است، دچار لکنت می‌شود. تلاش‌هایی برای رفع این مشکل در ویندوز انجام شده است، اما حتی دو سال بعد نیز به همان اندازه موفقیت‌آمیز نبوده است.

اما From دقیقاً چگونه درگیر این موضوع است؟


این بسته الحاقی همچنین هیچ کاری برای مرتب کردن لبه‌های فرسوده‌تر پورت کامپیوتر Elden Ring انجام نمی‌دهد. پشتیبانی از کیبورد هنوز یک شوخی است، حتی وقتی که کنترلری به کامپیوتر وصل نیست، آیکون‌های کنترلر Xbox در تمام منوها دیده می‌شوند و شما هنوز نمی‌توانید بدون مادها، سقف ۶۰ فریم بر ثانیه را افزایش دهید. به همین ترتیب، پشتیبانی مناسب از وضوح تصویر فوق عریض فقط از طریق مسیر مادها قابل فعال شدن است که شامل خاموش کردن Easy Anti-Cheat و غیرممکن شدن رندر بازی آنلاین می‌شود. 

مطمئنم که پیاده‌سازی برخی از این موارد آسان‌تر از بقیه است و اگر دو سال را صرف گشت و گذار در Lands Between کرده‌اید، احتمالاً به هر حال با سقف فریم‌ریت کنار آمده‌اید، اما به نظر می‌رسد که SOTE فرصت از دست رفته‌ای را برای بهبودهای بیشتر کامپیوتر ارائه نکرده است. به خصوص اکنون که Elden Ring از ردیابی اشعه پشتیبانی می‌کند - DLSS یا FSR می‌توانستند همراهان ایده‌آلی باشند، اما این موارد نیز در هیچ کجا دیده نمی‌شوند. 

توانایی اجرای Elden Ring روی پردازنده‌های گرافیکی قدیمی یا پایه، تا حدودی به دلیل فقدان عملکرد واقعاً روان روی رایانه‌های شخصی رده بالا، خدشه‌دار شده است (آخ جون). RTX 4060، نواده‌ی بسیار چابک‌تر GTX 1060 را در نظر بگیرید. در وضوح تصویر 1080p با حداکثر تنظیمات، به طور متوسط 55 فریم بر ثانیه را ارائه داد.

به خودی خود بد نیست، اما تنها 10 فریم بر ثانیه بیشتر از جد خود است. من همچنین این کارت را، هنوز روی حداکثر تنظیمات، در وضوح تصویر 1440p امتحان کردم و فقط به 53 فریم بر ثانیه کاهش یافت - بنابراین 60 فریم بر ثانیه تقریباً قطعاً مانع از میانگین سریع‌تر در وضوح تصویر 1080p می‌شود.

جالب اینجاست که پس از آن، هر پردازنده گرافیکی رده بالا یا متوسط رو به بالایی که امتحان کردم، در همان محدوده‌ی 50 فریم بر ثانیه قرار گرفت. RTX 3070، در وضوح تصویر 1440p حداکثر اجرا می‌شد؟ 55 فریم بر ثانیه. RTX 4070 Ti در وضوح تصویر 1440p؟ 56 فریم بر ثانیه. در وضوح تصویر 4K؟ باز هم 56 فریم بر ثانیه. 

اگر این گلوگاه مصنوعی نباشد، نمی‌دانم چیست. کارت دومی وقتی ردیابی اشعه با حداکثر کیفیت را اضافه کردم، در وضوح 4K به 46 فریم در ثانیه کاهش یافت، اما در آن صورت تنها 5 فریم در ثانیه از RTX 4090 بسیار قدرتمندتر (و گران‌تر) در همان تنظیمات عقب‌تر بود.

اساساً، هم Elden Ring و هم Shadow of the Erdtree شما را در نوعی برزخ عملکرد قابل تحمل اما نه چشمگیر قرار می‌دهند، جایی که احتمالاً نیازی به نگرانی در مورد کندی (به جز لکنت‌های گاه به گاه) ندارید، اما همچنین نمی‌توانید واقعاً از مزایای یک کامپیوتر ارتقا یافته بهره‌مند شوید. تنها قطعه‌ای که دیده‌ام که حداقل نمی‌تواند در تنظیمات از پیش تعیین شده حداکثر مشکلی داشته باشد، Steam Deck است، اگرچه حتی این دستگاه هم می‌تواند با ترکیبی از تنظیمات حداکثر، بالا و متوسط بالای 30 فریم در ثانیه باقی بماند. صحبت از...

بهترین تنظیمات Elden Ring: Shadow of the Erdtree


وقتی در ابتدا تنظیمات تکی Elden Ring را آزمایش کردم، به این نتیجه رسیدم که اکثر رایانه‌های شخصی می‌توانند با تغییرات جزئی در بافت، سایه‌زن و کیفیت چمن کار کنند - همه چیز دیگر را می‌توان روی حداکثر گذاشت. با توجه به شکاف‌های عملکردی نسبتاً کوچک بین حداکثر و پایین که در Shadow of the Erdtree دیده‌ام، هنوز هم فکر می‌کنم که در بیشتر موارد کاهش کیفیت گسترده ضروری نیست، اگرچه می‌خواستم همه چیز را دوباره آزمایش کنم تا ببینم آیا تنظیمات خاص بر عملکرد cira-2022 تأثیر گذاشته‌اند یا خیر. (البته تا حد امکان از حالت Low دوری می‌کنم. در تصاویر مقایسه‌ای زیر می‌توانید ببینید که حتی بدون حرکت، حالت Medium و بالاتر فوراً بهتر به نظر می‌رسند.)

2560x1440، حداکثر کیفیت


من همچنین کارت گرافیک قبلی‌ام، GTX 1060، را که قبلاً به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده می‌کردم، با RTX 4060 عوض کردم، تا بتوانم نتیجه ردیابی پرتو را بدست آورم. خوانندگان همیشگی راهنمای عملکرد تا الان با این تمرین آشنا هستند: شروع با تنظیمات حداکثر، در این مورد حداکثر از پیش تعیین شده در 1440p، و کاهش هر تنظیمات یکی یکی برای دیدن اینکه کدام را می‌توان کاهش داد یا به سمت چپ متمایل کرد. هرگونه پیشرفتی بیش از 53 فریم در ثانیه می‌تواند به یک کاندید کاهش احتمالی اشاره داشته باشد.

کیفیت ردیابی پرتو: انصافاً، نورها و سایه‌های RT در Elden Ring نمونه‌های بسیار سختی از این فرم نیستند، تنظیمات حداکثر کیفیت آنها عملکرد را به 40 فریم در ثانیه و پایین به 48 فریم در ثانیه کاهش می‌دهد. در عین حال، آنها به سختی در جلوه‌های غیر RT بهبود می‌یابند، بنابراین من حتی با این هزینه کم هم ارزش آنها را باور ندارم.

2560x1440، حداکثر کیفیت، ردیابی اشعه خاموش


کیفیت بافت: کاهش بافت‌ها از حداکثر به متوسط، 55 فریم در ثانیه تولید کرد، که 2 فریم در ثانیه بهبود یافته است. به پایین رفتن از آن اهمیت ندهید، زیرا پایین نیز منجر به 55 فریم در ثانیه شد.

کیفیت آنتی‌آلیزینگ: این را روی بالا بگذارید. اگرچه پایین RTX 4060 را به 55 فریم در ثانیه رساند، اما به طور قابل توجهی مبهم‌تر به نظر می‌رسد.

SSAO: در حالی که کاهش این عملکرد در سال 2022 افزایش یافت، در اینجا هیچ تأثیر مثبتی نداشت. بنابراین، بر اساس شواهد فعلی، می‌توانید این را روی حداکثر بگذارید.

عمق میدان: من با غیرفعال کردن کامل این افکت به ۵۴ فریم بر ثانیه رسیدم، که مسلماً ارزش حذف آن از حالت حداکثر را ندارد.

تاری حرکت: این مورد به هیچ وجه بر عملکرد تأثیر نمی‌گذارد، اگرچه چیز زیادی هم اضافه نمی‌کند. من می‌گویم آن را غیرفعال کنید.

کیفیت سایه: سعی کنید این مورد را روی حداکثر بگذارید و مطلقاً پایین‌تر از بالا نباشد. یکی دیگر از مشکلات حل نشده از روزهای اولیه Elden Ring، لرزش وحشتناک سایه است که در تنظیمات پایین‌تر با آن مواجه می‌شوید، بنابراین حتی اگر این تنظیمات کمی سریع‌تر باشند، بهتر است کیفیت را بالا نگه دارید.

کیفیت نورپردازی: از طرف دیگر، می‌توان این مورد را با خیال راحت کاهش داد. شاید به حالت متوسط، که ۲ فریم بر ثانیه اضافی از RTX 4060 می‌گیرد.

کیفیت افکت‌ها: باز هم، رفتن به حالت متوسط در اینجا افزایش عملکرد کمی (در مورد من ۲ فریم بر ثانیه) با حداقل افت بصری ایجاد می‌کند.

کیفیت حجمی: احتمالاً ارزش نگه داشتن روی حالت بالا را دارد، زیرا متوسط در آزمایش‌های من فقط ۱ فریم بر ثانیه سریع‌تر بود. کیفیت بازتاب: در اینجا هیچ عملکردی بین حداکثر و پایین وجود نداشت، بنابراین می‌توانید با خیال راحت از حالت اول استفاده کنید.

کیفیت سطح آب: در اینجا نیز تفاوتی بین بالا و پایین وجود ندارد.

کیفیت سایه‌زن: همانند SSAO، این یکی از تنظیمات تأثیرگذار در نسخه اولیه بود، اما در Shadow of the Erdtree با کاهش از بالا به متوسط، حتی یک فریم در ثانیه اضافی دریافت نکردم.

کیفیت روشنایی سراسری: در اینجا نتیجه ۵۵ فریم در ثانیه دیگر، از تغییر بالا به متوسط.

کیفیت چمن: یک ۵۵ فریم در ثانیه دیگر برای جاده، از طریق کاهش از حداکثر به متوسط.

در حالی که این آزمایش‌ها هیچ یک از تنظیمات غیر RT را به عنوان منابع مصرفی مخفی نشان ندادند، به نظر می‌رسید که به اندازه کافی برای کار کردن مناسب بودند - افزایش‌های کوچک می‌توانند و معمولاً اتفاق می‌افتند. با این حال، وقتی ترکیبی را امتحان کردم که بافت‌ها، نورپردازی، جلوه‌ها، روشنایی سراسری و چمن را به متوسط تغییر می‌داد، تنها چیزی که در RTX 4060 به دست آوردم، میانگین ۵۵ فریم در ثانیه دیگری بود. همینطور با یکی از کارت‌های گرافیک پایین آمده از حالت حداکثر. این دیگه چه ربطی به بازوی هشتم گودریک داشت؟

با نگاهی به گذشته، شاید باید یک کارت گرافیک ضعیف‌تر برای تست انتخاب می‌کردم؛ RTX 4060 در نقاط مختلف اجرای بنچمارک من به طور قابل اعتمادی به سقف ۶۰ فریم بر ثانیه می‌رسید و عملاً سقفی برای میزان بهبود آن با تغییرات تنظیمات تعیین می‌کرد. اما از طرف دیگر، هرگز به طور مداوم روی ۶۰ فریم بر ثانیه نبود و فکر می‌کنید که افزایش حداقل محدوده عملکرد، میانگین‌ها را نیز افزایش می‌دهد.

 در عوض، به نظر می‌رسد که Elden Ring، در وضعیت فعلی خود، بازده کمتری را برای کارت‌های گرافیک جدیدتر/سریع‌تر/بهتر از تنظیمات پایین ارائه می‌دهد. بخشی از این فقط سقف فریم‌ریت است، اما همچنین... خب، بیایید فقط بگوییم که اگر Elden Ring بخواهد افت فریم‌ریت داشته باشد، صرف نظر از اینکه چقدر زمان برای تغییر تنظیمات آن اختصاص می‌دهید، افت فریم‌ریت خواهد داشت.

البته همه اخبار بد نیستند. بعد از تعویض مجدد GTX 1060 اصلی، از نتایج RTX 4060 استفاده کردم تا ببینم آیا می‌توانم روی کارت قدیمی‌تر، بهبودهای بیشتری ایجاد کنم یا خیر. و این کار را با این تنظیمات انجام دادم:

• کیفیت ردیابی پرتو: خاموش
• کیفیت بافت: متوسط
• کیفیت ضد لبه‌سازی: بالا
• SSAO: حداکثر
• عمق میدان: بالا
• تاری حرکت: خاموش
• کیفیت سایه: حداکثر
• کیفیت نورپردازی: متوسط
• کیفیت جلوه‌ها: متوسط
• کیفیت حجمی: بالا
• کیفیت بازتاب: حداکثر
• کیفیت سطح آب: بالا
• کیفیت سایه‌زن: بالا
• کیفیت روشنایی سراسری: بالا
• کیفیت چمن: بالا

در مورد Shadow of the Erdree، این تنظیمات را می‌توان بهترین تنظیمات Elden Ring نامید، زیرا GTX 1060 قدیمی را از ۴۵ فریم بر ثانیه در حالت حداکثر/۱۰۸۰p به ۵۵ فریم بر ثانیه که به طور قابل توجهی روان‌تر است، افزایش دادند. این تنظیمات فقط ۱ فریم بر ثانیه با نتیجه از پیش تعیین شده پایین آن، و بدون حتی یک تنظیم سطح پایین، فاصله دارد. شاید به جز تاری حرکت، اما خب، تاری حرکت افتضاح است.

برای روشن شدن موضوع، توجه داشته باشید که این تنظیمات به طور خاص برای رایانه‌های شخصی رده پایین مناسب هستند. توصیه من به هر کسی که سخت‌افزار بزرگتر و ضعیف‌تری دارد این است که فقط روی حداکثر تنظیم کنید و کیفیت نورپردازی یا جلوه‌های ویژه را به متوسط کاهش دهید. این کار همچنان نسبت به حالت از پیش تعیین شده، افزایش جزئی کیفیت را به شما می‌دهد و وقتی احتمالاً کمکی نمی‌کند، کیفیت چیز دیگری را کاهش نخواهید داد.



نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

When you order from onixcartshops.com, you will receive a confirmation email. Once your order is shipped, you will be emailed the tracking information for your order's shipment. You can choose your preferred shipping method on the Order Information page during the checkout process.

The total time it takes to receive your order is shown below:

The total delivery time is calculated from the time your order is placed until the time it is delivered to you. Total delivery time is broken down into processing time and shipping time.

Processing time: The time it takes to prepare your item(s) to ship from our warehouse. This includes preparing your items, performing quality checks, and packing for shipment.

Shipping time: The time for your item(s) to tarvel from our warehouse to your destination.

Shipping from your local warehouse is significantly faster. Some charges may apply.

In addition, the transit time depends on where you're located and where your package comes from. If you want to know more information, please contact the customer service. We will settle your problem as soon as possible. Enjoy shopping!

Size Chart
Elden Ring PC کامپیوتر

Elden Ring PC کامپیوتر

1,100,000تومان